عصر ایران / مدرسه کار و کسب ؛ دکتر عباس منصورنژاد* - پیامهای زیادی از مدیران دریافت میکنم که میپرسند: «در این روزها چه کار کنیم؟» پاسخ من اغلب این است که در شرایط بحرانی و پرابهام، همیشه «بایدها» شفاف نیستند؛ اما «نبایدها» معمولاً روشنترند و جدی گرفتن آنها اهمیت بیشتری دارد
در شرایطی که ابهام، سرعت تغییرات، فشارهای روانی و حجم اطلاعات بهطور همزمان افزایش یافته است، بسیاری از مدیران، کارآفرینان، صاحبان کسبوکار و حتی متخصصان حوزههای مختلف به دنبال یافتن بهترین اقدام هستند. طبیعی است که ذهن انسان در شرایط بحران، به دنبال راهحلهای فوری و پاسخهای قطعی باشد؛ اما واقعیت این است که در بسیاری از بحرانها، پاسخ قطعی وجود ندارد.
تجربه مدیریت بحران، روانشناسی تصمیمگیری و حتی تاریخ کسبوکار نشان میدهد که در چنین مقاطعی، پرهیز از تصمیمهای نادرست، اغلب ارزشمندتر از انجام اقدامات متعدد است. در بحرانها، کاهش خطا مهمتر از افزایش فعالیت است. بسیاری از آسیبهایی که سازمانها و افراد متحمل میشوند، نه به دلیل خود بحران، بلکه به دلیل واکنشهای شتابزده، هیجانی و نسنجیده به بحران است
گاهی تصور میکنیم هرچه فعالتر باشیم، مدیریت بهتری انجام دادهایم؛ در حالی که یکی از مهمترین ویژگیهای مدیران حرفهای، توانایی صبر، تأمل و خودداری از تصمیمهای عجولانه است. بسیاری از مدیران بزرگ جهان، در دوران بحران بیش از آنکه سرعت تصمیمگیری خود را افزایش دهند، کیفیت تصمیمهای خود را بالا میبرند
در روزهای سخت، تصمیمهای اشتباه، فرسودگی ذهنی، تحلیل رفتن انرژی روانی و واکنشهای هیجانی میتوانند آسیب بیشتری از خودِ بحران ایجاد کنند. به همین دلیل، پیشنهاد میکنم این موارد را جدی بگیرید و تا حد امکان از آنها پرهیز کنید:
اطلاع داشتن ضروری است، اما غرق شدن در جریان بیپایان اخبار، ذهن را خسته، مضطرب و ناتوان از تمرکز میکند.
هر خبری ارزش توجه ندارد. در شرایط بحران، شایعات با سرعتی بیشتر از واقعیت منتشر میشوند و تصمیمگیری را مختل میکنند.
کاهش بهرهوری در شرایط پرتنش، واکنشی طبیعی است. به جای قضاوت خود، انرژیتان را برای بازگشت تدریجی مدیریت کنید.
ظاهر آرام یا موفق دیگران، لزوماً واقعیت درونی آنها نیست. هر فرد و هر سازمان شرایط متفاوتی دارد.
این گفتوگوها معمولاً نه مسئلهای را حل میکنند و نه آرامشی ایجاد میکنند؛ بلکه روابط را فرسودهتر میسازند.
در بحران، اولین تصمیم همیشه بهترین تصمیم نیست. گاهی چند ساعت یا حتی یک روز تأمل، از خسارتهای بزرگ جلوگیری میکند.
انعطافپذیری امروز، ارزشمندتر از برنامههایی است که امکان اجرای آنها مشخص نیست.
رشد همچنان اهمیت دارد، اما رشد بدون تحلیل دقیق محیط، میتواند ریسکهای غیرضروری ایجاد کند.
همه چیز در اختیار ما نیست. مدیران موفق میان آنچه قابل کنترل است و آنچه نیست، تمایز قائل میشوند و انرژی خود را صرف امور قابل مدیریت میکنند.
در شرایط بحرانی، تمرکز یک مزیت رقابتی است. پراکندگی منابع، احتمال شکست را افزایش میدهد.
انگیزه زمانی ارزشمند است که به رفتار تبدیل شود. مطالعه و دیدن محتوای آموزشی، جایگزین اقدام نیست.
ذهن خسته، تصمیمهای گرانقیمت میگیرد. استراحت، بخشی از فرآیند مدیریت است؛ نه نشانه تنبلی.
روابط انسانی، یکی از مهمترین منابع تابآوری در شرایط سخت هستند. حمایت اجتماعی، قدرت تصمیمگیری را نیز افزایش میدهد.
مدیریت حرفهای یعنی تنظیم انتظارات متناسب با شرایط. فشار بیش از حد، نهتنها عملکرد را بهتر نمیکند، بلکه فرسودگی را تشدید میکند.
در دورههای عدمقطعیت، حفظ نقدینگی و احتیاط مالی، معمولاً ارزشمندتر از ریسکهای بزرگ است.
خواب کافی، تغذیه مناسب و ارتباط با انسانهای قابل اعتماد، سرمایههایی هستند که نباید در بحران از آنها غافل شد.
گاهی ذهن، بیش از اطلاعات جدید، به فرصت بازیابی نیاز دارد. کیفیت یادگیری مهمتر از تعداد دورههایی است که در آنها شرکت میکنیم.
مدیریت بحران، بیش از آنکه هنر انجام کارهای بزرگ باشد، هنر اجتناب از اشتباهات بزرگ است. مدیران و تصمیمگیران موفق، پیش از آنکه به فکر شتاب گرفتن باشند، از لغزشهای پرهزینه جلوگیری میکنند. گاهی سالم، هوشمندانه و کمهزینه عبور کردن از بحران، خود بزرگترین دستاورد مدیریتی است. در بسیاری از مواقع، بهترین تصمیم این نیست که کارهای بیشتری انجام دهیم؛ بلکه این است که اشتباهات کمتری مرتکب شویم. این همان تفاوت میان واکنش هیجانی و مدیریت حرفهای در روزهای پرابهام است.
______________________________
* عباس منصورنژاد
- دکتری مدیریت
- کوچ حرفه ای مدیران عامل
- مدیر عامل مرکز مشاوره کسب وکار بهینه