دوستان دشمن گرفتن هرگزت عادت نبود / جز در این نوبت که دشمن دوست میپنداشتی
کد خبر: ۱۱۷۰۸۲۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
باب چهارم حکایت دوازدهم
خطیب اندر این لَختی بیندیشید و گفت: این مبارک خواب است که دیدی که مرا بر عیب خود واقف گردانیدی. معلوم شد که آوازِ ناخوش دارم و خلق از بلند خواندنِ من در رنج. توبه کردم کز این پس خطبه نگویم مگر به آهستگی.
کد خبر: ۱۱۷۰۶۴۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۲۹
چه شکر گویمت ای باد مشکبوی وصال / که بوستان امیدم بخواست پژمردن
کد خبر: ۱۱۷۰۲۷۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۲۴
شعر روز
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی / شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
کد خبر: ۱۱۶۹۴۵۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۲۰
باب چهارم حکایت یازدهم
منجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود
کد خبر: ۱۱۶۷۱۳۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۲۴
باب چهارم حکایت دهم
یکی از شعرا پیشِ امیرِ دزدان رفت و ثَنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه از او بَرکنَند و از ده به در کنند. مسکین برهنه به سرما همیرفت. سگان در قفایِ وی افتادند.
کد خبر: ۱۱۶۷۱۳۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۱۹
باب چهارم حکایت نهم
در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایانِ این محلّتم؛ وصفِ این خانه چنان که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایهٔ منی!
کد خبر: ۱۱۶۷۱۲۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۱۷
با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی / ما خود شکستهایم چه باشد شکست ما
کد خبر: ۱۱۶۵۷۸۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
شعر روز
غم دل با تو نگویم که نداری غم دل / با کسی حال توان گفت که حالی دارد
کد خبر: ۱۱۶۴۲۹۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۳۰
باب چهارم حکایت هشتم
تنی چند از بندگانِ محمود گفتند حسنِ میمندی را که: سلطان امروز تو را چه گفت در فلان مصلحت؟ گفت: بر شما هم پوشیده نباشد. گفتند: آنچه با تو گوید، به امثالِ ما گفتن روا ندارد. گفت: به اعتمادِ آن که داند که نگویم، پس چرا همیپرسید؟
کد خبر: ۱۱۶۳۲۸۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
باب چهارم حکایت هفتم
یکی را از حکما شنیدم که میگفت: هرگز کسی به جهلِ خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد، هم چنان ناتمام گفته، سخن آغاز کند.
کد خبر: ۱۱۶۳۲۸۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۰۳
باب چهارم حکایت ششم
سَحْبانِ وائِل را در فصاحت بینظیر نهادهاند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی.
کد خبر: ۱۱۶۳۲۸۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۲۷
دوست دارم که کست دوست ندارد جز من / حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
کد خبر: ۱۱۶۲۹۲۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۲۴
شعر روز
حیف است از آن دهن که تو داری جواب تلخ / وآن سینه سفید که دارد دل سیاه
کد خبر: ۱۱۶۱۲۲۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۷
شعر روز
عکس: بانویی در حال بوییدن گل؛ دوره صفوی ؛ محل نگهداری موزه فریر گالری واشنگتن/ Woman with a Spray of Flowers, circa 1575 AD-
کد خبر: ۱۱۶۰۱۳۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۳
سعدیا با یار عشق آسان بُود / عشق باز اکنون که یار از دست رفت
کد خبر: ۱۱۵۹۸۵۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۲
آهنگ دراز شب رنجوری مشتاق / با آن نتوان گفت که بیدار نباشد
کد خبر: ۱۱۵۸۴۴۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۰۶
سعدی با پایبندی به فرهنگ دیرپای ایرانی و موازین ارزشمند اسلامی در پی احیای جامعهای انسانی و اخلاقی بود که در آن حقوق و تکالیف تمام طبقات اجتماعی رعایت شده و در سایه آن، جامعه با تکیه بر وفق و مدارا، از زیر آوار ویرانی، ققنوسوار برمیخیزد و صفحهای تازه از حیات خود را ورق میزند.
کد خبر: ۱۱۵۷۵۳۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۰۱
شعر روز
اول اردیبهشتماه، روز بزرگداشت سعدی است.
کد خبر: ۱۱۵۷۴۵۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۰۱
پیام دادم و گفتم بیا خُوشم میدار / جواب دادی و گفتی که من خُوشم بیتو
کد خبر: ۱۱۵۷۱۳۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۱/۳۱