۰۷ شهريور ۱۴۰۴
به روز شده در: ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۱
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۸۹۵۹۰
تاریخ انتشار: ۰۴:۰۰ - ۰۷-۰۶-۱۴۰۴
کد ۱۰۸۹۵۹۰
انتشار: ۰۴:۰۰ - ۰۷-۰۶-۱۴۰۴

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند(+عکس)

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند(+عکس)
سفر گروهی از ثروتمندترین مردان آمریکا که به بهانه‌ شکار مرغابی آغاز شد، به تولد قدرتمندترین و مرموزترین نهاد مالی دنیا یعنی «فدرال رزرو» انجامید.

در شبی از شب‌های نوامبر ۱۹۱۰، یک واگن قطار شخصی و مجلل در ایستگاه هابوکن نیوجرسی، در تاریکی منتظر مسافرانی ویژه بود. گروهی از قدرتمندترین مردان آمریکا، که مجموع ثروتشان یک‌چهارم کل ثروت جهان تخمین زده می‌شد، تک‌تک و بااحتیاط سوار شدند.

به گزارش زومیت، آن‌ها از نام‌های خانوادگی خود استفاده نمی‌کردند، پرده‌های واگن را تا انتها کشیده بودند و هیچ غریبه‌ای از جزئیات سفرشان خبر نداشت. مقصد، جزیره‌ای منزوی و در مالکیت خانواده‌های ثروتمند آمریکا بود: جزیره جکیل. داستان رسمی و پوششی این سفر، اردوی شکار مرغابی عنوان شد؛ اما هیچ‌کس از این جمع برای تفریح به جزیره نمی‌رفت.

سال ۱۹۱۰، گروهی از قدرتمندترین بانکدارهای آمریکا که روی هم، یک‌چهارم ثروت جهان را در اختیار داشتند، مخفیانه سوار یک قطار شخصی شدند. آن‌ها به بهانه‌ی شکار مرغابی به جزیره‌ای دورافتاده به نام «جکیل» رفتند، اما در حقیقت، مأموریت‌شان طراحی دوباره‌ی کل نظام مالی ایالات‌متحده بود. این سفر رازآلود، سنگ بنای تأسیس قدرتمندترین و مرموزترین نهاد مالی جهان، یعنی «فدرال رزرو» شد.

اما سازمانی که نطفه‌اش در چنین گردهمایی پنهانی و با اهداف خاص نخبگان مالی بسته شده، چگونه توانست به چنین قدرتی دست پیدا کند و آیا امروز واقعاً در خدمت منافع عمومی حرکت می‌کند یا هنوز به ریشه‌های پنهان خود وفادار است؟

این مردان نه برای شکار، که برای طراحی مجدد سیستم مالی ایالات متحده و در نهایت، کل جهان، گرد هم می‌آمدند و این سفر مخفی، قرار بود سنگ بنای تأسیس قدرتمندترین و بحث‌برانگیزترین نهاد مالی تاریخ آمریکا، یعنی «نظام فدرال رزرو» (The Federal Reserve System) را بگذارد.

میراث یک قرن بی‌اعتمادی

برای درک اینکه چرا نشست جزیره جکیل باید در خفا برگزار می‌شد، باید به دهه‌ها پیش بازگردیم؛ زمانی که سایه‌ی اندرو جکسون، هفتمین رئیس‌جمهور آمریکا، هنوز بر سیاست مالی کشور سنگینی می‌کرد.

در دهه‌ی ۱۸۳۰، جکسون با شعار دفاع از «مردم عادی» در برابر «اشرافیت مالی» جنگی تمام‌عیار را علیه دومین بانک ایالات متحده راه انداخت؛ نهادی که عملاً کارکرد بانک مرکزی را داشت. نگاه او و میلیون‌ها آمریکایی به بانک مرکزی چیزی جز یک ابزار سلطه‌گری نبود:

ابزاری در دست نخبگان ثروتمند شرق برای کنترل اعتبار و سیاست و به بردگی کشاندن کشاورزان و کارآفرینان غربی. او با موفقیت توانست اعتبارنامه بانک را وتو کند و آن را از بین ببرد.

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند
 اندرو جکسون، هفتمین رئیس‌جمهور آمریکا جنگی تمام‌عیار علیه دومین بانک ایالات متحده به راه انداخت

اندرو جکسون هفتمین رئیس‌جمهور آمریکا، بانک مرکزی را نماد فساد و اشرافیت می‌دانست

این «جنگ بانکی» زخمی عمیق بر ذهنیت سیاسی آمریکا برجای گذاشت. ازآن‌پس واژه «بانک مرکزی» به یک تابو تبدیل شد؛ مترادف با قدرت بی‌حدوحصر، فساد و توطئه‌ای علیه دموکراسی؛ واژه‌ای که برای نسل‌ها با بی‌اعتمادی و نفرت آمیخته بود.

نزدیک به هشتاد سال، ایالات متحده تنها قدرت بزرگ جهان بود که بی‌هیچ نهاد مالی مرکزی به حیات اقتصادی خود ادامه داد. در نبودِ مرکزیت، نظام بانکی به مجموعه‌ای پراکنده از هزاران بانک کوچک و محلی تبدیل شد که هر کدام با قوانین ایالتی خودشان فعالیت می‌کردند. این ساختار شکننده در ظاهر استقلال را پاس می‌داشت، اما در واقع زمین حاصلخیزی برای بحران‌های مالی پیاپی بود.

آشوب در نظام بانکی

در آغاز قرن بیستم، چهره‌ی نظام بانکی آمریکا بیش از آنکه به یک سازوکار ملی شباهت داشته باشد، به پیکره‌ای ناهماهنگ از مؤسسات پراکنده می‌مانست. بانک‌ها عمدتاً کوچک، محلی و فاقد نظارت کافی بودند و به‌راحتی در معرض ورشکستگی قرار می‌گرفتند.

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند
 هراس مالی سال ۱۹۰۷ : هجوم مردم به بانک‌ها
این آسیب‌پذیری ساختاری در پاییز ۱۹۰۷ به شکل فاجعه‌آمیزی برملا شد. هراس مالی آن سال (The Panic of 1907) با هجوم مردم برای برداشت سپرده‌هایشان آغاز شد و خیلی زود به بحرانی ملی بدل گشت؛ بحرانی که اقتصاد ایالات متحده را تا آستانه فروپاشی کامل پیش برد. در کشوری که بانک مرکزی نداشت، هیچ نهادی قادر نبود نقش وام‌دهنده‌ی نهایی را ایفا و با تزریق نقدینگی، از سرایت بحران جلوگیری کند.

وحشت ۱۹۰۷ نشان داد آمریکا بدون بانک مرکزی بی‌دفاع است

در چنین خلأیی، یک فرد مجبور شد بار نقش یک بانک مرکزی را به دوش بکشد: جان پیرپونت مورگان. این سرمایه‌دار هفتادساله، برجسته‌ترین بانکداران نیویورک را به کتابخانه‌ی عمارتش در خیابان مدیسون فراخواند و وقتی همه جمع شدند، درها را قفل کرد.

مورگان به آن‌ها فهماند تا زمانی که طرحی برای نجات سیستم مالی ارائه ندهند، کسی از آنجا خارج نخواهد شد. او با استفاده از سرمایه شخصی خود و سازماندهی کنسرسیومی از بانک‌ها، نقدینگی لازم را برای جلوگیری از سقوط کامل وال‌استریت فراهم کرد.

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند
 جی. پی. مورگان

این اقدام اگرچه اقتصاد کشور را از مرگ حتمی نجات داد، اما درعین‌حال حقیقتی هولناک را بر همگان آشکار کرد: سرنوشت و سلامت کل اقتصاد آمریکا به تصمیم و ثروت یک فرد خصوصی بستگی داشت.

جی. پی. مورگان با نفوذ شخصی، اقتصاد کشور را از سقوط نجات داد

این وضعیت برای سیاست‌مداران و حتی خود بانکداران وال‌استریت غیرقابل‌تحمل بود. کنگره آمریکا که دیگر نمی‌توانست این وضعیت را تحمل کند، به دنبال راه‌حلی دائمی می‌گشت و در همین راستا «کمیسیون ملی پول» را تشکیل داد تا اصلاحاتی بنیادین را برنامه‌ریزی کند. ریاست این کمیسیون به سناتور جمهوری‌خواه نلسون آلدریچ، یکی از چهره‌های پرنفوذ و البته پدرزن جان دی. راکفلر جونیور، سپرده شد.

آلدریچ وظیفه داشت طرحی برای نجات نظام بانکی فراهم کند، اما او به‌خوبی می‌دانست افکار عمومی، هرگونه تمرکز قدرت مالی در دستان بانکداران را خیانت به مردم تلقی خواهد کرد. «مانی تراست» (Money Trust) همان برچسبی بود که مردم به نفوذ وال‌استریت زده بودند و هر طرحی که بوی سودجویی بانکداران می‌داد، از همان ابتدا محکوم به شکست بود.

آلدریچ تنها یک راه موفقیت پیش روی خود می‌دید: تدوین نقشه در خفای کامل.

معماران نظم جدید در قلعه‌ای به نام جزیره جکیل

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند
 ۶ مردی که طرح اولیه سیستم فدرال رزرو را تنظیم کردند

نلسون آلدریچ برای این مأموریت فوق‌سری، جمعی از سرشناس‌ترین چهره‌های مالی کشور را برگزید؛ مردانی که نامشان در دفاتر وال‌استریت حک شده بود و نماینده امپراتوری‌های بزرگ بانکی آن زمان بودند:

  • هنری دیویسون: از شرکای ارشد شرکت جی. پی. مورگان.
  • بنجامین استرانگ: مدیر «بنکرز تراست» نیویورک، از نزدیک‌ترین افراد به مورگان و بعدها رئیس فدرال رزرو نیویورک.
  • فرانک وندرلیپ: مدیرعامل «نشنال سیتی بانک» نیویورک، تحت سلطه‌ی خانواده راکفلر؛ مردی که به هوش اقتصادی و روابط سیاسی‌اش مشهور بود.
  • پال واربرگ: نماینده شرکت قدرتمند «Kuhn, Loeb & Co» و بعدها از مدیران ولز فارگو؛ بانکداری آلمانی‌تبار که به‌عنوان مغز فنی این جمع شناخته می‌شد و شناخت عمیقی از نظام‌های بانکداری مرکزی اروپا، به‌ویژه رایش‌بانک آلمان داشت.
  • چارلز نورتون: رئیس «فرست نشنال بانک نیویورک»، که او هم در حلقه نفوذ مورگان بود.

در کنار این پنج نفر، یک اقتصاددان دانشگاهی نیز حضور داشت تا طرح رنگ‌ولعاب علمی پیدا کند و در نگاه افکار عمومی چیزی بیش از نقشه‌ی بانکداران باشد. این گروه ۷ نفره درمجموع نماینده‌ی حدود یک‌چهارم (بنا به برخی گزارش‌ها یک‌ششم) ثروت کل جهان در آن زمان محسوب می‌شدند؛ تمرکزی از قدرت که تا آن روز بی‌سابقه بود.

مقصد این گروه، جزیره جکیل برای چنین مأموریتی بی‌نقص بود: استراحتگاهی خصوصی و بسیار اشرافی در سواحل جورجیا، که قلمرو یکی از خاص‌ترین باشگاه‌های آمریکا به‌شمار می‌رفت؛ باشگاهی که مورگان یکی از مالکان آن بود و خانواده‌های ثروتمندی چون راکفلرها و وندربیلت‌ها نیز در آن عضویت داشتند.

پل واربرگ مغز فنی طرح بود و دانش بانکداری اروپا را به میز آورد

انتخاب این مکان تصادفی نبود؛ امنیت و انزوای کامل و دسترسی محدود آن تضمین می‌کرد که هیچ خبرنگار کنجکاوی نمی‌تواند به این جلسه راه پیدا کند. آلدریچ، رهبر این گروه، چنان از لورفتن این مأموریت هراس داشت که تدابیر امنیتی را به نهایت رساند. آن‌ها نیمه‌شب سوار قطار شخصی شدند، با نام‌های رمز یکدیگر را صدا می‌زدند و حتی خدمه قطار هم از هویت واقعی مسافران بی‌خبر ماندند.

باشگاه جکیل، پناهگاهی برای محرمانه‌ترین جلسه اقتصادی قرن بود

کوچک‌ترین نشت خبری می‌توانست طرح را در نطفه خفه کند؛ چراکه اگر مطبوعات از هویت شرکت‌کنندگان و هدف واقعی این گردهمایی مطلع می‌شدند، طرح آن‌ها به‌عنوان توطئه‌ای از سوی «مانی تراست» برای قبضه کردن اقتصاد کشور تلقی می‌شد و هرگز به سرانجام نمی‌رسید.

جزیره جکیل برای ده روز به مقر فرماندهی اقتصادی بدل شد؛ جایی که مردان ثروتمند با قلم و کاغذ، آینده‌ی مالی آمریکا را طرح‌ریزی می‌کردند، دور از چشم جهانی که اگر می‌دانست چه می‌گذرد، هرگز اجازه نمی‌داد این نقشه حتی بر زبان بیاید.

ده روزی که اقتصاد جهان را تغییر داد

به مدت ده روز، این گروه در انزوای کامل، روی طرحی کار کردند که بعدها با نام «طرح آلدریچ» (The Aldrich Plan) شهرت یافت. محور اصلی این طرح، که عمدتاً بر اساس ایده‌های پال واربرگ و تجربه‌های بانکداری اروپایی تدوین شد، ایجاد یک نهاد مرکزی با ویژگی‌های زیر بود:

نخست متمرکزکردن ذخایر بانکی: طرح پیشنهاد می‌کرد که ذخایر نقدی بانک‌های سراسر کشور متمرکز شود تا در مواقع بحران بتوان از آن‌ها برای کمک به بانک‌های نیازمند استفاده کرد. دوم ایجاد یک پول واحد و انعطاف‌پذیر: این نهاد وظیفه چاپ یک ارز کاغذی واحد و یکپارچه را بر عهده می‌گرفت که بتواند بر اساس نیازهای اقتصادی منبسط و منقبض شود.

سوم نقش «آخرین راه چاره»؛ به این معنی که نهاد فوق باید به‌عنوان یک وام‌دهنده نهایی نیز عمل می‌کرد تا از ورشکستگی‌های زنجیره‌ای بانک‌ها جلوگیری کند.

طرح آلدریچ سه ستون اصلی داشت: ذخایر متمرکز، پول انعطاف‌پذیر و نقش ناجی

مهم‌ترین و جنجالی‌ترین بخش طرح، به ساختار حاکمیتی آن برمی‌گشت، چراکه قرار بود این نهاد جدید، از اساس تحت کنترل کامل بانکداران خصوصی اداره شود. تمام مقامات آن توسط مدیران بانک‌ها منصوب می‌شدند و دولت هیچ نقش مستقیمی در اداره‌اش نداشت.

آلدریچ با هوشیاری از به‌کاربردن عبارت «بانک مرکزی» پرهیز می‌کرد، زیرا این واژه در ذهن مردم آمریکا با قدرت بی‌حدوحصر و تسلط اشرافیت مالی گره‌خورده بود. پس نام «انجمن ملی ذخیره» (National Reserve Association) را برای نهاد جدید پیشنهاد داد و آن را «اتحادیه‌ای تعاونی از تمام بانک‌های کشور» توصیف کرد؛ عنوانی که بیشتر به سازوکاری مشارکتی شباهت داشت تا یک هیولای متمرکز قدرتمند.

نبرد در کنگره

ژانویه‌ی ۱۹۱۱، کمیسیون ملی پول گزارش نهایی خود را منتشر کرد و «طرح آلدریچ» رسماً روی میز کنگره قرار گرفت. رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه، ویلیام هوارد تفت، و انجمن بانکداران آمریکا فوراً پشت طرح ایستادند. به‌نظر می‌رسید مسیر هموار است.

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند
 کاریکاتوری که مخالفان بانک مرکزی آمریکا از طرح آلدریچ کشیده بودند: اختاپوسی که همه چیز را می‌بلعد

اما تحولات سیاسی همه‌چیز را تغییر داد. در انتخابات نوامبر ۱۹۱۰، درست چند هفته پیش از جلسه محرمانه‌ی جزیره جکیل، دموکرات‌ها اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورده بودند. آن‌ها که خود را صدای مردم عادی و دشمن وال‌استریت می‌دانستند، طرح آلدریچ را چیزی جز قانونی‌کردن «تراست پول» نمی‌دیدند و به‌شدت با آن مخالفت کردند.

حتی بدون اطلاع از جلسه مخفی جزیره جکیل، ماهیت طرح به‌اندازه‌ای به نفع بانکداران بود که موجی از مخالفت‌های سیاسی را برانگیخت

یکی از سرسخت‌ترین مخالفان، چارلز لیندبرگ سینیور بود، نماینده جمهوری‌خواه از مینه‌سوتا و پدر همان خلبان مشهوری که بعدها عرض اقیانوس اطلس را پیمود. او در نطقی آتشین اعلام کرد: «طرح آلدریچ همان طرح وال‌استریت است. آلدریچ که از دولت پول می‌گیرد تا نماینده مردم باشد، در عوض طرحی برای تراست‌ها ارائه می‌دهد.»

کاریکاتورهای سیاسی آن زمان، «انجمن ملی ذخیره» را به شکل اختاپوسی به تصویر می‌کشیدند که با بازوهای خود کاخ سفید، خزانه‌داری و کل اقتصاد کشور را به نفع وال‌استریت چپاول می‌کند.

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند
 اعضای کمیته تحقیقاتی پوژو

این فشارها به تشکیل کمیته‌ای تحقیقاتی در مجلس نمایندگان انجامید؛ «کمیته پوژو» به ریاست آرسن پوژو. تحقیقات این کمیته افشا کرد که تمرکز قدرت مالی واقعاً همان‌قدر شدید است که مردم تصور می‌کردند.

کمیته پوژو نفوذ گسترده امپراتوری مورگان را افشا کرد

گزارش رسمی نشان داد مدیران شرکت مورگان به‌تنهایی در هیئت‌مدیره‌ی بیش از ۱۱۰ شرکت بزرگ عضویت دارند؛ شرکت‌هایی با ارزش مجموع ۲۲٫۵ میلیارد دلار، درحالی‌که کل ارزش بازار بورس نیویورک در آن زمان ۲۶٫۵ میلیارد دلار برآورد می‌شد.

افشاگری‌های کمیته مثل پتکی بر سر وال‌استریت فرود آمد و خشم عمومی را علیه بانکداران شعله‌ور کرد. نتیجه روشن بود: در سال ۱۹۱۲، دموکرات‌ها توانستند طرح آلدریچ را در کنگره شکست دهند. اما داستان ادامه داشت.

تولد دوباره از خاکستر شکست

شکست طرح آلدریچ به معنای پایان کار نبود و اسکلت و ایده اصلی نقشه زنده ماند. آمریکا همچنان به راه‌حلی برای بی‌ثباتی بانکی نیاز داشت، و سیاست‌مداران خوب می‌دانستند بحران بعدی می‌تواند هزینه‌ای جبران‌ناپذیر داشته باشد.

در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۱۲، وودرو ویلسون، نامزد دموکرات‌ها، به پیروزی رسید. ویلسون در طول کارزار انتخاباتی خود علیه طرح آلدریچ موضع گرفته بود و اعلام کرد که هرگونه نهاد اصلاحی در نظام بانکی باید «عمومی و نه خصوصی» باشد و تحت کنترل دولت قرار گیرد. این وعده، طرح آلدریچ را ظاهراً به گور فرستاد.

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند
 انعکاس تصویب تاسیس فدرال رزرو در روزنامه‌ها

اما پس از پیروزی ویلسون، مذاکرات پشت پرده در کنگره آغاز شد. معماران اصلی طرح جدید در کنگره، دو قانون‌گذار دموکرات بودند: کارتر گلس نماینده تندخوی ویرجینیا و رابرت اوون سناتور مترقی اوکلاهما. آن‌ها وظیفه داشتند طرحی را تدوین کنند که هم مشکل بی‌ثباتی بانکی را حل کند و هم رضایت جناح پوپولیست حزب دموکرات را به رهبری ویلیام جنینگز برایان، وزیر خارجه ویلسون و دشمن قسم‌خورده بانکداران، جلب نماید.

وودرو ویلسون قول داد بانک مرکزی زیر نظر دولت فعالیت کند

در کمال ناباوری، چارچوب اصلی طرحی که در جزیره جکیل تدوین شده بود، دوباره روی میز قرار گرفت. اما این بار با یک مصالحه هوشمندانه و کلیدی: برای جلب رضایت دموکرات‌ها و افکار عمومی، طرح جدید با یک پوسته دولتی و نظارت عمومی پوشانده شد. نتیجه نهایی ساختار دوگانه و منحصربه‌فردی بود که تا امروز پابرجاست:

نهاد مرکزی دولتی: هیئت‌مدیره فدرال رزرو در واشنگتن‌دی‌سی تأسیس شد که اعضای آن توسط رئیس‌جمهور ایالات متحده منصوب و توسط سنا تأیید می‌شوند. این بخش، جنبه نظارت عمومی و دولتی را تأمین می‌کرد.

ساختار منطقه‌ای و خصوصی: کشور به ۱۲ منطقه تقسیم شد، هر منطقه یک بانک فدرال رزرو که سهامش در اختیار بانک‌های تجاری محلی بود؛ ساختاری که نفوذ بانکداران را تضمین می‌کرد.

داستان ۷ مردی که با یک‌چهارم ثروت جهان، قدرتمندترین نهاد مالی تاریخ را خلق کردند
 فرمانداران اولیه مناطق سیستم فدرال رزرو

به‌این‌ترتیب، ایده‌های اصلی جزیره جکیل یعنی متمرکزکردن ذخایر، پول انعطاف‌پذیر و نقش وام‌دهنده‌ی نهایی، همگی حفظ شدند. اما کنترل نهایی به‌جای آنکه کاملاً در دست بانکداران باشد، میان یک هیئت‌مدیره دولتی و بانک‌های خصوصی منطقه‌ای تقسیم شد. نام «انجمن ملی ذخیره» نیز جایش را به نظام فدرال رزرو داد؛ عنوانی خنثی‌تر که سایه‌ی منفور طرح آلدریچ را محو می‌کرد.

فدرال رزرو با ساختاری دوگانه، دولتی و خصوصی، متولد شد.

سرانجام ۲۳ دسامبر ۱۹۱۳، درحالی‌که بسیاری از اعضای کنگره برای تعطیلات کریسمس در حوزه‌های انتخابیه خود به سر می‌بردند، وودرو ویلسون «قانون فدرال رزرو» را امضا کرد. نهادی که پنهانی توسط بزرگ‌ترین بانکداران کشور طراحی شده بود، با ظاهری جدید و تحت عنوان یک نهاد عمومی خصوصی وارد تاریخ شد و از همان آغاز، مرموزترین تجربه‌ی نهادی آمریکا لقب گرفت.

میراث یک جلسه مخفی

جلسه مخفیانه جزیره جکیل، به‌خوبی نشان داد که چگونه حلقه‌ای محدود از نخبگان مالی بر سیاست‌گذاری‌های کلان تأثیر می‌گذارند. نهادی که آنجا زاده شد، قرار بود سد راه بحران‌های مالی باشد اما در گذر زمان به یکی از جنجالی‌ترین کانون‌های نقد و مناقشه تبدیل شد.

اقتصاددانان مکتب پولی مانند میلتون فریدمن و آنا شوارتز، در کتاب جریان‌ساز «تاریخ پولی ایالات متحده» استدلال کردند که رکود بزرگ دهه‌ی ۱۹۳۰ نه سرنوشت محتوم سرمایه‌داری، بلکه محصول ناکامی فدرال رزرو بود. آن‌ها معتقد بودند این نهاد با انفعال و اجازه‌دادن به انقباض یک‌سوم حجم پول کشور، رکودی عادی را به فاجعه‌ای جهانی تبدیل کرد.

در عصر معاصر، منتقدان فدرال رزرو را به مخاطره اخلاقی متهم می‌کنند و می‌گویند این نهاد با ایفای نقش «آخرین ناجی»، به بانک‌های بزرگ جرئت می‌دهد تا بی‌محابا ریسک کنند؛ چراکه مطمئن‌اند در نهایت کسی برای نجاتشان وارد عمل خواهد شد؛ همان‌طور که در بحران مالی ۲۰۰۸ رخ داد.

باوجود همه‌ی انتقادها، هیچ‌کس نمی‌تواند قدرت فدرال رزرو را انکار کند. این نهاد با کنترل نرخ بهره، تنظیم عرضه پول و نظارت بر گردش تریلیون‌ها دلار، بر زندگی روزمره شهروندان آمریکا و همچنین بازارهای جهانی سایه می‌اندازد.

و شاید مهم‌تر از همه، میراث جزیره جکیل هنوز در ذات فدرال رزرو باقی‌مانده است: نهادی دوگانه، هم دولتی و هم خصوصی، هم شفاف و هم مبهم. نهادی که با یک اردوی به‌ظاهر ساده‌ی شکار مرغابی آغاز شد و امروز به‌عنوان یکی از مرموزترین و پرنفوذترین ستون‌های اقتصاد جهانی شناخته می‌شود.

ارسال به دوستان
مرگ یک کوهنورد دیگر در دماوند (+عکس) مسکو: اقدام اروپا علیه ایران غیرقانونی است/ تروئیکا در تصمیم اشتباه خود بازنگری کند واکنش سخنگوی وزارت خارجه به بازگشت تحریم‌ها از سوی تروئیکای اروپا : «ناقض بزرگ» قواعد بازی را برای سه کشور اروپایی دیکته می‌کند واکنش چین به فعال‌سازی «اسنپ‌بک»: غیرسازنده است ؛ باید گفت‌و‌گو‌ها از سر گرفته شود پایداری ۸۰ درصدی شبکه ارتباطی کشور با استفاده از ژنراتور در مراکز مخابراتی اصلی از جنگ 12 روزه تا نبرد چندلایه روایتی قالیباف : ممکن است جنگ رخ بدهد ؛ باید برای آن قوی شویم پولیتیکو: اروپا در حال برنامه‌ریزی برای انتقال۲۰۰ میلیارد یورو از دارایی‌های روسیه برای بازسازی اوکراین است امشب؛ مصاحبه متفاوت رییس جمهور/ سه فعال سیاسی - رسانه‌ای به جای مجریان تلویزیونی/ فکر مردم البته جای دیگری است! ۱۲ کوهنورد گمشده به خانه برگشتند نماینده مجلس: از NPT خارج می شویم ؛ هرگونه مذاکره با امریکا و سه کشور اروپایی قطع خواهد شد ؛ همکاری نظارتی با آژانس را هم قطع خواهیم کرد هشدار پلیس درباره شگرد جدید دزدان در تهران ؛ سرقت با یک لیوان آب! تشکیل نیروی ویژه ضدپهپاد در پنتاگون حقوق ۱۴ میلیونی برای این گروه از سربازان نتانیاهو برای نخستین بار «نسل‌کشی ارامنه» را به رسمیت شناخت