عصر ایران؛ مهرداد خدیر- یک نماینده مجلس (کامران عضنفری) خبر داده جمعی از نمایندگان صبح روز یکشنبه 7 تیر 1405 به بهارستان خواهند رفت و اگر مجلس بسته باشد تا باز شدن آن همان جا تحصن خواهند کرد.
نمایندۀ دیگر (محسن زنگنه) اما خبر داده از هیأت رییسه اطلاع دادهاند روز یک شنبه صحن علنی کار خود را آغاز میکند و احتمالا دستور کار بررسی اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا خواهد بود.
بدین ترتیب مشخص نیست چون نگران بودند گروهی تحصن کنند تصمیم به بازگشایی گرفتند یا اینها چون خبر داشتند قرار است صحن با نظر شورای عالی امنیت ملی دایر بر رفع خطر باز شود جوری وانمود کردهاند که انگار فشار و اعتراض آنان باعث شده مجلس را باز کنند و ژست فتح بگیرند.
همین که گفته شده قصد دارند اجرای تفاهمنامه را بررسی کنند یعنی قرار نیست تصویب یا رد کنند چون اگر میخواستند به مجلس ارجاع دهند نام آن را یادداشت تفاهم و نه حتی توافق نمیگذاشتند تا بعد به شورای نگهبان برود یا سر از مجمع تشخیص درآورد ضمن این که فراموش نکنیم در این دور از مذاکرات ریاست هیأت ایرانی با رییس مجلس است و اگر بخواهند ایراد بگیرند یا متهم کنند با خود آقای قالیباف طرفاند.
این امر که اگر مجلس باز بود شاید توافق به نتیجه نمیرسید یا نمایندگان برخی از مذاکرات و مکاتبات را لو میدادند - کاری که سید محمود نبویان در تلویزیون انجام داد - واقعیت تلخی است چون از یک سو مجلس باید در رأس امور باشد و از جانب دیگر این مجلس نسبتی با خواست اکثریت مردم ندارد تا بگوییم در رأی باشد بلکه برآمدۀ نظارت استصوابی و چینشهای پیشاپیش شورای نگهبان و حاصل انتخاباتی سرد و کم مشارکت در اسفند 1403 است و به همین دلیل است که انتخاب و رویکرد مردم در دو سال قبل در انتخابات ریاست جمهوری شباهتی با انتخاب و رویکرد اکثریت نمایندگان فعلی ندارد اگرچه مسعود پزشکیان توانست با روش خاص خود رأی اعتماد وزیران را از همین مجلس بگیرد و در مواردی مثل قانون حجاب آنها را دور بزند و هرچند اندک زمانی بعد درصدد برآمدند یکی از ارای اعتماد را پس بگیرند و همتی را زا وزرات اقتصاد انداختند و بر آن بودند که چهار یا پنج وزیر دیگر را هم به مسلخ استیضاح ببرند ولی اتفاقات دی و شروع جنگ از 9 اسفند و تعطیلی مجلس به آنها مجال نداد.
بله و با نگاه پارلمانتاریستی و علیالقاعده باید خوشحال میشدیم از بازگشایی پارلمان اما در ساختار حقوقی کنونی دخالت شوراهای عالی موازی و اعمال نظارت استصوابی و نبود رقابت حزبی مجلس ایران را از حیّز انتفاع ساقط کرده و پزشکیان هم کار را از طریق شورای عالی امنیت ملی یا نشستهای سران قوا پیش میبرد و حتی وقتی در قضیه اینترنت با مانع شورای عالی فضای مجازی رو به رو شد سراغ مجلس نرفت بلکه ستاد راهبری تشکیل داد. جالب این که نمایندگانی از همین مجلس وزیر ارتباطات را به خاطر تلاش برای برقراری ارتباطات تهدید به استیضاح کردند! مثل این که وزیر بهداشت را به سبب گشایش یک بیمارستان استیضاح کنند!
حالا که پزشکیان توافق را امضا کرده و رییس تیم مذاکره کننده هم نه جواد ظریف که باقر قالیباف رییس مجلس است خطری از جانب نمایندگان تندرو تهدید نمیکند اما کاشکی کاشکی با مجلسی مانند مجلس اول یا ششم یا حتی دوم و سوم و دهم در همین جمهوری اسلامی روبه روبودیم یا همان مجلس پنجم که تنها صدای اقلیت نباشند و ذوق کنیم از بازگشاییشان ولی حالا واقعا برای اکثر مردم اهمیتی ندارد که مجلس باز میشود یا نه و به جز چند نماینده پر سر و صدا اکثرشان را مردم نمیشناسند!
کافی است مقایسه شود با مجلس اول که چند رییس جمهور بعدی عضو آن بودند (آیتالله خامنهای ، رجایی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، حسن روحانی) یاچهره هایی چون مهندس بازرگان و دکتر یزدی و اگر به قبل برویم نام هایی چون دکتر محمد مصدق و سید حسن مدرس و ملکالشعرای بهار بر تارک آنها می درخشید.
معمولا ترجیح میدهم به جای کاشکی بنویسم کاش که ادیبانهتر است با ضرباهنگی لطیفتر اما ناگهان به یاد غزلی بسیار زیبا از خاقانی شَروانی افتادم با این مَطلع:
کاشکی جز تو کسی داشتمی
یا به تو دسترسی داشتمی...
حالا بر آن سیاق می توان گفت کاشکی مجلسی متناسب با اکثریت جامعه امروز می داشتیم تا از بسته بودن آن ناخرسند باشیم و برای بازگشایی آن لحظه شماری کنیم.
اما وقتی شمار نمایندگان شاخص با دغدغه های کلان و ملی در آن اندک است و تصمیمات مهم هم به شوراهای مختلف ارجاع و استناد میشود و همین دیروز خانم وزیر راه و شهرسازی از مصوبه سران قوا درباره اجارهخانهها گفت یعنی چندان به بازی گرفته نمیشوند و تنها میتوانند به وزرا گیر بدهند که البته حاصل استیضاح وزیر قبلی اقتصاد را هم دیدیم وقتی با عنوان رییس کل بانک مرکزی بازگشت و اکنون مهمترین چهرۀ اقتصادی هیأت مذاکره کننده است و نشان میدهد آن استیضاح تا چه حد غیر فنی و غیر ملی و به قصد تصفیه حساب شخصی بوده (اینجا باید گفت تصفیه نه تسویه چون اولی به معنی صافکردن حساب است و دومی مساوی کردن که اصطلاحی است در حسابداری).
امیدواریم بازگشایی ساختمان مجلس در روز یکشنبه موجب افزایش مصرف برق و گاز و آب به زیان مردم منطقه بهارستان تهران نباشد چون بعید است تصمیم درباره مفاد توافق در اختیار نمایندگان باشد و رییس جمهوری هم اعتماد به نفس خود را بازیافته و با رییس مجلس هماهنگ است و کار را از طریق او و شورای عالی امنیت ملی پیش میبرد. توافقی که باید به ثمر برسد و مخالفان هم بدیل و آلترناتیوی برای آن ندارند و تنها سر و صدا میکنند و بادا که مجلس بعدی چنان واقعی و صدای ملت باشد که تنوع فکری و سیاسی جامعه را زیر این ساختمان هرمی هم ببینیم در آن صورت البته که باید امور مهم را به آن ارجاع داد و هر روز تعطیل آن خسارت است اما در این قریب 4 ماه که این مجلس تعطیل بود کدام کار مملکت زمین ماند؟ زمین که نماند هیچ برخی از گرهها هم گشوده شد!