فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۰۳۲۳۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۰ - ۲۳-۰۱-۱۳۹۷
کد ۶۰۳۲۳۹
انتشار: ۱۰:۰۰ - ۲۳-۰۱-۱۳۹۷

بهار است یا بحار؟

عصر ایران
دلار است و زبان ما را نمی فهمد که کرشمه اش به پفی همه سرود « ای ایران» را که به دفعات و از سر شور خوانده ایم از یاد می بریم و به امید یک شبه چند ده میلیون سود بی زحمت، زحمت ضربه فنی بقیه ایرانی ها را به جان می خریم.

عصر ایران؛ روح الله صالحی- حداقل در صد سال گذشته این کشور، هر وقت خون از دماغ کسی آمده برخی مشت گره کرده اند که کار آن سوی آب نشین هاست.

در سعی و کوشش دشمن برای پشت پا گذاشتن و زمین زدن شکی نیست امااین که پشت پا گذاشتن های از سر شیطنت و حسادت خودی ها را به اسم دشمن نوشتن جای تعجب دارد.

این ها همه به کنار، این که هنوز تعریف روشنی از دشمن نتوانسته اند ارائه کنند هم جای تعجب دارد که چه حوزه هایی را و تا میزان مورد حمله قرار داده است. با تعاریف جوان های دهه شصت نمی شود دهه نودی ها را متقاعد به همراهی کرد.

بسیاری مواقع وقتی چشم می چرخانی دشمن نرم و بی صدا کنارت ایستاده و زل می زند به چشم هایت و می گوید: «چطوری ایرانی»خوب که نگاهش می کنی می بینی خیلی خودی به نظر می رسد.

هنوز قلنج تعطیلات عیدنوروز نشکسته بود که دلار پا گذاشته روی خرخره بازار و فشار می داد و لا مصب فرصت نفس گیری نمی داد.

فشار بیخ گلو عیبش این است که می دانی کاری از دستت نمی آید و تسلیم می شوی و ضربان قلب بالا می رود و تب می کنی. تبی از نا امیدی همراه خودش دارد و در چشم بر هم زدنی در بن و ریشه شهر می دود.

دلار است و زبان ما را نمی فهمد که کرشمه اش به پفی همه سرود « ای ایران» را که به دفعات و از سر شور خوانده ایم از یاد می بریم و به امید یک شبه چند ده میلیون سود بی زحمت، زحمت ضربه فنی بقیه ایرانی ها را به جان می خریم.

سر می چرخانی کسی بگوید این هم کار دشمن است تا رگ غیرت مان بالا بزند و اخم و تخم سمت دشمن بیشتر شود و پی دستی بگردیم که بفشاریم و باز« ای ایران ای مرز پر گهر» بخوانیم.

این جا پای چرتکه در میان است چرا که دیده ای همین دلار زبان نفهم چطور بعضی از دوستان را کول گرفت به شاه نشینی بالای شهر برد و هر خنده شان لاکچری شد برای مردمی که چرتکه ها زبان قسط و اجاره و شهریه و صد کوفت و زهر مار دیگرشان را نمی دهد.

بهار از قدیم همین چند شکوفه گیلاس و گلاب گیران قمصر و اردی بهشت شیراز با وضع بی مثالش نبوده است.

روی دیگر بهار، سیاه سرمای بازار است این که همه داشته هایشان را داده اند تا روز نوی بهار را جشن گرفته باشند. اما امید سرخرمن هست که تابستان برکت خوان کشاورز و کارگر است.

حالا که دولت پاشنه کشیده به میدان آمده است تا دلار همانی باشد که خودش می گوید کسی باور ندارد که این تشر ها اثر کند .

عیب ماجرا این جاست که ابتدا بریده اند و دوخته اند حالا دارند اندازه می گیرند و می خواهند ساز و کار بده و بستان ارزی را مشخص کنند. این که با بخشنامه و آژیر پلیس تا چند وقت می شود بازار را سر عقل آورد جای سوال دارد چرا که دلار زبان ما را نمی فهمد که کارخانه را می سازیم که روزی لوکیشن فیلم پایتخت شود و سرگرم شویم.

بی زحمت می شود پول دار شد به شرط این که نبض بازار دستت باشد این چکیده پای صحبت کسانی است که خرما خورده همین مسیر هستند.

تولید دردسر دارد وقتی بی مزد و منت و دغدغه حقوق کارگر، می شود یک شبه سود ده ساله برد باید گفت طی مکان ببین و سلوک در شعر/کین طفل یک شبه ره صد ساله می رود.

بحار را دریاها معنی کرده اند و علامه دهخدا ذیل این واژه نوشته است دریا گرفتگی،ودریا مانده می داند دریا زدگی و دریا ماندگی چه حس تلخی دارد. نا امیدی زل می زند به دوربین و می گوید:«چطوری ایرانی؟»

شخصا نمی دانم دلار واحد پول کدام کشور است و چه طرح و نقشی دارد اما به دریا گرفتگی دچار شده ام که تنها تصویر من از سیاه بهار امسال همین دریا زدگی است.

دو دسته آدم داریم آن ها که به هر حال مردم باقی می مانند و به رزق و عرق جیبن ناچارند و دسته دوم سودا زده بازارند که در این پس و پیش کردند داشته هایشان را می بازند چرا که هیچ تعریف و سازوکاری برای کنترل حجم نقدینگی نداریم و به پفی سیل می شود یک بار طلا و یک بار دلار و ...

این هایی که می دوند یک شبه میلیون ها سود کنند چند بار به ایرانی بودن شان افتخار کرده اند و چند بار جلوی این جریان دعوای برتری ایرانی مقابل عرب ها هیاهو کرده اند که ایرانی هستم.

چند وقت پیش مرغ در عربستان گران شد سه روز مردم نخریدند و ارزان شد به همین سادگی اما ما صد و هشتاد درجه برعکس هستیم و مشتاق بدویم سمت احتکار کالاهایی که گران می شود.

دلار نه مرغ است که سه روزه خراب شود و با سه روز مقاومت بشود راهی برایش پیدا کرد نه اتفاقی افتاده که عقل بتواند توجیه اش کند که یک شبه مستعد دریاگرفتگی و به ورطه نشستن هستیم.

این بهار بحاری که خفت بهار را گرفته است با بگیر و ببند درمان نخواهد شد و بیشتر مسکن است تا درمان اما ما ناچاریم به امید داشتن چرا که هنوز ای ایران خواندن سر مست مان می کند و چشم به امید دوخته ایم که دود این ترقه بازی دلار سفره کارگری مان را سیاه نکند و سیاه بخت بهار باقی بمانیم.

برچسب ها: بهار ، بحار ، دلار
ارسال به دوستان
captcha
کبد چرب چگونه به‌ بیماری جدی تبدیل می‌شود؟ آخرین قیمت خودروهای ایران خودرو امروز 30 شهریور ؛ افزایش قیمت سورن، دنا، 207 و تارا (+جدول) استایل خاص لاله مرزبان در ونیز؛ از اسکله تا دریافت جایزه (+عکس) نوسان شدید در شروع معاملات بورس قیمت طلا در انتظار خبر بزرگ/ بازار به کدام سمت می‌رود؟ آغاز سرشماری اینترنتی نفوس و مسکن از مهر/ آغاز عملیات میدانی از اول آبان وزارت بهداشت: مردم به واکسن آنفلوآنزای خارج از شبکه رسمی توزیع اعتماد نکنند درآمد نفتی ایران به ۱۶ میلیارد دلار رسید آیا آسفالت‌های هلند آب را جذب می‌کنند؟ راز خشک‌بودن بزرگراه‌ها در زیر باران دلار حواله 167 هزار و 598 تومان شد وقتی یک نخ سیگار فقط یک نخ سیگار نیست یک میلیارد برابر خورنده‌تر از اسیدسولفوریک؛ قوی‌ترین اسید جهان کدام است؟ کاهش 3 درصدی مصرف برق در تابستان خاطرات ناطق نوری از سفر کوبا : تکبیر گفتیم، نزدیک بود همه فرار کنند / فکر می کردیم خواندن نماز جماعت وسط بلوار صدور انقلاب است چک هنوز روی کاغذ می‌چرخد/ سهم چک الکترونیک فقط ۶ درصد!