فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۱۹۹۵
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۳ - ۲۵-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۱۹۹۵
انتشار: ۰۹:۴۳ - ۲۵-۰۶-۱۴۰۵

اجماع راهبردی بر سر مذاکره؛ چرا احیای اصلاح شده اسلام آباد محتمل ترین سیاست نظام است؟

ی
بزرگترین مزیت این تفاهم نامه، جامعیت آن است. طرح های روی کاغذ جذابند، اما اسلام آباد حاصل یک "مذاکره واقعی در کف میدان" است. رها کردن آن بدون یک جایگزین مشخص، کشور را دچار "خلا دیپلماتیک" می کند؛ خلأیی که معمولاً با تحریم بیشتر، فشار نظامی و تصمیم های شتابزده پر می شود. از طرفی، رسیدن به توافق جامع بر سر تمام پرونده ها زمانبر است. اما یک توافق مرحله ای و هوشمندانه می تواند ابتدا سایه جنگ را دور کند، ثبات اولیه بسازد و سپس راه را برای حل ریشه ای مشکلات باز نگه دارد .

عصر ایران ؛ دکتر رسول بابایی- بررسی مواضع رهبر جمهوری اسلامی، رئیس جمهور، معاون اجرایی، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس سازمان بسیج نشان میدهد که میان مدیران ارشد کشور بر سر یک اصل حیاتی همگرایی شکل گرفته است: مذاکره نفی نمی شود؛ اما تنها از موضع قدرت، با حفظ حقوق کشور، کسب منافع ملموس، راستی آزمایی دقیق و ضمانت اجرا دنبال خواهد شد. با این حساب، سیاست واقعی نظام نه کنار گذاشتن تفاهمنامه اسلام آباد، بلکه احیای اصلاح شده و مشروط آن است .

۱. اجماع به رغم تفاوت ها 

در فضای سیاسی، گاهی تفاوت در لحن مسئولان به نادرستی به عنوان "شکاف راهبردی" تعبیر می شود. یکی از دیپلماسی می گوید، دیگری از بازدارندگی و سومی از هزینه دادن دشمن. اما وقتی این تکه های پازل را کنار هم بگذاریم، تصویر کاملا متفاوتی نمایان می شود.

رئیس جمهور، تفاهمنامه اسلام آباد را حاصل تصمیم مشترک میدان و دیپلماسی دانسته و بر اجرای آن تأکید دارد. معاون اجرایی او از پابرجایی تفاهم و تلاش برای بازگرداندن آمریکا به تعهداتش سخن م یگوید. رئیس مجلس پیگیری شروط تفاهم را حیاتی می داند و مسئولیت بدعهدی را متوجه واشنگتن می سازد. از سوی دیگر، سرلشکر محسن رضایی دیپلماسی را مکمل میدان برای خنثی سازی فشار اقتصادی می داند و حسین طائب تنها مذاکره ای را پذیرفتنی می شمارد که منافع ملی را تثبیت کند.

نتیجه روشن است: اختلاف نظری بر سر "اصل مذاکره" وجود ندارد؛ مسئله اصلی "چگونگی"، "تضمین ها" و "موضع ایران" در این مسیر است.

۲. پیام رهبر؛ پایان دوگانه سازی

پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت، چارچوب این اجماع را تبیین کرد. در این نگاه، دوگانه هایی مثل "جنگ یا مذاکره" یا "سازش و تندروی" خطایی محاسباتی و موهوم هستند و هرگونه اقدامی که انسجام ملی را خدشه دار کند، آسیب زا تلقی شده است.
 
اهمیت اصلی این پیام در یک نکته است: دیپلماسی در برابر مقاومت قرار نمی گیرد. ایران می تواند هم زمان قدرت دفاعی خود را حفظ کند و از ابزار دیپلماسی برای کاهش تهدید و تامین منافع اقتصادی بهره ببرد. مذاکره الزاما تسلیم نیست، همان طور که مقاومت به معنای ابدیت جنگ نیست. دیپلماسی هوشمندانه، ابزار تبدیل قدرت میدانی به امنیت پایدار است؛ به شرط آن که از موضع ضعف یا ترس نرویم.

۳. چرا احیای اسلام آباد؟

تفاهمنامه اسلام آباد وسط آتش بحران زاده شد؛ جایی که جنگ، فشار اقتصادی، تحریم نفتی و امنیت تنگه هرمز همزمان سنگینی می کردند .

بزرگترین مزیت این تفاهم نامه، جامعیت آن است. طرح های روی کاغذ جذابند، اما اسلام آباد حاصل یک "مذاکره واقعی در کف میدان" است. رها کردن آن بدون یک جایگزین مشخص، کشور را دچار "خلا دیپلماتیک" می کند؛ خلأیی که معمولاً با تحریم بیشتر، فشار نظامی و تصمیم های شتابزده پر می شود. از طرفی، رسیدن به توافق جامع بر سر تمام پرونده ها زمانبر است. اما یک توافق مرحله ای و هوشمندانه می تواند ابتدا سایه جنگ را دور کند، ثبات اولیه بسازد و سپس راه را برای حل ریشه ای مشکلات باز نگه دارد .

۴. رفع نواقص؛ شرط احیا

بهترین گزینه بودن، به معنای بی عیب بودن نیست. ضعف اصلی تفاهم نامه اسلام آباد در ابهام "ترتیب اقدامات"، "مرجع تشخیص نقض" و "نحوه راستی آزمایی است.
به همین دلیل، راهبرد نظام "بازگشت نابینا به متن اولیه" نیست، بلکه "احیای اصلاح شده" است. این نسخه جدید باید بر پنج ستون استوار باشد:

۱.۴ . اجرای متوازن و مرحله به مرحله تعهدات ؛ 

۲.۴ . دریافت منافع ملموس اقتصادی، نه وعده های نقد نشده ؛ 

۳.۴ . راستی آزمایی مستقل و واقعی تعهدات آمریکا ؛ 

۴.۴ . تعیین هزینه ای سنگین و مشخص برای بدعهدی طرف مقابل ؛ 

۵.۴ . حفظ توان بازدارندگی و ابزارهای دفاعی کشور تا تضمین کامل تعهدات. 

فرمول پایه ای ساده است: اقدام در برابر اقدام؛ نه اقدام در برابر قول! هر گام ایران باید مستقیماً با گامی معادل از سوی طرف مقابل پاسخ داده شود؛ مثلاً تضمین امنیت تجارت در برابر رفع تحریم نفتی، یا تعلیق برخی اقدامات حساس در برابر آزادسازی واقعی منابع مالی .

۵. تنگه هرمز؛ آزمون اجماع

تنگه هرمز نقطه عطف این تفاهم است. برای ما، مسئله حاکمیت و امنیت ملی است و برای جهان، امنیت انرژی .

کلید حل این معادله در یک تفکیکِ دقیق نهفته است: "امنیت تجارت دریاپایه" با " آزادی عمل نظامی آمریکا" یکی نیست. ایران می تواند عبور امن کشتیرانی تجاری را تضمین کند، اما در برابر هرگونه تحرک نظامی علیه امنیت خود، قاطع خواهد ماند.

بر این اساس، هر ترتیباتی درباره هرمز باید شامل تضمین عبور کشتی های تجاری، جلوگیری از استفاده نظامی از مسیرهای تجاری علیه ایران و ایجاد سازوکار ارتباطی برای رفع سوءتفاهم باشد؛ بی آنکه این ترتیبات به معنای نادیده گرفتن حاکمیت ایران تلقی شود.

۶. منافع اقتصادی؛ حلقه اتصال امنیت و دیپلماسی

احیای این تفاهمنامه فقط پرونده سیاست خارجی نیست؛ بلکه مستقیماً با معیشت مردم و مدیریت اقتصادی کشور ارتباط دارد . گشایش نفتی یعنی افزایش منابع ارزی، کاهش کسری بودجه و مهار تورم نا شی از خلق نقدینگی .

وقتی زنجیره مالی باز شود، واردات دارو، غذا، نهاده ها و مواد اولیه کارخانه ها آسانتر می شود. کاهش ریسک سیاسی، بازار ارز را آرام می کند و ثبات اقتصادی به جامعه بازمی گردد .

واقعیت این است: دولتی که تمام انرژی اش صرف مدیریت شوک های امنیتی و تامین روزمره ارز می شود، فرصتی برای اصلاحات ساختاری، مسکن و اشتغال نخواهد داشت. این تفاهم، ظرفیت سیاستگذاری دولت را آزاد می کند .

۷. اجماع کارکردی، نه حذف اختلاف نظرها

اجماعی که از آن سخن می گوییم به معنای یکسان شدن همه تفکرها نیست. اختلاف نظر بر سر میزان اعتماد به غرب یا نحوه گرفتن تضمی نها طبیعی است .

این همگرایی را باید "اجماع حداقلی کارکردی" نامید؛ یعنی توافق سرنوشت ساز بر سر چند اصل:

۱.۷ . مذاکره برای نقد کردن حق ملت، نه امتیاز دادن ؛ 

۲.۷ . پایان جنگ با حفظ کامل عزت و منافع ملی ؛ 

۳.۷ . بازگشت مشروط، متوازن و اصلاح شده به تفاهمنامه؛ 

۴.۷ . خط قرمز کشیدن بر تعهدات یکطرفه و شفاهی ؛ 

۵.۷ . الزام به راستی آزمایی عملی و داشتن ضمانت اجرا ؛ 

۶.۷ . دست نزدن به ظرفیت بازدارندگی و قدرت دفاعی ؛ 

۷.۷ . جلوگیری از تبدیل اختلافات داخلی به اهرم فشار دشمن؛ 

۸.۷ . صدور موضع واحد و هماهنگ از یک مرجع رسمی . 

این پیام یکپارچه به واشنگتن می فهماند که با مسئولانی پراکنده طرف نیست، بلکه با یک "اراده ملی و هماهنگ" رو به روست.

۸. نتیجه گیری

بررسی مجموع مواضع مدیران ارشد کشور نشان می دهد که سیاست غالب نظام احتمالاً نه رد مذاکره و نه پذیرش توافق بدون قیدوشرط است؛ بلکه احیای اصلاح شده تفاهمنامه اسلام آباد از موضع قدرت است.

در این نگاه، میدان و دیپلماسی رقیب هم نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. بازدارندگی دفاعی جلوی تحمیل زیاده خواهی ها را می گیرد و دیپلماسی، همین قدرت میدانی را به امنیت پایدار، گشایش اقتصادی و خروج از چرخه جنگ تبدیل می کند. تفاهمنامه اسلام آباد متنی مقدس و بی نقص نیست؛ اما چارچوبی واقعی و دست یافتنی است که باید نواقص آن در حوزه تضمین، راستی آزمایی و ترتیب اقدامات برطرف شود .

گام بعدی نظام، عبور از مواضع کلی و ایجاد سازوکار اجرایی، تعیین شاخص های دقیق، هماهنگی رسانه ای و آماده سازی دستگاه اقتصادی است.

در نهایت، مسئله امروز انتخاب میان "مذاکره" یا "مقاومت" نیست؛ مسئله این است که چگونه مقاومت را به نفع ملموس برای مردم تبدیل کنیم. احیای اصلاح شده اسلام آباد می تواند دقیقا همین نقش تاریخی را ایفا کند: پایان دادن به جنگ بدون تسلیم، کاهش فشارهای معیشتی بدون اعتماد ساده لوحانه، و تثبیت امنیت بدون عقب نشینی از قدرت بازدارندگی.

ارسال به دوستان
captcha
هشدار سطح ۳ سفارت آمریکا در ریاض: در سفر به عربستان تجدید نظر کنید/ دلیل؛ ادعای خطرات ناشی از حملات ایران علیه منافع ایالات متحده زلنسکی: روسیه در هفته‌های اخیر دو بار هواپیمای من را هدف قرار داده اعلام تمهیدات ترافیکی رزمایش «جانفدایان ایران» در تهران ناپدیدی سرطان یک کودک ۳ ساله با یک درمان جدید قیمت نفت جهانی کاهش یافت مجلس نمایندگان آمریکا خواستار توقف اقدام نظامی ترامپ در ایران بدون مجوز کنگره شد واردات گاز طبیعی ترکیه 21.7 درصد کاهش یافت واکنش فرمانده کل سپاه به یک ترور در سیستان و بلوچستان افشاگری نظامیان آمریکایی از میزان خسارات حملات ایران به پایگاه های آمریکا در منطقه (+فیلم و عکس) آمریکا و چین به توافق تعرفه‌ای جدید نزدیک می‌شوند؟ ارابه‌های فرسوده بر مدار بی‌مسئولیتی؛ وقتی جان دانش‌آموز در جدول هزینه-فایده مدیران ذبح می‌شود اجماع راهبردی بر سر مذاکره؛ چرا احیای اصلاح شده اسلام آباد محتمل ترین سیاست نظام است؟ بیت‌کوین با شکست قانون شفافیت سقوط کرد یمن: اف-۱۵ عربستان را سرنگون کردیم/ سعودی ها، با آوردن زنان فاسد به «مکه» آنجا را آلوده می کنند فکر کردند کبدش از کار افتاده اما تقصیر لپ‌تاپ بود
نظرسنجی
پیش بینی شما از تقابل ایران و آمریکا در 3 ماه آینده؟