فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۰۱۸۱
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۴ - ۱۷-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۰۱۸۱
انتشار: ۱۲:۲۴ - ۱۷-۰۶-۱۴۰۵

سقوط قدرت خرید؛ وقتی حقوق روزانه، کمتر از یک شانه تخم‌مرغ است

.
در حالی یک شانه تخم مرغ، البته قبل از اعمال افزایش مجدد قیمت تولیدکننده، ۶۲۰ هزار تومان قیمت خورده که دستمزد روزانه کارگران مشمول قانون کار، فقط ۵۵۴ هزار تومان است؛ قیاس همین دو عدد نشان می‌دهد که پول یک شانه تخم مرغ از دستمزد روازنه کارگر کمتر است.

«در یکی از استاسیون‌ها، دختری خوش‌رو کاسه‌ی تخم مرغ پخته جلو من آورد. التماس می‌کرد این‌ها را بخر! از وضع حرکاتش معلوم بود که پولش را لازم دارد، خریدم. قریب بیست دانه بود. دو عدد از آن‌ها را خوردم و مابقی را به همراهان تعارف کردم. اغلب قبول می‌کردند و بعضی می‌گفتند پولش چند می‌شود، بدهیم. یکی از آن‌ها انگلیسی می‌دانست. گفتم به آن‌ها بگویید اولاً این‌ها را من رعایتاً خریدم. ثانیاً در مملکت ما ایران، تخم مرغ یکی یک‌پول است… خوراکی در ایران ابداً شانی ندارد و به حدی فراوان و ارزان است که اکثر از مردمانِ بی‌بضاعت در سال، پول برای خوراکش نمی‌دهد که همه جا سفره گسترده است…». 

به گزارش ایلنا، ابراهیم صحاف‌باشی یکی از اولین ایرانی‌هایی بود که به دور دنیا سفر کرد؛ او طولانی‌ترین سفر خود به گرد جهان را در ۲۳ اردیبهشت ۱۲۷۶ خورشیدی (حدود ۱۴۰ سال قبل) با اجازه‌ی مظفرالدین‌شاه قاجار از بندر انزلی آغاز کرد و حدود هشت ماه و نیم بعد، از راه مرزهای جنوب شرقی به وطن بازگشت. او این جملات را در یکی از ایستگاه‌های قطار آهن به طرف برلین، در وصف همراهان فرنگی خود نوشته. صحاف‌باشی مشاهدات خود از سفر به دور دنیا را با زبانی شیرین و دلچسب به نگارش درآورده و آنچه او را در مسیر برلن دچار حیرت ساخته، ارزشمند بودن چند دانه تخم مرغ برای فرنگی‌ها است! 

گرانی‌های اخیر

۱۴۰ سال بعد، همان تخم‌مرغِ یک‌پولی، به کالایی لاکچری تبدیل شده است؛ کالایی که هیچ زمان در ایران ابداً شانی نداشت، حالاشان و اعتبارش از دستمزد روزانه یک کارگر هم بیشتر شده است. 

دوشنبه ۱۶ شهریورماه، چراغ‌خاموش دوباره تخم مرغ گران شد؛ نرخ فروش تخم مرغ فله درب کارخانه از ۲۰۰ هزار تومان به ۲۲۵ هزار تومان برای هر کیلوگرم افزایش پیدا کرد؛ یعنی نرخ پایه تولید ۱۲.۵ درصد رشد داشت. این افزایش هنوز به یک شکل روی تمام بسته‌های فروشگاهی منتقل نشده، اما نشانه روشنی از بالا رفتن فشار هزینه در ابتدای زنجیره است. در بازار مصرف، شانه‌های ۳۰ عددی از حدود ۴۹۶ هزار و ۶۲ تومان تا حدود ۶۲۰ هزار تومان به فروش می‌رسد. 

در حالی یک شانه تخم مرغ، البته قبل از اعمال افزایش مجدد قیمت تولیدکننده، ۶۲۰ هزار تومان قیمت خورده که دستمزد روزانه کارگران مشمول قانون کار، فقط ۵۵۴ هزار تومان است؛ قیاس همین دو عدد نشان می‌دهد که پول یک شانه تخم مرغ از دستمزد روازنه کارگر کمتر است؛ یعنی کارگر بعد از ۸ ساعت کار طاقت‌فرسا در روز، حتی یک شانه ۳۰ تایی تخم مرغ نمی‌تواند خریداری کند! احتمالاً پس از تسری گرانی ۱۲.۵ درصدی قیمت درب کارخانه‌ی تخم مرغ به بازار مصرف، قیمت هر شانه تخم مرغ به ۷۰۰ یا حتی ۸۰۰ هزار تومان خواهد رسید، یعنی به اندازه حقوق ۱.۵ روزِ یک کارگرِ حداقل‌بگیر! 

و زندگی کارگر فقط تخم مرغ نیست؛ همه کالاهای خوراکی در بازه یکساله منتهی به تیر و مرداد امسال بیش از ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند (داده‌های مرکز آمار هم تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها را بیش از ۱۲۰ درصد اعلام کرده است) در یکی دو هفته اخیر نیز با صعود بی‌امان نرخ دلار به بالای ۲۲۰ هزار تومان، یک موج خزنده‌ی گرانی، قیمت اقلام ساده‌ی سفره‌ها را یک پله بالاتر برده است. با افزایش قیمت سوم بنزین که از امروز صبح اجرایی شده، احتمالاً یک تکانه‌ی تورمی جدید در بازار کالاهای اساسی اتفاق خواهد افتاد. 

مشاهدات عینی ما نشان می‌دهد قیمت نان بربری کنجدی که قبل از شهریورماه در مرکز تهران ۲۵ هزار تومان بود، در روزهای میانه شهریور به ۳۵ هزار تومان رسیده است؛ در واقع ۳۵ هزار تومان برای خرید یک قرص نان بربری لازم است! قیمت تخم مرغ نیز به شدت نجومی‌ست و احتمالاً نجومی‌تر هم می‌شود؛ بنابراین نان و تخم مرغ، یک غذای به شدت لاکچری برای کارگری‌ست که حدود ۲۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرد و مجبور است یک ماه تمام، با همین پول ناچیز روزگار بگذراند…

این شرایط، چیزی جز ایجاد قحطی در زندگی کارگران و مزدبگیران نیست. در بازار، «کالاهای خوراکی» به وفور هست اما این اقلام ساده، از چنان‌شان و ارزشی برخوردارند که پای سفره‌های مردم نمی‌نشینند. 

در سال‌های اخیر، تورم پیاپی کالاهای اساسی به همراه سرکوب مدام مزدی، به گسترش پدیده‌ی شاغلان فقیر انجامیده؛ مزدبگیران حتی شاغلانی که روزی هشت ساعت، در یک فضای رسمی کار می‌کنند و بیمه هستند، توان خرید بسیاری از کالاها حتی خوراکی‌ها را ندارند. وخامت اوضاع در ماه‌های اخیر تشدید شده است. کالا در بازار هست اما با کار کردن نمی‌توانی نیازهای روزمره‌ی خود را فراهم کنی؛ حتی ۳۰ سال جان کندن برای تامین حداقل‌های سفره کافی نیست؛ بحران امروز را می‌توان به سادگی «قحط مواد غذایی برای شاغلان فقیر» نامید. 

مسئله «وجود کالا» نیست! 

در تاریخ معاصر ایرا، ن ما با چند دوره قحطی مواجه بوده‌ایم که بزرگ‌ترین نمونه‌ی آن قحطی سنگین ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ شمسی، سه سال پس از پیروزی انقلاب مشروطه در جریان جنگ جهانی اول و تاخت و تاز عثمانی، روسیه و انگلیس در مرزهای سرزمینی ایران بود؛ آن زمان به نوشته مورخان، کرور کرور جمعیت شهرها در خیابان‌ها از فرط گرسنگی بیهوش می‌شدند و به اغما فرو می‌رفتند. اما در دوره‌های وفور و فراوانی، معمولاً مواد غذایی دغدغه‌ی مردم ایران به خصوص شاغلان نبوده؛ فردی که «کار» و شغل داشته، همواره به راحتی می‌توانسته خوراکی‌های مورد نیاز خانواده را تامین کند؛ این روند تا چند سال پیش هم برقرار بود. 

«خسرو رنجبری» فعال صنفی بازنشستگان کارگری می‌گوید: قحطی فقط این نیست که کالا در فروشگاه و بازار نباشد، گاهی کالا هست، اما مردم قدرت خرید آن را ندارند؛ امروز برای بخش بزرگی از جامعه، عملاً غذا و دارو در دسترس نیست؛ وقتی قیمت یک شانه تخم‌مرغ، مبلغی بیش از دستمزد روزانه یک کارگر است، گفتنِ اینکه «کالا به وفور هست» به نوعی به سخره گرفتن اجتماع است. در قحطی سنتی، کالا نبود و مردم نمی‌توانستند چیزی بخرند؛ در «قحطی نوین» کالا هست، اما قیمت آن به حدی رسیده که مردم توان خرید ندارند. 

او ادامه داد: پس مسئله فقط «وجود کالا» نیست، مهم‌تر از وجود کالا، قدرت خرید مردم و امکان دسترسی واقعی به کالاهاست. با ماهانه ۱۶ تا ۲۰ میلیون تومان چه اندازه می‌توان خرید کرد؟ آیا مسئولان و مقامات حاکمیت یکبار از خود پرسیده‌اند چرا تعداد تراکنش‌های بانکی ماهانه‌ی مردم ۱۰۳ میلیون کمتر شده و اکثر تراکنش‌ها زیر ۶۰۰ هزار تومان است! 

رنجبری می‌افزاید: قحطی را فقط با موجودی انبارها نمی‌سنجند، قدرت خرید مردم هم بخشی از چرخه‌ی دسترسی به کالاست؛ مسئولان باید «امنیت غذایی مردم» را تامین کنند اما در عوض با تصمیمات غلطِ انقباضی و نئولیبرالی، فرودستان و طبقه‌ی متوسط را هر روز بیشتر دچار محرومیت می‌سازند…

امروز «مزدبگیران» توان دسترسی به کالاهایی را ندارند که در قفسه‌های فروشگاه‌ها به وفور یافت می‌شود؛ پولی برای خرید در جیب‌های مردم نیست…

قحط مواد غذایی در سفره‌ها و یخچال‌های مردم، محصول سیستمی‌ست که برون‌داد معیشتی آن، فقیرترسازی شاغلان و افولِ هر روزه‌ی سطح زندگی طبقه‌ی کارگر است؛ تخم مرغی که ۱۴۰ سال قبل در زمانه‌ی «ابراهیم صحاف‌باشی» حداقل برای بخش عظیمی از مردم، ابداً شانی نداشت و کنار سفره‌ها به وفور یافت می‌شد، حالا دور از دسترس است؛ پول هر شانه تخم مرغ بیشتر از دستمزد یک روز کارگر است…

برچسب ها: قدرت خرید ، تخم مرغ ، حقوق
ارسال به دوستان
captcha