عصر ایران - فقر تنها یک چالش اقتصادی یا پدیدهای اجتماعی نیست؛ بلکه از نظر دانشمندان علوم اعصاب، فقر یک «عامل بیولوژیک» است که میتواند به طور مستقیم بر معماری و تکوین مغز اثر بگذارد. نتایج تحقیقات دانشگاه ویسکانسین که در مجله معتبر JAMA Pediatrics منتشر شده، نشان میدهد که زندگی در شرایط فقر، اثرات طولانیمدت و عمیقی بر ساختار فیزیکی مغز کودکان دارد که فراتر از آسیبهای روزمره است.

مطالعات MRI بر روی مغز کودکانی که در فقر بزرگ میشوند، نشاندهنده تغییرات ملموس در حجم مغز است. محققان دریافتند که حجم ماده خاکستری در مغز این کودکان حدود ۷ تا ۱۰ درصد کمتر از همسالانشان در خانوادههای مرفه است. این تغییرات ساختاری مستقیماً با بروز مشکلاتی نظیر:
افسردگی و اختلالات خلقی در سنین بالاتر.
مشکلات جدی یادگیری و کاهش قدرت تمرکز.
محدودیت در حل مسئله و ناتوانی در مواجهه با چالشهای پیچیده در ارتباط است.
اما چه قسمتی از مغز بیشتر از فقر تأثیر میپذیرد؟
هیپوکامپ (Hippocampus): این ناحیه که مسئول یادگیری، حافظه و تنظیم احساسات است، به شدت از رنجها و استرسهای مداومی که مادر و کودک در محیط فقیرانه متحمل میشوند، آسیب میبیند.
قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex): این بخش که "مدیر اجرایی" مغز نامیده میشود و مسئول تصمیمگیری، کنترل تکانه و برنامهریزی است، در اثر فقر دچار ضعف در اتصالات عصبی میشود. این امر توضیح میدهد که چرا مدیریت بحران در بزرگسالی برای این افراد دشوارتر است.
فقر منشاء تولید استرس سمی (Toxic Stress) است. در این حالت، سطح هورمون کورتیزول در بدن کودک همواره بالا میماند که مانند یک ماده تخریبگر، سیناپسهای مغزی را از بین میبرد. فراتر از آن، فقر باعث تغییرات اپیژنتیک میشود؛ یعنی محیط فقیرانه میتواند برخی ژنهای مربوط به مقاومت در برابر بیماریها و استرس را در بدن کودک "خاموش" کند، تغییراتی که ممکن است حتی به نسلهای بعدی نیز منتقل شود.
ساختار اصلی مغز کودک در دوران جنینی و نوزادی شکل میگیرد. عدم تغذیه درست مادر در دوران بارداری و کمبود مواد اولیه حیاتی، زیربنای مغز را ضعیف میسازد. محققان معتقدند که دولتها باید اولویت اساسی بهداشت خود را بر مداخلات زودهنگام قرار دهند:
حمایت غذایی در دوران بارداری: تأمین پروتئینها و ریزمغذیهای ضروری برای مادران زیر خط فقر.
مداخله در دوران نوزادی: آموزش تغذیه صحیح و ایجاد محیطهای امن برای نوزادان جهت کاهش سطح استرس محیطی.
علیرغم تمام این آسیبها، مغز کودکان دارای خاصیت شگفتانگیز انعطافپذیری است. این بدان معناست که آسیبهای ناشی از فقر، اگرچه جدی هستند، اما لزوماً دائمی نیستند. مداخلات بهموقع، غنیسازی محیطی (مانند بازی، محبت و آموزشهای جبرانی) و بهبود تغذیه میتواند بخش بزرگی از مسیرهای عصبی آسیبدیده را بازسازی کند.