فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۶۶۴۱۹
تاریخ انتشار: ۱۶:۲۱ - ۲۱-۰۳-۱۴۰۴
کد ۱۰۶۶۴۱۹
انتشار: ۱۶:۲۱ - ۲۱-۰۳-۱۴۰۴
باب دوم حکایت سی و سوم

با سعدی در گلستان : گلِ سرخش چو عارضِ خوبان / سنبلش همچو زلفِ محبوبان (+صدا)

با سعدی در گلستان :  گلِ سرخش چو عارضِ خوبان / سنبلش همچو زلفِ محبوبان (+صدا)
پادشاهی به حکمِ زیارت به نزدیک وی رفت و گفت: اگر مصلحت بینی به شهر اندر، برای تو مُقامی بسازم که فَراغِ عبادت از این به دست دهد و دیگران هم به برکت اَنفاس شما مُسْتَفید گردند و به صَلاح اعمال شما اقتدا کنند.
این حکایت را با خوانش مهرداد خدیر بشنوید
عصر ایران ــ یکی از مُتَعَبِّدان در بیشه زندگانی کردی و برگِ درختان خوردی. پادشاهی به حکمِ زیارت به نزد وی رفت و گفت: اگر مصلحت بینی به شهر اندر، برای تو مُقامی بسازم که فَراغِ عبادت از این به دست دهد و دیگران هم به برکت اَنفاس شما مُسْتَفید گردند و به صَلاح اعمال شما اقتدا کنند.
 
  زاهد را این سخن قبول نیامد و روی برتافت. یکی از وزیران گفتش: پاسِ خاطر ملِک را روا باشد که چند روزی به شهر اندر آیی و کیفیّتِ مکان معلوم کنی، پس اگر صفایِ وقتِ عزیزان را از صحبتِ اَغیار کدورتی باشد، اختیار باقی است. آورده‌اند که عابد به شهر اندر آمد و بستان‌سرای خاصِّ ملک را بدو پرداختند، مُقامی دلگشای، روان‌آسای.
 
گلِ سرخش چو عارضِ خوبان
سنبلش همچو زلفِ محبوبان
 
همچنان از نهیب بَرْدِ عَجوز
شیر ناخورده طفلِ دایه هنوز
 
وَ اَفاِنین عَلَیْها جُلَّنار
عُلِّقَتْ بِالشَّجَرِ الاَخْضَرِ نار
 
ملِک در حال، کنیزکی خوبروی پیش فرستاد؛
 
ازین مه‌پاره‌ای، عابد فریبی
ملایک صورتی، طاووس زیبی
 
که بعد از دیدنش صورت نبندد
وجودِ پارسایان را شکیبی
 
همچنین در عقبش غلامی بدیع‌الجمال، لطیف‌الاعتدال:
 
هَلَکَ النّاسُ حَوْلَهُ عَطَشاً
وَ هْوَ ساقٍ یَرَیٰ وَ لاٰ یَسْقی
 
دیده از دیدنش نگشتی سیر
همچنان کز فرات، مُسْتَسْقی
 
  عابد طعام‌های لذیذ خوردن گرفت، و کسوت‌هایِ لطیف پوشیدن و از فَواکه و مَشموم و حَلاوات تمتّع یافتن و در جمالِ غلام و کنیزک نظر کردن و خردمندان گفته‌اند: زلفِ خوبان زنجیرِ پایِ عقل است و دامِ مرغِ زیرک.
 
در سرِ کارِ تو کردم و دل و دین با همه دانش
مرغِ زیرک به حقیقت منم امروز و تو دامی
 
  فی‌الجمله دولتِ وقتِ مجموع به روزِ زوال آمد. چنان که شاعر گوید:
 
هر که هست از فقیه و پیر و مرید
وز زبان‌آورانِ پاک نَفَس
 
چون به دنیایِ دون فرود آید
به عسل در بماند پایِ مگس
 
  بار دیگر ملِک به دیدن او رغبت کرد. عابد را دید از هیأتِ نخستین بگردیده و سرخ و سپید بر آمده و فربه شده و بر بالشِ دیبا تکیه زده و غلام پری‌پیکر به مرْوَحهٔ طاووسی بالای سر ایستاده؛
 
  بر سلامتِ حالش شادمانی کرد و از هر دری سخن گفتند، تا ملک به انجام سخن گفت: چنین که من این هر دو طایفه را دوست دارم در جهان کس ندارد یکی علما و دیگر زُهّاد را.
 
  وزیرِ فیلسوفِ جهاندیدهٔ حاذق که با او بود گفت: ای خداوند! شرطِ دوستی آن است که با هر دو طایفه نکویی نکنی، عالمان را زر بده تا دیگر بخوانند و زاهدان را چیزی مده تا زاهد بمانند.
 
خاتونِ خوب‌صورتِ پاکیزه‌روی را
نقش و نگار و خاتمِ پیروزه گو مباش
 
درویشِ نیک‌سیرتِ پاکیزه‌خوی را
نانِ رِباط و لقمهٔ دریوزه، گو مباش
 
تا مرا هست و دیگرم باید
گر نخوانند زاهدم، شاید

تمام حکایت های گلستان سعدی را با متن و صدا اینجا بخوانید و بشنوید

ارسال به دوستان
captcha
جنگنده‌ها با چه سرعتی از ناو هواپیمابر تیک‌آف می‌کنند؟ چرا لاستیک درگستر هنگام شتاب‌گیری چروک می‌شود؟ آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد عوارض خطرناک مصرف زیاد پروتئین در بدن/ میزان پروتئین مورد نیاز بدن هر انسان چقدر است؟ اقیانوس چقدر می تواند رعب آور باشد؟ 10 واقعیت تکان دهنده از اعماق ناشناخته زمین چهره ترسناک و متفاوت خورشیدگرفتگی از خارج از کره زمین! (+عکس) چرا کولر خودرو بوی نا و رطوبت می‌دهد؟ ۴ ادویه محبوب که یبوست را درمان می‌کند آینه‌ای که دروغ می‌گوید؛ وقتی فیزیک و هوش مصنوعی می‌توانند قوانین انعکاس نور را بشکنند تعجب ریاضیدانان از حل یک مسئله ریاضی توسط یک پزشک چینی با کمک ChatGPT! معنای واقعی جمله مشهور نیچه: «آنچه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌کند» چند افسر انگلیسی در سیستان و بلوچستان و در ایام جنگ جهانی اول (عکس) دستگیری مأمور قلابی در آذربایجان شرقی مشاوران ترامپ وارد اسرائیل شدند دنیاگیری خاموش در کودکان دنیا به‌سرعت رو به افزایش است