عصرایران؛ مازیار آقازاده- موضوع ترور احتمالی دونالد ترامپ این روزها بار دیگر به صدر و کانون توجه اخبار و تحلیل های شبکه های خبری و محافل سیاسی جهان بازگشته است.
پس از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، که گام نخست آن با ترور سبوعانه عالی ترین مقام سیاسی و دینی ایران و جهان تشیع در قلب تهران آن هم به همراه خانواده صورت گرفت، موضوع "انتقام"، همزمان با برگزاری آیین های تشییع پیکر رهبر شهید ایران و خانواده گرامی شان، به مطالبه ای ملی و منطقه ای برای جمع کثیری از دوستداران و علاقه مندان به ایران و عالمان شیعه قرار گرفت که نماد آن با بلند کردن پرچم های قرمز خونخواهی در آیین های تشییع در شهرهای مختلف ایران (تهران، قم و مشهد) و در شهرهای نجف و کربلا عراق بود.
در واقع با شرکت دهها میلیون ایرانی، عراقی و شهروندان مسلمان و حتی غیرمسلمان مهمان مراسم از سراسر دنیا در آیین های بدرقه امام شهید ایران، مساله خونخواهی به عنوان مطالبه ای ملی و اسلامی مطرح شد و در پی آن ترامپ که شاهد آیین های تشییع میلیونی در مدت یک هفته در ایران و عراق بود، به صرافت این امر افتاده که احتمالا تهدیدی جدی علیه جان او شکل گرفته و یا در آستانه شکل گیری است.
به همین خاطر او طی یکی دو روز گذشته در یک واکنش احتمالا غریزی، دو سه مرتبه به شدیدترین شکل ممکن به ایران هشدار داده، که در صورت ترورش، دستور داده که ارتش آمریکا به صورت خودکار هزاران موشک به سمت تمامی نقاط ایران شلیک کرده و ایران را نابود کند.
البته ترامپ معلوم نکرده که این دستور به محض ترور او اجرا می شود یا اینکه بعد از مشخص شدن و تحقیقات کافی و کامل درباره عامل و یا عاملان و انگیزه آنها و یا احتمالا شواهدی غیرقابل انکار از نقش داشتن یک دولت خارجی ( به نام ایران) در این ترور.
این خود موضوع مهمی است؛ چون سابقه نشان داده دشمنان ترامپ در داخل آمریکا اگر بیش از بیرون آمریکا نباشند، کم هم نیستند، به طوری که او چند مرتبه مورد سوء قصد قرار گرفته و حتی بر اساس ادعاهای مقامات کاخ سفید، دستگاه های امنیتی آمریکا در همین روزهای اخیر طرح تروری را علیه ترامپ و دیگر اعضای ارشد دولت آمریکا را در کاخ سفید خنثی کرده اند.
ترامپ پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 2024 نیز از سوی جوانی آمریکایی ترور شد که البته جان سالم به در برد و تیر از بنا گوش او رد شد و اتفاقا این ترور ( چه واقعی بوده باشد چه ساختگی) بادی در بادبان کارزار انتخاباتی و محبوبیت ترامپ در بین قشر هوادارش انداخت که در نهایت به پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر 2024 (آبان 1403) انجامید.
پس از ریاست جمهوری دوباره ترامپ نیز مقامات امنیتی آمریکایی و سرویس مخفی چند بار به مدعای خودشان از خنثی کردن طرح های ترور ترامپ که اتفاقا همه آنها از سوی عوامل داخلی مخالف در آمریکا بوده اند ( که یکی از آنها به صورت اتفاقی پارسال در اطراف تفرجگاه ترامپ در فلوریدا کشف و خنثی شد) خبر داده اند.
بنابراین درباره به میان انداختن داستان ترور از سوی ترامپ دو نکته وجود دارد:
نخست آنکه ترامپ چند ماه مانده به انتخابات میاندوره ای کنگره در آبان امسال می خواهد با توسل به این مساله بر آرا و محبوبیت (کاهش یافته خود) در بین قشر هوادارانش بیفزاید؛ و این تصویر را بسازد که رئیس جمهوری است که به خاطر ایستادن محکم روی موضوع "بازگرداندن دوباره عظمت به آمریکا" در معرض تهدید جانی قرار دارد.
نکته دوم و مهم تر اینکه، اگر سوابق گذشته را چراغ راه آینده بدانیم، این نه ایران بلکه دقیقا خود آمریکا و اسرائیل هستند که "استاد تمام" عملیات های ترور و حذف فیزیکی افراد و شخصیت ها در سراسر دنیا هستند؛ چون هم ابزارهای فناورانه و هم ابزارهای نظامی لازم برای انجام چنین ترورهایی را دارند.
اتفاقا ایران در این زمینه تا حالا یک قربانی محض بوده و لیست بلندبالایی از مسئولان و مقامات سیاسی و نظامی و دانشمندان ممتاز علوم مختلف دارد که شاید شمار تعداد آنها به صدها نفر برسد که عموما به وسیله تمامی افراد خانواده و حتی همسایگانشان به وسیله اسرائیل و یا آمریکا ترور شده اند؛ اما هنوز حتی یک نفر از مقامات و نظامیان ارشد اسرائیل و آمریکا نبوده اند که به تلافی و انتقام از این ترورها، ترور شده باشند.
این یعنی اینکه ایران به دلیل فقدان ابزارهای فناورانه، اطلاعاتی و نظامی متناسب و هم وزن با طرف مقابل، قابلیت ترور و حذف فیزیکی مقامات سیاسی و نظامی با درجه حفاظت بالا در اسرائیل و یا آمریکا را ندارد و یا دستکم تا اینجا موفق به کسب چنین قابلیتی نشده است.
در واقع در دنیای کنونی تنها دو سازمان هستند که می توانند در صورت داشتن انگیزه ترامپ را حذف فیزیکی کنند: که یکی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا( CIA) - که بر فرض به نیابت از دولت عمیق آمریکا بخواهد چنین کاری کند- و دیگری سازمان اطلاعاتی- تروریستی موساد اسرائیل است؛ البته حالت سومی هم وجود دارد که این دو سازمان با هم کار کنند.
با تدابیر و دستوراتی که ترامپ می گوید برای پس از ترور احتمالی اش چیده؛ احتمالا انگیزه موساد به عنوان یک سازمان تروریستی جهانی در زمینه ترورهای به گفته خودشان" تمیز و هدفمند" برای حذف او افزایش قابل ملاحظه ای یافته است.

سازمانی که هم ابزارهای بسیار پیشرفته و فناورانه در ترور کردن انسان ها در اقصی نقاط جهان را دارد و هم اینکه به دلیل پیوندهای اطلاعاتی وثیق با آمریکا، می تواند اطلاعات لازم و سری در زمینه ترامپ را در دست داشته باشد و حالا با دستورات ترامپ برای پس از ترورش، انگیزه های زیادی هم برای این کار خواهد داشت.
حالا که ترامپ گفته اگر ترور شود دستور داده به صورت خودکار ارتش آمریکا تا نابودی کامل ایران روی این کشور بمب بریزد، ترامپ باید بیش از هر کس و هرچیز مراقب موساد باشد، چون احتمالا با این دستور در لیست ترور موساد به جایگاه نخست آمده است.
دستور ترامپ برای پس از ترورش، انگیزه ای فوق العاده به موساد می دهد تا با حذف او آرزوی دیرینه اسرائیل تحقق یابد و آمریکا با تمام توان نظامی خود ایران را بمباران کرده و یک کشور قدرتمند منطقه را دستکم برای یک یا چند دهه از گردونه مقاومت فعال در برابر "توسعه طلبی هژمونیک"اسرائیل در منطقه غرب آسیا کنار بگذارد.
ترامپ باید بسیار مراقب موساد باشد. چون موساد هم ابزار ترور او را دارد و حالا هم با دستورهایی که برای پس از ترور احتمالی اش داده، انگیزه مضاعفی برای ترتیب دادن یک عملیات " پرچم دروغین" علیه ترامپ دارد.
رژیم اسرائیل و سازمان تروریستی موساد در سوابق کثیف خود طی دهه های گذشته دهها مورد از این قبیل عملیات ها را در کارنامه دارد و حتی به زعم بسیاری از ناظران و تحلیلگران دست داشتن این سازمان در ترور یکی از روسای جمهوری آمریکا (جان اف کندی) از جدی ترین احتمالات ممکن است که به رغم گذشت بیش از 6 دهه از ترور کندی، هنوز ابعاد زیادی از این پرونده در هاله ای از ابهام بوده و به طور کامل روشن نشده است.