عصر ایران؛ سجاد بهزادی ـ ماه مهر همیشه برای خانواده های ایرانی بوی خاصی داشته است؛ برای نسلهای گذشته، بازگشایی مدارس بخشی از خاطرات شیرین کودکی بود؛ اما امروز برای بخشی از خانوادههای ایرانی امروز، رسیدن مهر بیش از آنکه یادآور شور و شوق مدرسه باشد، با دو مسئله جدی آغاز شده است.در حقیقت بسیاری از دانشآموزان ایرانی در سال تحصیلی جدید با دو چالش مهم و بههمپیوسته روبهرو هستند؛ چالشهایی که یکی از بیرون مدرسه و دیگری از درون تجربه آموزشی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد.
افزایش هزینههای زندگی و رشد قیمت لوازمالتحریر، ادامه تحصیل را برای بخشی از خانوادهها دشوارتر کرده است. در این شرایط، آموزش ممکن است بهتدریج از یک حق عمومی به مسئلهای وابسته به توان اقتصادی خانواده تبدیل شود.
در آستانه شروع سال تحصیلی جدید، هزینه های خانوار ایرانی با یک تکانه جدی روبرو است. قیمت لوازمالتحریر، افزایش قابل توجهی دارد و تورم و فشار اقتصادی جامعه در بحرانی ترین وضعیت خودش قرار گرفته است. خانوادههایی که بهسختی معیشت خود را تأمین میکنند حالا باید بار سنگین تحصیل فرزندان خود را نیز به دوش بکشند.
آمارها در برخی گزارش ها نشان میدهد با افزایش تورم از ۹ درصد در سال ۱۳۹۵ به ۷۰ درصد در مرداد ۱۴۰۵، تعداد جاماندگان از تحصیل نیز افزایش یافته است.
آمار های برخی منابع در کشور می گوید" در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۶ حدود ۸۰۰ هزار نفر دانشآموز بازمانده از تحصیل در کشور وجود داشت که این آمار در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ به نزدیکی یک میلیون نفر رسیده است و در سال تحصیلی پیشرو نیز پیشبینی میشود دستکم ۹۵۰ هزار کودک از تحصیل جا مانده باشند."
همین آمار ساده نشان می دهد؛ هزینههای آموزشی به تدریج از سبد برخی خانوارها حذف یا محدود شده است. خانوارها به دلیل تورم شدید فقیرتر شده اند، این فقر به آموزش فرزندان سرایت کرده و این نگرانی وجود دارد که "بازتولید فقر" در نسل بعد همین طور ادامه دار خواهد ماند.
هم زمان، بخش بزرگی از دانشآموزان با مدرسه، کتابهای درسی و شیوههای آموزشی احساس فاصله میکنند. تغییر جهان ذهنی نسل جدید، گسترش رسانههای دیجیتال و فاصله برخی محتوای آموزشی با تجربه زیسته دانشآموزان، پرسش مهمی را پیش روی نظام آموزشی قرار داده است. چگونه میتوان دوباره لذت یادگیری و امید به آینده را به مدرسه بازگرداند؟
امروز و در آغاز سال تحصیلی جدید" یار مهربان" دیگر برای همه مهربان نیست. یادم هست عباس یمینیشریف، شاعر خاطرهساز کودکی چند نسل از ایرانیان، در شعر معروف «یار مهربان» کتاب را چنین معرفی میکرد:" من یار مهربانم/ دانا و خوش بیانم/ گویم سخن فراوان/ با آنکه بی زبانم/ پندت دهم فراوان / من یار پند دانم/ من دوستی هنرمند/ با سود و بی زیانم/ از من مباش غافل/ من یار مهربانم...
کتاب در تصویر این شعر، موجودی دوستداشتنی بود؛ یاری که کودک را به دنیایی تازه میبرد، چیزی به او میآموخت و تخیلش را پرورش میداد. اما رابطه امروز بسیاری از دانشآموزان با کتاب و مدرسه، الزاماً چنین رابطهای نیست. انها نگران آینده خود هستند.
مسئله فقط محتوای کتابهای درسی نیست. مدرسه امروز با نسلی مواجه است که جهان را از طریق تلفن همراه، شبکههای اجتماعی، ویدئو، هوش مصنوعی و دسترسی سریع به اطلاعات تجربه میکند. دانشآموزی که با چند لمس صفحه تلفن میتواند به هزاران تصویر، فیلم، روایت و اطلاعات دسترسی پیدا کند، ممکن است با کتابی که زبان آن برایش دور از تجربه زیستهاش است، احساس بیگانگی کند.
بنابراین پرسش مهم این نیست که چرا دانشآموز امروز کتاب نمیخواند؛ پرسش عمیقتر این است که آیا مدرسه توانسته است تجربه یادگیری را برای نسل جدید معنادار کند؟
با این توصیف بسیار کوتاه، کلی اما ملموس و حقیقت محور، خانواده های ایرانی در آستانه بازگشایی مدارس، "دو نامهربانی در ماه مهر" را تجربه می کنند که مسئله را بسیار پیچیده تر کرده است. ما امروز با دانش آموزی روبرو هستیم که یا به خاطر فقر، ترک تحصیل کرده است و یا انگیزه ای برای تلاش بیشتر در سر کلاس درس ندارد. بدون شک او معلول این وضعیت است. انگیزه، محصول یک رابطه است؛ رابطه میان دانشآموز، خانواده، معلم، مدرسه و جامعه. رابطه نظام حکم رانی و سیاست گذاری برای امر آموزش.
اگر جامعهای میخواهد کودکانش درس بخوانند، باید ابتدا این تورم افسارگسیخته را کنترل کند و سپس به مولفه هایی اعتناء شود که نبود آن مولفه ها سبب شده است که کتاب دیگر برای کودکان " یار مهربان" نباشد.
تورم افسارگسیخته یعنی اینکه براساس آمارهای منتشرشده، "تورم نقطه به نقطه گروه خوراکیها و آشامیدنیها در مرداد ۱۴۰۵ به بیش از ۱۲۷ درصد رسیده است؛ یعنی قیمت این گروه از کالاها نسبت به مرداد سال گذشته بهطور متوسط بیش از دو برابر شده است. تورم سالانه خوراکیها نیز در همین ماه از صد درصد عبور کرده است."
مسئله تورم، در این سطح، دیگر صرفاً یک متغیر اقتصادی نیست؛ بلکه به یک مسئله اجتماعی با پیامدهای شدید تبدیل شده است. الگوی زندگی بسیاری از ایرانیان با این تورم تغییر می کند و نابرابری آموزشی و تحصیل فرزندان نخستین قربانی این وضعیت خواهد بود. " باز تولید" نابرابری و فقر اقتصادی برای کودکان و دانش آموزان امروز، نتایج بسیار بدی برای آینده میهن بر جای خواهد گذاشت.
بی انگیزه گی دانش آموزان امروز جامعه ایران، ریشه در ساختار اقتصادی و کیفیت زیست اجتماعی خانواده ها دارد. کتاب زمانی میتواند دوباره "یار مهربان" کودک باشد که کودک از حداقلی از امنیت اقتصادی، آرامش اجتماعی و امید به آینده برخوردار باشد.
جامعه امروز ایران گرفتار چرخهای از فقر، کاهش سرمایه اجتماعی، افت فرصتهای آموزشی و بازتولید نابرابری است. حس ناامنی که امروز در بسیاری از ابعاد بر روی جامعه ایران سایه سنگینی انداخته است، سبب شده مسئله خانواده ها در ماه مهر تنها مسئله مدرسه و درس فرزندان نباشد. مسئلهای درباره آینده جامعه است.