فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۵۹۱۵۲
تاریخ انتشار: ۲۱:۲۹ - ۰۴-۱۲-۱۳۹۱
کد ۲۵۹۱۵۲
انتشار: ۲۱:۲۹ - ۰۴-۱۲-۱۳۹۱

ارتباط غني‌سازي در نطنز و "ظهور" از نظر آيت‌الله خوشوقت

  جهان - "فاطمه کاشانی" همسر شهید مصطفي احمدی‌روشن که از شاگردان مرحوم آيت‌الله عزيزالله خوشوقت بوده است در گفت‌وگويي با بيان خاطراتي از آن شهيد گفت: «فشار کاری برای ایشان خیلی سخت بود؛ آقا مصطفی را که می‌دیدی، همیشه چشمانش خسته بود و قرمز، ولی هیچ وقت عصبانی و اخمو نبود و با آن خستگی وقتی 12 شب می‌رسید خانه، می‌خندید. مشکلات را که اصلاً وارد منزل نمی‌کردند، حتی موفقیت‌هایشان را هم خیلی سخت بروز می‌دادند.»
 
وي افزود: «آقا مصطفی این خستگی‌ها را برای هدفی بالاتر تحمل کردند؛ مسیر تهران ـ نطنز را اگر انسان هفته‌ای یک بار تردد کند، خیلی خسته‌کننده خواهد بود. آقا مصطفی هفته‌ای دو یا سه بار این مسیر را می‌رفت و برمی‌گشت. تمام اینها سختی دارد. روزه‌گرفتن در سایت نطنز هم خیلی سخت بود؛ هوا آن‌قدر گرم می‌شد که لب‌ها ترک برمی‌داشت و خون می‌آمد و اگر در زمین سایت می‌ایستادی، به قول مصطفی کله آدم زیر آفتاب جوش می‌آورد. همه اینها نشان‌دهنده سختی‌های ایشان بود ولی هیچ وقت از سختی‌ها نمی‌گفتند و این چیزها را که می‌گویم، خیلی کوتاه اشاره می‌کردند.»
 
همسر شهيد احمدي‌روشن ادامه داد: «این وضعیت برای خانواده هم سخت بود. من گلایه می‌کردم ولی مصطفی با وجهه خندانش سخت‌ترین مشکلات را آسان می‌کرد و من تحمل می‌کردم، اما هیچ وقت مانع ایشان برای انجام وظیفه‌شان نشدم. می‌دانستم که کارهای سایت هیچ وقت تمامی ندارد. این چند سال آخر نمودار کاری ایشان صعودی بود. برخی مواقع آقا مصطفی را سه هفته می‌شد که پیدا نمی‌کردیم؛ شاید یک روز جمعه و کوتاه می‌توانستیم ببینیمش. وقتی شکایت و گلایه می‌کردم، می‌گفت این کار را انجام بدهم، بیرون می‌آیم. دروغ هم نمی‌گفتند، آن کار را انجام می‌دادند، کاری دیگری بهشان پیشنهاد می‌شد و این سیستم ادامه داشت‌ ولی وقتی دل نگرانی آقا را برای سایت می‌گفتند، برای بنده هم این دل‌نگرانی آقا مهم بود.»
 
وي در توضيح علت عدم گلايه‌اش از فشار کار همسر شهيدش گفت: «وقتی می‌گفتند کارهایی که کردم را باید به سرانجام برسانم، قانع می‌شدم؛ یک بار پیش آیت‌الله خوشوقت رفته بودند و از آیت‌الله خوشوقت پرسیده بودند که "ظهور چقدر نزدیک است؟" آقای خوشوقت فرموده بودند "این بستگی به این دارد که شما در نطنز چه کار می‌کنید".»
 
خانم کاشاني گفت: « یک بار که خیلی گلایه کردم، مصطفی فرمایش‌هاي آقای خوشوقت را گفت، من دیگر گلایه هم نکردم چون احساس می‌کردم اگر بخواهم جلویش را بگیرم گویی که جلوی امام زمان(ع) ایستادم. نمی‌گویم این حرف قطعی است اما به نظرم مملکت باید اصلاح بشود تا مصلح بیاید.»

ارسال به دوستان
captcha
قطر: وضعیت فعلی خاورمیانه مانند یک زلزله سیاسی و امنیتی است سامانه بارشی در ارتفاعات تهران فعال شد؛ هشدار به گردشگران و عشایر انواع کانکتورهای USB ؛ آیا Micro-B و USB-B را می شناسید (اینفوگرافیک) بازی‌های آسیایی ناگویا با بیش از ۱۱ هزار ورزشکار؛ رکوردی بالاتر از پاریس قیمت موبایل پس از بازگشایی ثبت‌سفارش تا ۲۰ درصد کاهش یافت چرا بعد از گریه کردن احساس بهتری پیدا می‌کنیم؟ گفت‌وگوی السیسی و رئیس سیا درباره آتش‌بس غزه و توافق ایران دبیر جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان: میناب جان ایران است چرا اسرائیل از نفوذ ترکیه در سوریه نگران است؟ قرائت پیام مقام معظم رهبری بر مرقد رهبر شهید همزمان با هفته دفاع مقدس سایه هیتلر بر انتخابات آلمان/ حزبی که مخالف حمایت از اوکراین است شنیده شدن صدای انفجار در اربیل عراق قشقاوی: الزام درج نام کامل «خلیج فارس» در اسناد و مذاکرات تصویب شد گشایش مسیر شمال به غرب بزرگراه یادگار امام پس از ۱۴ سال توقف پخش بی سر و صدای فیلمی با بازی رضا عطاران و نوید محمدزاده