عصر ایران - هفتهای که گذشت، برای برندهای اقتصادی هفتهای پرخبر بود. چند مدیرعامل و چهره اقتصادی در موقعیتهایی قرار گرفتند که فراتر از تولید یک خبر، تصویری از سبک مدیریت، اولویتها و جایگاه حرفهای آنها ساخت. در این رصد هفتگی، بهجای مرور همه اخبار اقتصادی، چهار کنش را بررسی میکنیم که از منظر برند شخصی و سازمانی اهمیت بیشتری داشتند.
مهدی زحمتکش در هفته جاری بهعنوان مدیرعامل گروه سرمایهگذاری غدیر معرفی شد و همزمان عضویت او در هیئتمدیره این مجموعه نیز اعلام شد. این انتصاب از همان ابتدا با دو کلیدواژه رسانهای همراه بود، جوانگرایی و ترکیب تجربه با تخصص. اما هر انتصاب بزرگ، پیش از آنکه یک موفقیت باشد، یک وعده است. برند زحمتکش در این مرحله هنوز بر پایه عملکرد مدیریتی او در غدیر شکل نگرفته و بخش مهمی از تصویر فعلی او، به نحوه معرفیاش بازمیگردد؛ مدیری جوانتر که قرار است هدایت یک هلدینگ بزرگ و چندرشتهای را بر عهده بگیرد.
در این میان، یک خطر ارتباطی نیز وجود دارد. اگر روایت جوانگرایی صرفاً به سن و سابقه محدود شود، خیلی زود اثر خود را از دست خواهد داد. مخاطب بازار سرمایه از مدیرعامل جدید میپرسد برنامه او برای غدیر چیست؟ اولویت او کدام صنعت خواهد بود؟ قرار است هلدینگ به سمت سرمایهگذاریهای تازه حرکت کند یا تمرکز بر ساماندهی داراییهای موجود باشد؟ آیا میان شرکتهای متعدد زیرمجموعه، یک استراتژی روشن و منسجم شکل خواهد گرفت؟
فرصت برند زحمتکش این است که پیش از گرفتار شدن در چرخه خبرهای رسمی، روایت مدیریتی خود را روشن کند. او میتواند خود را بهعنوان مدیری از نسل تازه هلدینگداری معرفی کند؛ مدیری که قصد دارد از مدیریت مجموعهای پراکنده، به سمت خلق ارزش، شفافیت و تمرکز استراتژیک حرکت کند. با این حال، تثبیت این جایگاه در نهایت به عملکرد واقعی او وابسته خواهد بود.
یکی از مهمترین رویدادهای اقتصادی این روزها، آغاز فعالیت صندوق ارزی «مانا ملت» است. صندوقی که بهعنوان نخستین صندوق سرمایهگذاری ارزی کشور معرفی شده و با نقشآفرینی بانک ملت و شرکت تأمین سرمایه این بانک شکل گرفته است. فرشید فرخنژاد، مدیرعامل بانک ملت، در مراسم آغاز فعالیت این صندوق، آن را بستری برای جذب منابع ارزی، کاهش ریسک سرمایهگذاری و هدایت منابع به سمت پروژههای مولد معرفی کرد.
از منظر برند، این رویداد برای بانک ملت اهمیت زیادی دارد، زیرا میتواند تصویر این بانک را از یک «بانک سپرده و تسهیلات» به سمت «طراح ابزارهای مالی جدید» تغییر دهد. اما موفقیت این روایت به چند عامل وابسته است. برای سرمایهگذار، تنها عنوان «نخستین صندوق ارزی» اهمیت ندارد. او میخواهد بداند سازوکار صندوق تا چه اندازه شفاف است، نقدشوندگی چگونه انجام میشود، چه ریسکهایی وجود دارد و بازدهی وعدهدادهشده بر چه مبنایی شکل میگیرد.
از این منظر، فرخنژاد در هفته گذشته فرصتی جدی برای تقویت برند مدیریتی خود داشت. او میتواند بهعنوان مدیری شناخته شود که بانک ملت را در مسیر پیوند دادن بازار پول، بازار سرمایه و منابع ارزی قرار میدهد. البته این روایت باید با آموزش عمومی همراه باشد. اگر مردم مفهوم صندوق ارزی را درک نکنند، این طرح در ذهن آنها به خبری تخصصی و دور از دسترس تبدیل میشود. برند بانک ملت زمانی از این پروژه سود خواهد برد که ابزار مالی جدید برای مخاطب عادی نیز قابل فهم و قابل اعتماد باشد.
در هفته جاری، خبر بازگشت بخش عمده ظرفیت تولید فولاد خوزستان پس از آسیبهای ناشی از حمله فروردینماه منتشر شد. امین ابراهیمی، مدیرعامل فولاد خوزستان، از بازگشت شش کوره فولادسازی به مدار تولید و افزایش بهرهوری برخی واحدهای احیا خبر داد. این خبر از منظر برند شخصی ظرفیت ویژهای دارد، زیرا داستان آن تنها درباره تولید نیست، بلکه درباره مدیریت در بحران، بازسازی و حفظ ظرفیت صنعتی کشور است.
ابراهیمی میتواند بر پایه این تجربه، جایگاهی روشن برای خود بسازد؛ مدیر صنعتیای که در شرایط دشوار، سازمان را از مرحله آسیب و توقف به مرحله بازگشت تولید و افزایش بهرهوری رسانده است. با این حال، روایت بازسازی نباید تنها به تعداد کورههای فعال یا درصد ظرفیت تولید محدود شود. مخاطب میخواهد بداند این بازگشت چه اثری بر نیروی انسانی، زنجیره تأمین، صادرات، هزینه تولید و آینده شرکت دارد. اگر روایت مدیرعامل فقط در سطح آمار باقی بماند، بخش انسانی و مدیریتی این تجربه کمتر دیده خواهد شد. این در حالی است که فولاد خوزستان میتواند روایتی از تابآوری صنعتی ایران ارائه دهد. اینجاست که برند شخصی مدیرعامل از برند سازمان جدا نمیشود، بلکه به آن معنا میبخشد.
علیرضا کاظمی، مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی، در نشست شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی خوزستان درباره ناهماهنگی قیمتگذاری دستوری شکر با هزینههای تولید سخن گفت و خواستار اصلاح سازوکار قیمتگذاری شد. این کنش از منظر برند مدیریتی با خبرهای معمول تفاوت دارد. کاظمی صرفاً درباره عملکرد شرکت خود صحبت نکرد، بلکه وارد یکی از مسائل عمومی صنعت شد.
چنین موضعگیریای میتواند مدیرعامل را از یک چهره صرفاً اجرایی به مدیری تبدیل کند که درباره سیاستگذاری و آینده صنعت نیز حرفی برای گفتن دارد. با این حال، این جایگاه نیازمند دقت است. مدیرعامل باید میان دفاع از منافع شرکت و ارائه راهحل برای کل صنعت تعادل برقرار کند. اگر سخنان او تنها به اعتراض درباره پایین بودن قیمت محدود شود، ممکن است رنگوبوی صنفی پیدا کند. اما اگر این موضع با عدد، پیشنهاد مشخص و توضیح درباره منافع مصرفکننده، کشاورز و تولیدکننده همراه باشد، میتواند به یک دیدگاه کارشناسی معتبر تبدیل شود. برند کاظمی در این هفته، ظرفیت حرکت از مدیر یک شرکت به «صدای یک صنعت» را پیدا کرد.
چهار چهره این هفته، چهار مسیر متفاوت برای ساختن برند اقتصادی را نشان میدهند. مهدی زحمتکش با یک انتصاب تازه و وعده جوانگرایی روبهروست. فرشید فرخنژاد میکوشد بانک ملت را در روایت تأمین مالی نوین و ارزی قرار دهد. امین ابراهیمی از تجربه بازسازی و بازگشت تولید برای ساختن برند مدیریت در بحران بهره میگیرد و علیرضا کاظمی از جایگاه یک مدیرعامل صنعتی، وارد گفتوگوی سیاستگذاری درباره آینده صنعت شکر شده است.
وجه مشترک هر چهار نفر این است که برند آنها تنها از عنوان شغلی یا خبر انتصاب ساخته نمیشود. برند زمانی شکل میگیرد که کنش مدیر، روایت سازمان و تجربه ذینفعان در یک مسیر قرار بگیرد. در اقتصاد امروز، مدیرانی موفقترند که فقط کار نکنند، بلکه بتوانند معنای کاری را که انجام میدهند برای جامعه نیز توضیح دهند. البته این توضیح باید با عملکرد واقعی همراه باشد. روایت بدون عملکرد، تبلیغ است و عملکرد بدون روایت، ممکن است دیده نشود.