فیلم بیشتر »»
کد خبر ۸۸۶۲۶۹
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۹ - ۲۳-۰۱-۱۴۰۲
کد ۸۸۶۲۶۹
انتشار: ۱۳:۰۹ - ۲۳-۰۱-۱۴۰۲

رژیم رضاشاه چگونه رژیمی بود؟

رژیم رضاشاه چگونه رژیمی بود؟
  سکوت رضایت‌آمیز طبقات سنتی و به خصوص روحانیت (که از امکان صدور فتوای جهاد علیه نیروی اشغال‌گر خارجی برخوردار بود) نسبت به سرنگونی رضاشاه به دست اشغال‌گران خارجی، تاوان سیاست سرکوب‌گرانه‌ای بود که رضاشاه در قبال طبقات سنتی در پیش گرفته بود.

  عصر ایران؛ هومان دوراندیش - در اواخر دورۀ قاجاریه، جامعۀ ایران با پیامدهای مهلک جنگ جهانی اول دست‌ و پنجه نرم می‌کرد. بنا بر مشهور، در سال 1297 حدود یک‌چهارم از جمعیت مناطق شمالی ایران در اثر قحطی سخت ناشی از جنگ جهانی، جان خود را از دست دادند.

  بی‌کفایتی حکومت مرکزی در کنار عواقب وخیم جنگ جهانی برای جامعۀ ایران، سبب شکل‌گیری آرمان تأسیس "حکومت قوی و کارآمد" در اندیشۀ اکثر روشنفکران و ملی‌گرایان ایرانی شده بود. در چنین شرایطی، رضاخان سردارسپه به تالار سیاست در جامعۀ ایران گام نهاد.

  ورود نظامیان غالبا با انگیزه‌های طبقاتی، صنفی، منطقه‌ای، عقیدتی و شخصی صورت می‌گیرد. رضاخان هم با انگیزه‌های شخصی (جاه‌طلبی) و عقیدتی (ناسیونالیسم) از هیات رجلی نظامی به کسوت رجلی نظامی-سیاسی درآمد.

  ورود رضاخان به عالم سیاست، فاقد انگیزۀ طبقاتی بود؛ چراکه سردارسپه نمایندۀ هیچ یک از طبقات اجتماعی ایران نبود. این امر موجب شکل‌گیری خصلت بناپارتیستی دولت رضاشاه شد؛ بدین معنا که رژیم رضاشاه در استقلال از طبقات اجتماعی ایران به سر می‌برد و به همین دلیل هم موفق شد "گروه‌های قدرت قدیم" را کم و بیش به ورطۀ زوال بیفکند.

دولت رضاشاه در آغاز، به یک معنا، مصداقی از "دولت ضعیف" بود؛ زیرا به علت همان خصلت بناپارتیستی‌اش فاقد رابطۀ ارگانیک با طبقات و نیروهای اجتماعی بود. به عبارت دیگر، رژیم رضاشاه در بدو امر مبتلا به نوعی "بی‌پایگی اجتماعی" بود.

رژیم رضاشاه چگونه رژیمی بود؟

  مهم‌ترین طبقات اجتماعی ایران تا پیش از به قدرت رسیدن رضاشاه، عبارت بودند از: روحانیت، ملّاکین، خوانین و رؤسای ایلات و عشایر، بورژوازی سنتی (بازرگانان).

  اصلاحات رضاشاه قدرت اقتصادی و سیاسی روحانیان و رؤسای ایلات و عشایر را به شدت تضعیف کرد. قدرت اقتصادی و بویژه قدرت سیاسی بورژوازی سنتی هم در دوران حکومت رضاشاه در مقایسه با دورۀ انقلاب مشروطه  تضعیف شد. قدرت سیاسی زمین‌داران نیز در دوران رضاشاه تحلیل رفت ولی قدرت اقتصادی آنان اگرچه افزایش نیافت با کاهش چشمگیر هم مواجه نشد.

  با اینکه حدود نیمی از نمایندگان مجالس شورا در در دوران حکومت رضاشاه برخاسته از خانواده‌های اشراف زمین‌دار بودند، اما ماهیت مسخ‌شدۀ مجلس در رژیم رضاشاه، مانع از برخورداری اشرافیت زمین‌دار از قدرت سیاسی واقعی می‌شد.

  استقلال دولت رضاشاه از نیروهای اجتماعی، ناشی از تعادل طبقاتی‌یی بود که خود محصول عدم تفوق هر یک از نیروهای اجتماعی رقیب و معارض در جریان انقلاب مشروطه بود.

  در دوران رضاشاه به تدریج طبقۀ حاکمۀ جدیدی در ایران شکل گرفت که متشکل از نظامیان، دیوان‌سالاران مدرن و پاره‌ای از روشن‌فکران بود.

  البته ارتش ایران در آن دوره متشکل از گروه‌های نوخاسته‌ای بود که مستقل از اشرافیت زمین‌دار عصر قاجار بودند اما نظامیان به تدریج با تصرف و تصاحب املاک و اراضی گسترده، بخش قابل توجهی از طبقۀ زمین‌دار ایران را تشکیل دادند.

  رضاشاه خود نیز در صدر سایر نظامیان به یکی از زمین‌داران بزرگ ایران بدل شد ولی با این حال، رژیم او "رژیم زمین‌داران" نبود؛ چراکه سیاست‌های او نه تنها قدرت سیاسی زمین‌داران را تضعیف کرد، بلکه معطوف به ایجاد و تقویت بورژوازی مدرن (مالی و صنعتی) و طبقۀ متوسط جدید بود.

  در واقع همان‌گونه که کارل مارکس رژیم بناپارتی را در نهایت شکلی از حکومت طبقاتی و مدافع منافع بورژوازی فرانسه می‌دانست، رژیم بناپارتی رضاشاه نیز در تحلیل نهایی مدافع منافع طبقات مذکور (بورژوازی مدرن و طبقۀ متوسط جدید) بود.

 در دوران حکومت رضاشاه، بودجۀ ارتش معمولا یک‌سوم کل بودجۀ کشور را تشکیل می‌داد اما این رقم در سال 1310 به 47 درصد رسید. در سال 1300 خورشیدی، دانشکدۀ افسری در ایران تاسیس شد و تا سال 1320، شمار نظامیان از 40 هزار نفر به 150 هزار نفر رسید.

 با اینکه رضاشاه معتقد بود «هر مملکتی رژیمی دارد، رژیم ما هم یک‌نفره است»، اما تکیه‌زدن وی بر عالی‌ترین مسند قدرت، ورود غیرمستقیم نظامیان به عرصۀ سیاست را نیز در پی داشت؛ به نحوی که فرماندهان ارتش در ادارۀ امور بسیاری از استان‌ها بر مقامات غیرنظامی تفوق یافتند.

رژیم رضاشاه چگونه رژیمی بود؟

  به رغم تاثیرگذاری قابل توجه نظامیان بر مناسبات سیاسی و نیز برقراری حکومت نظامی در بسیاری از مناطق عشایری، با این حال رژیم رضاشاه "رژیم نظامیان" نیز نبود؛ چراکه اولا ارتش به صورت غیرمستقیم قدرت سیاسی را در دست داشت، ثانیا حکومت رضاشاه مبتنی بر "کابینۀ نظامی" نبود.

  نقش سیاسی باواسطۀ ارتش در رژیم رضاشاه، ناشی از ساخت پاتریمونیال ارتش ایران بود؛ بدین معنا که سلطۀ رضاشاه بر ارتش مانع از استقلال عمل نظامیان می‌شد.

  به هر حال رضاشاه در صدد بود طبقات جدیدی را به عنوان مبنای اجتماعی رژیم سیاسی خویش جایگزین طبقات سنتی سازد اما در فاصلۀ سال‌های 1304 تا 1320 موفق نشد چنان پایۀ اجتماعی محکمی برای حکومت خود فراهم سازد که مانع از سرنگونی‌اش به دست متفقین گردد یا لااقل نیروی خارجی را در ورود به خاک ایران به تردید و تأمل وادارد.

  در واقع باید گفت که توصیف ساموئل هانتینگتون از رژیم محمدرضاشاه ("رژیم سست‌بنیان") در مورد رژیم رضاشاه نیز صادق است.

  سکوت رضایت‌آمیز طبقات سنتی و به خصوص روحانیت (که از امکان صدور فتوای جهاد علیه نیروی اشغال‌گر خارجی برخوردار بود) نسبت به سرنگونی رضاشاه توسط اشغال‌گران خارجی، تاوان سیاست سرکوب‌گرانه‌ای بود که رضاشاه در قبال طبقات سنتی در پیش گرفته بود.

 

 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: رضاشاه ، طبقات جدید
ارسال به دوستان
captcha
بیشترین درآمد خالص کارکنان در میان کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی چطور برای رقابت ۲ میلیاردی FC26 آماده شویم؟ منظره دیده نشده از داخل «سفارت آلمان» در قلهک تهران و در عصر قاجار آمریکا؛ بنزین 4.5 و گازوئیل 6.5 دلار شد از استیو جابز تا ساتیا نادلا؛ مدیران چگونه به سرمایه شرکت‌ها تبدیل می‌شوند؟ موارد ممنوعه داخل کابین هواپیما را بشناسید! آلو خشک را صبح بخوریم یا شب؟؛ بهترین زمان برای رفع یبوست و بهبود گوارش آخرین وضعیت بازار رمزارزها در جهان/سرمایه به صندوق‌های بیت‌کوین بازگشت چگونه مدیران ایرانی بدون گرفتاری در حاشیه، اعتبار حرفه‌ای بسازند؟ حکم قصاص نامادری حلما ۱۱ ساله تأیید شد؛ شمارش معکوس برای اجرای حکم در رویداد «متا کانکت ۲۰۲۶» منتظر چه فناوری‌هایی باشیم؟ وقتی قالیباف به زبان آمریکایی‌ها توییت می‌زند استقرار ۲۰۰ برج در پهنه گسل‌های فعال تهران هاکوپیان، سفیر عراق در آمریکا شد ریزش ۱۵۰ هزار واحدی بورس امروز ۲۹ شهریور / شاخص هم‌وزن سقوط کرد