کد خبر ۱۲۰۴۶۹۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۶ - ۱۷-۰۸-۱۴۰۵
کد ۱۲۰۴۶۹۷
انتشار: ۱۵:۳۶ - ۱۷-۰۸-۱۴۰۵

از نمایندگی تا «کمپین دائمی»؛ مسئله رسایی و همفکران او چیست

حمید رسایی
حمید رسایی و شماری از همفکران سیاسی او به الگویی از کنشگری متهم‌اند که در آن، حاشیه‌سازی، دوقطبی‌سازی و منازعات رسانه‌ای بر پیگیری مسائل اجرایی و معیشتی غلبه می‌کند؛ الگویی که از آن با عنوان «کمپین دائمی» یاد می‌شود.

عصر ایران؛ دکتر سلمان حسینی - این گزاره که حمید رسایی و همفکران سیاسی او بیش از تمرکز بر حل بحران‌های کشور، به حاشیه‌سازی، دوقطبی‌سازی و رقابت‌های فرساینده انتخاباتی مشغول‌اند، اگر به‌صورت مطلق و بدون ملاحظات تفکیکی مطرح شود، قابل مناقشه است. فعالان این طیف نیز در برهه‌هایی به طرح مسائل واقعی، افشای تخلفات یا نقد ضعف‌های مدیریتی پرداخته‌اند. نقد دولت وقت، رئیس قوه مقننه یا ساختار قضایی، از حقوق بنیادین نمایندگی است.

با این وجود، مسئله بنیادین در این طیف، موضوعاتِ مورد اعتراض نیست؛ بلکه شیوه انتخاب، نحوه روایت و کیفیت پیگیری آن‌هاست.

در رفتار این جریان، نشانه‌های بارزی از یک الگوی شناخته‌شده دیده می‌شود که در علوم سیاسی می‌توان آن را «کمپین دائمی» نامید. پدیده کمپین دائمی وضعیتی است که در آن، سیاستمدار حتی پس از ورود به مصدر قدرت، کماکان با منطق یک نامزد انتخاباتیِ در کوران رقابت رفتار می‌کند. هدف غایی چنین کنشگری، حل مسئله عمومی نیست؛ بلکه هدف اصلی حفظ بدنه هواداران، ساختن دشمنان فرضی، تولید دوقطبی‌های کاذب و آماده‌سازی تشکیلات برای رقابت‌های آتی است.

در این الگوی رفتاری، پدیده‌های حکمرانی به فرصت‌های زودبازده انتخاباتی تقلیل می‌یابند:

  • اختلاف حقوقی میان دستگاه‌ها به رویارویی ماهوی «حق و باطل» تبدیل می‌شود؛
  • یک ایراد مدیریتی ساده به منزله «خیانت» تعبیر می‌گردد؛
  • اختلاف‌نظر کارشناسی درون مجلس به نزاع هویتی میان «انقلابی و غیرانقلابی» بدل می‌شود؛
  • احکام دستگاه قضایی به پروژه‌ای برای «مظلومیت‌نمایی سیاسی» مبدل می‌گردد؛
  • و ابزار نظارتی مجلس، در قامت ابزاری برای زمین‌زدن رقیب سیاسی به کار گرفته می‌شود.

۱. انتخاب موضوع براساس ظرفیت جنجال، نه ظرفیت حل مسئله

یک نماینده کارآمد با صدها چالش انباشته روبه‌روست: تورم مزمن، بحران مسکن، اشتراک انرژی، کسری بودجه، صندوق‌های بازنشستگی، مهاجرت نخبگان و ناترازی بانکی. نماینده توسعه‌محور از میان این مشکلات، موضوعی را برمی‌گزیند، داده جمع‌آوری می‌کند، پیشنهاد راهبردی می‌دهد و نتیجه را تا حصول نتیجه پیگیری می‌کند.

اما سیاستمدارِ پیرو الگوی کمپینی، غالباً موضوعی را برمی‌گزیند که سه ویژگی داشته باشد:

  1. قابلیت شخصی‌سازی بالا داشته باشد تا تمرکز افکار عمومی معطوف به یک فرد شود؛
  2. بتوان به آسانی حول آن «دشمن ملموس» ساخت؛
  3. پتانسیل بالایی برای تولید کلیپ‌های کوتاه، تیترهای زرد و دوقطبی‌های رسانه‌ای داشته باشد.

تمرکز مستمر رسایی بر چهره‌هایی نظیر محمدجواد ظریف، حواشی قانون حجاب، منازعات با هیئت‌رئیسه مجلس و پرونده شخصی قضایی‌اش را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. این موضوعات ممکن است مهم باشند، اما نحوه پرداختن به آن‌ها بیشتر به بسیج عاطفی هواداران یاری رسانده تا گشودن گره‌ای از مشکلات کشور.

برای نمونه، اختلاف پیرامون انتصاب محمدجواد ظریف می‌توانست از مجاری کمیسیون امنیت ملی، ماده ۲۳۴ آیین‌نامه داخلی مجلس و دیوان عدالت اداری دنبال شود. اما بخش عمده‌ای از این منازعه به تذکرهای علنی، کشمکش با هیئت‌رئیسه و تولید یک دوگانه کاذب سیاسی تبدیل شد. پاسخ رئیس مجلس نیز ناظر بر این اصل بود که گرچه تخلف باید پیگیری شود، اما طی‌کردن مسیر غیرساختاری راهگشا نیست. تفاوت در همین‌جا عیان می‌شود: یک رویکرد می‌خواهد نقص را رفع کند؛ رویکرد دیگر به‌شدت نیازمند زنده نگه داشتن موضوع است.

۲. شخصی‌کردن اختلافات نهادی و ساختاری

یکی از ویژگی‌های این جریان، تبدیل اختلاف پیرامون یک تصمیم کلان به نزاع شخص‌محور است.

اگر در فرآیند انتخابات هیئت‌رئیسه مجلس خطایی در شمارش آرا رخ دهد، مسئله بلافاصله به اتهام شخصی علیه محمدباقر قالیباف تبدیل می‌شود؛ حتی زمانی که رئیس وقت مجلس مسئول مستقیم برگزاری آن رأی‌گیری نبوده است. اگر ابلاغ قانون حجاب به‌موجب تصمیمات شورای عالی امنیت ملی متوقف شود، منازعه به دوگانه راست‌گویی یا دروغ‌گویی رئیس مجلس تقلیل می‌یابد. اگر حکم محکومیت صادر شود، به‌جای تمرکز بر استدلال‌های حقوقی دادگاه، روایت عاطفیِ «قالیباف، رسایی را روانه زندان کرد» ساخته می‌شود.

شخصی‌سازی منازعات دو فایده فوری انتخاباتی دارد:

  • مسئله پیچیده را به قصه ساده و سیاه و سفید تبدیل می‌کند؛
  • برای هواداران، یک «چهره دشمن مشخص» می‌سازد.

اما این استراتژی برای حکمرانی زیان‌بار است. هنگامی که یک مسئله شخصی شد، حتی اگر راه‌حل قانونی آن پیدا شود، منازعه متوقف نخواهد شد؛ چرا که پایان منازعه به معنای اتمام توجه رسانه‌ای است و سیاستمدار کمپینی به استمرار تنش نیاز دارد.

۳. تبدیل نظارت پارلمانی به صحنه نمایش سیاسی

حق سوال، تذکر، تحقیق‌وتفحص و استیضاح از ارکان اساسی مجلس‌اند و بدون آن‌ها دولت پاسخ‌گو نمی‌ماند. بنابراین ذات استیضاح یا نقد وزرا را نمی‌توان حاشیه‌سازی نامید. با این حال، نظارت در دو گونه کاملاً متفاوت متجلی می‌شود:

در نظارت مسئله‌محور، نماینده چارچوبی دارد:

  • مشکل عینی را به‌دقت تعریف می‌کند؛
  • شاخص‌های کمی و سند معتبر ارائه می‌دهد؛
  • فرصت مشخص برای اصلاح امور می‌دهد؛
  • خروجی ملموس طلب می‌کند؛
  • و به محض اصلاح رویه، پرونده را می‌بندد.

در مقابل، در نظارت کمپینی، خودِ «تهدید به استیضاح» از نتیجه آن مهم‌تر می‌شود. وزیر باید همیشه در موضع دفاعی بماند و دولت ناکارآمد تصویر شود. نام چهره‌هایی نظیر منان رئیسی، امیرحسین ثابتی، علی خضریان، مالک شریعتی، کامران غضنفری و محمدتقی نقدعلی در فهرست پیگیران استیضاح‌های هم‌زمان چند وزیر قرار داشت. انباشت این استیضاح‌ها این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا هدف، اصلاح دولت است یا فرسوده‌کردن آن برای رقابت سیاسی آینده؟

۴. شکاف میان سر و صدای رسانه‌ای و کارنامه پارلمانی

پدیده‌ای که در برندسازی سیاسی حائز اهمیت است، تضاد میان حضور رسانه‌ای و ثمر‌بخشی عملیاتی است. نماینده‌ای که بازنمایی دائمی در شبکه‌های اجتماعی دارد، لزوماً از کارنامه تقنینی پرباری برخوردار نیست.

بررسی گزارش‌های رسانه‌های اصولگرا پیرامون عملکرد حمید رسایی نشان می‌دهد که در دوره‌هایی، میزان غیبت در رأی‌گیری‌ها یا ثبت آرای فاقد اثر مستقیم او قابل توجه بوده است. گرچه آمار خام به‌تنهایی برای قضاوت مطلق کافی نیست، اما یک تضاد استراتژیک را آشکار می‌سازد: بازنمایی رسانه‌ای پررنگ، در کنار اثربخشی حداقلی در فرآیندهای فنی قانون‌گذاری.

به زبان ساده، کلیپ و تنش فراوان تولید می‌شود، اما پرسش کلیدی اینجاست که خروجی ملموس این حجم از سر و صدا کجاست؟

۵. ارتقای پرونده‌های شخصی به سطح بحران‌های میان‌قوه‌ای

پرونده قضایی اخیر رسایی، مصداق بارزی از الگوی تبدیل پرونده شخصی به بحران ملی است. این پرونده ناظر بر مطلبی است که او پیش از ورود به مجلس دوازدهم و در مقام مدیرمسئول هفته‌نامه «۹ دی» منتشر کرده بود. دادگاه بدوی رأی صادر کرده، تجدیدنظر انجام شده و حکم قطعی اجرا شده است.

رسایی حق دارد به این حکم نقد حقوقی داشته باشد و مجازات را نامتناسب بداند؛ همفکرانش نیز حق دارند درخواست تخفیف یا اعاده دادرسی کنند. اما واکنش‌ها از مرزهای حقوقی عبور کرد و به حمله هم‌زمان به رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه و اعتبار دادرسی کشیده شد. اظهارنظرهایی نظیر اینکه «عاملان این حکم دیگر نباید جرات حضور در مساجد را داشته باشند» عبور از خط قرمزهاست.

این‌گونه واکنش‌ها دفاع حقوقی نیست؛ بلکه انتقال فشار از نهادهای قانونی به محیط اجتماعی است. در سیاست کمپینی، این رفتارها سود دارد: هواداران بسیج می‌شوند و چهره محکوم به قهرمان تبدیل می‌شود؛ اما هزینه آن، فرسایش مرجعیت قانون است.

۶. فعالیت‌های انتخاباتی زودرس و بازآرایی قدرت درون‌گروهی

رسایی فراتر از یک نماینده پرتحرک، دارای پیشینه تشکیلاتی در کمیته‌های انتخاباتی است؛ از جمله اظهارنظر او درباره اینکه تشکل «شریان» برای «زدن زیر میز شورای ائتلاف» شکل گرفته است. این رویکرد نشان می‌دهد بخشی از تقابل‌های این جریان، نظارت پارلمانی نیست؛ بلکه پروژه‌ای برای بازآرایی مهندسی قدرت در درون بلوک اصولگرایی است.

در چنین فضایی، چالش با رئیس مجلس، مرزبندی با دولت و برندسازی از چهره‌هایی مانند رسایی به‌عنوان نماد «مقاومت در برابر قدرت»، کارکردهای هم‌زمان پارلمانی و انتخاباتی پیدا می‌کند. هدف غایی، انباشت سرمایه سیاسی برای پیروزی در انتخابات آتی مجلس و ریاست‌جمهوری است.

۷. منطق سیاسی حیات این جریان؛ دشمن، دوقطبی و بحران

طیف مذکور برای استمرار حیات خود به سه عنصر نیاز مبرم دارد:

  • یک دشمن دائمی: بدون دشمن، انسجام هواداران افت می‌کند. این دشمن ممکن است یک روز ظریف باشد، روز دیگر دولت پزشکیان، ریاست مجلس یا قوه قضائیه.
  • یک دوقطبی اخلاقی: اختلاف سیاسی کافی نیست؛ رقابت باید به تقابل اخلاقی تبدیل شود: «انقلابی در برابر سازش‌کار» و «عدالت‌خواه در برابر صاحب قدرت». در این بستر، امکان مصالحه از بین می‌رود، چون مصالحه با «باطل» برای هواداران قابل قبول نیست.
  • یک بحران پیوسته: سیاستمدار مسئله‌محور از حل بحران سود می‌برد؛ سیاستمدار کمپینی از ادامه بحران. اگر مشکل حل شود، موضوع بسیج‌کننده از بین می‌رود؛ بنابراین هر پاسخ، بهانه‌ای برای اتهامی تازه می‌شود.

۸. پیامدهای رویکرد «کمپین دائمی» برای کشور

این سبک کنشگری هزینه‌های سنگینی بر کشور تحمیل می‌کند:

  • جابه‌جایی دستور کار ملی: مهم‌ترین سرمایه حکومت، «توجه مدیریتی» است. وقتی وقت قوا صرف پاسخ‌دادن به منازعات شود، مسائل اصلی مانند تورم، انرژی و معیشت به حاشیه می‌روند.
  • فلج‌شدن ساختارهای اجرایی: تهدید دائمی به استیضاح، مدیران را محافظه‌کار می‌کند. وزیری که ممکن است هر تصمیمش به بحران تبدیل شود، تصمیم‌های کم‌خطر و کوتاه‌مدت می‌گیرد.
  • فرسایش اعتماد عمومی: وقتی برای کسب پیروزی سیاسی، رئیس مجلس، قوه قضائیه و دولت هم‌زمان متهم می‌شوند، کل اعتماد عمومی به کارآمدی ساختار کشور تخریب می‌شود.
  • عادی‌سازی فشار اجتماعی: تهدید به «برخورد مردمی» با مسئولان، خط قرمز قانون‌گرایی را می‌شکند. اگر هر گروهی بتواند با فشار خیابانی مسئولان را وادار به عقب‌نشینی کند، قانون جای خود را به قدرت بسیج می‌دهد.
  • تشدید شکاف‌های درون‌نظام: کشور در شرایط حساس به هم‌افزایی نهادی نیاز دارد. تبدیل هر اختلاف به نزاع هویتی، ظرفیت تصمیم‌گیری جمعی را نابود می‌کند.
  • پاداش‌گرفتن رفتارهای رادیکال: در بازار دوقطبی، کسی دیده می‌شود که تندتر سخن بگوید. این چرخه، نیروهای سیاسی را به سمت رادیکالیزم بیشتر سوق می‌دهد.

نتیجه‌گیری

مسئله حمید رسایی و همفکرانش، مواضع تند یا روحیه انتقادی نیست؛ جامعه به منتقدان شجاع نیاز دارد.

مسئله آن است که نمایندگی به سکوی دائمی رقابت انتخاباتی تبدیل شده است. هر موضوع به دوقطبی بدل شود، هر اختلاف نهادی شخصی شود، هر پاسخ اتهامی تازه تولید کند و هر پرونده وسیله‌ای برای قهرمان‌سازی باشد.

این نوع سیاست ممکن است برای یک جریان رأی تولید کند؛ اما هزینه آن را کل کشور می‌پردازد: با دولتی ضعیف‌تر، مجلسی کم‌اثرتر، نهادهایی کم‌اعتبارتر و مردمی خسته‌تر.

معیار نهایی بسیار ساده است:

پس از این همه سخنرانی، تذکر و جنجال، دقیقاً کدام مسئله واقعی از دوش زندگی مردم برداشته شده است؟

ارسال به دوستان
افتادگی پلک چشم؛ از تغییرات ناشی از افزایش سن تا اختلالات عصبی از نمایندگی تا «کمپین دائمی»؛ مسئله رسایی و همفکران او چیست قولنج کلیوی چیست و چه علامتی دارد؟ جانباختن یک زن در حمله سگ شکاری در بردسیر کرمان افزایش دی اکسید کربن خون/ بدن با گاز چه می کند؟ آرتریت روماتوئید و سرطان؛ بیماری خودایمنی چگونه با خطر ابتلا به تومور ارتباط پیدا می کند؟ کریستیانو رونالدو تهیه‌کننده سینما شد؛ همکاری با ستاره‌های هالیوود در نخستین فیلم بلند مجید حسینی‌نژاد، از جنگجویی تا امید اطلاعیه آبفا خوزستان/ احتمال افت فشار و قطعی آب در آبادان، خرمشهر و شادگان به مدت ۳ روز گلایه امیرحسین محمودی از پرسپولیس؛ قرارداد ۲.۵ میلیاردی و وعده‌ای که عملی نشد بارش برف در جاده‌های کردستان/ گردنه «تته» در کردستان مسدود شد حادثه اتوبوس تیم بسکتبال زنان آکادمی سحر؛ آخرین وضعیت مصدومان در خوزستان نسبت طبقه متوسط و عقلانیت در ساختار حکمرانی پاسداشت بهرام بیضایی با حضور تئاتری‌ها ؛ اکبر زنجانپور، ایرج راد، داریوش فرهنگ و ... (عکس) بازگشت مهدی لیموچی به کورس آقای گلی؛ ستاره سپاهان به دنبال جبران فاصله