عصر ایران؛ مهرداد خدیر- وقتی دوستی متن کامل گزارش " ایران 2035" را در اختیار من قرار داد تا در تحلیلها و نوشتههای خود از اطلاعات و دادههای آن استفاده کنم، گمان اولیه این بود که متنی است حاوی هدفگذاریهای رؤیایی و آرمانی و غالبا دست نایافتنی مانند آنچه در برنامههای 5 سالۀ توسعه یا پیشرفت شاهد بودهایم.
به ویژه آن که سند چشمانداز ایران- 1404 نه تنها در موعد سررسید آن محقق نشد بلکه ایران در سال 1404 یکی از دشوارترین سالهای خود را پشت سر گذاشت به جای آن که هدف سند چشمانداز 20 ساله تحقق یافته باشد.
جدای این در روزهایی که سایۀ جنگ سنگینی میکند و همه درگیر روزمرّگی و کثیری گرفتار امروز هستند و برای فردای نزدیک هم نمیتوانیم برنامهریزی کنیم چگونه میتوان چشمانداز 9 یا 10 سال دیگر و افق 2035 را ترسیم کرد؟!
با این حال وقتی دانستم این گزارش طرحی است با مدیریت دکتر مجتبی لشکر بلوکی که بیش از 100 خبره و نخبۀ ایراندوست با آن همکاری کردهاند مشتاق شدم آن را به دقت مطالعه کنم.
اطلاعات ناب و بیطرفی گزارش و مقایسههای جالب و قابلتأمل با دو کشور دیگر منطقه – ترکیه و عربستان سعودی- آن قدر به کار میآید که جا داشت به صورت کامل منتشر شود اما در این حالت با یک متن حجیم و شبیه کتاب و پر از نمودار روبه رو میشدیم که شاید برای مخاطب عادی جذاب نبود و نقض غرض و تصور می شد متن یک پایان نامه سفارشی است که کاربهدستان برای ارتقای مدرک ارایه میدهند!
راه دوم این بود که از برخی داده های آن به عنوان سوژه برای یادداشتهای خود بهره ببرم اما این هم خودخواهانه بود چون مدیر طرح تا هر از گاهی از اطلاعات آن استفاده کنیم بلکه باید به مثابۀ آیینهای تمام قد در آن بنگریم و جا دارد یادآوری شود نشست رونمایی و ارایۀ گزارش را "نوبیتکس" حمایت و برگزار کرد و بدون این حمایتها اشخاص حقیقی که به کار فکری و ملی مشغولاند یا باید دست نیاز به جانب دستگاهها دراز کنند و طبعا ملاحظات آنها دخالت پیدا میکند یا از صرافت میافتند. دکتر لشکر بلوکی البته از همکاری و مشاوره نخبگان بسیاری هم برخوردار بوده است.
در قاب این گزارش و از منظر شاخصهای بینالمللی و بر اساس 32 گزارش و 52 شاخص میتوانیم فارغ از شعارها و ادعاها و هیاهوها و باید و نبایدها بدانیم کجای جهان ایستادهایم. البته اگر بخواهیم در جهان واقعیتها سیر کنیم.
این آیینه به ما امکان میدهد نه چنان غرق واقعیتها شویم که از ادامۀ مسیر بازبمانیم و نه آن قدر آرمانپردازی کنیم که به برنامههای تحققنیافته و سند اجرا نشده شبیه شود.
با این توصیفات در ادامه خواهیم دید که وضعیت و جایگاه ایران بر اساس این شاخصها کجاست. تنوع شاخصها هم قابل توجه است: از توسعۀ انسانی و گرسنگی و شکنندگی دولت در آن هست تا بهبود وضعیت جامعه و نیز از شادکامی تا آزادی.
خستهتان نکنم. ایران امروزمان را که در این آیینه ورانداز کنیم با این واقعیت روبهرو میشویم که در ربع یا چارک سوم و چهارم قرار داریم در حالی که اگر نه چارک ( یک چهارم/ ربع) اول که چارک دوم شایستۀ ماست و جایگاه کنونی (سوم و چهارم) به خاطر آن است که:
در بسیاری از شاخصها وضعیت نزولی داشتهایم و در مواردی هم البته بهبود.
به زبان عدد و رقم در قیاس با میانگین جهانی در 63درصد شاخصها بدتر از میانگین جهانی قرار داریم ولی در 37 درصد این شاخصها در میانۀ جهان ایستادهایم یا بالاتر از میانگین جهانی.
درست است که در زندگی شخصی آسودهتریم اگر از مسابقه و مقایسه خارج شویم ولی برای این که بدانیم در جهانی با 200 کشور کجای آن ایستادهایم چارهای جز قیاس نیست و این گزارش بیشتر به مقایسه با دو کشور عربستان سعودی و ترکیه پرداخته است (دو قدرت منطقهای مثل ایران) و واقعیت بازتاب یافته در طرح «ایران 2035» این است که در رقابت با این دو قدرت منطقهای فقط در یک مورد (به اندازۀ 2 درصد شاخصها) برتری همزمان بر دو رقیب داریم و در 71 درصد شاخصها از هر دو ضعیفتریم و در 27 درصد باقی مانده با یکی برابری یا از آن سبقت داریم.
برای این که تصور نشود قصد سیاهنمایی در میان است همین ابتدا میتوان نقاط امیدوار کننده مصرح در این گزارش را برشمرد تا بدانیم ما چه قابلیتهایی داریم تا بتوانیم با همان ها به سوی آینده ای بهتر خیز برداریم:
-موقعیت جغرافیایی
- سرمایۀ انسانی
- کاهش چشمگیر نابرابری جسیتی در دو بخش آموزش و بهداشت
- مهارت های فرهنگی
- انسجام بالای اجتماعی
- ظرفیت بالا در نوآوری
- برخورداری از هر سه نوع قدرت ( نرم، سخت و ترکیبی)
- ذخایر طبیعی
-جذابیت های گردشگری
- اندازه جمعیت
-بازار بزرگ
طبعا این پرسش پدید میآید که با آن 11 نقطۀ امیدوار کننده چرا جایگاه ما این قدر نامناسب است ( چارک سوم و چهارم)؟
پاسخ را باید در مهمترین نقاط نگران کننده یافت و مشخصا این 8 فقره:
1. تنهایی (حاشیه نشینی در جهان)
2. آزادی سیاسی (محدود)
3. آزادی اقتصادی (نامطلوب)
4. کارآمدی حکمرانی ( رو به افول)
5. تعصبات جنسیتی
6. امنیت سرمایه گذاری (بسیار پایین)
7. حقوق مالکیت ( نامطلوب)
8. مشروعیت ساختار سیاسی
احتمالا با مشاهده 8 نقطه نگران کننده شاید شاهد این موضع باشیم که این شاخص ها را به گونه ای تعریف و تدوین کرده اند که مخالفت نظام سیاسی ایران با نظم حاکم بر جهان و بلوک های قدرت و سرمایه داری سبب شده شاخصها به گونه ای تعیین شود که به نتیجۀ مطلوب خودشان برسند.
این جملات البته از نویسندۀ این سطور است و در گزارش نیامده. آنچه در طرح بر آن تصریح شده پیشآگاهیهایی دربارۀ شاخصهای جهانی است که بر اساس آنها جایگاه تعیین شده است.
منظور از پیش آگاهی یا هشدار این است که این گونه نیست که خود را به طور کامل به شاخص ها سپرده باشیم بلکه خطاهای آنها را هم باید در نظر داشته باشیم از این قرار:
1. لغزش یا سفسطۀ "مک نامارا".
مک ناراما وزیر دفاع آمریکا بود در جنگ ویتنام فقط به آمار کشته ها توجه و توجیه می کرد. در حالی که کمی سازی همۀ امور توهم علمی است. منظور این است که به جنبه های دیگر جنگ توجه نداشت.
2. سوگیری نور خیابان
به این معنی که گم شدۀ خود را زیر نور جست و جو می کنیم و کاری به بخش های تاریک و غیر قابل سنجش نداشته باشیم
3. بار ایدیولوژیک
این واقعیت را نمی توان نادیده انگاشت که تعیین کنندگان این شاخص ها رشد کمّی را بر عدالت اجتماعی و پایداری محیط زیست ترجیح می دهند. به بیان دیگر امور معنوی را نمی توان با ترازوی مادی سنجید. ( تعبیر اخیر از نویسندۀ این متن).
4. تکرار در شاخصهای دیگر
مشخصا این که بانک جهانی شاخص حکمرانی خوب را در چند شاخص ترکیبی دیگر تکرار میکند.
با این توضیحات باید پذیرفت که این 52 شاخص جهانی 100 درصد واقعیت را بازتاب نمیدهند و 100 درصد هم منصفانه نیستند و 100 درصد هم با جهانبینی ما ایرانیان از هستی و انسان و سعادت همخوان نیستند.
بله. نمیتوانند اخلاق و معنویت و انسانیت را اندازهگیری کنند اما اگر این نقایص و کاستیها را دارند در عوض به 6 دلیل ارزش توجه و اعتماد دارند:
اول این که شاخصهای معتبر جهانی مثل شاخص توسعه انسانی اگر معیار کمّی و عینی نداشت اسیر قضاوتهای سلیقهای میشدیم که به مراتب خطاپذیرتر بود.
دوم این که یادمان نرود دادهها را از خود کشورها گرفتهاند. کما اینکه آنچه دربارۀ ایران گفته شده مبتنی بر اطلاعات مرکز آمار ایران و بانک مرکزی است.
سوم این نکته که اگر نگاه سیاسی میچربید تا بر اساس گزاره توهم توطئه بگوییم کلکی در کار است کشورهای غیر همسو با خودشان را در قعر جدول میگذاشتند حال آن که میبینیم چنین نیست.
چهارم با واقعیتهای میدانی نسبتا همسوست. یعنی اگر در گزارش آمده بود که شاخص ما در نابرابری جنسیتی در آموزش و بهداشت هم مطلوب نیست درمییافتیم که غرضی در کار است چون با واقعیت سازگار نیست ولی میبینیم که در این زمینهها به صراحت از کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی سخن گفته شده است.
دلیل پنجم برای اعتماد به دادهها و نتایج گزارش/ طرح این است که اگر هم کاملا راست و درست ندانیم کمترین فایدۀ آن در این است که ما را با تصویری که جهان از ما دارد آشنا میکند تا برای بهبود و اصلاح آن بکوشیم.
دلیل مهم ششم هم این که اگر هم به فرض کمبرآوردی و بیشبرآوردی داشته باشد باز هم روند صعود و نزول را نشان میدهد.
حالا ببینیم این شاخصها کدام ها هستند که بر اساس آنها میخواهیم بدانیم در کجا قرار داریم.
به خاطر این مقدمۀ طولانی در بخش نخست، مجال اشاره به 10 فقره فراهم است و باقی در نوبت های بعد:
در این شاخص با سه بُعد سلامت و آموزش و استانداردهای معیشتی روبهروییم. کشورها را به چهار دسته «بسیار بالا، بالا، متوسط و پایین» تقسیم شدهاند. وضع ما در توسعۀ سبز و توسعۀ انسانی و توسعۀ برابر بهتر از متوسط جهان است و در توسعۀ جنسیتی بدتر از متوسط جهان.
رتبه ایران در بین 163 کشور، 157 است. برای ساختاری که آزادی یکی از شعارهای اصلی آن بوده این رتبه مطلقا قابل قبول نیست. در گزارش نیامده و اضافه میکنم احتمالا در مقام دفاع خواهند گفت معیار آنها آزادیهای غربی است ولی آزادی را به غربی و شرقی تقسیم نکردهاند بلکه ابعاد چهار گانه آن (سیاسی و حقوقی و اقتصادی و رفاهی) را برشمرده اند.
از حیث رفاه و کامیابی هم در بین 164 کشور در جایگاه 88 قرار داریم. (در مقایسه سه کشور: عربستان، اول. ترکیه دوم و ایران، سوم است).
این شاخص را با تصور نردبان ارزیابی زندگی به دست میآورند. به این شکل که نردبانی را تصور کنید که پله های آن از صفر در پایین تا 10 شماره گذاری شده باشد. احساس میکنید روی کدام پله ایستادهاید؟ میانگین پاسخ در این گزارش پلۀ 5.1 است در حالی که فنلاند 7.7 است و افغانستان 1.4.
بدین ترتیب رتبه ایران در بین 147 کشور 97 است.
بدیهی است که این جایگاه چندان مناسب نیست و باید برای بهبود آن کوشید.
اما این احساس از کجا آمده؟ نکتۀ تأسفبار این که ایران از منظر تجربۀ احساسات منفی و مثبت در چارک چهارم قرار دارد. (ربع آخر). چرا؟ چون این احساسات را واقعیت و روایت میسازد.
واقعیت ما چیست؟ انباشت و همزمانی و تداوم بحرانهای تورم و بیکاری و کاهش قدرت خرید و لمس فقر و فساد و تبعیض که سطح نگرانی و منفی را بالا میبرند و سطح خوشحالی و مثبت را پایین میآورند و با هم ترکیب شدهاند. روایت را هم رسانهها و نخبگان و مقامات میسازند که بیشتر به واقعیتهای منفی و سخت اشاره دارد ( در فقرۀ سوم خصوصا در موسم انتخابات یا اگر دولت به دست خودشان نیفتد. این یادآوری از نویسندۀ این متن است).
با 4 پرسش به این شاخص میرسند:
-آیا دولت میتواند نظم و امنیت را حفظ کند؟
-نهادهای حکومتی کار میکنند؟
-شکافهای قومی و سیاسی و اقتصادی یا اجتماعی کشور را تهدید میکنند؟
-دولت در برابر بحرانها و فساد و جنگ و فروپاشی بی ثباتی تابآوری دارد؟
پاسخ به این سوالات رتبه ایران را 43 تعیین میکند. در حالی که ترکیه 41 است و عربستان سعودی 103
در تعیین این شاخص سه مفهوم نقش دارد:
اقتدار به معنی توانایی دولت در کنترل خشونت و اعمال حاکمیت در تمامی قلم
ظرفیت به معنی توانایی دولت در ارایه خدمات پایه و کالاهای عمومی به شهروندان
مشروعیت: میزان باور و اعتماد شهروندان به دولت و نهادهایی اطاعت از قوانین را توجیه کند.
شوربختانه رتبه ایران در هر سه پایین است و در دو فقره از آن دو کشور هم پایینتر.
رتبه ایران در این شاخص 102 از 171 کشور است. رتبه نخست از آن فنلاند است و تر کیه در جای 85 قرار دارد و عربستان در 68.
برای به دست آوردن این شاخص سه پرسش درانداخته اند:
یک. آیا جامعه می تواند نیازهای ضروری خود را تأمین کند؟
دو. آیا زیرساخت های لازم برای بهبود کیفیت زندگی مردم فراهم است؟
سه. آیا افراد جامعه فرصت دارند به پتانسیل های خود دست یابند؟
لطفا این یکی را با دقت بیشتر بخوانید چون وضع ما در مهارت ها و ارزش ها و انسجام اجتماعی خوب و مناسب است. حتی بالاتر از میانگین جهانی است. همین از یک پارادوکس حکایت دارد. جامعه ای برخوردار از مهارت ها و ارزش ها و انسجام اجتماعی در محدودیت های ساختاری سیاسی و نهادی گرفتار شده است و شکافی فاحش مشهود است میان آمادگی جامعه برای زیست مدرن و گفت و گو با سیاست گذاری های رسمی.
این واقعیت را نویسندۀ این سطور بارها در یادداشت ها یادآوری کرده که آنچه در جامعه می بینیم با آنچه در صدا و سیما تماشا می کنیم یا از خطبه های نماز جمعه می شنویم تطابق ندارد و ایرانیان انگار در چند ساحت زندگی می کنند.
در نقشه نه مثل آفریقا قرمز و نارنجی است و نه مانند پاکستان و افغانستان زرد و نارنجی. سوء تغذیه وجود دارد اما به لطف موفقیت های بهداشتی مرگ و می کودکان بسیار پایین است.
گزارش هشدار می دهد خطر کوتاه قامتی کودکان از تبعات سوء تغذیه است.
قدرت را در سه عرصۀ مشهود و نیمه مشهود و نامشهود تقسیم کرده اند. منظور از قدرت مشهود همان قدرت اقتصادی و نظامی است که پیش چشم همه است. در بخش اقتصاد قدرت مشهود ایران در بین 125 کشور 16 است و با توجه به تحریم ها بسیار قابل اعتناست.
در بخش نیمه مشهود کیفیت زندگی مد نطر است که در جاهای دیگر توضیح داده شده و و در مورد قدرت نامشهود یا همان قدرت نرم سه پرسش تعیین کننده است:
اول این که چقدر یک ملت شناخته شده است؟
دوم این که چه قدر نگاه دنیا به آن مثبت است؟
سوم هم این که چقدر بر تصمیمات و مسر کشورهای دیگر اثر دارد؟
امتیاز 31 ایران در قیاس با 56 عربستان و 52 ترکیه قابل توجه است.
دو پرسش برای ارزیابی این شاخص قابل توجه و مهم است:
اول این که نخبگان از قدرت سیاسی و اقتصادی خلق ارزش می کنند یا رانت خواری؟
دوم این که چقدر به فکر نسل های آینده هستند؟ به زبان روشن تر ثروت بر جای می گذارند یا بدهی؟
به موجب این شاخص به صراحت مشخص می شود که مدل نخبگانی حاکم فاصله بسیار زیادی با استانداردهای خلق ارزش های جهانی دارد و برای کشوری با قابلیت های ما قابل قبول نیست که در رتبه 127 قرار گرفته باشیم در حالی که عربستان سعودی 56 و ترکیه 63 است.
*چنان که در ابتدا آمد شمار شاخص ها 52 فقره است و اگر به مذاق مخاطبان خوش نشسته باشد با همین دقت و جزییات در چند قسمت آینده باقی اطلاعات ارایه خواهد شد و اگر نه در قالب گزارشی جمع و جور به اتمام می رسد.
با امید به ایرانی بهتر در افق 2035 که صد البته مستلزم عبور از وضعیت فعلی است....عصر ایران؛ مهرداد خدیر- وقتی دوستی متن کامل گزارش " ایران 2035" را در اختیار من قرار داد تا در تحلیلها و نوشتههای خود از اطلاعات و دادههای آن استفاده کنم، گمان اولیه این بود که متنی است حاوی هدفگذاریهای رؤیایی و آرمانی و غالبا دست نیافتنی مانند آنچه در برنامههای 5 سالۀ توسعه یا پیشرفت شاهد بودهایم.
به ویژه آن که سند چشمانداز ایران- 1404 نه تنها در موعد سررسید آن محقق نشد بلکه ایران در سال 1404 یکی از دشوارترین سالهای خود را پشت سر گذاشت به جای آن که هدف سند چشمانداز 20 ساله تحقق یافته باشد.
جدای این در روزهایی که سایۀ جنگ سنگینی میکند و همه درگیر روزمرّگی هستند و برای فردای نزدیک هم نمیتوانیم برنامهریزی کنیم چگونه میتوان چشمانداز 9 یا 10 سال دیگر و افق 2035 را ترسیم کرد؟!
با این حال وقتی دانستم این گزارش طرحی با مدیریت دکتر مجتبی لشکر بلوکی است که بیش از 100 خبره و نخبۀ ایراندوست با آن همکاری کردهاند مشتاق شدم آن را به دقت مطالعه کنم.
اطلاعات ناب و بیطرفی گزارش و مقایسههای جالب و قابل تأمل با دو کشور دیگر منطقه – ترکیه و عربستان سعودی- آن قدر به کار میآید که جا داشت به صورت کامل منتشر شود اما در این حالت با یک متن حجیم و شبیه کتاب و پر از نمودار روبه رو میشدیم که شاید برای مخاطب عادی جذاب نبود.
راه دوم این بود که از برخی داده های آن به عنوان سوژه برای یادداشتهای خود بهره ببرم اما این هم خودخواهانه بود چون مدیر طرح و حامی آن که به خاطر حمایت از یک پروژه فرهنگی و ملی ذکر نام او منعی ندارد (نوبیتکس) این کار سترگ را انجام ندادهاند تا هر از گاهی از اطلاعات آن استفاده کنیم بلکه باید به مثابۀ آیینهای تمام قد در آن بنگریم.
زیرا در قاب آن و از منظر شاخصهای بینالمللی و بر اساس 32 گزارش و 52 شاخص می توانیم فارغ از شعارها و ادعاها و هیاهوها و باید و نبایدها بدانیم کجای جهان ایستادهایم. البته اگر بخواهیم در جهان واقعیتها سیر کنیم.
این آیینه به ما امکان میدهد نه چنان غرق واقعیتها شویم که از ادامۀ مسیر بازبمانیم و نه آن قدر آرمانپردازی کنیم که به برنامههای تحققنیافته و سند اجرا نشده شبیه شود.
با این توصیفات در ادامه خواهیم دید که وضعیت و جایگاه ایران بر اساس این شاخصها کجاست. تنوع شاخصها هم قابل توجه است: از توسعۀ انسانی و گرسنگی و شکنندگی دولت در آن هست تا بهبود وضعیت جامعه و نیز از شادکامی تا آزادی.
خستهتان نکنم. ایران امروزمان را که در این آیینه ورانداز کنیم با این واقعیت روبهرو میشویم که در ربع یا چارک سوم و چهارم قرار داریم در حالی که اگر نه چارک ( یک چهارم/ ربع) اول که چارک دوم شایستۀ ماست و جایگاه کنونی ( سوم و چهارم) به خاطر آن است که:
در بسیاری از شاخصها وضعیت نزولی داشتهایم و در مواردی هم البته بهبود.
به زبان عدد و رقم در قیاس با میانگین جهانی در 63درصد شاخصها بدتر از میانگین جهانی قرار داریم ولی در 37 درصد این شاخصها در میانۀ جهان ایستادهایم یا بالاتر از میانگین جهانی.
درست است که در زندگی شخصی آسودهتریم اگر از مسابقه و مقایسه خارج شویم ولی برای این که بدانیم در جهانی با 200 کشور کجای آن ایستادهایم چارهای جز قیاس نیست و این گزارش بیشتر به مقایسه با دو کشور عربستان سعودی و ترکیه پرداخته است (دو قدرت منطقه ای مثل ایران) و واقعیت بازتاب یافته در طرح »ایران 2035« این است که در رقابت با این دو قدرت منطقهای فقط در یک مورد ( به اندازۀ 2 درصد شاخصها) برتری همزمان بر دو رقیب داریم و در 71 درصد شاخصها از هر دو ضعیفتریم و در 27 درصد باقی مانده با یکی برابری یا از آن سبقت داریم.
برای این که تصور نشود قصد سیاهنمایی در میان است همین ابتدا میتوان نقاط امیدوار کننده مصرح در این گزارش را برشمرد تا بدانیم ما چه قابلیتهایی داریم تا بتوانیم با همان ها به سوی آینده ای بهتر خیز برداریم:
-موقعیت جغرافیایی
- سرمایۀ انسانی
- کاهش چشمگیر نابرابری جسیتی در دو بخش آموزش و بهداشت
- مهارت های فرهنگی
- انسجام بالای اجتماعی
- ظرفیت بالا در نوآوری
- برخورداری از هر سه نوع قدرت ( نرم، سخت و ترکیبی)
- ذخایر طبیعی
-جذابیت های گردش گری، اندازه جمعیت و بازار بزرگ
طبعا این پرسش پدید می آید که با آن 11 نقطۀ امیدوار کننده چرا جایگاه ما این قدر نامناسب است ( چارک سوم و چهارم)؟
پاسخ را باید در مهم ترین نقاط نگران کننده یافت و مشخصا این 8 فقره:
1. تنهایی (حاشیه نشینی در جهان)
2.آزادی سیاسی (محدود)
3. آزادی اقتصادی (نامطلوب)
4. کارآمدی حکمرانی ( رو به افول)
5. تعصبات جنسیتی
6. امنیت سرمایه گذاری (بسیار پایین)
7. حقوق مالکیت ( نامطلوب)
8. مشروعیت ساختار سیاسی
احتمالا با مشاهده 8 نقطه نگران کننده شاید شاهد این موضع باشیم که این شاخص ها را به گونه ای تعریف و تدوین کرده اند که مخالفت نظام سیاسی ایران با نظم حاکم بر جهان و بلوک های قدرت و سرمایه داری سبب شده شاخص ها به گونه ای تعیین شود که به نتیجۀ مطلوب خودشان برسند.
این جملات البته از نویسندۀ این سطور است و در گزارش نیامده. آنچه در طرح بر آن تصریح شده پیشآگاهیهایی دربارۀ شاخصهای جهانی است که بر اساس آنها جایگاه تعیین شده است.
منظور از پیش آگاهی یا هشدار این است که این گونه نیست که خود را به طور کامل به شاخص ها سپرده باشیم بلکه خطاهای آنها را هم باید در نظر داشته باشیم از این قرار:
مک ناراما وزیر دفاع آمریکا بود در جنگ ویتنام فقط به آمار کشته ها توجه و توجیه می کرد. در حالی که کمی سازی همۀ امور توهم علمی است. منظور این است که به جنبه های دیگر جنگ توجه نداشت.
به این معنی که گم شدۀ خود را زیر نور جست و جو می کنیم و کاری به بخش های تاریک و غیر قابل سنجش نداشته باشیم
این واقعیت را نمی توان نادیده انگاشت که تعیین کنندگان این شاخص ها رشد کمّی را بر عدالت اجتماعی و پایداری محیط زیست ترجیح می دهند. به بیان دیگر امور معنوی را نمی توان با ترازوی مادی سنجید. ( تعبیر اخیر از نویسندۀ این متن).
مشخصا این که بانک جهانی شاخص حکم رانی خوب را در چند شاخص ترکیبی دیگر تکرار می کند.
با این توضیحات باید پذیرفت که این 52 شاخص جهانی 100 درصد واقعیت را بازتاب نمی دهند و 100 درصد هم منصفانه نیستند و 100 درصد هم با جهان بینی ما ایرانیان از هستی و انسان و سعادت هم خوان نیستند.
بله. نمی توانند اخلاق و معنویت و انسانیت را اندازه گیری کنند اما اگر این نقایص و کاستی ها را دارند در عوض به 6 دلیل ارزش توجه و اعتماد دارند:
اول این که شاخص های معتبر جهانی مثل شاخص توسعه انسانی اگر معیار کمّی و عینی نداشت اسیر قضاوت های سلیقه ای می شدیم که به مراتب خطا پذیرتر بود.
دوم این که یادمان نرود داده ها را از خود کشورها گرفته اند. کما این که آنچه دربارۀ ایران گفته شده مبتنی بر اطلاعات مرکز آمار ایران و بانک مرکزی است.
سوم این نکته که اگر نگاه سیاسی می چربید تا بر اساس گزاره توهم توطئه بگوییم کلکی در کار است کشورهای غیر هم سو با خودشان را در قعر جدول می گذاشتند حال آن که می بینیم چنین نیست.
چهارم با واقعیت های میدانی نسبتا هم سوست. یعنی اگر در گزارش آمده بود که شاخص ما در نابرابری جنسیتی در آموزش و بهداشت هم مطلوب نیست درمی یافتیم که غرضی در کار است چون با واقعیت سازگار نیست ولی می بینیم که در این زمینه ها به صراحت از کاهش چشم گیر نابرابری جنسیتی سخن گفته شده است.
دلیل پنجم برای اعتماد به داده ها و نتایج گزارش/ طرح این است که اگر هم راست و درست ندانیم کمترین فایدۀ آن در این است که ما را با تصویری که جهان از ما دارد آشنا می کند تا برای بهبود و اصلاح آن بکوشیم.
دلیل مهم ششم هم این که اگر هم به فرض کم برآوردی و بیش برآوردی داشته باشد باز هم روند صعود و نزول را نشان می دهد.
حالا ببینیم این شاخص ها کدام ها هستند که بر اساس آنها می خواهیم بدانیم در کجا قرار داریم.
به خاطر این مقدمۀ طولانی در بخش نخست، مجال اشاره به 10 فقره فراهم است و باقی در نوبت های بعد:
در این شاخص با سه بُعد سلامت و آموزش و استانداردهای معیشتی رو به روییم. کشورها را به چهار دسته »بسیار بالا، بالا، متوسط و پایین« تقسیم شده اند. وضع ما در توسعۀ سبز و توسعۀ انسانی و توسعۀ برابر بهتر از متوسط جهان است و در توسعۀ جنسیتی بدتر از متوسط جهان
رتبه ایران در بین 163 کشور، 157 است. برای ساختاری که آزادی یکی از شعارهای اصلی آن بوده این رتبه مطلقا قابل قبول نیست. در گزارش نیامده و اضافه می کنم احتمالا در مقام دفاع خواهند گفت معیار آنها آزادی های غربی است ولی آزادی را به غربی و شرقی تقسیم نکرده اند بلکه ابعاد چهار گانه آن (سیاسی و حقوقی و اقتصادی و رفاهی) را برشمرده اند.
از حیث رفاه و کامیابی هم در بین 164 کشور در جایگاه 88 قرار داریم. ( در مقایسه سه کشور: عربستان، اول. ترکیه دوم و ایران، سوم است).
این شاخص را با تصور نردبان ارزیابی زندگی به دست می آورند. به این شکل که نردبانی را تصور کنید که پله های آن از صفر در پایین تا 10 شماره گذاری شده باشد. احساس می کنید روی کدام پله ایستاده اید؟ میانگین پاسخ در این گزارش پلۀ 5.1 است در حالی که فنلاند 7.7 است و افغانستان 1.4.
بدین ترتیب رتبه ایران در بین 147 کشور 97 است.
بدیهی است که این جایگاه چندان مناسب نیست و باید برای بهبود آن کوشید.
اما این احساس از کجا آمده؟ نکتۀ تأسف بار این که ایران از منظر تجربۀ احساسات منفی و مثبت در چارک چهارم قرار دارد. ( ربع آخر). چرا؟ چون این احساسات را واقعیت و روایت می سازد.
واقعیت ما چیست؟ انباشت و هم زمانی و تداوم بحران های تورم و بیکاری و کاهش قدرت خرید و لمس فقر و فساد و تبعیض که سطح نگرانی و منفی را بالا می برند و سطح خوش حالی و مثبت را پایین می آورند و با هم ترکیب شده اند. روایت را هم رسانه ها و نخبگان و مقامات می سازند که بیشتر به واقعیت های منفی و سخت اشاره دارد ( در فقرۀ سوم خصوصا در موسم انتخابات یا اگر دولت به دست خودشان نیفتد. این یادآوری از نویسندۀ این متن است).
با 4 پرسش به این شاخص می رسند:
-آیا دولت می تواند نظم و امنیت را حفظ کند؟
-نهادهای حکومتی کار می کنند؟
-شکاف های قومی و سیاسی و اقتصادی یا اجتماعی کشور را تهدید می کنند؟
-دولت در برابر بحران ها و فساد و جنگ و فروپاشی بی ثباتی تاب آوری دارد؟
پاسخ به این سوالات رتبه ایران را 43 تعیین می کند. در حالی که ترکیه 41 است و عربستان سعودی 103
در تعیین این شاخص سه مفهوم نقش دارد:
اقتدار به معنی توانایی دولت در کنترل خشونت و اعمال حاکمیت در تمامی قلم
ظرفیت به معنی توانایی دولت در ارایه خدمات پایه و کالاهای عمومی به شهروندان
مشروعیت: میزان باور و اعتماد شهروندان به دولت و نهادهایی اطاعت از قوانین را توجیه کند.
شوربختانه رتبه ایران در هر سه پایین است و در دو فقره از آن دو کشور هم پایینتر.
رتبه ایران در این شاخص 102 از 171 کشور است. رتبه نخست از آن فنلاند است و تر کیه در جای 85 قرار دارد و عربستان در 68.
برای به دست آوردن این شاخص سه پرسش درانداخته اند:
یک. آیا جامعه می تواند نیازهای ضروری خود را تأمین کند؟
دو. آیا زیرساخت های لازم برای بهبود کیفیت زندگی مردم فراهم است؟
سه. آیا افراد جامعه فرصت دارند به پتانسیل های خود دست یابند؟
لطفا این یکی را با دقت بیشتر بخوانید چون وضع ما در مهارت ها و ارزش ها و انسجام اجتماعی خوب و مناسب است. حتی بالاتر از میانگین جهانی است. همین از یک پارادوکس حکایت دارد. جامعه ای برخوردار از مهارت ها و ارزش ها و انسجام اجتماعی در محدودیت های ساختاری سیاسی و نهادی گرفتار شده است و شکافی فاحش مشهود است میان آمادگی جامعه برای زیست مدرن و گفت و گو با سیاست گذاری های رسمی.
این واقعیت را نویسندۀ این سطور بارها در یادداشت ها یادآوری کرده که آنچه در جامعه می بینیم با آنچه در صدا و سیما تماشا می کنیم یا از خطبه های نماز جمعه می شنویم تطابق ندارد و ایرانیان انگار در چند ساحت زندگی می کنند.
در نقشه نه مثل آفریقا قرمز و نارنجی است و نه مانند پاکستان و افغانستان زرد و نارنجی. سوء تغذیه وجود دارد اما به لطف موفقیت های بهداشتی مرگ و می کودکان بسیار پایین است.
گزارش هشدار می دهد خطر کوتاه قامتی کودکان از تبعات سوء تغذیه است.
قدرت را در سه عرصۀ مشهود و نیمه مشهود و نامشهود تقسیم کرده اند. منظور از قدرت مشهود همان قدرت اقتصادی و نظامی است که پیش چشم همه است. در بخش اقتصاد قدرت مشهود ایران در بین 125 کشور 16 است و با توجه به تحریم ها بسیار قابل اعتناست.
در بخش نیمه مشهود کیفیت زندگی مد نطر است که در جاهای دیگر توضیح داده شده و و در مورد قدرت نامشهود یا همان قدرت نرم سه پرسش تعیین کننده است:
اول این که چقدر یک ملت شناخته شده است؟
دوم این که چه قدر نگاه دنیا به آن مثبت است؟
سوم هم این که چقدر بر تصمیمات و مسر کشورهای دیگر اثر دارد؟
امتیاز 31 ایران در قیاس با 56 عربستان و 52 ترکیه قابل توجه است.
دو پرسش برای ارزیابی این شاخص قابل توجه و مهم است:
اول این که نخبگان از قدرت سیاسی و اقتصادی خلق ارزش می کنند یا رانت خواری؟
دوم این که چقدر به فکر نسل های آینده هستند؟ به زبان روشن تر ثروت بر جای می گذارند یا بدهی؟
به موجب این شاخص به صراحت مشخص می شود که مدل نخبگانی حاکم فاصله بسیار زیادی با استانداردهای خلق ارزش های جهانی دارد و برای کشوری با قابلیت های ما قابل قبول نیست که در رتبه 127 قرار گرفته باشیم در حالی که عربستان سعودی 56 و ترکیه 63 است.
*چنان که در ابتدا آمد شمار شاخص ها 52 فقره است و اگر به مذاق مخاطبان خوش نشسته باشد با همین دقت و جزییات در چند قسمت آینده باقی اطلاعات ارایه خواهد شد و اگر نه در قالب گزارشی جمع و جور به اتمام می رسد.
با امید به ایرانی بهتر در افق 2035 که صد البته مستلزم عبور از وضعیت فعلی است....