فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۷۵۹۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۱ - ۰۷-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۷۵۹۲
انتشار: ۰۸:۱۱ - ۰۷-۰۶-۱۴۰۵

این همه خانه در شهر و کثیری مستأجر و بی‌خانه!

س
اکنون نسلی برمی کشد که چون خانه به دوش است و حتی مالک یک متر زمین هم در این سرزمین نیست تعلق چندانی هم به این آب و خاک ندارد و بد نیست طرح مجلس انقلابی در آغاز تشکیل را هم به یاد آوریم که می‌خواستند خانه‌های خالی را وارد بازار کنند تا با افزایش عرضه از قیمت اجاره کم شود و حالا به دنبال جاسوس در بین اهل فکر می‌گردند!

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- شهردار تهران که دوران قانونی 4 سالۀ شورای برگزینندۀ او تمام شده و برخی ادامۀ کار شورا و دست کم او را غیر قانونی می‌دانند به تازگی گفته است: 51 درصد تهرانی‌ها مستأجرند.

جدای بحث قانونی یا غیرقانونی بودن ادامۀ خدمت آقای زاکانی که عجالتا با بر عهده گرفتن اسکان آسیب‌دیدگان دو جنگ 12 و 40 روزه باری از دوش دولت پزشکیان برداشته این جمله برای نویسندهٔ این سطور یادآور گفتۀ یک رانندۀ تاکسی در دو سه سال قبل است که با نگاهی به انبوه خانه‌ها که به صورت عمودی در چند طبقه بالا رفته‌اند با حسرت می‌گفت: این همه خانه و ما بی‌خانه!

تا این جمله را گفت و در همان حین، دختر جوان و گیسو به باد سپرده و زیبارویی هم قصد عبور از مقابل خودرو را داشت و به خاطر او توقف کرد و ادامه داد: این همه دختر و ما بی‌زن!

نمی‌دانم او آگاهانه از یک پارادوکس عمیق در زندگی مدرن می‌گفت یا تنها در مقام حسرت و به دنبال شنونده ای برای حس درونی خود بود ولی اگر دومی را تابع تغییر سبک زندگی و قدری انتخابی بدانیم و بی آن‌که بخواهیم همسر برگزیدن را

مانند نگاه سنتی و غالب بر قوانین مان در قالب تملک قرار دهیم دربارۀ خانه اما قابل تأمل است و این که واقعا نصف تهرانی‌ها یا به تعبیر درست‌تر نیمی از تهران‌نشینان مستأجرند؟

یعنی از هر دو نفر که اطراف ماست یکی مالکیتی ندارد بر جایی که در‌آن زندگی می‌کند و بخشی از درآمد ماهانۀ خود را صرف پرداخت کرایۀ خانه می‌کنند؟

با این حساب بخشی از آن نصف دیگر قطعا باید بیش از یک خانه داشته باشند که در مواردی شاید سر به ده‌ها واحد زند. البته در میان مستأجران هم کسانی خود خانه دارند ولی اجاره داده‌اند و خود در جای دیگر ساکن شده‌اند و در نتیجه هم در آمار مالکان می‌آیند و هم مستأجران.

پرسش اصلی اما همان است که آن رانندۀ تاکسی گفت. این همه خانه و کثیری بی‌خانه؟

به این بهانه برخی از طرح‌های خانه‌دار کردن بعد از انقلاب را هم می‌توان مرور کرد:

اولی آن اعلام عامیانه و ناشیانۀ فردی به نام سید هادی خسروشاهی بود که تیتر کیهان شد: همه را صاحب خانه می‌کنیم و موجی از مهاجرین را به جانب تهران گسیل داشت.

البته این سید هادی خسروشاهی را نباید با سید هادی خسرو شاهی سفیر ایران در واتیکان که در دوران کرونا درگذشت یکی بدانیم اگر چه هر دو معمم بودند.

در این نگاه تصور می شد بیناد مسکن با اتکا به حساب 100 امام می تواند مشکل مسکن را حل کند و گذشت زمان نشان داد چقدر خام دستانه بوده است.

دومی فردی به نام حسن کروبی که دفتر مسکن راه انداخته بود و قصد شیادی هم نداشت و مردمانی در بهترین نقاط تهران دعاگوی او هستند هنوز! تصور کنید در یوسف‌آباد تهران زمین واگذار کرد از قرار هر متر مربع 400 تومان! 400 هزار تومان و 400 میلیون تونان نه ها. 400 تا تک تومانی!

سومین کار که بسیاری را خانه‌دار و خیلی‌ها را هم درگیر پرونده‌های ناتمام کرد واگذاری زمین به تعاونی‌های مسکن در دولت موسوی در دهه 60 بود. زمین واگذار می‌شد و تعاونی می‌ساخت و این‌گونه خیلی‌ها خانه‌دار و فراتر از آن صاحب مکنت و ثروت شدند. در ابتدا چون به نام یک نهاد خاص شهرت داشت برخی نمی‌پسندیدند ولی به مرور که ترکیب جمعیتی تغییر کرد و ساکنان اولیه فروختند و رفتند مشتری عام پیدا کرد.

این شیوه از تمام راه های دیگر کارآمدتر بود مگر این که تعاونی های مسکن دچار تخلف جدی شده باشند.

روش دیگر که پیش از انقلاب هم سابقه داشت ساخت خانه خاص یک صنف و گروه بود مانند آنچه در مجموعه فرهنگیان یا بهجت آباد یا کوی نویسندگان شاهد بودیم.

در دولت خاتمی به وام مسکن توجه شد و با بهبود اوضاع اقتصادی نسبت معقولی بین وام مسکن و قدرت خرید و نیز توان بازپرداخت اقساط ایجاد شد.

وام مسکن از قبل هم بود اما امکانی فراهم آمد که بتوان خانه‌‌ای خرید که یک سوم آن با وام مسکن قابل تأمین باشد و اگر پول کافی نبود خانه را رهن دهند و تنها یک سوم باقی مانده را خود خریدار تأمین کنند که آن هم با پس انداز و طلا و احیانا وام از اینجا و آنجا قابل تأمین بود.

در دولت احمدی‌نژاد دولت مستقیما درگیر ساخت مسکن شد و به عنوان مسکن مهر اگرچه منابع عظیمی از بانک ها به بهای خلق پول و تحمیل تورم صرف شد اما به هر حال عده ای صاحب خانه شدند با این توضیح که بر خلاف تصور غالب بخش غالب پروژه های مسکن مهر در دولت روحانی کامل و تحویل شد. اظهار نظر وزیر مسکن اول آن دولت علیه مسکن مهر که در روزنامه های اصول گرا مدام نقل و تکرار می شود اما این واقعیت را نادیده می‌انگارد.

از سال 90 به بعد و با تصاعد قیمت دلار و افزایش تحریم‌ها اما مسکن به رؤیایی دور و دورتر تبدیل شد تا جایی که وعده ابراهیم رییسی به ساخت یک میلیون خانه در سال هرگز محقق نشد و مثل احیای 8 هزار کارخانه هم نبود که خیلی‌ها حوصله پی گیری واقعی بودن یا نبودن آن را نداشته باشند و دست به دامن شهردار شدند که بازسازی بافت‌های فرسوده را در آن آمار بگنجاند!

اکنون دیگر همه می دانند با وعده های از نوع آنچه در تیر ۱۴۰۳ از زبان کاندیداها شنیدیم مشکل مسکن حل نمی شود و تابع اقتصاد و سیاست در کلان آن است و تنها با بهبود اوضاع اقتصادی و پایان تنش می‌توان دوباره امیدوار شد.

از جمله این که به جای پروژه هایی مانند مسکن مهر یا ملی به ساخت شهرهای جدید با استفاده از فناوری های روز رو آورد. یا با گسترش خطوط مترو از حجم تقاضا درون شهر کاست. یا با افزایش حقوق و دستمزد به شرط رشد اقتصادی دوباره بانک‌ها دست به کار شوند ولی عجالتا این کرایه خانه است که بخش قابل توجهی از درآمد خانوار را می‌بلعد و بسیاری را از صرافت تشکیل خانواده انداخته است.

اکنون نسلی برمی کشد که چون خانه به دوش است و حتی مالک یک متر زمین هم در این سرزمین نیست تعلق چندانی هم به این آب و خاک ندارد و بد نیست طرح مجلس انقلابی در آغاز تشکیل را هم به یاد آوریم که می‌خواستند خانه‌های خالی را وارد بازار کنند تا با افزایش عرضه از قیمت اجاره کم شود و حالا به دنبال جاسوس در بین اهل فکر می‌گردند!

قرا بود برای مسکن و رفاهیات تدبیری بیندیشند و بعد رفتند سراغ محدودیت برای زنان و دختران و حالا سرگرم جاسوس انگاری اند!

شاید اگر مجال تشکیل یک مجلس واقعی فراهم آید و در صدا و سیما نسیم تغییری بوزد بتوان دربارۀ این مقولات سخن گفت و چاره‌ای اندیشید.

این نوشته‌ام تنها برای آن است که به آن رانندۀ تاکسی فکر کنیم که دختران بسیاری به عنوان مسافر سوار خودرو او می‌شوند و همسری ندارد و در گذار از کوچه‌ها و خیابان‌ها هزاران خانه می‌بیند و خانه‌ای ندارد!

اگر نگاه فمینیستی دارید می‌توانید بخش اول این گزاره را نادیده بگیرید چون زن و دختر خانه نیستند که رویای تملک آن را در سر بپرورانند اما بخش دوم واقعا قابل تامل است.

این همه خانه در شهر باشد و کثیری از صبح تا شب کار کنند تا بتوانند هزینه سقفی بالای سر را که از آن آنان هم نیست تامین کنند!

بیهوده نیست که کلاس های موفقیت و خوش بینی مانند قبل رونق ندارد.

این شعر زیبای شاملو را حالا با نگاه دیگر هم می توان خواند:

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست

بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست

دکتر مسعود فراست‌خواه جایی گفته بود رنج همیشه بوده اما مردم ما گرفتار رنج‌های نالازم شده اند.

سخن دقیقی است. در قرآن آمده ما انسان را در رنج آفریدیم. بودا هم راه نجات از رنج را کاستن آرزوها می داند و اساسا مهم ترین تفاوت دنیای سنت و مدرن بها دادن به رنج یا لذت است.

این که آدمی عزیزان خود را از دست می دهد و در قبال گذر زمان کاری از ما برنمی آید هم رنج افزاست اما گرفتار رنج های نالازم هم شده ایم که می توانند نباشند. شاید مراد شعر همین رنج های نالازم باشد و دومی هم وقتی حتی یک متر خاک به تو تعلق نداشته باشد و احساس مشارکت نداشته باشی و کسانی به نمایندگی از تو سخن بگویند که نه به آنها رای داده‌ای نه نسبتی با خواست‌های خود دارند.

به جای این که به نقل قول شهردار اصول‌گرا بیندیشم یا حتی شعر شاعر در گوشم طنین اندازد همچنان حسرت آن راننده تاکسی در گوشم زنگ می‌زند:

این همه خانه و من بی خانه!

برچسب ها: مسکن ، مستاجر ، اجاره
ارسال به دوستان
captcha
جنایت هولناک با ساطور؛ مرد جوان همسر و دو فرزند خردسالش را به قتل رساند و سپس خودکشی کرد داروی جدید درمان سرطان لوزالمعده تأییدیه FDA را دریافت کرد امروز با مولوی: رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی تمامی مدارس دولتی هیئت امنایی می‌شوند/ دریافت «شهریه» ممنوع خطرات سرریز روغن موتور؛ اشتباهی رایج با هزینه‌های سنگین برای خودرو! شمار جان‌باختگان سیل نپال از ۶۰۰ تن گذشت علی بیک تشریفاتچی به همراه دو عراقی در حال استراحت در بیابان؛ 140 سال قبل (عکس) وال‌استریت ژورنال: انتقال مهمات نظامی واشنگتن به خاورمیانه این همه خانه در شهر و کثیری مستأجر و بی‌خانه! فراخوان بیل گیتس برای حفاظت از مشاغل انسانی در برابر هوش مصنوعی آیا رهبر شهید، خبرگان رهبری را از بررسی نام سید مجتبی نهی کرده بود؟ ۲۰ کشوری که کمترین میزان منابع آب شیرین تجدیدپذیر را در جهان دارند (+ اینفوگرافیک) خاندان سلطنتی ابوظبی ۴۹ درصد از مالکیت پروژه کریپتویی ترامپ را در اختیار گرفت رابطه «تصمیم کبرا» و گران کردن بنزین ترامپ: توافق تاریخی درباره نفت ونزوئلا / واگذاری 100 ساله توسعه 17 میدان نفتی ونزوئلا به شرکت خصوصی آمریکایی - ونزوئلایی