کد خبر ۹۳۲۸۱۶
تاریخ انتشار: ۱۶:۵۳ - ۱۶-۱۰-۱۴۰۲
کد ۹۳۲۸۱۶
انتشار: ۱۶:۵۳ - ۱۶-۱۰-۱۴۰۲

زیباترین اشعار عاشقانه احمد شاملو

زیباترین اشعار عاشقانه احمد شاملو
گلچینی از بهترین اشعار عاشقانه و احساسی و آثار ادبی احمد شاملو، شاعر معاصر ایرانی

گلچینی از بهترین اشعار عاشقانه و احساسی و آثار ادبی احمد شاملو، شاعر معاصر ایرانی

تو را دوست دارم
و این دوست داشتن
حقیقتی است که مرا
به زندگی دلبسته می کند

******

دوست اش می دارم
چرا که می شناسمش
به دوستی و یگانگی
شهر
همه بیگانگی و عداوت است
هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم
تنهایی غم انگیزش را در می یابم

اندوه اش
غروبی دلگیر است
در غربت و تنهایی
هم چنان که شادی اش
طلوع همه آفتاب هاست

******

در فراسوی مرزهای تن ام
تو را دوست می دارم

******

زیباترین اشعار عاشقانه احمد شاملو

برگزیده شعرهای کوتاه احمد شاملو درباره عشق

چه بی تابانه میخواهمت!

******

میان ماندن و رفتن حکایتی کردیم
که آشکارا در پرده‌ ی کنایت رفت
مجال ما همه این تنگ مایه بود و دریغ
که مایه خود همه در وجه این حکایت رفت

******

مجموعه اشعار احمد شاملو

زیباترین حرفت را بگو
شکنجه ی پنهان سکوت ات را آشکاره کن
و هراس مدار از آنکه بگویند
ترانه یی بیهوده می خوانید
چرا که ترانه ی ما
ترانه ی بیهوده گی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست
حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطر فردای ما اگر
بر ماش منتی ست
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است

******

کیستی که من اینگونه به اعتماد
نام خود را
با تو می گویم
نان شادی ام را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو اینچنین به خواب می روم
کیستی که من این گونه به جد
در دیار رویاهای خویش با تو
درنگ می کنم!

******

زیباترین اشعار عاشقانه احمد شاملو

آنچه به تو می دهم عشق من نیست؛
بلکه تو خود، عشق منی

******

من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
ناز انگشتای تو باغم میکنه
میون جنگلا طاقم می کنه

******

د‌ل های ما که به هم نزدیک باشن
دیگر چه فرقی می کند
که کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودن‌های دور می‌ترسم

******

اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…

من درد مشترکم
مرا فریاد کن

******

دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست

******

مرا تو
بی سببی
نیستی
به راستی
صلت ِ کدام قصیده ای
ای غزل؟

******

کار دیگری نداریم
من و خورشید
برای دوست داشتنت بیدار می‌شویم
هر صبح

******

برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد
قلبی که دوستش بدارند

******

همه لرزش دست و دلم از آن بود
که عشق
پناهی گردد ،
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق، آی عشق
چهره ی آبی ات پیدا نیست

و خنکای مرهمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
آی عشق، آی عشق
چهره ی سرخ ات پیدا نیست

غبار تیره ی تسکینی
بر حضور وهن
و دنج رهایی
بر گریز حضور
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه ی برگچه
بر ارغوان
آی عشق، آی عشق
رنگ آشنایت پیدا نیست

******

تو را دوست می‌دارم
طرف ما شب نیست
صدا با سکوت آشتی نمی‌کند
کلمات انتظار می‌کشند
من با تو تنها نیستم
هیچ کس با هیچ‌ کس تنها نیست
شب از ستاره‌ها تنهاتر است…

******

شعر عاشقانه غمگین از شاملو

من ز دنیا، تو را برگزیدم
رنج بی حد بپایت کشیدم
تا شود سبز، باغ امیدم
جان ز تن رفت و نیرو ز پایم

******

بلبل من! نوای تو خواهم
عمر را در هوای تو خواهم
زندگی را برای تو خواهم
تو بپائی اگر من نپایم

******

من پناهنده ام
به مرزهای تنت

******

روزی ما دوباره کبوتر های مان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه یی ست
و قلب
برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف
زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه یی ست
تا کمترین سرود، بوسه باشد

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهای مان دانه بریزیم . . .
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی که دیگر نباشم

******

امروز بیشتر از دیروز دوستت می‌دارم …
و فردا بیشتر از امروز!
و این ضعف من نیست قدرت توست!

******

زیباترین اشعار عاشقانه احمد شاملو

اشعار عاشقانه زیبا و دلتنگی شاملو

به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟

******

سادگیم را
یک رنگیم را
به پای حماقتم نگذار

انتخاب کرده ام که ساده باشم
و دیگران را دور نزنم

وگرنه دروغ گفتن
و بدبودن و آزار و فریب دیگران
آسان ترین کار دنیاست
بلد بودن نمی خواهد

******

چه جالب است
ناز را می کشیم
آه را می کشیم
انتظار را می کشیم
فریاد را می کشیم
درد را می کشیم
ولی بعد از این همه سال …
آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم
دست بکشیم
از هر آنچه که آزارمان می دهد

******

و عشق
اگر با حضور
همین روزمرگی ها
عشق بماند !
عشق است…

******

بالاﺧﺮﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ
ﺁﻥ ﺷﺐﻫﺎیی ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻤﺎﻧﻢ
ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ
چقدﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻫﺴﺘﻢ

منبع: وبسایت کوکا

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: احمد شاملو ، اشعار
ارسال به دوستان
هوادار نابینای پرسپولیس و جنجال فحاشی ناموسی پس از شکست مقابل فجر سپاسی داستان عجیب فانوس دریایی ثریدرانگار/ جادوی معماری وسط اقیانوس اطلس! (+فیلم و عکس) علی فتح‌الله‌زاده: استقلال با سه بازیکن در سطح یاسر آسانی قهرمان آسیا می‌شد ترامپ: ممکن است تغییراتی را در دولتم ایجاد کنم معروف ترین اثر یک موزه در ژاپن: کرم نواری 9 متری در روده انسان (+عکس) ردی از کوهنورد مفقودشده در دماوند پیدا نشد؛ جست‌وجوها ادامه دارد اخراج مستقیم فوتبالیست کانادایی پس از درگیری عجیب با توپ‌جمع‌کن نوجوان نتیجه چالش امیرحسین قیاسی برای عرشیاس ؛ با این 4 کلمه همین الان آهنگ بساز سخنگوی سابق کاخ سفید: ترامپ دیگر هرگز در صدر فهرست نخواهد بود استقلال خواستار انتشار مکالمات کمک‌داور در پرونده اخراج یاسر آسانی شد مدارس گلستان دوشنبه غیر حضوری شد کوروش زارعی بازیگر پیشکسوت درگذشت افت خط حمله پرسپولیس؛ دلیل اصلی از دست رفتن صدر جدول چیست؟ آیزنکوت رسما مأمور تشکیل دولت شد شب متفاوت لژیونرهای ایرانی؛ قایدی درخشید و طارمی شکست خورد