عصر ایران ؛ نهال موسوی - جام جهانی فوتبال همیشه بهانهای بوده برای رسانهها تا برنامه سازی کنند، اما این دوره این بهانه به شکلی بیسسابقه به یک مسابقه ناگفته میان برنامهسازان تبدیل شد.
مسابقهای برای جلب توجه مخاطبی که حدود یک ماه، شب به شب، پای صفحه نمایش نشسته و منتظر چیزی بیشتر از نتیجه بازیهاست.
در این میدان، چند نام آشنا با فرمولی از پیش نعیین شده وارد شدند: امیرحسین قیاسی، خداداد عزیزی و جواد خیابانی، مهیار حسن و ... هرکدام به شیوه خود کوشیدند فضای صمیمی و پرهیجانی بسازند، اما نتیجه کار، دستکم در نگاه دقیقتر، چیزی نبود جز تکرار یک الگوی تکراری و فرسوده:
مجریای که سوالی میپرسد، بازیگر یا فوتبالیستی مشهور که پاسخ میدهد، خندهای از پیش تمرین شده، و برنامهای که با پایان یافتن، هیچ ردی از خود باقی نمیگذارد. تکرار، تکراری، تکراری ...
در این میان، برنامه «جیمی جام» به کارگردانی و اجرای ابوطالب حسینی مسیر دیگری را انتخاب کرد، مسیری که بهظاهر ساده اما در عمل بسیار دشوارتر از الگوی رایج بود.
ابوطالب بهجای تکیه بر چهرههای تکراری و از پیش شناختهشده، دوربین را به سمت آدمهایی چرخاند که کمنر کسی انتظار داشت پشت میز گفتوگوی یک برنامه ورزشی ببیند.
مهمانانی چون: بدلهای ایرانی رونالدو و مسی، مسافری که با یک پرشیای سفید خودش را به جام جهانی رساند و روایت یک سفر عجیب و پرحاشیه، هوادار بوشهری عاشق مارادونا که برایش سنگ قبر ساخته است، بدل رونالدو، سوارز و اندی، علیمحمد بیدارمغز معروف به «پدر تشریفات ایران»،هالک ایرانی، محسن حاجیلو، ایرج حسابی یا دکتر انوشه، مجتبی ترکاشوند خواننده کُرد و صاحب آهنگ پرطرفدار «ماشینای گشتی» هرکدام روایتی متفاوت با خود آوردند.

روایتهایی که نه از دنیای فوتبال حرفهای بلکه از حاشیه اجتماعی، از تجربه زیسته آدمهای عادی یا نیمه مشهور میآمدند و همین، کیفیت و حسی به برنامه بخشید که در هیچکدام از رقبا دیده نمیشد: روایت دست اول، صداقت و پیشبینیناپذیری.
این انتخاب، ریسک بزرگی بود، مهمان مشهور، تضمینی برای جذب مخاطب فوری است، اسمش خودش تبلیغ میکند، حرف زدنش خبرساز میشود، کلیپش در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود.
اما مهمان کمتر شناختهشده چنین تضمینی ندارد، باید مجری با گفتوگوی خودش، با کنجکاوی واقعیاش، با شناختی که از قبل از مهماان به دست آورده، جذابیت بسازد. این دقیقا همان کاری بود که ابوطالب انجام داد.
او در جایگاه یک مجری صرف نایستاد، بلکه نقش یک قصهگو را بازی کرد که میداند از هر مهمان چه چیزی باید بیرون بکشد. نتیجه، گفتوگوهایی شد که گاه صمیمی، گاه طنازانه و گاه حتی تلخ و صادقانه بودند، چیزی که بهندرت میتوان در برنامههای مناسبتی و کوتاه مدت شبکه نمایش خانگی سراغ گرفت.
نکته مهمتر این است که «جیمی جام» با وجود ساختاری نسبتاً ساده، هرگز به سطحینگری تن نداد. بسیاری از برنامههای مشابه، در ازای حضور یک ستاره، حاضرند محتوا را قربانی کنند و تمام برنامه را به شوخیهای سطحی و خاطرهگوییهای تکراری تقلیل دهند.

اما در برنامه ابوطالب، حتی شوخیها هم در خدمت شناختن بهتر مهمان بودند، نه صرفا پرکردن زمان. این تفاوت، از جنس تفاوت میان سرگرمی مصرفی و سرگرمی ماندگار است.
برنامههای دیگر را میتوان یکبار دید و فراموش کرد، اما قسمتهایی از «جیمی جام»، به دلیل همین کنجکاوی واقعی نسبت به آدمها، پس از پایان جام جهانی هم قابل بازبینی و به یادماندنی باقی میمانند.
باید این واقعیت را هم در نظر گرفت که ساختن چنین برنامهای از نظر تولیدی سختتر است. پیدا کردن مهمان کمتر شناختهشده اما دارای حرف برای گفتن، نیازمند تحقیق، شبکه ارتباطی گسترده و شناخت دقیق از فضای اجتماعی است، کاری که بهمراتب دشوارتر از دعوت از چند بازیگر یا فوتبالیست معروف با تیم تبلیغات حرفهای پشت سرشان است.
رقبای «جیمی جام» راه ساده را انتخاب کردند چون این راه، هرچند تکراری، کم ریسکتر و پر سرعتتر بود. ابوطالب اما مسیر دشوارتر را برگزید، و درست همین انتخاب است که کار او را از میان انبوه برنامههای مناسبتی جام جهانی متمایز و برجسته کرده است.

در نهایت، آنچه «جیمی جام» ابوطالب حسینی را از سایر تولیدات مشابه جدا میکند، نه بودجه است و نه شهرت مجری، بلکه نگاهی و بینشی است که پشت انتخاب مهمانان و شکل گفتوگوها قرار دارد.
نگاهی که آدمهای عادی را هم شایسته روایت میداند، در دورهای که بیشتر رسانهها به دنبال کوتاهترین راه برای جلب توجهاند، انتخاب راه دشوارتر برای ساختن محتوایی اصیلتر، ارزشی است که باید دید و به آن اشاره کرد.
درود بر ابوطالب و تیم سازنده همراه او برای ساخت برنامه «جیمی جام» که تجربه متفاوت و خلاقانهای را رقم زدند.