۲۹ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۱
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۲۵۴۱
تاریخ انتشار: ۱۸:۰۵ - ۲۹-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۲۵۴۱
انتشار: ۱۸:۰۵ - ۲۹-۱۱-۱۴۰۴
52 سال از تیرباران روزنامه‌نگار و شاعر چپ‌گرا گذشت ....

جادوی گلسرخی زیر سایه لاسول، مارکوزه و گرامشی

جادوی گلسرخی زیر سایه لاسول، مارکوزه و گرامشی
سروده‌های گلسرخی نمونه جالبی برای مطالعه آثار مدل ارتباطی «هارولد لاسول» است. لاسول در سال 1948 تصریح کرده بود که بنیان ارتباطات بر اساس پنج سوال اساسی بنا شده است. مدلی که بر پنج عنصر همچون «چه کسی؟»، «چه چیزی می‌گوید؟»، «در چه کانالی؟»، «به چه کسی؟» و «با چه تأثیری؟» بنا شده است.

عصر ایران؛ باران ستوده - پنجاه و دو سال پیش خسروگلسرخی شاعر و روزنامه‌نگار منتقد رژیم پهلوی در ساعات ابتدایی 29 بهمن 1352 به اتهام شرکت در طرح گروگانگیری ولیعهد تیرباران شد. 

او سحرگاه به جوخه اعدام سپرده شد. زمانی از روز که در برخی از سروده‌هایش از جمله شعر «دگر صبح است» آن ساعات را زمان رهایی دانسته و به همین سبب مورد ستایش قرار داده بود. این شاعر پرشور در آثارش بارها «از وعده انداختن درفش کاویانی به روی دوش» و «نمودار بودن خورشید از پشت بلندی‌ها » سخن به میان آورده بود و ملت خموده پس از کودتای 28 مرداد را به نخوابیدن دعوت کرده بود که از نگاه او هنگامه «قیام» است و می‌توان «جهانی دیگر» را ساخت. 

*انطباق با مدل ارتباطی لاسول 

نگارنده نمی‌داند که خسرو گلسرخی در آن ایام تا چه اندازه با مفاهیم جدید علوم ارتباطات آشنا بوده و چه میزان تلاش کرده بود که در شغل خود-روزنامه‌نگاری- از مطالعاتی که آن روز تا حدود زیادی بدیع ونو بوده بهره بگیرد؛ اما باید تاکید کرد که ‌با مرور سروده‌های این شاعر-گاهی به دامون تلخیص می‌کرد-آشکار می‌شود بسیاری از اشعار او پس از گذر سالیان دراز هنوز می‌تواند بر دل نشسته و مخاطب با آن حس قرابت پیدا ‌کند.

شاید یکی از مهمترین عوامل این تداوم همدلی، در نیم قرن اخیر این نکته مهم باشد که دردها و معضلاتی که گلسرخی را وادار به رقص قلم بر روی کاغذ کرده بود، هنوز هم تداوم یافته است.

او هوشمندانه با شناسایی دقیق مخاطب، احتمالا ناخودآگاه پیام خود را منطبق با مدل ارتباطی سیاسی «لاسول» به مخاطب عرضه می‌کند. 

سروده‌های گلسرخی نمونه جالبی برای مطالعه آثار مدل ارتباطی «هارولد لاسول» است.  لاسول در سال 1948 تصریح کرده بود که بنیان ارتباطات بر اساس پنج سوال اساسی بنا شده است. مدلی که بر پنج عنصر همچون «چه کسی؟»، «چه چیزی می‌گوید؟»، «در چه کانالی؟»، «به چه کسی؟» و «با چه تأثیری؟» بنا شده است. 

در واقعیت با بررسی آثار خسرو گلسرخی می‌توان به این گزاره دست یافت که این هنرمند در اشعار خود به خوبی این عناصر را مورد توجه قرار داده و بر آن اساس شعرهای خود را سروده است. 

خسروگلسرخی به عنوان شاعری آشنا به دردهای آن روز ایرانیان و البته شیفته اندیشه مارکسیست-لنینیستی در مقام «چه کسی» توانست در کسوت شاعری ظاهر شود که به جای خلاصه کردن آثار خود در وصف ابروی یار و راحت چمن از دردهای عامه ایرانیان نوشت و در بسیاری از موارد قهرمانان گمنام آن نسل را ستود.

زمانی که شعر« این سرزمین من است که می‌گرید...این سرزمین من است ...که عریان است ...باران دگر نیامده چندی است....آن گریه‌های ابر کجا رفته است؟ ...عریانی کشت‌زار ...را با خون خویش بپوشان» را سرود بسیاری آن را متاثر از واقعه سیاهکل دانستند.

همچنانکه در یکی از اشعار خود به صراحت به «واقعه سیاهکل » اشاره دارد جایی که گفته است:« جنگل صدای گمشدگی ست...جنگل...صمیم وحدت ماست...و چشم های «کوچک»...باور نمی‌کند...اینک صدای او...در پیچ و تاب سرد «سیاهکل»...گل می‌دهد»

این هنرمند کم‌وبیش تلاش داشت از طریق شعر یاد و خاطره مبارزان آن ایام را زنده نگهدارد و چه محملی بهتر از شعرهای حماسی که در سال‌های پایانی دهه 40 طرفداران زیادی داشت. 

شعرهایی که در مرحله «به چه کسی؟» مردم را خطاب قرار داده بود تا بلکه بتواند در مرحله «با چه تأثیری؟» به هدف بزرگ خود که بارها در لابه لای اشعارش به آن اشاره کرده و اشاره میکند که دشمن از سرزمینش دور شود جایی که می‌گوید« دگر صبح است و ماباید برافزویم آتش را ...بسوزانیم دشمن را ....که شاید همره دودش رود بر آسمان شیطان...یا همراه بادی او شود دور از زمین‌ها »  و مهمتر اینکه در وصیتنامه خود «واژگونی حکومت غیرقانونی و در حال احتضار که در 28 سیاه مرداد به خلق ایران توسط آمریکا تحمیل شده» را پیش‌بینی کرد. احتمالا در مخیله‌اش نیز نمی‌گنجید که در کمتر از پنج سال این پیش‌بینی محقق شود. 

*الگوگیری از مارکوزه و گرامشی 

خسرو گلسرخی که گاهی از نام «دامون» اسم فرزندش در آثارش بهره می‌گرفت، در کتاب «سیاست شعر، سیاست هنر» به صورت جدی سیاست هنری حاکمیت  را در جهت «استانداردهای ترویج شده» محکوم کرده و در صفحه پنج این کتاب آورده است:

« سیاستی که راه استثمار توده‌ها را وسیله سوداگران حرفه‌ای هموار کند ، این سیاست هنر که معمولا در سطح یا می‌گیرد هنگام که یا گرفت، به صورت نیرویی در می‌آید و برهر گونه خلاقیت هنر مردمی سد می‌شود هنر را روی گردان از قالب‌های انسانی {تهی} می‌کند باعث می‌شود در روابط اکثریت محروم یک جامعه و بطور کلی مسائل زیستگاهی در هنر فراموش شود این جریان پیش می‌رود تا لحظه ای که آشکارا با هنر مردمی و طبقاتی در یک جامعه در یوغ استثمار به مبارزه می‌نشیند و هنر سیاسی اجتماعی را محکوم می‌کند کسانی که این سیاست هنر را رواج می دهند سعی شان بر آن می‌شود که هرگونه پیوستگی هنر را با تاریخ طبقاتی انسان سرزمینی و روابط اجتماعی او قطع کند ، تا آنجا پیش می‌رود که برای پاره ای از هنرمندان نا آگاه و ساده دل به‌صورت تابو در می‌آید، بطور کلی هر گونه تلاشی را که در هنر برای نزدیکی به خاک، شرایط تاریخی و خون و رگ یک ملت تحقق می‌یابد ، محکوم می‌کند.»

با یک بررسی ساده می‌توان دریافت که نظریات گلسرخی تا حدودی زیادی با تفکر «هربرت مارکوزه»(1898-1979) نظریه‌پرداز مکتب فرانکفورت هم‌پوشانی دارد. گلسرخی همچون مارکوزه از استثمار هنری توده‌ها گلایه می‌کند که قصد دارد یک استاندارد هنری را در جامعه رواج بدهد و«انسان تک ساحتی» و بدون تفکر انتقادی را در جهت اهداف سلطه، پرورش دهد . 

اما فارغ از تشابهات با نظریه مارکوزه به خوبی می‌توان دریافت که شعرهای حماسی و کتاب برجای مانده از خسروگلسرخی با نظریه «هژمونی انتونیو گرامشی»(1891-1937) هم قرابت زیادی داشته و از آنها تاثیر پذیرفته است. جایی که گرامشی نظریه‌پرداز ارتباطات از استیلای یک طبقه در جنبه اقتصادی، سیاسی ، ایدئولوژیک و هنری گلایه می‌کند و بر این باور است که یک دستگاه ایدئولوژیک تلاش می‌کند که شرایط را در تمام جنبه‌ها به سمتی سوق دهد که رضایت طبقه تحت سلطه فراهم شود. 

*جادوی کلمات 

هرچند خسرو گلسرخی به دلیل همزمانی با بسیاری از نظریه‌پردازان مکتب انتقادی ارتباطات «خواسته یا ناخواسته» توانسته اشعاری را بسراید که در این حجم گسترده مورد استقبال قرار گیرد، اما نمی‌توان این واقعیت را فراموش کرد که هنر و ظرافت‌های هنری روح غالب در اکثر آثار او است،  رقص سحرانگیز کلمات در بسیاری از سروده‌های این شاعر مبارز موجب شده که در این اشعار به سادگی قدرت جادوی کلمات را به نظاره بنشینیم. جایی که در «ای سرزمین من» برای «ریزش باران شرق» بی‌قراری کرده و می‌گوید:

«در رودهای جدایی ایمان سبز ماست که جاری است

او می رود در دل مرداب‌های شهر در راه آفتاب خم می‌کند بلندی هر

سرو سرفراز

از خون من بیا بپوش ردایی من غرق می‌شوم در برودت دعوت

ای سرزمین من

ای خوب جاودانه برهنه

قلبت کجای زمین است

که بادهای همهمه را اینک صدا زنم در حجره های ساکت تپیدن آن؟

در من همیشه تو بیداری

ای که نشسته ای به تکاپوی خفتن من

در من همیشه تو میخوانی هر

ناسروده را

ای چشمهای گیاهان مانده در تن خاک

کجای ریزش باران شرق را خواهید

دید؟»

برچسب ها: خسرو گلسرخی ، شاعر ، اعدام
ارسال به دوستان
انقلاب در صنعت خودرو؛ افتتاح خط تولید موتور TGDI در کرمان موتور بازگشت مهدی لیموچی به ترکیب اصلی سپاهان؛ رونمایی از مثلث تهاجمی در آسیا ابلاغ ساعت کاری جدید ادارات در ماه رمضان و شب‌های قدر وعده پاداش یک میلیون یورویی مالک المپیاکوس به یاران طارمی مرسدس بنز A 45s AMG مدل ۲۰۲۵ نسخه لیمیتد در دبی چند؟ / با امکان اقساط 5 ساله (+عکس) کمپانی: رونالدینیو سخت‌ترین رقیب و گواردیولا بهترین مربی من بود اعلام ترکیب سپاهان برای دیدار حساس مقابل الاهلی قطر/ تقابل در دوحه برای صعود ادعای فارن‌پالیسی به نقل از یک دیپلمات: صبر واشنگتن در برابر طولانی شدن روند مذاکرات، بسیار زود به سر خواهد آمد گلف R یا آئودی RS 3 ؛ مقایسه دو آلمانی پرطرفدار (تصویری) رأی‌الیوم: رهبر جدید حماس به زودی معرفی می‌شود / نام‌های «خلیل الحیه» و «خالد مشعل» مطرح است نامه مشترک ایران، چین و روسیه به گروسی نسرین شاهی پاراتیرانداز برتر سال ۱۴۰۴ شد تبدیل کادیلاک الدورادو به کاروان! (+عکس) آیت‌الله سیستانی پنجشنبه را یکم ماه رمضان اعلام کرد تمجید رسانه یونانی از ستاره ایرانی؛ طارمی «اسلحه» المپیاکوس علیه لورکوزن