۰۲ اسفند ۱۴۰۴
به روز شده در: ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۴
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۳۰۵۲
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۶ - ۰۲-۱۲-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۳۰۵۲
انتشار: ۰۹:۲۶ - ۰۲-۱۲-۱۴۰۴

وقتی فضای جنگی می‌شود؛ مراقب ذهن نوجوانان باشیم

وقتی فضای جنگی می‌شود؛ مراقب ذهن نوجوانان باشیم
بحث عقده‌های روانی در دنیا جدی است و در این بین نوجوانان هم دچار آن هستند؛ عقده‌های روانی آرامش را از افراد سلب می‌کند و زبان تکریم، تایید، ترغیب و تشویق است که به آدمی آرامش می‌دهد؛ اگر با افراد با ادبیات تهدید و تحقیر صحبت کنیم، مشکلات متعددی ایجاد خواهد شد.

فرزانه فراهانی

خبرآنلاین

یک روانشناس می‌گوید: هیجان طلبی یکی از کارهای نوجوانان است و در اتفاقات اخیر تعدادی از نوجوانان با هیجان و برانگیختگی هیجانی به میان معترضان رفته‌اند و مثلا چند شیشه از بعضی جاها را هم شکسته‌اند ولی نیت سیاسی و دشمنی نداشته‌اند و اگر این برای مسئولان احراز شده و فقط یک شیطنت لجوجانه و هیجان مدارانه از خود نشان داده‌اند و نه باندی و نه وابسته به جریان سیاسی بوده‌اند و نه پولی گرفته و نه کسی این‌ها را تحریک کرده بوده است، آن‌ها را ببخشند. اجازه ندهیم کینه و عقده نوجوانان زیاد شود.

این روزها بسیاری از افراد بیشتر از هر زمان دیگری گرفتار اضطراب و استرس هستند و این موضوع تبعات ناخوشایندی را به دنبال خواهد داشت. تاب‌آوری افراد در شرایط سخت و پراسترس کاهش پیدا می‌کند و رفتارها و تصمیمات عجولانه تنش موجود در روابط را افزایش داده، علاوه بر واکنش‌های فیزیکی و روانی شدید سلامت کل بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ از دیگر تغییرات خلقی مثل خشم و افسردگی هم که به دنبال کاهش تاب‌آوری افراد به وجود می‌آید، نباید غافل شد.

غلامعلی افروز، روانشناس، در گفتگو با خبرآنلاین می‌گوید: این روزها مردم نگران آینده کشور هستند و مدام می‌پرسند بالاخره جنگ می‌شود یا نمی‌شود؛ تمام صحبت‌ها در خانواده‌ها حول این موضوع است؛ هرکسی به دیگری زنگ می‌زند در این مورد که بالاخره جنگ می‌شود یا نه حرف می‌زند؛ از من هم این سوال را می‌پرسند، اما من چیزی بیشتر از شما اطلاع ندارم؛ شما از وزیر امور خارجه  و فرماندهان هم سوال کنید می‌گویند نمی‌دانیم؛  همه‌شان این جمله را می‌گویند ولی معتقدند اگر جنگ بشود ما آماده هستیم و اینگونه به مردم امید می‌دهند.

او بیان می‌کند: صحبت‌های خودمان را در این روزها خانواده محور کرده و آرامش را در فضای خانواده ایجاد و حفظ کنیم، اینگونه است که در سخت‌ترین شرایط تاب‌آوری ما بالا می‌رود.

متن کامل گفت‌وگو در ادامه آمده است:

غلامعلی افروز، روانشناس

مردم نگران آینده کشور هستند

*وقتی حرف از وقوع جنگ است و اضطراب داریم چگونه به آرامش برسیم؟

اصل، سلامت است و اگر سلامتی نباشد اختلال و بیماری بر انسان عارض می‌شود؛ بنابراین دو نگاه متفاوت داریم؛ یک نگاه این است که ما بیاییم و اضطراب و افسردگی را به عنوان بیماری درمان کنیم و نگاه دیگر این است که ما آرامش را در وجود انسان‌ها نهادینه کنیم. مولفه اصلی سبک زندگی متعالی در جهان احساس آرامش است و انسان دو منبع آرامش دارد و مهمترین آن یاد خدا و همان توکل و باور به خدا است؛ دومین منبع آرامش هم مربوط به آرامشی است که افراد در جایگاه‌های مختلف پدر، مادر، همسر، فرزند و ... به یکدیگر می‌دهند.

وقتی صحبت از جنگ است نگرانی و اضطراب در این شرایط خیلی طبیعی است؛ همه آدمها در شرایط جنگ اضطراب و دلهره دارند و نمی‌توان به کسی برای این حالات ایراد گرفت. این روزها مردم نگران آینده کشور هستند و مدام می‌پرسند بالاخره جنگ می‌شود یا نمی‌شود؛ تمام گفتمان خانواده‌ها حول این موضوع است؛ هرکسی به دیگری زنگ می‌زند در این مورد که بالاخره جنگ می‌شود یا نه حرف می‌زند؛ از من هم این سوال را می‌پرسند؛ اما من چیزی بیشتر از شما اطلاع ندارم؛ شما از وزیر امور خارجه هم سوال کنید می‌گوید نمی‌دانم؛ از فرماندهان هم سوال کنید می‌گویند نمی‌دانیم و امیدوارم نشود؛ همه‌شان این جمله را می‌گویند و معتقدند اگر جنگ بشود ما آماده هستیم و اینگونه به مردم امید می‌دهند.

هر احتمالی در شرایط فعلی وجود دارد و آدم باید خودش را آماده کند؛ پدر و مادر با فرزندان خود با امید و آرامش صحبت کنند و مثبت اندیشی را در فرزند خود ایجاد کنند که در هر شرایطی که پیش بیاید کنار آن‌ها و مراقبشان هستند. صحبتهای خودمان را در این روزها خانواده محور کرده و آرامش را در فضای خانه و خانواده ایجاد و حفظ کنیم و اینگونه است که در سخت‌ترین شرایط تاب‌آوری ما بالا می‌رود.

اجازه ندهیم نوجوانان کینه‌ای شوند

*این روزها نوجوانان مواجهه زیادی با مسائل خشونت‌آمیز دارند، در این باره چه باید کرد؟

یکی از رویکردهای مهم درمانی در دنیا «بخشش درمانی» است؛ افرادی که عقده روانی پیدا می‌کنند ویرانگر می‌شوند؛ بچه‌ها باید یاد بگیرند که ببخشند؛ نوجوانان نباید عقده‌ای شوند؛ هیجان طلبی یکی از کارهای نوجوانان است و در اتفاقات اخیر تعدادی از نوجوانان با هیجان و برانگیختگی هیجانی به میان معترضان رفته‌اند و مثلا چند شیشه از بعضی جاها را هم شکسته‌اند ولی نیت سیاسی و دشمنی نداشته‌اند و اگر این برای مسئولان احراز شده و فقط یک شیطنت لجوجانه و هیجان مدارانه از خود نشان داده‌اند و نه باندی و نه وابسته به جریان سیاسی بوده‌اند و نه پولی گرفته و نه کسی این‌ها را تحریک کرده بوده است، آن‌ها را ببخشند.

اجازه ندهیم نوجوانان کینه‌ای شوند؛ افرادی که کینه آنان زیاد شود مثل «محمد بیجه» که ۲۵_۲۶ بچه را در پاکدشت و ورامین کشت عقده‌ای می‌شوند؛ من با بیجه ۲ روز قبل از اعدام مصاحبه کردم و یک کتابچه با عنوان «بیجه چرا جانی شد؟» نوشتم و از ریشه‌های آن نوشتم؛ یکی از دلایل جانی شدن بیجه عقده‌های روانی بود؛ وقتی با بیجه حرف زدم، گفت: بخاطر عقده‌های روانی آن بچه‌ها را کشته است؛ وقتی عقده‌های روانی جمع شود تبدیل به بمب می‌شود؛ در واقع خود بچه با عقده‌های روانی که دارد مثل یک بمب است. بیجه می‌گفت پشیمان نیست و اگر دوباره او را رها کنند باز هم بچه‌ها را می‌کُشد؛ ناکامی‌های مکرر، کلافگی فکری، کوفتگی ذهنی، تعارض‌های روانی و عقده‌های روانی، به هر دلیلی که ایجاد شده باشد، انفجار ایجاد می‌کند.

بحث عقده‌های روانی در دنیا جدی است و در این بین نوجوانان هم دچار آن هستند؛ عقده‌های روانی آرامش را از افراد سلب می‌کند و زبان تکریم، تایید، ترغیب و تشویق است که به آدمی آرامش می‌دهد؛ اگر با افراد با ادبیات تهدید و تحقیر صحبت کنیم، مشکلات متعددی ایجاد خواهد شد.

بازار و موادغذایی

حاکمان باید معیشت و امنیت مردم را تضمین کند

*حاکمیت چه وظایفی برای تامین آرامش مردم خود بر عهده دارد؟

خدا هم در قرآن حکم می‌کند (در سوره قریش) که حاکمان باید ۲ کار را انجام بدهند؛ اول اینکه به مردم (به خانواده‌ها) امنیت بدهند و بعد هم اینکه معیشتشان را تضمین کنند؛ یعنی تحکیم آرامش در درون خانواده‌ها و تامین معیشت مطلوب و مقدور رسالت حاکمیت و دولت است. خیلی از بودجه‌ ما در جاهای مختلف هرز شده است و خود دولت هم می‌گوید؛ من متخصص اقتصاد نیستم ولی وقتی که خود دولت، مردم، قضات و ... از بدهکاری چند هزار میلیاردی برخی افراد می‌گویند، می‌بینم که این اعداد خیلی زیاد است و میتوان هزینه‌های ۴۰۰_۵۰۰ میلیون نفر را هم تامین کرد؛ از پول‌هایی که چند نفر مشخص برده‌اند برای وسع معیشت مردم استفاده کنید. البته که معیشت فقط خوراک نیست و همه بخش‌های زندگی مردم را دربرمی‌گیرد.

ایجاد امنیت و تامین اجتماعی برای همه مردم در جامعه ما امری مهم است؛ امنیت انتظامی ما در حال حاضر نسبتا خوب است البته جا دارد که قوی‌تر شود و در این خصوص پلیس محله‌ها باید فعال‌تر شوند. اما امنیت درمانی ما ضعیف است. در بعضی از کشورها مثل آمریکا، امنیت پزشکی و درمانی خوبی وجود دارد؛ مثلا خانمی ۸۰ ساله، یک گردنبند ویژه در اختیار دارد و در صورتی که قلبش درد بگیرد، دستش را روی سینه برده و دکمه گردنبند را فشار می‌دهد و در کمتر از ۵ دقیقه اورژانس به بالای سرش می‌رسد و او را نجات می‌دهد. خود امنیت پزشکی هم آرامش ایجاد می‌کند و ما امنیت پزشکی نداریم. اما در کشور ما اگر فردی با سن بالا حالش بد شود شرایط پیچیده است؛ ما پزشک خانواده نداریم؛ وکیل و مشاور خانواده نداریم. در بسیاری از کشورها مشاور حقوقی را ویژه کسانی که مشکل حقوقی دارند گذاشته‌اند و برای مشاوره، سلامت و ... هم کارشناس و پزشک ویژه آن وجود دارد.

عدالت و امنیت آموزشی هم بسیار مهم است؛ الان در کشور ما با اسم کلاس‌های کنکور که همه بیخود هستند تجارتخانه درست شده است؛ مگر آموزش و پرورش عرضه ندارد که معلم‌ها در همان دبیرستان‌ها به بچه‌ها درس بدهند و نیازی به کلاس کنکور نباشد و کتابها را در مدارس برای دانش‌آموزان تدریس کنند.    

تمام برنامه‌های کشور باید خانواده‌محور باشد

*راهکار پیشنهادی شما برای کاهش تنش‌ها و نگرانی خانواده‌ها چیست؟

من مطالبی را ویژه تمام مسائل فوق به روسای جمهور، وزرا و مسئولان مربوطه در دوره‌های مختلف نوشته‌ام اما گوش نمی‌کنند. من موثر نظام روانشناسی ایران بودم و مدتی هم خودم رئیس آن بودم و الان هم رئیس شورای عالی نظام روانشناسی کشور هستم. سالها پیش از اختصاص پزشک، وکیل و روانشناس ویژه خانواده‌ها نوشتم؛ در خیلی از کشورها هم اجرا کردند؛ آقایان رئیس جمهور دوره‌های مختلف هم همگی گفتند انجام چنین کاری خوب است اما نمی‌دانم چرا اجرا نمی‌کنند؛ من آن زمان نوشتم به ازای هر ۵۰۰ تا ۷۰۰ خانوار ما یک پزشک خانواده داشته باشیم؛ پزشک خانواده هم متخصص است. یک روانشناس خانواده هم باید مجموعه اصول مشاوره را برای بارداری، فرزندآوری، فرزندپروری، کودکی، نوجوانی، بلوغ و ... را بداند و به خانواده کمک کند. امکان اختصاص پزشک، روانشناس و ... برای خانواده‌ها وجود دارد و دولت باید برای آن برنامه‌ریزی کند؛ من پیشنهاد دادم که تمام برنامه‌های کشور باید خانواده‌محور باشد.

ایجاد وزارت خانواده یکی از ضروری‌ترین وزارتخانه‌ها برای بهبود وضعیت مردم است و با فعالیت و راه‌اندازی ستاد و مرکز و ... فایده ندارد و بهزیستی بخش اعظم وزارت خانواده است و تامین اجتماعی، معاونت امور زنان و خانواده و نهادهای این چنینی باید زیرمجموعه وزارت خانواده باشند. با تجمیع تمامی مجموعه‌ها و تشکیل وزارت خانواده باید هماهنگی‌های لازم انجام و برنامه‌های مشخص مثل اختصاص وکیل حقوقی، پزشک و روانشناس به خانواده‌ها، برنامه‌ریزی و اجرا شوند تا در نهایت به افزایش آرامش در بستر خانواده منجر شود.

الان به طور صد در صد برای هر ۵۰۰ خانواده روانشناس آماده داریم و ما می‌توانیم دوره‌های تخصصی برای این روانشناسان برگزار کنیم تا در نهایت بتوانند در این چرخه کار کنند. اگر می‌شود برای افرادی که تخلفی کردند، ویرانگری کردند اما انگیزه سیاسی، ضدانقلابی و داعشی نداشتند و وابسته به جایی نبودند و مزدوری نکردند، یک دوره کوتاه بگذارند و برنامه‌های آموزشی برای آن‌ها داشته باشند و یک کاری کنیم که ندامت داشته و به طور اخلاقی تعهد بدهند و زودتر پیش خانواده خود بازگردند؛ ما باید در این شرایط خدمات روانشناسی و مشاوره رایگان به همه خانواده‌ها بدهیم و ما برای اینکار به اندازه کافی روانشناس و مشاور داریم و در نظام روانشناسی و دولت باید با هم هماهنگ باشیم.

ارسال به دوستان
نظرسنجی
به نظر شما هدف آمریکا از مذاکرات اخیر با ایران چیست؟