فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۱۶۰۱
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۶ - ۲۳-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۱۶۰۱
انتشار: ۱۵:۰۶ - ۲۳-۰۶-۱۴۰۵

خطوط قرمز مبهم چگونه روزنامه‌نگاری را به خودسانسوری می‌کشاند

س
انتقاد می‌تواند صریح، مستند و حتی تند باشد، اما نسبت دادن جرم، فساد یا رفتار مشخص بدون مدرک، از نقد عبور می‌کند و وارد قلمرو تضییع حق می‌شود.

پیشکسوتان رسانه در یک نشست تخصصی بر ضرورت مرزبندی روشن میان آزادی بیان، مسئولیت حرفه‌ای و محدودیت‌های قانونی تأکید کردند

به گزارش روابط عمومی دفتر توسعه آموزش رسانه ،نشست تخصصی «خط قرمز» با محور بررسی نسبت میان خطوط قرمز، سانسور و خودسانسوری در روزنامه‌نگاری با حضور محمد عطریانفر؛مدیر رسانه و روزنامه نگار،علیرضا معزی؛مدیر رسانه و روزنامه نگار و احمد زید آبادی؛ تحلیلگر و روزنامه نگار  برگزار شد؛ نشستی که در آن شماری از مدیران و روزنامه‌نگاران باسابقه، ابهام در قواعد فعالیت رسانه‌ای را یکی از عوامل کاهش سرعت، دقت و جسارت حرفه‌ای خبرنگاران دانستند. سخنرانان در عین دفاع از آزادی بیان، بر این نکته نیز توافق داشتند که آزادی رسانه با انتشار ادعاهای بی‌سند، تعرض به حیثیت افراد یا نادیده‌گرفتن اصول سردبیری یکسان نیست و رسانه برای حفظ اعتماد عمومی باید پیش از هر چیز به واقعیت، سند و اخلاق حرفه‌ای وفادار بماند.

در آغاز نشست، برگزارکنندگان موضوع اصلی را «مرز مبهم میان خطوط قرمز و خودسانسوری» اعلام کردند و پرسیدند چه بخشی از محدودیت‌های موجود، ریشه قانونی دارد و چه بخشی حاصل محافظه‌کاری خبرنگار یا مدیر رسانه است. پرسش محوری این بود که نبود تعریف روشن از ممنوعیت‌ها و مسئولیت‌ها چگونه بر کیفیت گردش خبر اثر می‌گذارد و چرا خبرنگار، گاه پیش از مواجهه با هر منع رسمی، بخشی از واقعیت را حذف یا روایت را کم‌اثر می‌کند.

رسانه‌ها و احزاب نابالغ متولد شدند

یکی از مدیران باسابقه رسانه در پاسخ، ریشه مسئله را در مسیر شکل‌گیری رسانه‌ها و احزاب در ایران جست‌وجو کرد. به گفته او، این دو نهاد که در عرصه عمومی و سیاسی همزاد یکدیگرند، بدون طراحی روشن درباره مأموریت، حدود اختیار، صلاحیت حرفه‌ای و قواعد پاسخ‌گویی شکل گرفته‌اند. در چنین شرایطی، بسیاری از تصمیم‌ها نه بر پایه یک نظام تثبیت‌شده، بلکه به‌صورت موردی، سلیقه‌ای و متأثر از تجربه‌های پراکنده اتخاذ می‌شود. نتیجه آن است که مرز میان «آنچه می‌توان منتشر کرد» و «آنچه نباید منتشر کرد» دائماً جابه‌جا می‌شود.

این سخنران، آموزش حرفه‌ای را نخستین گام اصلاح وضع موجود دانست و گفت نمی‌توان همه مشکلات روزنامه‌نگاری را صرفاً به فشارهای بیرونی نسبت داد. او با اشاره به تجربه بازدید از آموزش روزنامه‌نگاری در دانشگاه کلمبیا، توضیح داد که در نظام‌های حرفه‌ای، انتشار آگاهانه مطلب خلاف واقع تخلفی بنیادی تلقی می‌شود؛ زیرا خبرنگار واسطه انتقال اطلاعات به جامعه است و اعتبار این واسطه به انطباق گزارش با شواهد وابسته است. از نگاه او، رسانه پیش از مطالبه آزادی و حمایت، باید توانایی خود را در راستی‌آزمایی، مستندسازی و ارائه روایتی قابل دفاع تقویت کند.

وی برای توضیح تفاوت میان کار حرفه‌ای و تولید شتاب‌زده محتوا، از روزنامه‌نگارانی گفت که برای نوشتن گزارشی کوتاه، ساعت‌ها مصاحبه و مشاهده میدانی انجام می‌دهند، انبوهی یادداشت فراهم می‌کنند و سپس هر کلمه را با پشتوانه سند به کار می‌برند. در مقابل، ورود نیروهای کم‌تجربه بدون آموزش کافی می‌تواند به تولید متنی منجر شود که تنها بخشی از واقعیت را بازتاب می‌دهد و بخش دیگر آن، برداشت‌ها و پیش‌فرض‌های نویسنده است. چنین گزارشی هنگام اعتراض یا پرسش، پشتوانه استدلالی کافی ندارد و در نهایت هم به اعتبار خبرنگار و هم به اعتماد مخاطب آسیب می‌زند.

سه حریم اخلاق، حقوق فردی و قانون

این مدیر رسانه برای توضیح حدود کار روزنامه‌نگاری سه حوزه را از یکدیگر تفکیک کرد: اخلاق و عرف عمومی، حقوق و حرمت اشخاص، و الزامات قانونی. به گفته او، جامعه در طول زمان مجموعه‌ای از ارزش‌ها و قواعد رفتاری ایجاد می‌کند که حتی پیش از ورود قانون، برای فعالیت حرفه‌ای معنا دارند. رسانه نمی‌تواند به بهانه آزادی بیان، این سرمایه اخلاقی را نادیده بگیرد یا با تحقیر و تخریب افراد، توجه مخاطب را جلب کند.

حوزه دوم، حق افراد بر حفظ حیثیت و کرامت انسانی است. در این دیدگاه، موافق یا مخالف بودن یک فرد، مقام اجتماعی، جنسیت یا سن او مجوز تعرض رسانه‌ای نیست. انتقاد می‌تواند صریح، مستند و حتی تند باشد، اما نسبت دادن جرم، فساد یا رفتار مشخص بدون مدرک، از نقد عبور می‌کند و وارد قلمرو تضییع حق می‌شود. حوزه سوم نیز قانون است؛ هرچند سخنران تأکید کرد دامنه، شفافیت و نحوه اجرای قواعد قانونی خود نیازمند بحثی جداگانه است.

آزادی بیان فقط برای سخن بی‌نقص نیست

سخنران دیگر نشست از زاویه‌ای متفاوت به موضوع پرداخت و اصل پرسش درباره حدود آزادی مطبوعات را نشانه تکرار یک مسئله حل‌نشده دانست. او گفت در دوره‌های مختلف، حجم زیادی از تجربه و ادبیات حرفه‌ای درباره سانسور و آزادی رسانه تولید شده، اما با تغییر شرایط، این انباشت کنار گذاشته می‌شود و نسل بعد ناچار است بحث را دوباره از نقطه آغاز شروع کند.

به اعتقاد او، آزادی بیان را نمی‌توان تنها به گفته‌های دقیق، پخته و مورد تأیید قدرت سیاسی محدود کرد. اگر دولت یا هر نهاد دیگری مرجع نهایی تشخیص «سخن درست» باشد، دیدگاه‌های رقیب به‌سادگی می‌توانند نادرست، بی‌ربط یا زیان‌بار معرفی شوند. بسیاری از موضوعات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مانند مسائل آزمایشگاهی یک پاسخ قطعی و قابل اندازه‌گیری ندارند؛ درباره تعریف رانت، مصلحت عمومی، کارآمدی یک سیاست یا انگیزه کنشگران، روایت‌ها و تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد و باید امکان طرح و نقد آنها فراهم باشد.

او در عین حال میان اظهار نظر، گزارش و تهمت تفاوت گذاشت. از نگاه این سخنران، آزادی پیش از انتشار نباید با ایجاد مانع و تهدید محدود شود، اما آزادی به معنای بی‌هزینه بودن نقض حقوق دیگران نیست. اگر رسانه به شخصی اتهامی مشخص وارد کند، باید بتواند آن را اثبات کند؛ در غیر این صورت، فرد زیان‌دیده حق دارد در مرجعی بی‌طرف دادخواهی و جبران خسارت مطالبه کند. افزون بر پیامد حقوقی، جامعه حرفه‌ای نیز می‌تواند با سازوکارهای صنفی، اعتبار کسانی را که پیوسته مطالب بی‌سند منتشر می‌کنند ارزیابی کند.

نهاد صنفی به جای مداخله امنیتی

از محورهای برجسته این بخش از نشست، تأکید بر نقش نهادهای مدنی و حرفه‌ای بود. سخنران پیشنهاد کرد رسیدگی اولیه به تخلفات اخلاقی و حرفه‌ای رسانه‌ها تا حد امکان به انجمن‌ها و نهادهای صنفی سپرده شود؛ نهادهایی متشکل از افراد همان حرفه که بتوانند میان خطای تحلیلی، گزارش ناقص، تهمت و انتشار عامدانه اطلاعات نادرست تمایز بگذارند. چنین ساختاری می‌تواند هم از حقوق شهروندان دفاع کند و هم مانع آن شود که هر اختلاف رسانه‌ای به پرونده‌ای امنیتی یا قضایی تبدیل شود.

در این نشست همچنین تأکید شد که گزارش تحقیقی الزاماً «تمام واقعیت» نیست. خبرنگار داده‌ها را انتخاب و از زاویه‌ای معین روایت می‌کند و ممکن است دو روزنامه‌نگار، با تکیه بر اطلاعات مشابه، به تحلیل‌های متفاوت برسند. وجود تفاوت در روایت به‌خودی‌خود نشانه دروغ نیست. معیار اصلی، صداقت در ارائه شواهد، تفکیک خبر از نظر، امکان بررسی اسناد و آمادگی برای اصلاح خطاست. برخورد یکسان با اختلاف نظر و اتهام بی‌سند، هم روزنامه‌نگار مسئول را می‌ترساند و هم مرز تخلف واقعی را مخدوش می‌کند.

اسناد محرمانه، استثنایی که باید دقیق تعریف شود

موضوع اسناد طبقه‌بندی‌شده نیز به‌عنوان یکی از محدودیت‌های قابل بحث مطرح شد. مطابق دیدگاه ارائه‌شده، دولت مانند هر شخص حقوقی می‌تواند از حقوق قانونی خود دفاع کند، اما محرمانه بودن یک سند باید از پیش، روشن و معتبر باشد. نمی‌توان اطلاعات در دسترس یا مطالب منتشرشده را صرفاً با زدن مهر محرمانه از حوزه نقد عمومی خارج کرد. در صورت انتشار سند واقعاً سری، رسیدگی باید در دادگاهی مستقل و بی‌طرف انجام شود و مسئولیت رسانه و خبرنگار نیز متناسب، مشخص و قابل پیش‌بینی باشد.

تفاوت ویرایش حرفه‌ای با سانسور

بخش دیگری از گفت‌وگو به سوءبرداشت از مفهوم سانسور اختصاص داشت. سخنرانان یادآور شدند که سردبیر مسئول کیفیت و پیامدهای محتوای رسانه است و نمی‌تواند هر نوشته‌ای را بدون ارزیابی منتشر کند. حذف توهین، مطالبه سند، اصلاح ادعاهای گمراه‌کننده، تنظیم زبان و جلوگیری از خدشه به اعتبار رسانه، «کنترل عقلایی و حرفه‌ای» است، نه لزوماً سانسور. اگر هر مداخله سردبیری سانسور نامیده شود، امکان اعمال استانداردهای حرفه‌ای از بین می‌رود.

در مقابل، سانسور زمانی رخ می‌دهد که مطلبی سنجیده، مستند و مرتبط با منفعت عمومی، به دلیل فشار قدرت یا ترس از پیامدهای نامعلوم متوقف شود. خودسانسوری نیز هنگامی شکل می‌گیرد که خبرنگار، با وجود تشخیص اهمیت و صحت موضوع، به سبب ابهام در واکنش نهادها یا گروه‌های فشار از انتشار آن صرف‌نظر کند. بنابراین، احتیاط حرفه‌ای، ویرایش و رعایت مصالح روشن با حذف پیشگیرانه واقعیت از سر ترس یکسان نیست.

ابهام، دشمن سرعت و دقت خبر

جمع‌بندی مباحث نشست نشان داد که ابهام در خطوط قرمز، هم سرعت خبررسانی را کاهش می‌دهد و هم دقت آن را تهدید می‌کند. خبرنگار یا دبیر خبر به جای تمرکز بر راستی‌آزمایی و شیوه درست روایت، ناچار می‌شود پیامدهای احتمالی و تعریف‌نشده هر واژه را حدس بزند. این وضعیت ممکن است به تأخیر، حذف اطلاعات ضروری، استفاده از زبان مبهم یا انتقال خبر از مسیر رسانه‌های غیررسمی منجر شود. از سوی دیگر، نبود استاندارد حرفه‌ای روشن نیز راه را برای انتشار شتاب‌زده، ادعاهای بی‌سند و جنجال‌آفرینی باز می‌کند.

راه برون‌رفت پیشنهادی سخنرانان، ترکیبی از چند اقدام بود: تعریف دقیق و محدود ممنوعیت‌های قانونی، تضمین رسیدگی بی‌طرفانه، تقویت انجمن‌های صنفی، سرمایه‌گذاری جدی در آموزش خبرنگاران، تفکیک روشن خبر از تحلیل و پاسخ‌گو کردن رسانه در برابر خطا و تهمت. بر این اساس، دفاع از آزادی مطبوعات و مطالبه مسئولیت حرفه‌ای نه دو خواسته متضاد، بلکه دو پایه یک نظام رسانه‌ای معتبرند.

پیام نهایی نشست این بود که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نه با سکوت از سر ترس سازگار است و نه با انتشار بی‌محابای هر ادعا. خبرنگار باید بتواند پرسش دشوار بپرسد، روایت‌های رسمی را بررسی کند و اطلاعات مورد نیاز جامعه را منتشر سازد؛ در همان حال، موظف است میان واقعیت و برداشت شخصی مرز بگذارد، برای ادعاهایش سند داشته باشد، حرمت افراد را نگه دارد و در برابر خطا پاسخ‌گو باشد. هرچه این قواعد شفاف‌تر و نهادهای داوری مستقل‌تر باشند، فاصله میان خط قرمز قانونی و خودسانسوری کمتر و امکان تولید خبر دقیق، سریع و قابل اعتماد بیشتر خواهد شد.

گزارش تکمیلی نشست بزودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
۱۱ کارمند شهرداری و یک عضو شورای ایلام تعلیق شدند کنیزکان زیبا و کاخ های طلایی/ موزه و خانه استاد حسین بهزاد جبهه دوم ایران؛ چگونه حوثی‌ها معادلات جنگ را تغییر می‌دهند؟ وزیر انرژی آمریکا، ایران را به «نبود شفافیت در تعامل با آژانس» متهم کرد جلوگیری آمریکا از سفر رئیس سازمان انرژی اتمی ایران به اتریش دستور جدید دورکاری برای کارمندان دولت هلدینگ «ایساتیس»؛ بازوی تازه‌نفس واردات خودرو در ایران، از خدمات پس از فروش تا توسعه شبکه تویوتا پشت پرده استیضاح وزیر اقتصاد فیلم‌های منتخب کشورها برای اسکار بین‌المللی دومین سالگرد آیت‌الله محفوظی در مسجد اعظم قم برگزار می‌شود داستان خلق «فندق‌شکن» چایکوفسکی که خالقش آن را چندان موفق نمی‌دید! خطوط قرمز مبهم چگونه روزنامه‌نگاری را به خودسانسوری می‌کشاند کاهش حجم عکس آنلاین | فشرده سازی تصویر بدون افت کیفیت هشدار پژوهشگران درباره ردپای دیجیتال در شبکه‌های اجتماعی دیدار بن‌سلمان با فرمانده سنتکام
نظرسنجی
پیش بینی شما از تقابل ایران و آمریکا از 3 ماه آینده؟