فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۷۴۷۰
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۹ - ۲۳-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۷۴۷۰
انتشار: ۱۶:۱۹ - ۲۳-۰۴-۱۴۰۵

تنگه برای گیر انداختن ترامپ بود، خودمان در آن گیر نکنیم

س
تنگه جایی نمی‌رود و حاکمیت و مالکیت و کنترل آن با ماست ولو عبور و مرور به شکل سابق بازگردد. یادمان نرود ترامپ اول جنگ و 10 اسفند چه اهدافی را دنبال و اعلام کرده بود؛ سرنگونی و هسته ای و بحث تنگۀ هرمز در آن نبود و بعد با تدبیر ایران در آن گیر افتاد و یادش رفت برای چه آمده بود!

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- حتی اگر درگیری‌های تازه در جنوب سرزمین ما به معنی شروع جنگ سوم آمریکا با ایران باشد این واقعیت را نباید فراموش کرد که نه هدف ترامپ از تحمیل دو جنگ 12 و 40 روزه با هم‌دستی اسراییل، بازگشایی تنگۀ هرمز بود و نه هدف ما از دفاع و واکنش، بستن آن چون تنگه قبلا باز بود و به آسانی از عبور می‌کردند بلکه تنگۀ هرمز به مثابۀ ابزاری به کار رفت تا او را گیر بیندازد و از اهداف ادعایی و آنچه در سر داشت دور کند و به وادی‌یی دیگر دراندازد و این هدف تحقق یافت و در آتش بس 40 روز بعد و یادداشت تفاهم 28 خرداد هم جلوه کرد و اتفاقات کنونی نباید ما از این دستاورد غافل کند.

کافی است بیانیۀ رسمی ترامپ تنها 36 ساعت بعد از تجاوز به ایران را در 10 اسفند 1404 یا اول مارس 2026 را بار دیگر مرور کنیم تا یادمان بیاید اساسا در آن هیچ سخنی از تنگۀ هرمز به میان نیاورده بود و همین که ناگهان با داستان تنگه رو به رو شد او را به خود آورد که بازی آن‌گونه که می‌خواهد پیش نمی‌رود موفقیتی بود که نباید فراموش شود یا تحت تأثیر دو گانۀ مذاکره یا جنگ رنگ ببازد.

ترامپ، با اسلاف خود میانه ای ندارد مگر رونالد ریگان که اهل سینما بود و به این قصه هم سینمایی نگریست حال آن که بازی سیاست و قدرت فیلم و سینما نیست ولو عوام‌الناس با تعبیر پشت پرده چنین تصوری داشته باشند و اگر قرار بر تشبیه باشد زمین فوتبال درست تر است به خاطر اتفاقات پیش بینی نشده و چرخش توپ خارج از ارادۀ سرمربی و گاه بازیکنان.

در تفاوت فوتبال و سینما و نقش مربی و کارگردان می‌گویند در اولی هم سرمربی مهره‌ها را می‌چیند و دستور کاری به هر یک از بازیکنان می‌دهد تا بدانند منطقۀ بازی آنها کدام است، تا چه اندازه می‌توانند به زمین حریف نفوذ کنند یا مأموریت مهار کدام بازیکن از تیم مقابل را دارند. همچنین بدانند باید بیشتر به دنبال دفاع باشند و دل به ضد حمله‌ها خوش کنند یا در پی ضربۀ سریع و به ثمر رساندن گل و سپس مراقبت از همان گل.

همیشه اما بازی مطابق میل پیش نمی‌رود. کافی است بازیکنی که روی آن حساب کرده مصدوم یا اخراج شود یا تیم مقابل به گلی زودهنگام دست یابد یا با چند تعویض آرایش تیم مقابل تغییر کند و بازیکن شما نداند در مقابل وضعیت تازه که در نقشۀ سرمربی پیش‌بینی نشده بود چه کند و البته در این مواقع سرمربی به کنار خط می‌آید تا سیاست تازه را گوش‌زد کند یا پلانِ بی را یادآور شود اما باز هم داستان تغییر کرده است.

در سینما اما اگر کار مطابق میل کارگردان پیش نرود قطع می‌کند و اصطلاحا کات می‌دهد و سناریو تغییر نمی‌کند بلکه مدام تکرار و تکرار می‌کنند تا بازیگر عینا آنچه را که کارگردان می خواهد انجام دهد و شاید به همین خاطر باشد که علی مصفای بازیگر دو سه بار گفته بازیگری شغلی بی‌شرمانه است! چون شخص باید بدن و روح و فکر خود را در اختیار سناریوی دیگری و خواست و ارادۀ او قرار دهد و از خودش فاصله بگیرد و به خاطر همین دستمزد می‌گیرد! جدای این باید دروغ را چنان خوب از کار درآورند تا تماشاگر باور کند.

سیاست و بازی قدرت هم اما این گونه نیست اگرچه مردم دوست دارند همۀ امور را به پشت‌پرده نسبت دهند و این که از قبل طراحی شده اما همین اصطلاح "پشت پرده" نشان می‌دهد تصور عمومی بر شباهت آن با سینما یا تئاتر است در حالی که مثل فوتبال، سیال است و ممکن است بازیکنی گل بزند که برای مهار او تدبیری اندیشیده نشده بود یا اتفاقاتی را شاهد باشیم که از قبل متصور نبود.

حالا در هنگامۀ اختلافات آزار دهندۀ کنونی به بیانیۀ ترامپ در 10 اسفند 1404 یا اول مارس 2026 بازمی‌گردیم:

1. در همان سطر اول تصریح کرده آمریکا با شرکای خود، عملیات "خشم حماسی" را آغاز کرده‌اند؛ یکی از بزرگ‌ترین و پیجیده ترین و کوبنده‌ترین حملات نظامی که جهان به خود دیده.

4 ماه بعد از آن اما ایران را متهم می‌کند به شروع جنگ با حمله به کشتی‌هایی که از کریدور عمان گذشته‌اند. اگر آن عملیات کوبنده و بی‌سابقه و نابودگر بود پس این توان از کجا آمده؟

2. در بندهای بعد با افتخار و شعف از درگذشت (شهادت) آیت‌الله خامنه‌ای یاد می‌کند و اتهاماتی را می‌آورد و صفاتی را نسبت می‌دهد و از ایرانیانی می‌گوید که جشن گرفتند. واقعیت امروز اما رهبری یک خامنه‌ایِ دیگر است و همین هفته گذشته هم مراسم تشییع در پنج شهر تهران و قم و نجف و کربلا و مشهد برگزار شد که آشکارا با آنچه در آن بیانیه آمده بود فاصله دارد. او که به شادی و سرور دل بسته بود قادر به توضیح و توجیه انبوه اندوه برای خود نشد.

3. در جای دیگر بیانیه آمده بود: وجود رژیمی با موشک‌های دوربرد و جنگ‌افزارهای هسته‌ای تهدیدی جدی برای هر آمریکایی است.... بی هیچ اشاره به تنگه هرمز و عبور کشتی ها از آن و با این واقعیت و ظرفیت بعد از جنگ مواجه شد هر چند ایران هم احتمال محاصره دریایی را جدی نگرفته بود؛ مهم‌ترین برگی که آمریکا رو کرد و آن هم البته پیشنهاد یک جمهوری‌خواه کهنه کار بود و به عقل خود ترامپ نرسیده بود. ما تنگه را باز کردیم تا محاصره را بردارد و حالا دوباره تنگۀ بسته و محاصره دریایی اما در آن بیانیه حرفی از اینها نبود. آمده بود برای سرنگون کردن نظام سیاسی و بردن 400 کیلو اورانیوم 60 درصد غنی سازی شده و هیچ یک تحقق نیافت.

4. از نیروهای سپاه و ارتش و پلیس خواسته بود سلاح‌های خود را زمین بگذارند و از مصونیت کامل برخوردار شوند. حتی یک نفر هم این کار را نکرد!

5. در پایان از همۀ میهن‌پرستان ایرانی خواسته بود دلیر و جسور باشند و کشور را پس بگیرند. هر چند تعبیر "پس ‌گرفتن" نشان می‌داد از مشاوره های سلطنت‌طلبان بهره گرفته و میهن‌پرستان ایرانی هم جسور و دلیر بودند اما نه برای تحقق هدف او بلکه کنترل تنگۀ هرمز را در دست گرفتند.

6. ترامپ گفته بود ما آنجا خواهیم بود تا به شما کمک کنیم اما اندک زمانی بعد، از بازگرداندن ایران به عصر حجر و نابودی تمدن کهن ایرانی سخن گفت که نسبتی با آن وعده نداشت.

7. ترامپ در جمله پایانی آورده بود: خداوند نگه‌دار جنگجویان فوق‌العاده ما باشد. خداوند نگه‌‌دار ایالات متحده باشد... ایرانیان اما از خداوند بیگانه نیستند و در شعار الله‌اکبر خدای مورد پرستش اسلام را برتر از هر معبود دیگر معرفی می‌کنند. اتفاق دیگر این بود که هرمز همان اهورامزدا خدای پیشااسلام ایرانیان است و ترامپ ناگهان هم با الله‌اکبر رو به رو شد و هم با تنگه‌ای به نام هرمز یا اهورامزدا و اینها همان گل‌هایی بود که سرمربی دیوانه در دقایق اول دریافت کرد تا نتواند مثل کارگردان سینما کات و دستور تکرار دهد چون در فوتبال اگر بازی مطابق میل پیش نرود از سرمربی جز ورجه وورجه در کنار خط یا تعویض یا میخ‌کوب و مبهوت روی نیمکت نشستن کاری برنمی‌آید و توپ برای چرخش از او اجازه نمی‌گیرد ولی در سینما کارگردان حاکم مطلق است و دوربین به ارادۀ او خاموش و روشن می‌شود.

این نوشته نمی خواهد اهمیت تنگۀ هرمز را انکار کند بلکه به قصد سه یادآوری است:

اول این که تنگه قبل از 9 اسفند هم باز بود و بازگشت به شرایط قبل از آن پیروزی ترامپ نیست.

دوم این که ترامپ با هدف سرنگونی نظام سیاسی و بردن اورانیوم آمده بود و به این دو هرف نرسید و به جای آن در تنگه گیر افتاد.

از ابتدا پیدا بود که برای خلاصی از آن چاره ای خواهد جُست و محاصرۀ دریایی مهم‌ترین چاره بود که یافت و به اجرا گذاشت.

این که با تأکید بر تنگه هرمز و مثلا استناد به ماده 11 قانون دریانوردی دایر بر بی ضرر بودن عبور و مرور کشتی‌ها برای کشورهای ساحلی تأکید کنیم و بحث را از مناقشۀ هسته‌ای و کویر و زیر کوه به دریا و تنگه و کشتی بکشانیم زیرکانه است اما فراموش نکنیم قرار بود ترامپ را در تنگه گیر بیندازیم و خودمان نباید در تنگه گیر کنیم.

تنگه جایی نمی‌رود و حاکمیت و مالکیت و کنترل آن با ماست ولو عبور و مرور به شکل سابق بازگردد. یادمان نرود ترامپ اول جنگ و 10 اسفند چه اهدافی را دنبال و اعلام کرده بود.

ارسال به دوستان
آیت‌الله جوادی آملی: آمریکا و اسرائیل در مقابل ایران ذلیل شدند آغاز خاموشی‌های پراکنده در تهران از ۲۴ تیرماه به دلیل گرمای شدید سرلشکر صفوی: سال ۷۶، ما ۲۰۰۰ موشک داشتیم، حضرت آقا آن زمان فرمودند باید چند ده هزار موشک برای چندین ماه جنگ داشته باشیم شرایط تغییر محل آزمون دستیاری پزشکی ۱۴۰۵ برای داوطلبان اهواز، بوشهر و بندرعباس جنجال زیست‌محیطی پروژه xAI ایلان ماسک در مناطق محروم تغییرات مدیریتی در باشگاه پرسپولیس؛ رئیس هیات مدیره استعفا داد معامله ۶۸۲ میلیارد تومانی شمش طلا در مرکز مبادله ایران اعتماد نهادی؛ حلقۀ مغفول در جنگ روایت‌ها صدور حکم بازداشت نتانیاهو در یک دادگاه ترکیه صدور هشدار امنیتی برای پروازها در منطقه خلیج فارس بررسی ابعاد حمله سایبری به ۴ بانک بزرگ کشور در نشست ویژه سازمان بازرسی جزئیات حمله به دشتی و تنگستان در استان بوشهر راز نبوغ کریستوفر نولان؛ چرا این کارگردان گوشی هوشمند ندارد؟ هشدار صنعت کشتیرانی جهانی نسبت به طرح عوارض ترامپ در تنگه هرمز دستگیری گردانندگان کانال‌های انتشار تصاویر خصوصی در لرستان