فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۷۱۰۰۳
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۸ - ۲۸-۱۱-۱۳۹۹
کد ۷۷۱۰۰۳
انتشار: ۱۰:۳۸ - ۲۸-۱۱-۱۳۹۹

آرزوهای سوخته در شرکت های هرمی

آرزوهای سوخته در شرکت های هرمیآن قدر تحت تاثیر حرف های قشنگ و وسوسه های پولدار شدن توسط سرکردگان یک شرکت هرمی فروش کالا قرار گرفته بودم که اصلا به اوضاع و شرایط نامساعد زندگی ام توجهی نکردم. مبلغی را از اطرافیانم قرض گرفتم تا در این شرکت عضو شوم چرا که ...

به گزارش خراسان، آن قدر تحت تاثیر حرف های قشنگ و وسوسه های پولدار شدن توسط سرکردگان یک شرکت هرمی فروش کالا قرار گرفته بودم که اصلا به اوضاع و شرایط نامساعد زندگی ام توجهی نکردم. مبلغی را از اطرافیانم قرض گرفتم تا در این شرکت عضو شوم چرا که ...

زن 36ساله ای که مدعی بود توسط سرکردگان یک شرکت هرمی خرید و فروش کالا اغفال شده است و آن ها مبالغ میلیونی از وی کلاهبرداری کرده اند، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد گفت: هفت سال بیشتر نداشتم که پدرم به طور ناگهانی دچار ایست قلبی شد و از دنیا رفت.

بعد از آن، مادرم ما را زیر بال و پر خودش گرفت و هشت خواهر و برادرم را بزرگ کرد. آن زمان ما از کرمانشاه به مشهد مهاجرت کرده بودیم و در کوی طلاب به زندگی ادامه می دادیم. از همان دوران کودکی آرزو داشتم خلبان شوم و در آسمان ها پرواز کنم. به داشته هایم قانع نبودم و دختری بلندپرواز بودم.

می خواستم یک شبه هر آن چه را دوست دارم به دست آورم. به همین دلیل با هر کسی به راحتی ارتباط برقرار می کردم و بدون توجه به سن و سال فرد، با او دوست می شدم. در این میان ارتباطم با پسرها بسیار راحت تر بود چرا که دختری بی پروا بودم و از این گونه ارتباط ها هراسی نداشتم.

خلاصه بعد از گرفتن دیپلم ادامه تحصیل ندادم و در 25سالگی با برادر یکی از دوستانم ازدواج کردم. «نوید» مغازه خطاطی داشت و ما به صورت سنتی با هم آشنا شده بودیم اما متاسفانه سه سال بیشتر از زندگی مشترکمان نمی گذشت که از او طلاق گرفتم چرا که مدتی بعد از ازدواج فهمیدم همسرم به مواد مخدر صنعتی اعتیاد دارد. او شیشه مصرف می کرد و دچار توهمات شدیدی می شد و کارهای عجیب و غریبی می کرد.

من هم که می ترسیدم بلایی بر سرم بیاورد حضانت دختر کوچکم را به عهده گرفتم و از او جدا شدم چرا که همسرم در توهمات خودش تصور می کرد افرادی از کنار و گوشه های ساختمان مرا زیر نظر دارند و به همین دلیل انواع سلاح های سرد را زیر متکا می گذاشت تا اگر کسی را دید که به من نگاه می کند، به او حمله ور شود.

بعد از طلاق در یک منزل اجاره ای با دخترم زندگی می کردم تا این که سه سال قبل نیز مادرم از دنیا رفت و من دچار مشکلات مالی شدم. در همین شرایط سخت روزی یکی از دوستانم که عضو یکی از شرکت های هرمی شده بود مرا تشویق به عضویت در آن شرکت کرد.

وقتی در برابر لیدرها و سرکردگان شرکت قرار گرفتم آن ها افرادی را نشانم می دادند که بعد از عضویت در شرکت و در مدت بسیار کوتاه پولدار شده اند و اکنون خودروهای خارجی سوار می شوند. آن ها آن قدر حرف های قشنگ و وسوسه آمیز می زدند که در یک لحظه در رویاهای کودکانه ام غرق شدم و خودم را پشت فرمان خودروهای گران قیمت دیدم.

آن ها می گفتند فقط با عضو کردن چند نفر از فامیل یا دوستانم و با فروش مقداری کالا دیگر تیره روزی هایم تمام می شود و پول های بادآورده در حساب بانکی ام جا خوش می کند. این بود که اغفال شدم و با قرض گرفتن پول از اطرافیانم وارد ماجرای خرید و فروش کالا در این شرکت هرمی شدم.

زمانی به خودم آمدم که دیگر سرکردگان شرکت حاضر نبودند پول هایم را پس بدهند. وقتی اعتراض کردم مرا با توهین و فحاشی بیرون انداختند که من هم به ناچار برای احقاق حقم به کلانتری آمدم. شایان ذکر است، با صدور دستوری از سوی سرهنگ علی عبدی (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) پرونده این زن جوان به طور ویژه مورد رسیدگی قرار گرفت.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

ارسال به دوستان
captcha
چتر ترمز چگونه جنگنده‌های چند ده تنی را در چند ثانیه متوقف می‌کند؟ دو تماشاگر برای یک فیلم اکران در یک هفته ؛ الگوی شکست خورده بدون پاسخگویی سنگ‌هایی که بدن انسان می‌سازد؛ از کلیه و صفرا تا لوزه و ناف اهدای ۱۵۰ لیتر شیر مادر در خوزستان؛ کمک ۶۳ مادر به نوزادان نارس سفیر ترکیه در سوریه درباره زمان سفر اردوغان و علاقه او به دمشق گفت ثبت جهانی دژ الموت؛ سی‌امین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ذوالفقار؛ تانک ایرانی که در دوران تحریم از ترکیب فناوری آمریکا و روسیه متولد شد اتهام جنجالی جن ساکی به سخنگوی ترامپ؛ اطلاع‌رسانی فدای منافع شخصی شد پیامک احراز سکونت کالابرگ دریافت کرده‌اید؟ این دو اقدام را انجام دهید روسیه به انبارهای تسلیحاتی اوکراین در بندر اودسا حمله کرد تصاویر واقعی از غول زره پوشی که زمانی در آمریکا زندگی می کرد توقف فعالیت بندر المخا پس از حملات انصار الله شروع تلخ علیرضا منصوریان در عراق؛ الطلبه پیروزی را در ۳ دقیقه از دست داد پول، مانع رویارویی تیم ملی ایران با کره جنوبی در تورنمنت عراق شد؟ عارف پیشنهاد تشکیل اتحادیه کشورها و مناطق فارسی‌زبان را مطرح کرد