فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۲۰۲۷۹۱
تاریخ انتشار: ۲۰:۵۰ - ۰۹-۰۸-۱۴۰۵
کد ۱۲۰۲۷۹۱
انتشار: ۲۰:۵۰ - ۰۹-۰۸-۱۴۰۵
پادکست مشاهیر جاودانه ایران

مرغ سحر از قفس پرید/ ناکام ترین عاشقانه موسیقی ایران

کافه لقانطه
بالاخره به خودش جرات داد و چشمانش را گشود، رضا دیگر نبود.  قمر حالا دیگر تمام آرزویش دیدن شمایل زنده رضا بود حتی همین قدر دور و با فاصله.

عصر ایران ؛ علی نجومی ــ از طریق واسطه پیغام فرستادند که یکی از اعیان شمرون نشین میل دارد تا برادران محجوبی در مراسم عروسی اش در باغی در کامرانیه حاضر باشند و با جادوی انگشتان خود مهمانان را بهره مند کنند. برادر بزرگ تر رضا خان محجوبی پول را پیش پیش گرفت و با مرتضی خان یعنی برادر کوچک تر قرار شان این شد که کل دستمزد را به مادرشان فخر السادات خانم بدهند آخر  هفت سر عایله که می گفتند واقعا خانواده محجوبی بود.

رضا قامت ترکه ای و کشیده اش را بی حس و حال در خیابان لاله زار می کشاند تا به سر توپخانه برسد و با واگن اسبی برود دروازه قزوین. پاکت مقوایی پر از پول را توی کتش پنهان کرده بود و جعبه ویولنش هم با دست چپ گرفته بود.  رسید جلوی گراند هتل که صدای آواز به گوشش خورد.


مرغ سحر ناله سر کن / داغ مرا تازه تر کن 
ز آه شرربار این قفس را /  برشکن و زیر و زبر کن

 

صدای یک زن بود. رضا شگفت زده شده بود. اولین بار بود یک زن در گراندهتل برنامه اجرا می کرد. صدای زن و نوای موسیقی مرتضی خان نی داوود آن چنان رضای قصه ما را از خود بی خود کرد که همانجا کنار دیوار هتل نشست رو زمین و چشماشو بست.

پادکست را اینجا بشنوید

 

 

 

 

 

 

نیم ساعت بعد به خودش که آمد دیگر صدای آواز قطع شده بود و فقط صدای همهمه جمعیت از داخل هتل به گوش می رسید. رضا از جایش برخاست و کت و شلوارش را تکاند و راهی شد به سمت میدان توپخانه. تازه وقتی سوار واگن اسبی که شد تا بره سمت خانه فهمید از پاکت پول خبری نیست که نیست.

از پاگن پرید پایین دوید سمت گراند هتل ببیند شاید روی زمین گذاشته اما پاکتی در کار نبود از نگهبان هتل پرسید او هم نمی دانست. 
رضا تنشج کرد حمله عصبی شدیدی بر او وارد شد . یازده سال بود که طبیب متخصص تشخیص  اختلال عصبی و اضطراب مزمن را در او داده بود.
در همین گیر و دار زنی جوان که گردش را آدم های ریز و درشت گرفته بود از پله های هتل آمد پایین.

رضا در حالتی  نبود که ملتفت حضور این زن شود. اما زن از میان مردان ریز و درشتی که در کنارش بودند رضا را دید که در گوشه پیاده رو بی رمق و  بی حال افتاده به یکی از همراهانش اشاره کرد تا راه را باز کند او هم اجابت کرد خانم جوان هم به بالای سر رضا خان محجوبی رفت وقتی از نزدیک حالش را دید گفت بلندش کنند و با سوار کالسکه اش سازند و همراه با خودشان برود.


رضا آن روز چندان متوجه آن چه بر سرش آمد نشد این که به منزل آن زن جوان بردندش و طبیب به سر بالینش آمد و زن میزبان هم پی برد که او رضا محجوبی نوازنده چیره دست ویولن و فرزند عباسعلی خان ناظر است.

از مجموعه پادکست مشاهیر جاودانه ایران، وقتی صداقت یک کودک کلید ماجرا است  را بشنوید.


حال رضا که بعد از یکی دو روز جا آمد او هم فهمید این زن جوان قمر الملوک وزیری است  او را قبلا نمی شناخت اما این چه اهمیت داشت که حالا رضا دلباخته قمر شده بود رضا برای مدتی از یاد برد که اصلا کافه خیابان فردوسی هم در کار است و پول ها که گم شد چه شد و اصلا انگاری دنیایش شده بود خانه باغ قمر و اتاق کوچکی که برای او مهیا و آماده کرده بودند.


در این ایام معمولا عصر ها رضا و قمر هم صحبت می شدند رضا ویولن می زد و قمر گوش می داد هر چه رضا اصرار می کرد قمر لب از لب نمی گشود.

هر وقت رضا از او می پرسید پس چرا می خوانی قمر جواب های سر بالا می داد یک بار می گفت امروز گلو درد دارم روز بعد می گفت نفس ندارم. رضا گیج شده بود مطمین بود که نوای ویولنش بسیار برای قمر عزیز است این را از برق چشمان قمر می فهمید اخر رضا وقتی آرشه را روی ویولن می رقصاند قمر بی حرکت می ماند انگاری ویولن نواختن رضا همان قدر که شنیدنی بود دیدنی هم بود.

روزگار بر این منوال گذشت تا یک روز قمر حوالی ظهر فهمید اثری از رضا نیست هیچ کدام از اهالی خانه و خدمتکاران هم خبر نداشتند رضا کی رفته و ایا اصلا بر می گردد یا خیر. دریغ از حتی یک یادداشت.

قمر حتی سپرد که چند وقت یک بار آمار کافه لاله زار  را بگیرند اما آن جا هم خبری از رضا نبود تا این که چند ماه گذشت در این مدت قمر  تنها گاهی در تنهایی برای دل خودش نغمه خوانی کرده بود و مرتضی خان نی داوود  و محمد علی خان امیرجاهد هر چه وساطت کرده بودند تاثیر بر دل شکسته قمر نکرده بود تا این که یک روز مر را دعوت کردند کافه لقانطه در بهارستان برای چند مهمان خارجی آواز بخواند.

قمر این بار به دلش افتاد که باید بخواند به مرتضی خان پیغام داد ارکستر را گرد آوری می کند. همه چیز طبق برنامه پیش رفت تا روز اجرا که سه شنبه شبی بود فرا رسید. قمر بعد از چند ماه از شمرون راهی شهر شد در کل مسیر پرده کالسکه را کنار زده بود شاید رضا را در حاشیه  راه ببیند. چه خیالی اما دل شیدای قمر را سودای محاسبه در کار نبود.

اما به بهارستان رسیدند و خبری از رضا نبود قمر خودش را جمع و جور کرد و رفت داخل کافه بزرگ لقانطه آن جا پذیرایی مختصری از او و گروهش کردند تا این که زمان موعود فرا رسید و قمر به بالای  سن رفت. یک قالی لچک و ترنج 12 متری روی سن خودنمایی می کرد قمر برای لحظاتی محو طرح های روی قالی شد.

یاد دوران کودکی اش افتاد که بعد از ظهر ها مادرش روی قالی دراز می کشید و دستش را زیر سرش می گذاشت و از قمر می خواست تا بگه برای فردا چی می خواد قمر خواسته اش را می گفت و مادر هم چند ثانیه بعد به خواب سبکی می رفت. قمر هم معمولا هوس خوراکی می کرد مادرش  فردا آن خواسته قمر را اجابت می کرد.

اما یک روز مادر قبل از این که قمر خواسته شا رو بگه چشماش رو بست و دیگه باز نکرد. حالا بعد زا یان همه سال مادر دوباره با چشمای باز  جلوی چشمای قمر ظاهر شده بود. قمر اسم رضا را بی صدا بر زبان اورد. بعد چشمای خودش را برای لحظه ای بست و باز کرد . بعد رفت پشت میکروفن ایستاد. برگشت سمت جمعیت نزدیک 50 نفری در مقابلش نشسته بودند ده نفری خارجی و بقیه ایرانی های کله گنده.

سازها به صدا در آمدند و قمر هم شروع کرد  به خواندن در میان یکی از تصنیف ها قمر که به عادت مالوفش چشمانش را در میان خواندن می بست وقتی برای لحظه ای آن ها را گشود سایه هیبتی را دید که از میان صندلی ها دور می شد و پشتش به سمت قمر بود. در انتهای سالن او برگشت رضا بود صورتش خیلی  کامل مشخص نبود اما قمر مطمین بود خودش است راه رفتنش ارایش موهایش

قمر چشم هایش را  بست و خواند. نمی دانست این بار که چشمانش را می گشاید رضا را باز هم می بیند یا او هم چون مادرش رفت که رفت. بالاخره به خودش جرات داد و چشمانش را گشود رضا دیگر نبود.  قمر حالا دیگر تمام آرزویش دیدن شمایل زنده رضا بود حتی همین قدر دور و با فاصله.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: خواننده ، موسیقی ، سنتی
ارسال به دوستان
captcha
هشدار آمریکا درباره تدارک حمله تروریستی در مسکو/ واکنش روسیه صهیونیست‌ها بازی قتل عام فلسطینان ساختند مرگ کارگر نانوایی در حادثه دستگاه خمیرگیر در مازندران محسن رضایی: هفت شرط اعلامی از سوی ایران باید تحقق پیدا کند نهاد دریایی انگلیس از ورود افراد غیرمجاز به یک کشتی صیادی در دریای عرب خبر داد ۹ کشته در پی تصادف تریلر با ۲ خودرو در کاشان گزارش آسوشیتدپرس از خسارت سنگین آمریکا در پی پاسخ ایران به حملات/ ۲۶ پایگاه نظامی تخریب شد ۵۰ هزار دلار اسکناس جعلی در اردبیل کشف شد سندرز: هم‌اکنون به جنگ علیه ایران پایان دهید توقف مجدد پروازها در فرودگاه ملک فهد عربستان ۷۶۸ غیرنظامی در حملات عربستان به یمن شهید یا مجروح شده‌اند آیزنکوت: به هیچ‌وجه با نتانیاهو همکاری نخواهم کرد محسن رضایی: درباره دکترین هسته‌ای تصمیم جدیدی گرفته‌ نشده/ لحن آمریکایی ها کاملا تغییر کرده/ اگر جنگ دوباره شروع شد ما شاخ‌های آمریکا را می شکنیم ادعای وزیر خارجه آمریکا: اگر ترامپ لازم بداند در قبال ایران اقدامی نظامی انجام دهد، ما توانایی انجام آن را داریم انتقاد عارف از روند مولدسازی دارایی‌های دولت