عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ غار اسپهبد خورشید در سوادکوه و حدود ۱۰ کیلومتری پلسفید قرار دارد و از جاده فیروزکوه بهراحتی دیده میشود. این غار در درهای واقع شده که روزگاری یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی مرکز فلات ایران با طبرستان بوده؛ مسیری که هنوز هم آثار تاریخی فراوانی را در خود جای داده، اما بخشهایی از آن امروز زیر سایه فعالیت معادن قرار گرفته است.
روایتهای تاریخی میگویند هنگام حمله اعراب به طبرستان، اسپهبد خورشید، یکی از آخرین فرمانروایان ساسانی، خانواده و همراهانش را برای مقاومت به این غار منتقل کرد. او برای گردآوری نیرو از غار خارج شد، اما در غیابش، ساکنان غار بر اثر بیماری جان خود را از دست دادند؛ بیماریای که برخی منابع آن را ناشی از آلوده شدن آب و برخی دیگر نتیجه شرایط نامناسب بهداشتی میدانند. گفته میشود اسپهبد خورشید پس از آگاهی از مرگ خانوادهاش، دست به خودکشی زد.

تا سال ۱۳۹۹ هیچ کاوش علمی و منسجمی در این محوطه انجام نشده بود. با تشکیل پایگاه ملی غار اسپهبد خورشید، پژوهشهای باستانشناسی آغاز شد. نخستین کاوشها در محدودهای خارج از غار انجام گرفت؛ جایی که پیشتر بقایای یک چهارطاقی هنگام ساختوساز نمایان شده بود و مردم محلی آن را «سرمسجد» مینامیدند.
مهدی عابدینی، مدیر پایگاه ملی و سرپرست هیأت کاوش، میگوید کاوشها نشان داد این بنا یک آتشکده ساسانی بوده که حتی تا قرن چهارم هجری نیز همچنان مورد استفاده قرار داشته است. به گفته او، این موضوع با روایتهای تاریخی درباره روند تدریجی اسلامپذیری طبرستان همخوانی دارد و نشان میدهد این آتشکده تا مدتها تخریب یا هتک حرمت نشده است.

پس از ثبت ملی چهارطاقی سرمسجد، کاوشها به داخل غار منتقل شد. در بخش غربی غار، باستانشناسان با لایههای ضخیمی از آوار روبهرو شدند که بیش از هزار سال روی هم انباشته شده بود. حجم فراوان سفالهای کشفشده، نخستین سرنخها را از کاربری این مجموعه در اختیار پژوهشگران قرار داد.
به گفته عابدینی، نزدیک به ۹۹ درصد سفالهای بهدستآمده، ظروف ذخیره آذوقه بودهاند؛ موضوعی که نشان میدهد این مجموعه برای نگهداری مواد غذایی و آمادگی در شرایط محاصره طراحی شده و فرضیه کاربری دفاعی غار را تقویت میکند.
حفاریها در ادامه به کشفیات مهمتری انجامید. باستانشناسان بقایای یک کوره ذوب فلز را شناسایی کردند و در کنار آن شمشهای آهن، نوک پیکان، سرنیزه و نوک زوبین به دست آوردند.
نوک پیکانهای یافت شده

عابدینی میگوید در این بخش هیچ شمشیر یا خنجری کشف نشده است؛ زیرا این محل احتمالاً یک کارگاه تولید سلاح بوده، نه محل نگهداری آن. به گفته او، ذخیره آذوقه، انبار شمشهای آهن و تولید انبوه سلاحهای دوربرد، همگی نشان میدهد مدافعان غار خود را برای یک مقاومت طولانی آماده کرده بودند.
در کنار این یافتهها، ابزارهایی مانند پتک و کلنگ نیز کشف شد که نشان میدهد ساکنان غار همزمان مشغول توسعه و گسترش فضاهای داخلی بودهاند.
بررسیهای معماری نیز نشان داد غار تنها یک پناهگاه طبیعی نبوده است. عابدینی میگوید در ورودی غار دیواری دفاعی، دروازه و نیمبرجهایی وجود داشته که مهاجمان برای رسیدن به فضای داخلی ناچار بودند ابتدا از این استحکامات عبور کنند.
نمونهای از معماری داخل غار

امروز نیز دسترسی به بخشهای مختلف غار آسان نیست و باستانشناسان برای رسیدن به قسمتهای مرتفع از نردبان استفاده میکنند. در یکی از همین کاوشها، خمرهای شکسته با اثری از یک مهر کشف شد که اهمیت آن خیلی زود مشخص شد.
به گفته سرپرست هیأت کاوش، برای نخستین بار نام «طبرستان» به خط پهلوی ساسانی روی این مهر دیده شده است. او توضیح میدهد که در متون و کتیبههای ساسانی، این منطقه با نام «پدشخوارگر» شناخته میشد و مشاهده نام طبرستان روی این مهر، کشفی کمنظیر به شمار میرود.
اثر مهر کشف شده در غار اسپهبد خورشید

در پشت کارگاه فلزکاری، راهروها و اتاقهای تودرتویی کشف شد که احتمالاً نقش انبار را داشتهاند. پلکانهایی نیز به طبقات بالاتر و فضایی موسوم به شاهنشین راه پیدا میکردند. بررسیها نشان داد این مجموعه در چند مرحله ساخته شده و تاریخگذاری کربن ۱۴ نیز زمان ساخت آن را حدود سال ۶۵۰ میلادی تأیید کرد.
باستانشناسان همچنین آبانبارهای بزرگی را شناسایی کردند که از آب جاری در دل کوه پر میشدند. بررسی مسیر آب نشان داد این آب راهی به بیرون نداشته است؛ موضوعی که فرضیه آلوده شدن آب توسط مهاجمان را تضعیف میکند و احتمال نقش داشتن مشکلات بهداشتی یا فاضلاب را در شیوع بیماری افزایش میدهد.
در فصل بعدی کاوش، بخش شرقی غار بررسی شد. برخلاف بخش غربی، اینجا خبری از کارگاههای تولید سلاح نبود و در عوض تعداد زیادی سفالنوشته پهلوی به دست آمد. اما یکی از ارزشمندترین کشفیات، یک سرمهدان استخوانی بسیار ظریف بود.
عابدینی میگوید این ظرف محل نگهداری مواد آرایشی بوده و وجود آن با روایتهای تاریخی درباره حضور زنان و کودکان در غار همخوانی دارد. به گفته او، این اثر با ظرافت بسیار روی استخوان منبتکاری شده و روکشی از طلا نیز داشته است.
سرمهدان کشف شده با روکش طلا

این سرمهدان احتمالاً متعلق به زنی از طبقهای ممتاز بوده است. نمونهای کمنظیر از هنر ساسانی که قدیمیترین اثر شناختهشده منبت روی استخوان در مازندران به شمار میرود.
اما مهمترین کشف، سندی مکتوب از دوره ساسانی بود؛ سندی که به شکل اتفاقی در میان آوارها سالم باقی مانده است.
به گفته عابدینی، این سند یک سند اقتصادی است که تحویل کالا به انبار غار را ثبت کرده، هرچند هنوز بهطور کامل خوانده نشده و متخصصان در حال بازخوانی آن هستند. او همچنین تأکید میکند این قدیمیترین سند مکتوب شناختهشده در مازندران است که بر روی پارچه نوشته شده؛ زیرا در دوره ساسانی برای نگارش اسناد معمولاً از پارچههای مخصوص استفاده میشد، نه کاغذ.
سند مکتوب از دوره ساسانی

آنچه تاکنون از این سند مشخص شده، ثبت تحویل کالایی به وزن ۱۳۷ سیر است. باستانشناسان همچنین تکهای دیگر از پارچه ساسانی را نیز کشف کردهاند که نوشتهای روی آن وجود ندارد.
از دیگر یافتهها، قطعهای منبتکاریشده روی چوب با طرحی شبیه قلب یا برگ است که احتمال میرود بخشی از یک سازه یا شیء بزرگتر بوده باشد.
بخش زیادی از آثار کشفشده نیازمند مرمت فوری بود، اما شیب تند و دسترسی دشوار غار عملیات حفاظت را با مشکل روبهرو میکرد.
عابدینی میگوید در فصل نخست کاوش، با کمک کوهنوردان و دوستداران میراث فرهنگی، صدها کیلوگرم مصالح و صدها لیتر آب به ارتفاعات غار منتقل شد تا عملیات استحکامبخشی طاقها انجام شود. به گفته او، اگر این اقدامات صورت نمیگرفت، بخشهایی از سازه پس از خروج از زیر خاک در معرض ریزش قرار میگرفت.
با وجود همه این کشفیات، غار اسپهبد خورشید همچنان با تهدیدی جدی روبهروست؛ فعالیت معادن در اطراف و حتی حریم این اثر تاریخی.
عابدینی میگوید بر اساس تصمیمهای اتخاذشده، قرار است معادن روبهروی غار پس از پایان اعتبار مجوزهایشان بهصورت پلکانی تعطیل شوند و مجوز جدیدی برای آنها صادر نشود؛ روندی که از سال ۱۴۰۶ آغاز خواهد شد.
هرچند تاکنون برخی معادن تعطیل یا جابهجا شدهاند، اما هنوز فعالیت تعدادی از آنها ادامه دارد. اکنون این پرسش مطرح است که آیا یکی از مهمترین محوطههای ساسانی ایران و محل رقم خوردن واپسین فصل حکومت ساسانیان، همچنان باید در معرض تهدید معدنکاوی و تخریب منظر تاریخی باقی بماند؟
غار اسپهبد خورشید نهتنها یکی از شاخصترین آثار دوره ساسانی در ایران، بلکه یکی از معدود محوطههایی است که از زمان ویرانی آن تاکنون تقریباً دستنخورده باقی مانده و همچنان ظرفیت کشف بخشهای ناشناختهای از تاریخ ایران را در دل خود حفظ کرده است.