فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۹۴۶۷۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۷-۰۶-۱۳۹۲
کد ۲۹۴۶۷۰
انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۷-۰۶-۱۳۹۲

پایان مهلت

می گفتː حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم.خوش باشم.از همه خوشگل ترباشم همه فقط به من نگاه کنن.دلم نمی خواد مثل مادر بزرگ ها یه چادر چاقچور بکشم سرم و بچپم تو خونه اون وقت هیچ کس سراغم نمیاد.خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ,به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.نماز می خونم.روسری سر می کنم.حالا کو تا اون موقع!خیلی وقت دارم...

بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده.بعد از تصادف حتی فرصت استغفار هم پیدا نکرد.
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
بین‌النهرین چگونه به مهد تمدن تبدیل شد؟(+عکس) اولین نخبه‌های‌ تهران خانه‌ تهرانی‌های قدیم چطور روشن می‌شد؟ / آداب جالب روشن کردن چراغ در خانه و مغازه «آرامگاه غول‌ها» بعد از حدود 3 هزارسال از زیر بوته‌ها بیرون آمد(+عکس) چرا بعضی رنگ‌ها حال‌مان را خوب و بعضی بد می‌کنند؟/ در روزهای پراسترس این رنگ‌ها را بپوشید جشن چله تابستان؛ از جشن‌های فراموش شده ایرانی چرا تهرانی اجاق خانه‌ را آخر همه می‌ساخت؟ چگونه تصمیم‌های درستی بگیریم شش مورد از خطرناک‌ترین مُدهای تاریخ حداقل و حداکثر قد مورد نیاز برای پذیرفته شدن در نیروی هوایی آمریکا چقدر است؟ چگونه شطرنج به سرگرمی محبوب اشراف اروپای قرون وسطی تبدیل شد؟(+عکس) چگونه جنگ جهانی اول همه دنیا را تا همین امروز به آشوب کشید؟ حکایت اولین مستراح‌های عمومی در تهران/ وقتی «کناسی» شغل پردرآمدی بود چرا مصریان باستان عاشق گربه‌ها بودند؟ کاتبان سومری دوران باستان چگونه «هیچ» را ثبت کردند؟(+عکس)