گزارشگر ارشد واشنگتنپست در تحلیلی از آرایش جدید کنست، به بررسی مسیر دشوار آیزنکوت پرداخته است؛ ژنرالی که با شعار کنار زدن نتانیاهو و احیای ثبات به میدان آمده، اما سوابق نظامی و تناقضهای سیاسیاش، مسیر او را برای نشستن بر کرسی نخستوزیری با تردیدهای جدی روبهرو کرده است.
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، شمارش آرا تصویری نامتوازن از توازن قوای سیاسی ایجاد کرده است. اگرچه ائتلاف حامی نتانیاهو اکثریت پارلمانی را از کف داد، اما حزب لیکود با حفظ ۲۷ کرسی، کماکان بزرگترین فراکسیون منفرد پارلمان محسوب میشود. در سوی دیگر میدان، حزب نوپای «یاشار» به رهبری آیزنکوت با کسب ۲۱ کرسی، ستون اصلی بلوک مخالفان (۴۸ کرسی) را تشکیل داده است.
در این میان، احزاب عربی با تصاحب ۱۹ کرسی به وزنه تعیینکنندهای بدل شدهاند. برای دستیابی به حد نصاب ۶۱ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی پارلمان جهت تشکیل کابینه، آیزنکوت اکنون بر سر یک دوراهی سرنوشتساز ایستاده است: تن دادن به بدهبستانهای پرهزینه سیاسی یا ورود به بنبستی که میتواند انتخابات را مجدداً تکرار کند.
تلاش جریانهای رسانهای غربی برای ارائه تصویری منضبط و متمایل به قانونمداری از آیزنکوت، در سایه کارنامه نظامی او با چالشهای اساسی مواجه است. او در اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی، در دوران فرماندهی جبهه شمالی، معمار استراتژی موسوم به «دکترین ضاحیه» بود. این راهبرد نظامی آشکارا استفاده نامتناسب و خشن از قدرت آتش، ویرانی گسترده مناطق غیرنظامی و هدف قرار دادن زیرساختهای شهری را برای تحمیل هزینه بر حریف توجیه میکرد.
آیزنکوت در سال ۲۰۰۸ صراحتاً اعلام کرده بود که در برابر هر منطقهای که تهدیدی تلقی شود، پاسخی نامتناسب همراه با ویرانی عظیم اعمال خواهد شد؛ رویکردی که بعدها در بیروت و جنوب لبنان عملیاتی شد. با این حال، حامیان کنونی او میکوشند دوره ریاست ستاد مشترکش را دورهای از «عقلانیت بوروکراتیک و مهار افراطگرایی مذهبی در ارتش» جلوه دهند تا چهرهای قابلقبول برای طبقه متوسط و رأیدهندگان سرخورده ترسیم کنند.
آیزنکوت ۶۶ ساله و فرزند خانوادهای مهاجر از مراکش، به یهودیان مزراحی (ریشهدار در شمال آفریقا و غرب آسیا) تعلق دارد. در صورت نخستوزیری، او نخستین رهبر دولت با این تبار خواهد بود؛ فاکتوری هویتی که در اسرائیل متکثر و پرشکاف اهمیت نمادین دارد.
حزب یاشار با عمری حدود ۱۳ ماه توانست از مرزهای سنتی اردوگاه لیبرال فراتر برود و پایگاههای رأی وفادار به لیکود را فتح کند. در مناطقی مانند کریات ملاخی که سنگر نتانیاهو بود، بسیاری به دلیل احساس به بنبست رسیدن و تداوم بحران، به نظامی سابق روی آوردهاند.
جنگهای اخیر اسرائیل، ابعاد مستقیمی بر زیست شخصی و سیاسی آیزنکوت داشته است. کشته شدن پسر ۲۵ سالهاش (گال) و دو تن از خواهرزادههایش در جریان حمله به غزه، ادبیات انتقادی او را علیه مدیریت کابینه تشدید کرد. او در دوره حضورش در کابینه اضطراری جنگ، پیوسته از اولویت توافق برای تبادل اسرا، حتی با پذیرش هزینههای میدانی سنگین، دفاع میکرد و نتانیاهو را به سیاسیکاری متهم میساخت.
علاوه بر این، تعهد آیزنکوت به تشکیل یک کمیسیون رسمی و مستقل برای بررسی شکستهای امنیتی و اطلاعاتی مربوط به وقایع هفتم اکتبر، مرزبندی آشکاری با نتانیاهو ایجاد کرده است؛ چرا که نتانیاهو تشکیل هرگونه کمیته مستقل را به پایان نامعلوم جنگ موکول کرده و از پاسخگویی طفره میرود.
با وجود ژستهای اعتدالگرایانه، دیدگاههای آیزنکوت درباره مسئله فلسطین فاصله معناداری با مواضع سختگیرانه ارتش ندارد. او مدعی شده است ظرف ۱۸ ماه از آغاز حکومتش، حاکمیت حماس در غزه را چه از طریق روندهای تحمیلی بینالمللی و چه از طریق استمرار عملیات نظامی پایان خواهد داد. او همچون نتانیاهو، خروج ارتش از غزه را بدون اطمینان از خلع سلاح مقاومت رد کرده است.
تنها نقطه تمایز او، تأکید بر پرهیز از استقرار دائمی در اراضی پیرامونی از جمله غزه، جنوب لبنان و خاک سوریه است. او این حضور نظامی را ابزاری موقت میداند، نه حضوری نسلی؛ پیامی که هدف آن جلب نظر جامعهای است که از استمرار وضعیت فرسایشی جنگ و کشته شدن مکرر نظامیان خود به تنگ آمده است.
در پرونده کرانه باختری، آیزنکوت با الحاق رسمی این مناطق مخالفت میورزد؛ موضعی که نه ناشی از حقوق بینالملل، بلکه برخاسته از هراس جمعیتی تلآویو از برعهده گرفتن بار مستقیم حدود ۲.۸ میلیون فلسطینی است.
او اگرچه از مهار شهرکنشینان افراطی و برچیدن کانونهای غیرقانونی در مناطق «الف» و «ب» سخن میگوید، اما بر حفظ انحصار امنیتی و آزادی عمل بیپایان ارتش اسرائیل در کرانه باختری پافشاری میکند؛ امری که نشان میدهد تغییر احتمالی قدرت، تغییری بنیادین در ماهیت نظامی این سیاستها ایجاد نخواهد کرد.
گام پایانی و تعیینکننده، توانایی آیزنکوت در ساختن یک اکثریت پارلمانی شکننده است. اسحاق هرتزوگ باید به زودی مأمور تشکیل کابینه را معرفی کند و گزینههای پیشروی آیزنکوت همگی شبیه به راه رفتن بر لبه تیغ است:
کارت احزاب عربی: اتکا به ۱۹ کرسی احزاب عربی میتواند مخالفان نتانیاهو را به اکثریت مطمئن ۶۷ کرسی برساند یا دستکم دولت اقلیت با حمایت حزب «رَعَم» ایجاد کند؛ اما ورود جریانهای عربی به مدار تصمیمگیری، هزینههای سنگینی در ساختار راستگرای کنست دارد.
معمای یهودیان ارتدوکس (حریدی): آیزنکوت لغو معافیت حریدیها از خدمت سربازی را شعار اصلی خود قرار داده است. با این حال، او برای تکمیل پازل ۶۱ کرسی، شاید ناچار شود از سختگیریهای خود در قبال این جریان مذهبی کوتاه بیاید.