عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیسجمهور نوشت: وقتی اول هفته برنامه کاری دکتر عارف را بالا و پایین میکردم و چشمم به تیتر «جلسه بررسی وضعیت صنعت خودرو» افتاد، با خودم گفتم: «باز هم همان داستان تکراری! باز قرار است خودروسازها و قطعهسازها بیایند، از بدهیهای سرسامآورشان بنالند، تقاضای تسهیلات کنند و از عالم و آدم طلبکار باشند و آخرش هم هیچ...»
اما نیمساعت قبل از شروع جلسه، وقتی از دکتر کیانی (رئیس دفتر معاون اول) پرسیدم کدامیک از مدیران خودروسازی و قطعهسازان دعوتند، پاسخی داد که کلاً معادله را در ذهنم به هم زد: «هیچکدام! امروز فقط اساتید برجسته، نخبگان و اعضای هیئتعلمی دانشگاهها دعوتند.»
همانجا دستم آمد که قصه چیست. اگر امروز کسی از من بپرسد «بزرگترین و کلیدیترین راهبرد دولت دکتر پزشکیان چیست؟»، بیمعطلی میگویم: «پایان دادن به تصمیمات مقطعی و محفلی و بازگرداندن دانشگاه به ریل حکمرانی کشور».
جلسه با تعارفات مرسوم اداری شروع نشد. دکتر عارف همان اول رفت سراغ آخر ماجرا، رو به اساتید کرد و گفت: «خوشحالم که در جمع همکاران دانشگاهیام هستم. ۶۰ سال است در این کشور خودروسازی داریم، اما همیشه به خاطر نگاههای مقطعی، مثل اشتغالزاییِ موقت، هیچگاه به صورت ریشهای آسیبشناسی نکردهایم! یکجای مسیر را اشتباه پیچیدهایم و رسیدهایم به ناکجاآباد. کرهایها یک سال بعد از ما شروع کردند؛ حالا آنها کجا ایستادهاند و ما کجا؟ مردم حق دارند بپرسند چطور در صنایع پیچیده دفاعی و هوافضا به اوج اقتدار رسیدهایم، اما در خودروسازی درجا زدهایم؟»
دکتر عارف رفت سراغ اصل مطلب: «دولت وسط شرایط جنگی هم از مسائل زیرساختی غافل نشده است و نمیشود. ما میخواهیم یکبار برای همیشه روی این مسیرِ ۶۰ساله نقطه بگذاریم و از سرِ خط مشق جدیدی بنویسیم. اما این بار نه فقط برای بازار ایران، بلکه با نگاه به کشورهای همسایه و منطقه در شرایط پساجنگ؛ چرا که خودروسازی میتواند حلقه اتصال ما به منطقه و پیشرانِ بقیه صنایع کشور باشد. دانشگاه باید این مشق جدید را به دولت بگوید.»
کلام که به اساتید رسید، فضا کاملاً علمی و بیتعارف شد. دکتر شجاعیفرد روند تشکیل این اتاق فکرِ متفاوت را توضیح داد که چطور علاوه بر اساتید، از ظرفیت دانشجویان نخبه دکترا و ارشد هم استفاده شده است. ایشان کلامش را با نشانیِ دقیقی آغاز کرد و گفت: «کشور باید مسیر دقیق و بیخطایی را طی کند. من رهبر جوانمان را ۱۴ سال است که از نزدیک میشناسم و ایشان را دقیقترین فردی میدانم که تا به حال دیدهام. حالا که بدنه اجرایی دولت هم دست استادان و دانشمندان دقیق است، این دوران باید به نقطه عطفِ واقعیِ ایران تبدیل شود.»
بحثهای جدی، آسیبشناسیهای صریح و راهکارهای دانشگاهی یکییکی روی میز ریخته شد؛ از لزوم داشتن «آزمایشگاههای مدرن تست خودرو» تا «اصلاح تربیت مدیران صنعتی». کدهای عجیبی هم ردوبدل شد که هوش از سرِ هر شنوندهای میبرد. مثلاً یکی از اساتید آماری داد که ابعاد ساختاریِ عجیب کشور را رو کرد: «از ۲۷ میلیون خانوار ایرانی، ۱۳.۵ میلیون خانوار (حدود ۵۵ میلیون نفر) اصلاً خودرو ندارند! ۹.۵ میلیون خانوار فقط یک خودرو دارند، اما در مقابل، تنها ۴ میلیون خانوار صاحبان ۱۶ میلیون خودرو در کشورند!»
همین یک آمار نشان داد که چرا تحول در خودروسازی، فقط یک بحث صنعتی نیست؛ بلکه گرهخورده با «عدالت در توزیع ثروت» و «عدالت در مصرف سوخت» است.
یکی دیگر از اساتید از ضرورت طراحی «پلتفرم سوم خودروسازی» گفت تا بر پایه سند جدید، برنامه تحولآفرین اجرا شود. استاد دیگری از دانشگاه علم و صنعت با اطمینان تاکید کرد: «ما در دانش فنی و توان علمی کوچکترین کمبودی نداریم؛ فقط زیرساخت و کمک دولت را میخواهیم.»
دکتر عارف هم در جمعبندی نهایی گفت: «افق دانشگاه نباید محدود باشد؛ دانشمندان ما باید بتوانند همانطور که موتور خودرو میسازند، روزی موتور هواپیما هم طراحی کنند و بسازند.»
در نهایت، خروجی این نشستِ متفاوت مشخص شد: تشکیل ۵ کارگروه تخصصی (استراتژی، تولید، تجارت و بازار، حکمرانی و نظارت) با محوریت دانشگاه برای تدوین «سند ملی توسعه صنعت خودرو»؛ سندی کلان و پژوهشی که تمام زنجیره تولید را بر اساس دانش نخبگان ریلگذاری خواهد کرد.
همچنین مقرر شد اعضای این اتاق فکر هر دو ماه یکبار جلسات منظمی با دکتر عارف داشته باشند تا گزارش پیشرفت کار را ارائه داده، موانع را برطرف کنند و پشتیبانیهای لازم را از دولت بگیرند.
عزم همه جزم شده تا یک تحول بنیادین و تاریخی در صنعت خودروسازی کشور در این دولت پایهگذاری شود.دولت وسط تمام فشارها و بحرانهای روزمره، عمیقاً و صبورانه مشغول ریلگذاری زیرساختی و ساختن آیندهای شایسته برای ایران بزرگ است...