فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۱۲۶۸۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۶-۰۲-۱۳۹۱
کد ۲۱۲۶۸۰
انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۶-۰۲-۱۳۹۱

جمله جادویی...

مدت زیادی از زمان ازدواجشان می‌گذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیب‌های خاص خودش را داشت.

یک روز زن که از ساعت‌های زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده می‌دید، زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد.

مرد پس از یک هفته سکوت همسرش، با کاغذ و قلمی‌در دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان می‌شود را بنویسید و در مورد آن‌ها بحث و تبادل نظر کنند.

زن که گله‌های بسیاری داشت بدون اینکه سرخود را بلند کند، شروع کرد به نوشتن.

مرد پس از نگاهی عمیق و طولانی به همسر، نوشتن را آغاز کرد.

یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذ‌ها را رد وبدل کردند. مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند…
اما زن با دیدن کاغذ شوهر، خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد.
شوهرش در هر دو صفحه این جمله را تکرار کرده بود:

"دوستت دارم عزیزم"

 
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
بهترین روش نگهداری گوجه فرنگی در فریزر با ماندگاری یک‌ساله عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا(+عکس) بین‌النهرین چگونه به مهد تمدن تبدیل شد؟(+عکس) اولین نخبه‌های‌ تهران خانه‌ تهرانی‌های قدیم چطور روشن می‌شد؟ / آداب جالب روشن کردن چراغ در خانه و مغازه «آرامگاه غول‌ها» بعد از حدود 3 هزارسال از زیر بوته‌ها بیرون آمد(+عکس) چرا بعضی رنگ‌ها حال‌مان را خوب و بعضی بد می‌کنند؟/ در روزهای پراسترس این رنگ‌ها را بپوشید جشن چله تابستان؛ از جشن‌های فراموش شده ایرانی چرا تهرانی اجاق خانه‌ را آخر همه می‌ساخت؟ چگونه تصمیم‌های درستی بگیریم شش مورد از خطرناک‌ترین مُدهای تاریخ حداقل و حداکثر قد مورد نیاز برای پذیرفته شدن در نیروی هوایی آمریکا چقدر است؟ چگونه شطرنج به سرگرمی محبوب اشراف اروپای قرون وسطی تبدیل شد؟(+عکس) چگونه جنگ جهانی اول همه دنیا را تا همین امروز به آشوب کشید؟ حکایت اولین مستراح‌های عمومی در تهران/ وقتی «کناسی» شغل پردرآمدی بود