فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۱۴۳۰۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۴۱ - ۲۲-۰۳-۱۳۹۷
کد ۶۱۴۳۰۴
انتشار: ۰۸:۴۱ - ۲۲-۰۳-۱۳۹۷

سروش دباغ: «تنهایی» شرط لازم و ضروری بروز آزادی است

سروش دباغ: «تنهایی» شرط لازم و ضروری بروز آزادی است
مراد شوپنهاور از « آزادی»، آزادی در معنای اگزیستانسیلِ کلمه و نه سیاسیِ آن است. کانت می گفت هر چه انسان، ارادۀ آزاد خود را بیشتر به منصۀ ظهور برساند و اعمال کند، « انسان تر» است؛ ارادۀ آزادی که در تلائم با آزادی فلسفی و وجودی است و مقوم انسانیت. به نزد شوپنهاور، تنهاییِ عمیق وجودی، شرط لازم بروز و ظهور آزادی است، آزادی ای که قوام بخشِ انسان بودن و خوشبختی است.

سروش دباغ اخیرا در صفحه شخصی خود بحثی را در خصوص «تنهایی» از کتاب «در باب حکمت زندگی»، نوشتۀ آرتور شوپنهاور ارائه کرده است که درادامه گزیده ای از آن ارائه می شود:

«هر کس فقط وقتی که تنهاست می تواند آنگونه که خود هست، باشد. پس هر کس تنهایی را دوست نمی دارد، دوستدار آزادی هم نیست، زیرا فقط در تنهایی آزادیم. اجبار، ملازم جدایی ناپذیر هر جمع است. هر جمعی از افراد خود می خواهد که از فردیت خود صرف نظر کنند...هر کس فقط می تواند با خود در هماهنگی کامل باشد نه با دوست یا همسر خود، زیرا تفاوت های فردی و مزاجی هر چند اندک باشند، همواره به ناهماهنگی منجر می شوند. آرامش عمیق و حقیقی دل و راحت تمام عیار روح، که بعد از نعمت سلامت، بالاترین نعمت روی زمین است، فقط در تنهایی قابل دسترسی است...هر کس که فقط به خود وابسته است و می تواند به خود قناعت کند، باید انسان خوشبختی باشد».

این فقراتِ نغز روح نواز، متعلق به فصل پنجمِ اثر گرانسنگِ« در باب حکمت زندگی»، نوشتۀ آرتور شوپنهاور است که توسط محمد مبشری به فارسی برگردانده شده. نسبت میان « تنهایی» و « آزادی» در این فقرات به نیکی توسط شوپنهاور کاویده شده؛ روشن است که مراد وی از « آزادی»، آزادی در معنای اگزیستانسیلِ کلمه و نه سیاسیِ آن است. کانت می گفت هر چه انسان، ارادۀ آزاد خود را بیشتر به منصۀ ظهور برساند و اعمال کند، « انسان تر» است؛ ارادۀ آزادی که در تلائم با آزادی فلسفی و وجودی است و مقوم انسانیت. به نزد شوپنهاور، تنهاییِ عمیق وجودی، شرط لازم بروز و ظهور آزادی است، آزادی ای که قوام بخشِ انسان بودن و خوشبختی است.

« حیات نشئه تنهایی است». این سخن سپهری، در تناسب با تحققِ آرامش حقیقی و تمام عیار روح است که به روایت شوپنهاور در تنهایی معنوی محقق می شود؛ تنهایی ای که پس از سلامتی، بالاترین نعمت است و با قناعت کردنِ به خود و« اطفای تموجات ذهنی» و گوش سپردن به صدای هستی و تجربه کردنِ حیرت و سکوت و خاموشی در ژرفای ضمیر در می رسد، که: « این خاموش، آن خاموش، خاموشی گویا شده بود/ آن پهنه چه بود، با میشی، گرگی همپا شده بود/ نقش صدا کم رنگ/ نقش ندا کم رنگ/ پرده مگر تا شده بود؟».

به میزانی که سالک مدرن با تنهایی معنوی مانوس است و « هجوم خالی اطراف» را تجربه و مزه مزه می کند، آرامش و سکینه و طمانینه را نصیب می برد؛ طمانینه ای که در احوال و گفتار و رفتارش ریزش می کند، به نحوی که دیگران هم آنرا حس می کنند و می چشند و بوی خوش آنرا می شنوند، که:

در درونشان صد قیامت نقد هست
کمترین آنکه شود همسایه مست

برچسب ها: سروش دباغ ، تنهایی
ارسال به دوستان
captcha
حملات هوایی اسرائیل به لبنان کارخانه در دل ناو جنگی؛ پرینترهای سه‌بعدی سلاح‌های جنگی را در دل طوفان می‌سازند(+عکس) فرهنگ، پادگان نیست کوچک شدن مرکز حافظه مغز در افراد افسرده ترامپ: از توافق این سه کشور بسیار خوشحالم روزنامه جمهوری اسلامی: جنگ را تا کی و کجا باید ادامه دهیم؟ دانشمندان ژاپنی با حذف کروموزوم Y جنسیت جنین‌های نر موش را به ماده تبدیل کردند حضور اروپایی‌ها در مهرآباد تهران برای تماشای «شکار با قوش» در دوران قاجار(عکس) جنگنده‌ها با چه سرعتی از ناو هواپیمابر تیک‌آف می‌کنند؟ چرا لاستیک درگستر هنگام شتاب‌گیری چروک می‌شود؟ آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد عوارض خطرناک مصرف زیاد پروتئین در بدن/ میزان پروتئین مورد نیاز بدن هر انسان چقدر است؟ اقیانوس چقدر می تواند رعب آور باشد؟ 10 واقعیت تکان دهنده از اعماق ناشناخته زمین چهره ترسناک و متفاوت خورشیدگرفتگی از خارج از کره زمین! (+عکس) چرا کولر خودرو بوی نا و رطوبت می‌دهد؟