فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۹۵۱۸
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۴ - ۰۱-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۹۵۱۸
انتشار: ۱۲:۴۴ - ۰۱-۰۵-۱۴۰۵

از یک احوالپرسی ساده تا انتخاب شریک عاطفی؛ آدم‌هایی که زندگی ما را شکل می‌دهند، حتی اگر فقط یک‌بار ببینیم‌شان

تنوع غنی در روابط اجتماعی، مزایای قابل‌توجه‌تری برای بهزیستی روان‌شناختی به همراه دارد.
تحقیقات جدید نشان می‌دهد که ارتباطات به‌ظاهر ساده و روزمره با اطرافیان، از گفت‌وگو با کتابدار محله تا حمایت دوستان در انتخاب‌های عاطفی، نقشی شگفت‌انگیز در شادکامی ما ایفا می‌کنند..

عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی-  در دنیایی که شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات دیجیتال بخش بزرگی از زندگی روزمره ما را به خود اختصاص داده‌اند، شاید تصور کنیم تنها روابط نزدیک و صمیمی هستند که بر سلامت روان و رضایت ما از زندگی تأثیر می‌گذارند. اما پژوهش‌ها تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند: از یک احوالپرسی کوتاه با صندوقدار فروشگاه و گفت‌وگو با کتابدار محله گرفته تا دوستانی که درباره رابطه عاطفی ما نظر می‌دهند و اینفلوئنسرهایی که هرگز آنها را از نزدیک ندیده‌ایم، همگی می‌توانند به شکل‌های مختلف بر احساسات، هویت، تصمیم‌ها و حتی سبک زندگی ما اثر بگذارند.

روابطی که شاید سطحی به نظر برسند، اما مهم‌اند

وقتی از روابط اجتماعی صحبت می‌کنیم، معمولاً نخست به اعضای خانواده، دوستان صمیمی و روابط عاطفی فکر می‌کنیم. با این حال، پژوهش‌های هان کالینز، پژوهشگر دانشگاه هاروارد، نشان می‌دهد که پیوندهای اجتماعی به‌اصطلاح «ضعیف» نیز می‌توانند به اندازه روابط عمیق و صمیمی برای رضایت از زندگی اهمیت داشته باشند.

منظور از این پیوندهای ضعیف، ارتباط‌هایی است که شاید در ظاهر چندان مهم به نظر نرسند؛ مانند صحبت کوتاه با کتابدار محله، احوالپرسی با فروشنده‌ای که هر روز از او خرید می‌کنیم یا گفت‌وگو با پیشخدمت کافه‌ای که به آنجا عادت داریم.

کالینز و همکارانش دریافتند افرادی که به‌طور منظم با طیف متنوعی از افراد، چه در روابط نزدیک و چه در ارتباط‌های سطحی، تعامل دارند، معمولاً احساس رضایت و بهزیستی بیشتری را تجربه می‌کنند.

نکته مهم این پژوهش آن است که تنوع روابط اجتماعی به خودی خود اهمیت دارد. به بیان ساده، داشتن شبکه‌ای متنوع از ارتباطات، حتی اگر بسیاری از این روابط عمیق و صمیمی نباشند، می‌تواند به سلامت روان و احساس تعلق کمک کند.

برای مثال، فردی را تصور کنید که پس از سال‌ها زندگی مشترک، به هر دلیلی تنها شده است. شاید گفت‌وگوی کوتاه و آشنای او با کتابدار محله در هر هفته، به‌تدریج به بخشی مهم از زندگی روزمره‌اش تبدیل شود و احساس ارتباط با دیگران را در او زنده نگه دارد.

یا فردی را در نظر بگیرید که هر یکشنبه صبح به یک رستوران محلی می‌رود و پیشخدمت همیشگی او را می‌شناسد و با روی خوش از او استقبال می‌کند. همین تعامل ساده ممکن است برای او حس آشنایی، تعلق و آرامش ایجاد کند؛ احساسی که گاهی به اندازه یک دیدار صمیمی با دوستان، حال او را بهتر می‌کند.

حتی برخوردهای کوتاه و یک‌باره نیز ممکن است تأثیرگذار باشند. یک گفت‌وگوی جالب با فردی ناشناس در طول یک سفر هوایی یا برخوردی کوتاه با یک نوازنده خیابانی می‌تواند به خاطره‌ای ماندگار تبدیل شود و حتی سال‌ها بعد، با یادآوری آن لحظه، احساس خوبی در ما ایجاد کند.

بنابراین، شبکه ارتباطی ما بسیار گسترده‌تر از چیزی است که معمولاً تصور می‌کنیم؛ و گاهی یک رابطه کوتاه، اگرچه در ظاهر کم‌اهمیت است، می‌تواند در تجربه ما از زندگی نقش قابل‌توجهی داشته باشد.

ارتباطات سطحی؛ نیروی پنهانی که زندگی شما را متحول می‌کند

دوستان ما چه نقشی در انتخاب‌های عاطفی دارند؟

در سوی دیگر این شبکه اجتماعی، روابط نزدیک‌تر قرار دارند؛ روابطی که می‌توانند حتی بر تصمیم‌های عاطفی ما نیز تأثیر بگذارند.

تحقیقات وندی پاتریک، دکترای حقوق و روان‌شناسی، نشان می‌دهد واکنش دوستان و اعضای خانواده نسبت به شریک عاطفی ما می‌تواند در سرنوشت یک رابطه نقش مهمی داشته باشد.

این موضوع به‌ویژه در روابط عاطفی ناپایدار و پرنوسان، یعنی رابطه‌هایی که بارها آغاز و پایان می‌یابند، بیشتر دیده می‌شود. در چنین شرایطی، دوستان و اعضای خانواده ممکن است به مرور زمان حمایت کمتری از رابطه نشان دهند.

این کاهش حمایت لزوماً به معنای خستگی یا دلخوری اطرافیان نیست. گاهی دوستان و خانواده از بیرون، بی‌ثباتی و الگوهای تکرارشونده یک رابطه را بهتر می‌بینند و واکنش آنها نتیجه همین برداشت است.

جالب‌تر اینکه برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد دوستان در بعضی موارد می‌توانند ثبات آینده یک رابطه را بهتر از خود زوجین پیش‌بینی کنند.

اما چرا؟

نخست اینکه دوستان معمولاً از زاویه‌ای بیرونی‌تر به رابطه نگاه می‌کنند و کمتر تحت تأثیر هیجاناتی قرار دارند که خود فرد درگیر آنهاست.

دوم اینکه آنها ممکن است با هر دو طرف رابطه در ارتباط باشند و رفتارهایی را ببینند که خود زوجین، به دلیل درگیری عاطفی، کمتر متوجه آنها می‌شوند.

سوم اینکه دوستان نزدیک معمولاً تاریخچه رابطه را از ابتدا دنبال کرده‌اند و بنابراین می‌توانند الگوهای تکرارشونده‌ای مانند جدایی و آشتی‌های مداوم، اختلاف‌های مشابه یا رفتارهای ناپایدار را راحت‌تر تشخیص دهند.

به همین دلیل، وقتی دوستان یا خانواده نسبت به آینده یک رابطه ابراز تردید می‌کنند، این نگرانی‌ها ممکن است به‌تدریج بر ذهن فرد تأثیر بگذارد و او را به بازنگری در انتخاب خود وادار کند.

در نتیجه، شبکه اجتماعی نزدیک ما فقط ناظر انتخاب‌های عاطفی‌مان نیست؛ بلکه می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در شکل‌گیری این انتخاب‌ها نیز نقش داشته باشد.

نکته جالب اینجاست که این تأثیرگذاری اغلب بدون دخالت مستقیم اتفاق می‌افتد. دوستان و خانواده ممکن است صرفاً با نوع واکنش، میزان حمایت یا حتی سکوت خود، پیام‌هایی را منتقل کنند که فرد را به فکر کردن درباره رابطه‌اش وادارد.

وقتی اینفلوئنسرها جای دوستان را می‌گیرند

با گسترش شبکه‌های اجتماعی، شکل تازه‌ای از تأثیرگذاری نیز به وجود آمده است: روابط پارااجتماعی.

امروزه بسیاری از کاربران فضای مجازی به اینفلوئنسرها و شخصیت‌های اینترنتی احساس نزدیکی می‌کنند؛ افرادی که ممکن است هرگز آنها را از نزدیک ندیده باشند، اما به دلیل دنبال کردن مداوم محتوای آنها، احساس کنند این شخصیت‌ها را می‌شناسند.

اینفلوئنسرها، حتی زمانی که از تخصص یا تحصیلات مرتبط با موضوعی برخوردار نیستند، می‌توانند با استفاده از روش‌های مختلف ارتباطی و روان‌شناختی، اعتماد و توجه مخاطبان را جلب کنند.

برخی از مهم‌ترین این روش‌ها عبارت‌اند از:

داستان‌گویی و روایت‌پردازی: تعریف داستان‌هایی که برای مخاطب جذاب و قابل‌همذات‌پنداری باشد.

ایجاد صمیمیت مجازی: به اشتراک گذاشتن بخش‌هایی از زندگی شخصی و ایجاد این احساس که مخاطب، فرد مورد نظر را از نزدیک می‌شناسد.

ایجاد اعتبار و جایگاه تخصصی: ارائه اطلاعات و نظرات به شکلی که مخاطب، فرد را صاحب‌نظر و متخصص تصور کند؛ حتی اگر چنین جایگاهی از نظر علمی یا حرفه‌ای اثبات نشده باشد.

تعامل مداوم: انتشار منظم محتوا و پاسخ دادن به بخشی از نظرات مخاطبان که احساس آشنایی و ارتباط را تقویت می‌کند.

مجموع این عوامل می‌تواند به شکل‌گیری رابطه‌ای منجر شود که در روان‌شناسی و علوم ارتباطات به آن «رابطه پارااجتماعی» گفته می‌شود؛ رابطه‌ای یک‌طرفه که در آن مخاطب احساس صمیمیت و نزدیکی با یک شخصیت رسانه‌ای پیدا می‌کند، در حالی که آن شخصیت عملاً او را نمی‌شناسد.

این مفهوم نخستین بار در سال ۱۹۵۶ توسط جامعه‌شناسان دونالد هورتون و ریچارد وول مطرح شد، اما با گسترش شبکه‌های اجتماعی، ابعاد آن بسیار گسترده‌تر شده است.

امروز، مخاطب ممکن است هر روز زندگی یک اینفلوئنسر را دنبال کند، از دغدغه‌های او باخبر باشد، با شادی‌هایش خوشحال شود و حتی در تصمیم‌های مهم زندگی، توصیه‌های او را جدی بگیرد؛ در حالی که هیچ ارتباط واقعی و دوطرفه‌ای میان آنها وجود ندارد.

شاید به همین دلیل، این جمله قدیمی که «ما میانگین پنج دوست نزدیک خود هستیم» دیگر برای توصیف دنیای امروز کافی نباشد. در عصر شبکه‌های اجتماعی، شاید بتوان گفت ما تا حدی تحت تأثیر افرادی هستیم که بیشترین زمان را صرف دنبال کردن آنها می‌کنیم؛ حتی اگر هرگز آنها را از نزدیک ندیده باشیم.

تاثیر اینفلوئنسرها بر مخاطبان

از رابطه مجازی تا تصمیم برای خرید

قدرت روابط پارااجتماعی فقط به احساسات محدود نمی‌شود و می‌تواند رفتار اقتصادی افراد را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

یکی از نمونه‌های روشن آن، تصمیم‌گیری برای خرید است. بسیاری از کاربران بر اساس توصیه فردی که هرگز او را از نزدیک ندیده‌اند، محصولی را می‌خرند؛ رفتاری که از نظر روان‌شناختی گاهی شبیه اعتماد به توصیه یک دوست یا آشنای نزدیک است.

این موضوع نشان می‌دهد که مرز میان «دوست»، «تولیدکننده محتوا» و «بازاریاب» در فضای دیجیتال تا حد زیادی کمرنگ شده است.

اینفلوئنسرها معمولاً از چند مسیر می‌توانند چنین اعتمادی ایجاد کنند: انتشار منظم محتوا، نمایش بخش‌هایی از زندگی شخصی، پاسخ دادن به نظرات و استفاده از زبان و سبک ارتباطی متناسب با مخاطبان.

در نتیجه، شبکه اجتماعی ما در عصر دیجیتال دیگر فقط شامل افرادی نیست که در زندگی روزمره با آنها روبه‌رو می‌شویم. شخصیت‌های مجازی نیز بخشی از این شبکه شده‌اند؛ شخصیت‌هایی که ممکن است هرگز ما را نشناسند، اما می‌توانند بر افکار، احساسات و حتی تصمیم‌های اقتصادی‌مان تأثیر بگذارند.

ریشه‌های پنهان تعارضات بزرگسالی در روابط خواهر و برادری

ریشه‌های پنهان برخی تعارضات بزرگسالی در روابط خواهر و برادری

یکی از جذاب‌ترین و در عین حال کمتر شناخته‌شده‌ترین ابعاد شبکه روابط انسانی، تأثیر تجربه‌های دوران کودکی بر روابط دوران بزرگسالی است.

کارن گیل لوئیس، درمانگر خانواده، این موضوع را در قالب مفهومی با عنوان «انتقال خواهر و برادری» بررسی کرده است.

این مفهوم توضیح می‌دهد که چگونه الگوهایی که در رابطه با خواهران و برادران خود در دوران کودکی تجربه کرده‌ایم، ممکن است بدون آنکه آگاه باشیم، بعدها وارد روابط عاطفی و اجتماعی ما شوند.

رابطه با خواهر و برادر، برای بسیاری از افراد نخستین تجربه زندگی روزمره و طولانی‌مدت با فردی هم‌سن‌وسال یا نزدیک به سن خود است. در این روابط، کودکان به‌تدریج مهارت‌هایی را یاد می‌گیرند که بعدها در زندگی اجتماعی و عاطفی آنها نقش مهمی ایفا می‌کند.

آنها یاد می‌گیرند چگونه وارد یک دعوا شوند و چگونه آن را حل کنند؛ چگونه رقابت کنند؛ چگونه از خود دفاع کنند؛ چه زمانی قدرت خود را نشان دهند و چه زمانی عقب‌نشینی کنند.

همچنین ممکن است یاد بگیرند برای رسیدن به خواسته‌های خود از روش‌هایی مانند شوخ‌طبعی، مذاکره، جلب حمایت دیگران یا حتی در برخی موارد، دستکاری و باج‌خواهی استفاده کنند.

این الگوها ممکن است در بزرگسالی نیز به شکل‌های متفاوتی ادامه پیدا کنند. برای مثال، فردی که در کودکی آموخته است برای حل اختلاف همیشه عقب‌نشینی کند، ممکن است همین الگو را در رابطه عاطفی خود نیز تکرار کند. در مقابل، کسی که در خانواده برای شنیده شدن مجبور بوده دائماً از خود دفاع کند، ممکن است در روابط بزرگسالی نیز بیش از اندازه حالت دفاعی داشته باشد.

البته این به معنای آن نیست که تجربه‌های کودکی سرنوشت قطعی روابط آینده ما را تعیین می‌کنند. بلکه شناخت این الگوها می‌تواند به ما کمک کند بفهمیم چرا در برخی موقعیت‌ها واکنش‌هایی نشان می‌دهیم که حتی خودمان نیز دلیل آن را به‌خوبی نمی‌دانیم.

جمع‌بندی؛ ما در شبکه‌ای از روابط زندگی می‌کنیم

شبکه اجتماعی هر انسان، بسیار گسترده‌تر از فهرست دوستان و اعضای خانواده اوست.

از نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین روابط گرفته تا یک احوالپرسی کوتاه با یک غریبه، از دوستی‌های واقعی تا رابطه یک‌طرفه با یک اینفلوئنسر، همه این ارتباط‌ها می‌توانند به شکلی متفاوت بر هویت، احساسات، تصمیم‌ها و کیفیت زندگی ما تأثیر بگذارند.

شناخت این تأثیرات چندلایه می‌تواند به ما کمک کند تا آگاهانه‌تر روابط خود را مدیریت کنیم و از ظرفیت‌های مختلف شبکه اجتماعی‌مان برای افزایش رضایت و بهزیستی روان‌شناختی بهره ببریم.

شاید مهم‌تر از همه این باشد که بدانیم هر یک از ما نیز بخشی از شبکه اجتماعی دیگران هستیم. ممکن است یک برخورد کوتاه، یک لبخند، یک گفت‌وگوی ساده یا حتی چند کلمه محبت‌آمیز، برای فردی که در آن لحظه با او روبه‌رو شده‌ایم، معنایی بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌کنیم داشته باشد.

ما هر روز بر زندگی دیگران تأثیر می‌گذاریم، همان‌طور که دیگران نیز بر زندگی ما اثر می‌گذارند؛ گاهی آگاهانه و گاهی بدون آنکه خودمان متوجه باشیم.

شاید توجه بیشتر به همین پیوندهای کوچک و بزرگ، بتواند زندگی اجتماعی ما را غنی‌تر، انسانی‌تر و معنادارتر کند.

کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان