تا به حال از خود پرسیدهاید چرا هنگام یک مصاحبه کاری قلبتان تندتر میزند؟ چرا دیدن موفقیت یک دوست گاهی در شما احساس حسادت ایجاد میکند؟ چرا در بعضی موقعیتها خجالت میکشید یا نام فردی را که میشناسید، برای چند لحظه به یاد نمیآورید؟
به گزارش خبرآنلاین، ما هر روز با چنین پرسشهایی درباره ذهن و رفتار خود و دیگران روبهرو هستیم. روانشناسی تلاش میکند به این پرسشها پاسخ دهد؛ اما نه بر اساس حدس و گمان، بلکه با استفاده از روشهای علمی و پژوهشهای معتبر.
به زبان ساده، روانشناسی علم مطالعه ذهن و رفتار انسان است. این علم موضوعاتی مانند موارد زیر را بررسی میکند:
بنابراین، روانشناسی فقط درباره بیماریهای روانی یا درمان آنها نیست. وقتی میپرسیم چرا در موقعیتی خاص دچار استرس میشویم، چرا از قضاوت دیگران خجالت میکشیم، چرا نسبت به موفقیت دیگران احساس حسادت میکنیم یا چرا گاهی چیزی را فراموش میکنیم، در واقع با پرسشهایی روبهرو هستیم که روانشناسی آنها را بررسی میکند.
روانشناسی حوزهای گسترده است و ذهن و رفتار انسان را از جنبههای مختلف بررسی میکند؛ از فرایندهای ذهنی مانند توجه و حافظه گرفته تا احساسات، شخصیت و روابط اجتماعی.
برای مثال:
این شاخهها تنها بخشی از حوزه گسترده روانشناسی هستند و هرکدام پرسشهای متفاوتی درباره انسان مطرح میکنند.
روانشناسی علمی بر پژوهش و شواهد تکیه دارد. پژوهشگران برای بررسی رفتار و فرایندهای ذهنی از روشهایی مانند مشاهده، آزمایش، پرسشنامه، مصاحبه، بررسی دادهها و روشهای پژوهشی دیگر استفاده میکنند.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در شبکههای اجتماعی مطالب زیادی با عنوان «روانشناسان میگویند» منتشر میشود که لزوماً پشتوانه علمی ندارند.
یکی از نخستین مهارتها در یادگیری روانشناسی این است که بتوانیم میان یک ادعای جذاب و یک یافته علمی تفاوت بگذاریم. برای ارزیابی یک مطلب بهتر است بپرسیم:
استرس بخشی معمول از زندگی است. امتحان، مصاحبه کاری، سخنرانی، تغییر شغل یا قرار گرفتن در موقعیتی ناآشنا میتواند با استرس همراه باشد.
با این حال، یک اتفاق مشابه لزوماً در همه افراد واکنش یکسانی ایجاد نمیکند. ممکن است صحبت کردن در جمع برای یک نفر ساده باشد، اما فردی دیگر پیش از شروع صحبت دچار نگرانی و تنش شود.
برای فهم این تفاوت، نباید فقط به خود موقعیت توجه کرد. برداشت فرد از موقعیت، تجربههای قبلی، میزان حمایت اجتماعی، شرایط جسمی و روانی و احساس او درباره تواناییهایش نیز میتواند بر واکنش استرس اثر بگذارد.
دیدن موفقیت، موقعیت یا رابطه فردی دیگر گاهی احساس ناخوشایندی در ما ایجاد میکند. حسادت نیز مانند بسیاری از احساسات دیگر، یک علت واحد ندارد.
مقایسه خود با دیگران، احساس کمبود، نگرانی از دست دادن یک رابطه یا موقعیت و برداشت فرد از جایگاه خود میتواند با این احساس ارتباط داشته باشد.
روانشناسی تلاش میکند عوامل مختلفی را که در شکلگیری این احساس نقش دارند بررسی کند. شناخت حسادت به معنای سرزنش کردن خود نیست؛ بلکه میتواند فرصتی برای شناخت نیازها، نگرانیها و مقایسههای ذهنی ما باشد.
صحبت کردن در جمع، آشنایی با افراد جدید یا قرار گرفتن در موقعیتی که احساس میکنیم دیگران ما را ارزیابی میکنند، میتواند باعث خجالت شود.
در چنین شرایطی، فقط خود موقعیت اهمیت ندارد. افکاری که درباره خودمان داریم و برداشتی که از نگاه دیگران پیدا میکنیم نیز بر احساس ما اثر میگذارد.
به همین دلیل، ممکن است دو نفر در موقعیتی مشابه قرار بگیرند، اما واکنشهای متفاوتی نشان دهند؛ یکی بهراحتی صحبت کند و دیگری احساس خجالت یا معذب بودن داشته باشد.
فراموش کردن بخشی از تجربه طبیعی انسان است و هر فراموشی به معنای وجود یک مشکل جدی در حافظه نیست.
ما در طول روز با حجم زیادی از اطلاعات روبهرو میشویم و همه این اطلاعات به یک اندازه در حافظه باقی نمیمانند. ممکن است نام فردی را برای چند لحظه به یاد نیاوریم، مطلبی را که تازه خواندهایم فراموش کنیم یا سالها بعد ناگهان خاطرهای قدیمی را به یاد آوریم.
حافظه و یادگیری از موضوعات مهم روانشناسی هستند. پژوهشگران بررسی میکنند اطلاعات چگونه دریافت و پردازش میشوند، چگونه در حافظه باقی میمانند و چرا گاهی دسترسی به آنها دشوار میشود.
انسان در خلأ زندگی نمیکند. خانواده، دوستان، همکاران و گروههایی که در آنها حضور داریم، میتوانند بر افکار، احساسات و رفتار ما اثر بگذارند.
برای مثال، واکنش یک دوست ممکن است اعتمادبهنفس ما را افزایش دهد یا باعث شود درباره تصمیم خود دچار تردید شویم. نظر خانواده، هنجارهای اجتماعی و انتظارات محیط نیز میتوانند بر انتخابها و رفتارهای ما اثر بگذارند.
بررسی همین تأثیرها یکی از موضوعات مهم روانشناسی اجتماعی است؛ حوزهای که رفتار انسان را در ارتباط با دیگران و محیط اجتماعی مطالعه میکند.
این سه اصطلاح به حوزههای مرتبطی اشاره دارند، اما معنای یکسانی ندارند.
بنابراین، مطالعه روانشناسی به معنای توانایی تشخیص اختلال روانی در خود یا دیگران نیست.
روانشناسی فقط در دانشگاه یا اتاق درمان کاربرد ندارد. بسیاری از موضوعاتی که این علم بررسی میکند، مستقیماً با زندگی روزمره ما ارتباط دارند.
شناخت فرایندهای یادگیری میتواند به ما کمک کند روش مطالعه خود را بهتر بشناسیم. آشنایی با هیجانها باعث میشود واکنشهای خود را دقیقتر بررسی کنیم و شناخت روانشناسی اجتماعی میتواند در فهم رفتار خود و دیگران مفید باشد.
در محیط کار، مدرسه، روابط اجتماعی و هنگام تصمیمگیریهای روزمره نیز با موضوعاتی روبهرو هستیم که روانشناسی آنها را مطالعه میکند.
البته نباید از روانشناسی انتظار داشت برای همه مشکلات زندگی یک پاسخ فوری ارائه کند. رفتار انسان پیچیده است و معمولاً عوامل مختلفی در شکلگیری آن نقش دارند.
برای یادگیری روانشناسی لازم نیست از ابتدا سراغ مطالب تخصصی برویم. بهتر است این مسیر را مرحلهبهمرحله طی کنیم.
ابتدا بدانید روانشناسی چیست و چه موضوعاتی را بررسی میکند. بدون شناخت مفاهیم پایه، ورود به مباحث تخصصی دشوار خواهد بود.
آشنایی با شاخههای روانشناسی کمک میکند بدانید هر حوزه به چه پرسشهایی پاسخ میدهد و کدام موضوع برای شما جذابتر است.
یکی از تفاوتهای مهم روانشناسی علمی با مطالب عامهپسند، استفاده از روش پژوهش و شواهد است. بنابراین باید بدانیم یک نتیجه علمی چگونه به دست میآید و چه محدودیتهایی دارد.
میتوان هنگام تجربه استرس، خجالت، حسادت یا تعامل با دیگران، به افکار و احساسات خود توجه کرد. البته مشاهده رفتار خود به معنای تشخیص روانشناختی نیست؛ بلکه نوعی خودآگاهی و تمرین مشاهدهگری است.
هنگام مطالعه مطالب روانشناسی بهتر است به نویسنده، منبع، تاریخ انتشار و شواهد مطرحشده توجه کنیم. هر مطلبی که با زبان قطعی و جذاب نوشته شده باشد، الزاماً علمی نیست.
خیر. روانشناسی موضوعات گستردهای مانند حافظه، یادگیری، شخصیت، رشد، هیجان، انگیزه و رفتار اجتماعی را نیز بررسی میکند.
بله. روانشناسی علمی بر روشهای پژوهشی، جمعآوری داده و بررسی شواهد تکیه دارد.
روانشناسی علم مطالعه ذهن و رفتار است، در حالی که روانپزشکی یک تخصص پزشکی برای تشخیص و درمان اختلالات روانی است.
بهتر است ابتدا با تعریف روانشناسی و مفاهیم پایه آشنا شویم، سپس شاخههای مختلف و روش علمی را بشناسیم و بعد سراغ موضوعات تخصصیتر برویم.
خیر. مطالعه کتاب یا مقاله روانشناسی جایگزین ارزیابی تخصصی نیست. نمیتوان بر اساس چند رفتار یا یک ویدئوی کوتاه، برای خود یا دیگران تشخیص روانشناختی تعیین کرد.
شاید ارزشمندترین چیزی که مطالعه روانشناسی به ما میدهد، مجموعهای از پاسخهای آماده برای رفتار انسان نباشد؛ بلکه توانایی پرسیدن سؤالهای دقیقتر باشد.
رفتار انسان از عوامل مختلفی تأثیر میگیرد و نمیتوان برای همه افراد یک نسخه یکسان پیچید. روانشناسی کمک میکند به جای قضاوت سریع درباره خود و دیگران، دقیقتر نگاه کنیم، میان یک تجربه شخصی و یک یافته علمی تفاوت بگذاریم و برای فهم رفتار انسان، به جای برچسب زدن، سؤالهای بهتری بپرسیم.
روانشناسی قرار نیست ما را به قاضی دیگران تبدیل کند؛ بلکه میتواند کمک کند خود و جهان انسانی اطرافمان را با دقت، انعطاف و آگاهی بیشتری بشناسیم.