عصر ایران؛ الناز چراغی- گرانی کالاهای مصرفی به حدی رسیده که جامعه به بالا رفتن ۲۰۰، ۳۰۰ درصدی قیمتها عادت کرده است! اینکه در شرایط جنگی قرار داریم، اینکه نمیتوانیم نفت را به مقدار لازم بفروشیم و . . . منطبق با واقعیت است. با این حال واقعیت دیگر چیزی جز این نیست که تابآوری جامعه به کمترین میزان خود رسیده است. بنابراین بر نظام حکمرانی از هر واجبی واجبتر و از هر لازمی لازمتر این است که تدبیری برای این امر بیندیشد.
همین موضوع را با مصطفی هاشمیطبا در میان گذاشتهایم. او که سابقه وزرات در دولت میر حسین موسوی در دهه ۶۰ و معاونت ریاست جمهوری در دو دولت سازندگی و اصلاحات را در کارنامه دارد در افکار عمومی بیشتر با مواضعی شناخته می شود که در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶ اتخاذ کرد. هاشمیطبا در گفتوگو با عصر ایران به پرسشهای ما پاسخ داده است:
*شما در گفتوگویی اشاره کردهاید، بالارفتن نقدینگی تورمزا است. این گزاره البته زیاد گفته میشود ولی شاید بد نباشد به زبان ساده تر توضیح داده شود که چرا.
- وقتی نقدینگی در جامعه وجود داشته باشد، موجب میشود توازن بین تولید و کالای موجود و همچنین درخواست خرید به هم بخورد. بخشی از مردم که به لحاظ اقتصادی ضعیف هستند، برایشان مهم نیست قیمت فلان رستوران چقدر بالا برود. بازار ایران طوری است که قیمتها متأثر از هم می شوند. مثلا وقتی قیمت شیر گران میشود، بقیه اقلام خوراکی هم قیمت را بالا میرند. بنابراین حجم نقدیندگی اگر متناسب با تولید و کالای موجود در بازار نباشد، به خودی خود تورمزا میشود.
در واقع در چنین حالتی به جای اینکه نقدینگی موجب رونق تولید و توسعه شود، صرف امور مصرفی شده و به طور طبیعی قیمتها سیر صعودی میگیرد و در نتیجه، قدرت اقتصادی بخشهای زیادی را تحت تاثیر درآورده و کم میکند.
*چه دلیل یا دلائل دیگری را میتوان برای تورم که محصول آن گرانی است، برشمرد؟
- سهم و نقش پولپاشی در گرانی را نمیتوان نادیده گرفت. به این معنی که هر چقدر پول دست مردم باشد، به همان مقدار میل و اقدام به خرید افزایش پیدا میکند. در واقع طبق قانون اقتصاد بالا رفتن تقاضا به خودی خود موجب گرانی میشود. البته لازم به ذکر است، تورم در ایران به دلیل تاثیری که نرخ ارز روی قیمتها می گذارد، تورمِ وارداتی محسوب میشود.
مثلا از آنجا که ۹۰ درصد مواد اولیه داروی موجود بازار وارداتی است، گران شدن دارو به نوعی عرف شده است. دارو یک مواد موثر و یک مواد پرکن دارد. مثلا در شربت مقداری آب است و بقیه موادی که در شربت به کار گرفته میشود، مواد موثر هستند. ما حدود ۶۰۰ ملیون دلار مواد موثر دارو وارد میکنیم. بنابراین با بالا رفتن نرخ دلار، دارو هم به همان میزان گران میشود. همچنین باید در نظر داشت، با بالا رفتن تورم بسته بندی، شیشه، کاغذ و . . . هم با هزینه زیادی انجام میشود و به همین دلیل، قیمت دارو نسبت به سه سال پیش حدود هشت برابر شده است!
بنابراین با نوعی تورم وارداتی روبرو هستیم. یکسری تورم هم ریشه در ارز و پول موجود در بازار دارد و یکسری تورم هم به دلیل بازار عرضه و تقاضا و همچنین قدرت خرید موجود اتفاق میافتد. در واقع میتوان گفت، وقتی ارگانی نیست که قیمتها را کنترل کند و هر کسی نگاه میکند، کالایش را به چه قیمتی بفروشد که به صرفه باشد و این گونه است که تورم به خودی خود به طور نگران کنندهای ایجاد میشود.
همچنین در لبنیات هم تورم وارداتی داریم. چرا؟ چون به دلیل بالا رفتن قیمت علوفه و دام وارداتی، قیمت شیر هم گران میشود. همچنین تولیدات داخلی هم که نوعی به ارز وابستگی دارند، گرانی را تجربه میکنند.
*وقتی علل بحران مشخص است پیدا کردن راه کار برونرفت از وضعیت فعلی نباید دشوار باشد. چرا دولتها با نگاه های متفاوت به امر اقتصاد، در گذر از شرایط بحرانی ناکام ماندهاند؟
-در پاسخ به این پرسش باید این را در نظر داشت که بعضی از دولتها تلاشهای زیادی برای رفع مشکل داشتهاند و البته برخی از دولتها اتفاقا با عملکردی که داشتند، خودشان مشکلآفرین بودهاند! به عنوان مثال کشور با وجود اینکه از پایان دولت احمدینژاد بیشتر از ۱۳ سال میگذرد، حالاحالاها تاوان ندانمکاریهای دولتهای نهم و دهم را باید بپردازیم. در واقع هیچ کس متوجه نشد در دولت احمدینژاد چه بر سر ۷۰۰ میلیارد درآمد دولتی آمد. ببینید! هر پدیدهای که نظارت نشود، کنترلناپذیر میشود. امروز احساس میشود کنترل مدیریت اقتصادی از دست دولت و حاکمیت خارج شده و محصول چنین رویکردی قاچاق و انواع و اقسام سوءاستفاده است.
به همین دلیل است که عدهای میتوانند ارز دولتی را از کشور خارج کنند و آوردهای نداشته باشد. در واقع دولت احمدینژاد از کنترل و ریلسازی مالی جلوگیری کرد و به همین دلیل هزینههای دولت او همچنان مناسبات اقتصادی را تحتالشعاع قرار میدهند تا به قول آقای قالیباف به تصمیمها و جراحیهای بزرگ احتیاج پیدا کنیم. بلکه حتیالمقدور نابسامانیها را ترمیم کنیم. همچنین میشود گفت، هیچ کدام از دولتها نتوانستند در اصلاح ساختار معیوب اقتصادی قدمی بردارند. واقعیت تلخ چیزی جز این نیست که نظام اقتصادی از هم گسیخته شده و غیرقابل کنترل شده است.
* با این وصف چه راهی برای برونرفت از بحران اقتصادی پیش روی نظام تصمیمگیری قرار دارد؟
- ۱۰۰ درصد به این احتیاج داریم که مشکلات برونمرزی را رفع و رجوع کنیم. به هرحال وقتی تحریم هستیم، حل مسائل اقتصادی تقریبا محال میشود. البته تقابل با نظام بینالملل همۀ وقت و انرژی مسئولان را به خودش معطوف کرده است و به همین دلیل از پرداختن به موضوعهای داخلی طفره میروند و در تصمیمگیری دچار اشتباه میشوند و بالطبع مشکلات پابرجا میمانند. با این توضیح که چنین موقعیتی زمینه سوءاستفاده را در اختیار سوءاستفادهگران قرار میدهد.
این شلختگی هزینهساز در حالی است که در دهه شصت و در زمان دولت مهندس موسوی دولت کنترل و نظارت کافییی بر امور داشت. اما به مروز زمان برخی از سازمانها منحل شد و بیتدبیریها کار را خراب کرد و یک نمونه آن رشد بانکهای خصوصی بود که منجر به فساد گسترده شد. همچنین تحت تأثیر تحریم از پدیده تراستیها رونمایی شد که خب! همه میدانند، میلیاردها دلار مملکت معلوم نیست در کدام حسابها هستند و برای چه کارهایی هزینه میشوند.
* شما مشخصا چه برداشتی از این گزاره دارید که اگر وابستگی به سیستم نباشد، سوءاستفاده کلان ممکن نیست؟
- اگر منظور شما مسؤولین اجرایی است که باید گفت، دست اندرکاران رسمی نمیتوانند اقدامهای کاسبکارانه را پیش بگیرند. بنابراین نمیتوانیم دولتیها و نیروهای حاکمیتی را به سوءاستفاده از بیتالمال متهم کنیم. البته افرادی هستند که توانستهاند زمینه فعالیت منفعتطلبانه را برای خود فراهم کنند و از داراییهای عمومی مالاندوزی کنندو باید گفت، تحرکات این دسته ذهن جامعه را نسبت به کل ساختار تصمیمگیری و اجرایی مسموم کرده است.
*چطور میشود، مثلا منِ نوعی ارز دولتی برای واردات بگیرم ولی مثلا صرف امور ساخت و ساز کنم؟ جلوگیری از این نوع تخلفها به قاعده نباید سخت باشد.
- وقتی نظارت نیست، وقتی قدرت تاثیرگذاری حاکمیت تضعیف شود، سوءاستفاده گران میتوانند با فراغ بال به کارهای خود برسند و فسادی خارقالعادهای چون چای دبش را رقم بزنند. همچنین عدهای با بودجه ۵۰ میلیادری بانک خصوصی راه اندازی می کنند و ۵۰ هزار میلیارد از مردم میگیرند و به خودیها وام میدهند و دولت هم به دلایل مختلف نمی تواند فعالیتشان را کنترل کند.
*هم تهدیدها و هم محدودیتها برای همه مشخص است. در چنین شرایطی چه داراییهایی در داخل داریم تا به واسطه بهرهبرداری از آنها حتی المقدور از کاستیهای اقتصادی بکاهیم؟
- در شرایط تحریم، تعامل اقتصادی- تجاری با همسایهها میتواند تا حدی گرههای اقتصادی را باز کند. اما متاسفانه کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته به آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی هستند و بنابراین از جاهای دیگری دستور میگیرند. واقعیت این است که روی پاکستان و ترکیه هم نمیتوانیم حساب کنیم. پس چارهای جز واقعبینی و توجه به منطقمداری نداریم. به عنوان مثال حتما باید صرفهجویی را لازم تر از هر لازمی بدانیم. همچنین دولت و ارگانهای مرتبط دیگر هم باید کنترل و نظارت را جدی بگیرند، بلکه در شرایطی که دنیا کمر همت به شکست ما بسته بتوانیم در امور مهم گلیممان را از آب بیرون بکشیم.