فیلم بیشتر »»
کد ۱۱۳۸۰۱۳
انتشار: ۱۵:۵۱ - ۱۴-۱۱-۱۴۰۴

چند دقیقه سینمای ناب از فیلم دونده امیر نادری (تماشا کنید)

سکانس رقابت بچه‌ها برای رسیدن به یخ در فیلم دونده امیر نادری یکی از ماندگارترین سکانس‌های تاریخ سینمای ایران است.

عصر ایران - امیر نادری یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین فیلمسازان موج نو سینمای ایران است؛ فیلمسازی که همیشه به زندگی در حاشیه، کودکان، فقر و میل به بقا نگاه کرده و سینمایش بر پایهٔ حرکت، تصویر و تجربهٔ زیسته بنا شده، نه دیالوگ و قصه‌گویی کلاسیک. او سینما را به‌عنوان ثبت مستقیم زندگی می‌بیند؛ خام، بی‌واسطه و پر از انرژی.

فیلم دونده (۱۳۶۳) شاخص‌ترین اثر او و یکی از فیلم‌های کلیدی تاریخ سینمای ایران است؛ فیلمی که نگاه جهانی به سینمای ایران را تغییر داد و در جشنواره‌های بین‌المللی بسیار دیده شد. دونده با تمرکز بر بدن، حرکت و میل شدید کودک برای زنده ماندن و پیش رفتن، تبدیل به نمادی از اراده، امید و مقاومت شد و جایگاه نادری را به‌عنوان یک مؤلف مهم در سینمای ایران تثبیت کرد.

سکانس رقابت بچه‌ها برای رسیدن به یخ در فیلم دونده امیر نادری یکی از ماندگارترین سکانس‌های تاریخ سینمای ایران است.

چرا این سکانس مهم است؟

در دونده امیر نادری، سکانس رقابت بچه‌ها برای رسیدن به یخ فقط یک مسابقه ساده نیست؛ انگار خلاصهٔ تمام زندگی آن‌هاست. گرمای شدید جنوب، نفس‌نفس زدن بچه‌ها و تکه یخی که مدام در حال آب شدن است، همه با هم یک حس فوری از کمبود، اضطرار و بقا می‌سازند. تماشاگر خیلی زود می‌فهمد که این دویدن صرفاً برای بردن نیست، برای زنده ماندن است.

کارگردانی نادری در این صحنه کاملاً غریزی و بی‌واسطه است. دوربین مدام همراه بچه‌ها می‌دود، تصویر عرق، خاک و آفتاب را ثبت می‌کند و اجازه می‌دهد بدن‌ها حرف بزنند، ریتم تند تدوین و صدای نفس‌ها، تماشاگر را وسط میدان می‌کشد؛ طوری که ما هم انگار داریم می‌دویم.

چیزی که این سکانس را ماندگار می‌کند، سادگی تلخ آن است. یخ نماد یک آرزوی کوچک اما حیاتی است؛ چیزی که در دسترس نیست و اگر دیر برسی، از بین می‌رود. نادری بدون شعار و توضیح، با یک تصویر ساده نشان می‌دهد که کودکی برای بعضی‌ها، نه زمان بازی، بلکه میدان مسابقه‌ای بی‌رحم است.

در سکانس رقابت برای رسیدن به یخ در دونده، بعد از آن همه دویدن، فشار و نفس‌نفس زدن، وقتی بچه‌ها بالاخره به یخ می‌رسند، فضا ناگهان عوض می‌شود. خستگی جایش را به شادی کودکانه می‌دهد؛ خنده‌ها می‌آید و هیجان لحظه‌ای همه‌چیز را نرم می‌کند. مهم‌تر از همه این است که یخ، برخلاف انتظار، فقط مال یک نفر نمی‌شود؛ بچه‌ها آن را با هم تقسیم می‌کنند.

اینجاست که سکانس از یک مسابقهٔ خشن برای بقا، تبدیل می‌شود به لحظه‌ای انسانی و امیدوارکننده. نادری نشان می‌دهد حتی در دل فقر و کمبود، هنوز حس رفاقت و همدلی زنده است.

این پایان ساده و صادقانه باعث می‌شود تلخی مسیر، با گرمای یک شادی جمعی متعادل شود و صحنه در ذهن بماند.به همین دلیل این سکانس فقط درباره سختی نیست؛ درباره این است که کودکی، حتی در سخت‌ترین شرایط، هنوز می‌تواند امید و باهم‌بودن را پیدا کند.

این سکانس فقط دربارهٔ سختی نیست؛ دربارهٔ این است که کودکی، حتی در سخت‌ترین شرایط، هنوز می‌تواند امید و باهم‌بودن را پیدا کند.

به همین دلیل است که این صحنه هنوز هم مرجع است؛ چون با کمترین ابزار، شدیدترین حس زندگی را منتقل می‌کند.

ارسال به دوستان
captcha
ترخیص ۱۱۲ هزار قلم داروی حیاتی از گمرک با پیگیری دادستانی تهران اعدام علی همتی و مجید نیک اندیش در مشهد شرط جدید خرید کارت مترو: ثبت کدملی و تأیید شماره همراه مسافر تحقیق جدید: مصرف انار می‌تواند نارسایی قلبی را تا ۸۰ درصد بهبود دهد ریما رامین‌فر و لاله مرزبان، دو بازیگر «مراقب»، در کنار هم در ونیز (+عکس) سامانه‌های گلاید هایپرسونیک و موشک‌های کروز هایپرسونیک چه تفاوتی با هم دارند؟ خطاب یک روزنامه به حامیان رسایی: طرفداران عبدی و زیباکلام با آنکه توان کمپین سازی علیه قوه قضاییه داشتند سکوت کردند خروج کامل ارتش آمریکا و همه نیروهای خارجی از عراق / پایان مهلت دولت عراق برای خلع سلاح گروه ها آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس نود و هشت میدجرنی؛ آموزش گام‌به‌گام و نکات کلیدی چرا درباره هرچه صحبت می‌کنید گوشی تلفنتان همان را نشان می‌دهد؟ ماجرای هشدار اروپا به شهروندانش برای خروج از ایران نورسمن؛ یکی از جاه طلبانه ترین خودروهای کرایسلر (+تصاویر) قلب پیوندی، سن صاحب جدیدش را می‌گیرد تغییر رنگ شعله گاز را جدی بگیرید؛ این رنگ ها چه می گویند؟ (+اینفوگرافیک)