فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۶۲۶۴۵
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۰ - ۱۰-۰۲-۱۴۰۳
کد ۹۶۲۶۴۵
انتشار: ۱۸:۴۰ - ۱۰-۰۲-۱۴۰۳

روایت حیرت‌ انگیز یک نویسنده از خاطره‌بازی دو فرمانده ایرانی و عراقی سال‌ها پس از جنگ تحمیلی

روایت حیرت‌ انگیز یک نویسنده از خاطره‌بازی دو فرمانده ایرانی و عراقی سال‌ها پس از جنگ تحمیلی
 فرمانده عراقی کاملاً با دیسیپلین نشست و شروع به حرف زدن کرد و گفت: «من در عملیات فتح‌المبین می‌‌دانستم ایران می‌خواهد حمله کند» و داشت برگ‌برنده‌هایش را برای فرمانده ایرانی رو می‌کرد.

 احمد دهقان (نویسنده) روایتی قابل توجه از دیدار سردار فتح‌الله جعفری فرمانده زرهی ایران در دفاع مقدس و فرمانده لشکر یکم عراق در عملیات فتح المبین گفت.

گفت‌وگوی رادیو مضمون با احمد دهقان را بخوانید:

-  فرمانده عراقی کاملاً با دیسیپلین نشست و شروع به حرف زدن کرد و گفت: «من در عملیات فتح‌المبین می‌‌دانستم ایران می‌خواهد حمله کند» و داشت برگ‌برنده‌هایش را برای فرمانده ایرانی رو می‌کرد.

- فرمانده عراقی ادامه داد: «آن شبی که می‌خواستید حمله کنید، سکوت بود و من به معاون عملیات خودم گفتم سکوت ایرانی‌‌ها خیلی خطرناک است و اینها امشب حمله می‌کنند. بعد به نیروهایی که در شوش داشتیم، آماده باش دادیم و گفتم آماده باشید که ایرانی‌ها می‌خواهند حمله کنند و کشتار راه بیندازید و خلاصه آن کشته‌هایی که شما دادید بخاطر پیش‌بینی من بود».

-  آقای جعفری هیچ چیزی نمی‌گفت و این حالت داشت مرا دیوانه می‌کرد! جنگی سر میز شام بود و این جنگ کاملا به سمت عراقی‌ها تمایل پیدا کرده بود.

-  آقای جعفری شامش را قشنگ خورد و بعد گفت: «تو حسن باقری را می‌شناسی»؟ فرمانده عراقی گفت: «بله؛ در عملیات فکه شهید شد و اگر او بود، احتمالاً جنگ شما متحول می‌شد».

-  آقای جعفری ادامه داد: «حسن باقری دهم اسفند مرا صدا زد و هنگامی که من به قرارگاه رفتم، عکس های تو را به من نشان داد» فرمانده عراقی جا خورده بود!

- آقای جعفری ادامه داد: «حسن باقری به من گفت روی تپه سبز برو (تپه سبز مقابل شوش است) و تمامی آتش منطقه را در دست بگیر؛ طوری که هیچ کس بدون اجازهٔ تو حق تیراندازی نداشته باشد.

 - حسن باقری گفت که فرمانده گردان مقابل شوش، دیروز با شلیک خمپاره کشته شده و امروز فرمانده لشکر یکم عراق خواهد آمد تا فرمانده گردان جدید را در خط معرفی کند. این فرمانده لشکر آدم ترسویی است و این باید زنده بماند تا ما عملیات خودمان را انجام بدهیم. این باید سالم برود و سالم برگردد؛ چون که معاون او یک بعثی است و اگر فرمانده فعلی کشته شود، او را فرمانده لشکر می‌کنند؛ پس این فرمانده لشگر باید زنده بماند.»

- آقای جعفری گفت: «من آمدم روی تپه؛ تو با دو تا ماشین به خط آمدی؛ فرمانده ها را جمع کردی. بعد فرمانده‌ جدید را معرفی کردی و دم غروب با همان ماشینی که آمده بودی، برگشتی من غروب آمدم به حسن باقری گفتم تو سالم آمدی و برگشتی»!

منبع: رادیو مضمون 

برچسب ها: عراقی ، جنگ
ارسال به دوستان
captcha
فرمانده ارتش پاکستان راهی ایران شد با رأی کمیسیون امور داخلی؛ اعتبار گذرنامه‌ها تمدید می‌شود باب اسفنجی به روایت بریکینگ بد (تصویری) عکس یادگاری «جلادها» در دوران ناصرالدین شاه رمزگشایی از دلاری/ پای تحریم های جدید و نقش امارات در میان است؟ هشدار هواشناسی برای گرمای نامتعارف در ۱۳ استان محققان: دورکاری می‌تواند منجر به افزایش سلامت روان و ماندگاری در سازمان‌ها شود معلق بر دوچرخ/ از زنانی که پیش از قانون، موتور را به زندگی روزمره‌شان آوردند روزنامه اعتماد: افزایش اعتبار کالابرگ تورم‌زا نیست؛ دولت نگران نشود روسیه: آماده‌ایم میانجیگری هستیم اما شرایط لبنان مذاکره ایران و آمریکا را پیچیده کرده است طراح ارشد تسلا سوار چه ماشینی می‌شود؟(+عکس) کدام برندهای هوش مصنوعی بیشترین رضایت کاربران را دارند؟ روزنامه اطلاعات: رفتار محاسباتی دولت در هزینه‌های دلاری و درآمدهای ریالی آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد و سه پیام تبریک ولایتی به مناسبت روز پزشک: پزشکی؛ عهدی است برای پاسداری از جان و عزت ایران