
یک روشنفکر بحرینی در سخنرانی خود در نشست امنیتی بحرین در منامه بدون در نظر گرفتن شرایط داخلی این کشور محتوای اصلی سخنرانی خود را به حمله به ایران اختصاص داد.
به گزارش
عصر ایران " انور عبدالرحمان " سردبیر روزنامه اخبار الخلیج در سخنرانی خود در نشست امنیتی بحرین با ادعای اینکه ایرانیان ریشه های فرهنگ عرب را در تاریخ خود انکار می کنند ، مدعی شد : دین رسمی این کشور اسلام است که این دین ریشه عربی دارد ، الفبای رسمی این کشور برگرفته از رسم الخط عربی است و 60 درصد از قواعد زبان فارسی برگرفته از عربی است با این حال آنها به ظاهر نسبت به منافعی که از فرهنگ عرب گرفته اند ، کور هستند."
وی در حالی بر ریشه عربی دین اسلام تاکید دارد که بر اساس تعالیم همین دین ، اسلام ریشه الهی دارد و مبعوث شدن حضرت محمد (ص) در میان اعراب دوران جاهلیت بدین خاطر بود که اگر پیامبری از قومی دیگر مبعوث می شد ، تعصبات عربی آن دوران مانع از گرویدن آنان به اسلام می شد ( الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا - سوره توبه آیه 97 ). این در حالی است که سایر ملل جهان ، از قید چنین تعصبات جاهلانه ای آزاد بودند و توانایی پذیرش دین الهی را فارغ از عصبیت های جاهلی داشتند.
در حال حاضر هم به نظر می رسد، تفکرات دوران جاهلیت ، هنوز در میان برخی از افراد این قوم ولو آن که معروف به " روشنفکر" هم باشند ، وجود دارد به گونه ای که دین آسمانی حضرت محمد (ص) را به یک دین عربی تقلیل می دهند و از این زاویه بدان می نگرند!
ادعای عبدالرحمان در باره زبان عربی هم حالی است که بنا به شواهد تاریخی غیر قابل انکار این ایرانیان بودند که قواعد و دستور زبان عربی را تدوین کردند و اعراب تا قبل از اسلام ایرانیان ، اساساً دستور زبان نداشتند و خود این شخص هم بر اساس قواعد تدوین شده ایرانیان ، حرف می زند و می نویسد.
این نویسنده عرب درباره این ادعا که "ایران از فرهنگ عربی منافعی گرفته است" نیز دچار سوء فهم شده و همچنان کوشیده از کیسه اسلام به نفع اعراب هزینه کند. ایرانیان اگر نفعی گرفته اند ، از اسلام گرفته اند نه از فرهنگ عربی که تا پیش از اسلام ، در جاهلیت هایی مانند زنده به گور کردن دختران و بت پرستی غرق بود ولی در همان دوران ، زنان در ایران منزلت داشتند و مردمان ایران همگی یکتاپرست بودند.
ایرانی ها ، در طول تاریخ ، صرفاً با دین مبین اسلام تعامل دو سویه و تعالی بخش داشتند نه با اعراب به صرف عرب بودن و فرهنگ عربی شان.
در دوران معاصر نیز این ایرانی ها بودند که برای اعراب هزینه کردند و در حالی که سران عرب راه خیانت به سرزمین اسلامی - عربی فلسطین را در پیش گرفته بودند ،ایرانی ها با همدلی با مردم مسلمان عرب ، بحث فلسطین را احیا کردند و مقاومت را سر و شکلی دوباره دادند.
این روشنفکر بحرینی در ادامه اظهارات خود با اشاره به تاریخ طولانی ایران مدعی شد که در دوران قبل از اسلام به دلیل انحصار دانش آموزی در طبقه اشراف ، مشارکت این کشور در روند علم و پزشکی جهانی و سایر علوم در حد صفر بود .
وی در ادامه افزود : اما با ورود اسلام به ایران و برخوردار شدن همه مردم این کشور از حق سواد آموزی ، ایران دانشمندان مطرحی از جمله ابوعلی سینا ، فارابی ، خوارزمی و رازی را به جهان علم معرفی کرد.
وی البته نگفت که چرا چه قبل از اسلام و چه بعد از آن ، از کشورهای عربی
دانشمندانی همانند دانشمندان ایرانی وجود نداشته اند و همچنان مشارکت
کشورهای عربی در تولید علم در جهان در حد صفر است؟
اعتراف صریح عبدالرحمان به تعلق دانشمندانی چون ابوعلی سینا و زکریای رازی به تمدن ایرانی - اسلامی در حالی است که بسیاری از رسانه ها و برخی شخصیت های سیاسی و اجتماعی جهان عرب این دانشمندان بزرگ ایرانی را در زمره دانشمندان جهان عرب می خوانند!
به نظر می رسد این روشنفکر بحرینی به جای درآویختن با تاریخ بزرگان و پنهان شدن در پشت اسلام ، به بازنگری در افکار به ارث رسیده از اجداد جاهلی اش بپردازد و بداند که هر چند فحاشی به فرهنگ های بزرگ و تاریخی می تواند به شهرتش بینجامد ولی این اشتهار ، هرگز با خوشنامی مترادف نیست و به قول سعدی ، سخنور و اندیشمند ایرانی : "
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد "
خيلي حال كردم با جوابهات
مخصوصا
ادعای عبدالرحمان در باره زبان عربی هم حالی است که بنا به شواهد تاریخی غیر قابل انکار این ایرانیان بودند که قواعد و دستور زبان عربی را تدوین کردند و اعراب تا قبل از اسلام ایرانیان ، اساساً دستور زبان نداشتند و خود این شخص هم بر اساس قواعد تدوین شده ایرانیان ، حرف می زند و می نویسد.
ز شیر شتر خوردن و سوسمار، عرب را به جایی رسیدست کار- که تخت کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون، تفو
- خط عربی از خط کوفی گرفته شده که تحت تاثیر تمدن ایرانی و پایتخت آن تیسفون بوده! در شبه جزیره عربستان یه سنگ نوشته پیدا نشده! حالا شما باز بگو خط عربی!!!!!!!
-عربی زبان سامی و پارسی از زبانهای هندواروپایی هستش. سامی ها وزنیاند و هندواروپاییها پیوندی! مشتق بودن کلا کنسله!!!
-نفوذ عربی به زبان عربی در حد (مترادفها) هستش همین! و میشه استفاده نکرد نمونش شاهنامه! با کمترین آشنایی با زبان عربی و پارسی(در حد سوم راهنمایی!) میتونین اینو تشخیص بدین
- زبان پارسی دقیقا ادامه زبان پهلوی ساسانی هستش. شوندش(دلیلش) هم ساختار مشترک و واژههای یکسان هستش
- اگه پارسی مشتق عربیه پس این شاهنامه چیه؟! یکم بیاندیشید و این عقدهی تحقیر رها کنید
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما میداری!
از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر
مطالعه این کتاب رابه همه دوستان توصیه می کنم