عصر ایران ؛ نهال موسوی - خبر این است که برنامه «هزار داستان» در فصل جدید خود تحت عنوان «پریزاد»، به تهیهکنندگی محمدفواد صفاریانپور و علی زارعان، در ایام ماه رمضان و با اجرای محمدرضا شهیدیفر از شبکه نسیم پخش خواهد شد. البته جالب است که بسیاری به اشتباه اسم «شهیدیفر» را «شهیدی فرد» نوشتهاند!
بازگشت محمدرضا شهیدیفر به تلویزیون بعد از سالها، آن هم در شبکه نسیم، بیشتر از یک خبر سادهی رسانهای است. این اتفاق در واقع نشانهای از شرایط امروز تلویزیون و تغییری است که ناچار شده به آن فکر کند.
در شبکه نسیم هم اتفاقات زیادی در حال رخ دادن است، «هزار و یک» که قرار بود جایگزین خندوانه شود دیگر بر روی آنتن نمیرود، برنامهای که محسن کیایی اجرای این برنامه را بهعهده داشت و پس از او هومن حاجیعبداللهی برای چند برنامه ویژه شب یلدا مجری این برنامه شد. حال هیچ خبر خاصی از ادامه آن نیست در صورتی که از ابتدا ذکر شده بود این برنامه صد قسمت است!
تلویزیون در سالهای اخیر بخش بزرگی از مخاطبان جدی و پیگیر خود را از دست داده است، همان مخاطبانی که گفتوگو، تحلیل و شنیدن صداهای متفاوت برایشان مهم بود. بازگرداندن چهرهای مثل شهیدیفر را میشود تلاشی برای ترمیم این وضعیت دانست.
شهیدیفر مخصوصا در برنامههایی چون «مردم ایران سلام» و «پارک ملت» نشان داد که میتوان در تلویزیون رسمی هم فضایی صمیمی ساخت، فضایی که در آن مهمان احساس امنیت کند و مخاطب حس کند با یک گفتوگوی واقعی طرف است، نه یک نمایش ازپیشطراحیشده.
او برای بسیاری یادآور دورهای است که گفتوگوها واقعیتر بود و مجری فقط نقش خوانندهی سؤالهای از پیشتعیینشده را نداشت.
همین تصویر ذهنی هنوز برای بخشی از جامعه جذاب است و میتواند دوباره کنجکاوی ایجاد کند. (یادمان باشد شهیدیفر افرادی چون اصغر فرهادی را به برنامه «مردم ایران سلام» میآورد و به راحتی با او گفت و گو میکرد).

از طرف دیگر، این بازگشت فقط به نفع تلویزیون نیست. برای خود شهیدیفر هم رسانهی رسمی، با همهی محدودیتهایش، همچنان پرمخاطبترین تریبون است. حضور در پلتفرمهای دیگر و در سمتهای چون مشاور و ... هرچند اثرگذار بوده، اما گسترهی تلویزیون چیز دیگری است.
به نظر میرسد دو طرف به یک نقطهی مشترک رسیدهاند: تلویزیون به اعتبار او نیاز دارد و او به دیدهشدن دوباره در مقیاس وسیع.
اما سؤال اصلی اینجاست که آیا «پریزاد» یا همان «هزاردستان» واقعاً میتواند مخاطب جذب کند؟ پاسخ ساده نیست. از یک طرف، هنوز اعتماد شخصی به شهیدیفر وجود دارد و بسیاری از مخاطبان تشنهی گفتوگویی هستند که شبیه تبلیغ و تعارف نباشد. اگر برنامه بتواند از کلیشهها فاصله بگیرد و مهمانها و موضوعاتش واقعی و زنده باشند، شانس دیدهشدن دارد.
در مقابل، موانع کمی هم وجود ندارد. اگر گفتوگوها بیش از حد محافظهکارانه و قابل پیشبینی باشند، خیلی زود همان مخاطبان امیدوار هم دلزده میشوند.
ضمن اینکه مخاطب تحلیلمحور سالهاست به فضای آنلاین کوچ کرده و بازگرداندنش به تلویزیون کار سادهای نیست. بیاعتمادیای که در این سالها شکل گرفته، با یک برنامه یا یک چهره از بین نمیرود.
در نهایت، «پریزاد» را باید یک آزمون دانست؛ هم برای تلویزیون و هم برای شهیدیفر. اگر این برنامه بتواند حداقلی از گفتوگوی صریح، انتخاب مهمانهای متنوع و طرح پرسشهای واقعی را حفظ کند، ممکن است دوباره بخشی از مخاطبان قدیمی را پای تلویزیون بنشاند.
اما اگر قرار باشد همهچیز در چارچوب امن و از پیشتعیینشده بماند، این بازگشت هم بیشتر یک خبر پرسروصدا خواهد بود تا یک اتفاق ماندگار.
منتظر میمانیم تا ببینیم چه رخ خواهد داد؟ و باید دید آیا برای چنین بازگشتهای کمی دیر نشده است؟