عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ ۲۸ می ۱۹۲۸ بود. کنگره هفدهم فیفا در آمستردام به ساعتهای پایانی خود نزدیک میشد. رأیگیری آغاز شده بود و همه در انتظار اعلام نتیجه بودند. ژول ریمه در یک ساعت گذشته از پیشنهاد خود، یعنی برگزاری مسابقات قهرمانی جهان زیر نظر فیفا، دفاع کرده بود. حالا همهچیز به رأی اعضای کنگره بستگی داشت. نفسها در سینه حبس شده بود. سرانجام رئیس جلسه نتیجه را اعلام کرد: ۲۶ رأی موافق در برابر ۵ رأی مخالف. برگزاری مسابقات جهانی فوتبال توسط فیفا به تصویب رسید.
مخالفان عمدتاً کشورهای اسکاندیناوی؛ یعنی دانمارک، فنلاند، نروژ، سوئد و همچنین استونی بودند. در مقابل، کشورهای آمریکای جنوبی، بهویژه اروگوئه که با قهرمانی در فوتبال المپیک ۱۹۲۴ و ۱۹۲۸ قدرت خود را به رخ کشیده بود، از سرسختترین حامیان این طرح بودند. ژول ریمه لحظهای مات و مبهوت مانده بود و به آنچه شنیده بود میاندیشید. او میدانست که اکنون مهمترین مسیر زندگیاش آغاز شده است. اما شادیاش چندان دوام نیاورد؛ با تصویب این طرح، بریتانیاییها فیفا را ترک کردند.
ژول ریمه در ۱۴ اکتبر ۱۸۷۳ در روستای کوچکی به نام توله، در شرق فرانسه، به دنیا آمد. پدرش خواربارفروش بود و خانواده در سال ۱۸۸۴، زمانی که ژول ۹ سال داشت، به پاریس نقل مکان کردند. او به خواست خانواده وکیل شد، اما علاقهاش به ورزش، بهویژه فوتبال، هرگز از بین نرفت.
آشنایی ژول ۱۷ ساله با پاپ لئون سیزدهم یکی از مهمترین اتفاقهای زندگی او بود. این دیدار به او آموخت که در هر کاری، کرامت انسانی و عدالت اجتماعی از همه مهمتر است. همین باورهای کاتولیکی بعدها نگاه او به فوتبال را شکل داد؛ ورزشی که میتوانست ملتها را به هم نزدیک کند و مرزهای طبقاتی را از میان بردارد.
ریمه در سال ۱۸۹۷ باشگاه رد استار را در پاریس تأسیس کرد؛ باشگاهی که بر پایه برابری و بدون تبعیض طبقاتی شکل گرفت و امروز یکی از قدیمیترین باشگاههای فرانسه به شمار میرود. اما نقطه عطف زندگی او در سال ۱۹۰۴ رقم خورد؛ زمانی که در ۳۱ سالگی به جمع بنیانگذاران فیفا پیوست. او در سال ۱۹۲۱، در ۴۸ سالگی، به ریاست فیفا رسید و تا سال ۱۹۵۴ این سمت را بر عهده داشت.
ریمه پیش از آنکه به ریاست فیفا برسد، در سال ۱۹۱۹ رئیس فدراسیون فوتبال فرانسه شده بود. او از همان زمان رؤیای برگزاری مسابقات جهانی فوتبال زیر نظر فیفا را در سر داشت. در آن دوران، مسابقات فوتبال فقط بهصورت آماتور و در چارچوب بازیهای المپیک برگزار میشد و فیفا مسئولیت برگزاری آن را بر عهده داشت.
ژول ریمه در همان سال با هنری دلونای آشنا شد. دلونای که دبیرکل فدراسیون فوتبال فرانسه بود، با وجود ۱۰ سال اختلاف سنی، خیلی زود به نزدیکترین همفکر ریمه تبدیل شد. هر دو یک هدف مشترک داشتند؛ برگزاری تورنمنتی جهانی و مستقل برای فوتبال.
در همان سالها، بریتانیا یکی از سرسختترین مخالفان برگزاری جام جهانی بود. انگلیسیها که خود را خاستگاه فوتبال میدانستند، با حرفهای شدن این ورزش و پرداخت دستمزد به بازیکنان مخالف بودند و از افزایش نفوذ فیفا بر قوانین و مدیریت بینالمللی فوتبال هم رضایت نداشتند. به زبان ساده، آنها نه با دیدگاههای ریمه موافق بودند و نه از نقشی که او در آینده فوتبال ایفا میکرد، استقبال میکردند.
ریمه و دلونای سالها برای تحقق این ایده لابی کردند و پیشنهادهای متعددی، بهویژه به فدراسیونهای اروپایی، ارائه دادند. با این حال، بیشتر فدراسیونهای اروپا مقاومت میکردند. آنها معتقد بودند مسابقات فوتبال المپیک کافی است و نگران بودند که برگزاری یک تورنمنت مستقل جهانی از نظر اجرایی و مالی امکانپذیر نباشد. از همه مهمتر، بریتانیاییها همچنان بر سر حرفهای یا آماتور بودن فوتبال و پرداخت دستمزد به بازیکنان اختلاف نظر داشتند.
سرانجام ریمه و دلونای در سال ۱۹۲۸ قطعنامهای برای برگزاری مسابقات جهانی فوتبال تدوین و آن را در کنگره فیفا در آمستردام ارائه کردند. نتیجه رأیگیری تاریخی بود؛ ۲۶ رأی موافق در برابر ۵ رأی مخالف، و سرانجام برگزاری نخستین تورنمنت مستقل فوتبال جهان زیر نظر فیفا به تصویب رسید.
این دقیقاً همان زمانی بود که بریتانیاییها از فیفا خارج شدند؛ همانهایی که خود را پدرخوانده فوتبال، یا دستکم فوتبال مدرن، میدانستند. البته منشأ فوتبال بهطور دقیق مشخص نیست. برخی پژوهشها ریشههای آن را به قرن دوم یا سوم پیش از میلاد در چین باستان و بازی «تسوچو» نسبت میدهند؛ جایی که سربازان با توپی چرمی، پرشده از پر و مو، بازی میکردند. نمونههایی از بازیهای مشابه نیز در یونان باستان و تمدن مایاها در آمریکای مرکزی دیده شده است.
با این حال، فوتبال مدرن در انگلستان شکل گرفت. این بازی در قرون وسطی در خیابانها، میدانها و جشنها رواج داشت تا اینکه در ۲۶ اکتبر ۱۸۶۳ با تدوین قوانین واحد در لندن، از راگبی جدا شد و مسیر تازهای را آغاز کرد. نخستین مسابقات رسمی نیز در همان دهه برگزار شد. پس از تأسیس فیفا در سال ۱۹۰۴، قوانین فوتبال بهتدریج استاندارد شد؛ قوانینی مانند آفساید و حضور ۱۱ بازیکن در هر تیم. بخش مهمی از این پیشرفت، مدیون نقش بریتانیاییها بود.
ریمه به موفقیتی بزرگ رسیده بود. او تلاش کرد بریتانیاییها را به فیفا بازگرداند، اما منتظر آنها نماند. پس از تصویب برگزاری نخستین جام جهانی در سال ۱۹۳۰، اروگوئه بهعنوان میزبان انتخاب شد؛ کشوری که همزمان صدمین سال استقلال خود را جشن میگرفت و با قهرمانی در فوتبال المپیک ۱۹۲۴ و ۱۹۲۸، یکی از قدرتهای بزرگ آن دوران به شمار میرفت.
سال ۱۹۳۰ برای جهان سال سختی بود. رکود اقتصادی بسیاری از کشورها را درگیر کرده بود و سفر دریایی به اروگوئه هم طولانی و پرهزینه بود. به همین دلیل، بسیاری از تیمهای اروپایی تمایلی به حضور در جام جهانی نداشتند؛ تا جایی که تنها دو ماه مانده به آغاز مسابقات، هیچ تیم اروپایی ثبتنام نکرده بود.
ژول ریمه شخصاً وارد عمل شد. او با نامهنگاری و رایزنی، سرانجام چهار تیم فرانسه، بلژیک، رومانی و یوگسلاوی را متقاعد کرد به اروگوئه سفر کنند. در نهایت، ۱۳ تیم در نخستین جام جهانی شرکت کردند؛ هفت تیم از آمریکای جنوبی، چهار تیم از اروپا و دو تیم از آمریکای شمالی. ریمه حتی جام قهرمانی، که آن زمان «ویکتوری» یا «پیروزی» نام داشت، را در چمدان خود گذاشت و با کشتی به اروگوئه برد. مسابقات بدون مرحله مقدماتی برگزار شد و اروگوئه با پیروزی ۴ بر ۲ مقابل آرژانتین در فینال، نخستین قهرمان جام جهانی شد.
دومین جام جهانی در سال ۱۹۳۴ به میزبانی ایتالیا برگزار شد. تعداد تیمهای شرکتکننده افزایش یافت و ایتالیا با قهرمانی، دومین فاتح جام شد. چهار سال بعد، در سال ۱۹۳۸، سومین دوره جام جهانی هم در فرانسه با حضور تیمهای بیشتر برگزار شد و ایتالیا بار دیگر عنوان قهرمانی را به دست آورد.
اما با آغاز جنگ جهانی دوم، جام جهانی متوقف شد. مسابقات از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۰ برگزار نشد و پس از پایان جنگ هم به دلیل آماده نبودن هیچ کشوری برای میزبانی، دوره ۱۹۴۶ هم لغو شد. حالا همه نگاهها به سال ۱۹۵۰ و ژول ریمه دوخته شده بود؛ اینکه آیا او میتواند در این فرصت باقیمانده، بریتانیاییها را به بازگشت به فیفا متقاعد کند.
جام جهانی بدون حضور بریتانیاییها چیزی کم داشت. حتی برخی مطبوعات آن زمان معتقد بودند سه دوره نخست جام جهانی، یعنی سالهای ۱۹۳۰، ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸، به دلیل غیبت بریتانیا هنوز کامل و در بالاترین سطح فوتبال برگزار نشده بود.
ژول ریمه که از همان ابتدا جام جهانی را با شعار صلح، برابری و پیوند ملتها پایهگذاری کرده بود، پس از جنگ جهانی دوم این مسابقات را بهترین ابزار برای اتحاد ملتهای اروپا و جهان میدانست. سرانجام در سال ۱۹۴۶، بریتانیاییها به درخواستهای او پاسخ مثبت دادند و پذیرفتند در جام جهانی ۱۹۵۰ شرکت کنند.
جام جهانی ۱۹۵۰ در برزیل برگزار شد و بریتانیا هم پس از سالها غیبت در آن حضور یافت. با این حال، در پایان این اروگوئه بود که با پیروزی تاریخی برابر برزیل، برای دومین بار قهرمان جام جهانی شد.
ژول ریمه تا سال ۱۹۵۴، به مدت ۳۳ سال، ریاست فیفا را بر عهده داشت. جامی که او در ابتدا «ویکتوری» یا «پیروزی» مینامید، بعدها به افتخار او «جام ژول ریمه» نام گرفت. پس از آنکه برزیل برای سومین بار قهرمان جهان شد، این جام برای همیشه به این کشور واگذار شد.
ریمه در سال ۱۹۵۶ بهدلیل تلاشهایش برای گسترش صلح از طریق ورزش، نامزد دریافت جایزه نوبل صلح شد. او همان سال، در ۶ اکتبر، تنها دو روز پس از هشتادوسهسالگیاش، در نزدیکی پاریس درگذشت.
ژول ریمه هرگز یک فوتبالیست حرفهای نبود، اما مدیری آیندهنگر و تأثیرگذار بود. او فوتبال را ابزاری برای نزدیک کردن ملتها میدانست و با درایت، پشتکار و دیپلماسی، بزرگترین رویداد ورزشی جهان را پایهگذاری کرد. به همین دلیل، از او بهعنوان پدر معنوی و طراح اصلی جام جهانی فوتبال یاد میشود؛ مردی که فوتبال را فراتر از یک ورزش دید.