فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۱۱۴۵
تاریخ انتشار: ۲۰:۴۸ - ۲۱-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۱۱۴۵
انتشار: ۲۰:۴۸ - ۲۱-۰۶-۱۴۰۵

حوثی‌ها در باب‌المندب؛ تهدید کشتیرانی و صادرات نفت عربستان

حوثی‌ها
حوثی‌ها در ادامه تحرکات نظامی خود، بندر مُخا و جزیره پریم را تصرف کرده‌اند؛ تحولاتی که به گفته تحلیل فارن افرز می‌تواند جنگ یمن را بیش از گذشته با رویارویی ایران و آمریکا گره بزند. اکنون نگرانی اصلی، احتمال شکل‌گیری درگیری گسترده‌تر در منطقه است.

هدف بلندمدت تهران، ایجاد یک وضعیت موجود دشوار و بازدارنده است: کنترل باب‌المندب به دست حوثی‌ها، در کنار کنترل تنگه هرمز از سوی ایران. اگر چنین وضعیتی قابل تداوم باشد، این راهبرد عملاً ایران و شریک منطقه‌ای‌اش را به دروازه‌بانان تریلیون‌ها دلار تجارت سالانه تبدیل خواهد کرد.

به گزارش جماران، مجله «فارن افرز» در تحلیلی به بررسی پیشروی گسترده حوثی‌ها در یمن، تصرف بندر راهبردی مُخا و جزیره پریم، افزایش تهدید علیه کشتیرانی و صادرات نفت عربستان در دریای سرخ، پیوند عمیق‌تر جنگ یمن با رویارویی ایران و آمریکا و تلاش تهران برای افزایش نفوذ بر دو گلوگاه حیاتی هرمز و باب‌المندب پرداخت و هشدار داد که تداوم این روند می‌تواند یمن را از یک میدان رقابت منطقه‌ای به صحنه‌ای برای رویارویی قدرت‌های بزرگ تبدیل کند و خطر شکل‌گیری جنگی طولانی‌تر و گسترده‌تر در خاورمیانه را افزایش دهد و نوشت:

حوثی‌ها با بهره‌گیری از فرصتی که در بحبوحه جنگ علیه ایران ایجاد شده، تلاش بزرگ و تازه‌ای را برای دستیابی به برتری نظامی در یمن و مناطق پیرامون آن آغاز کرده‌اند. روز سه‌شنبه، این گروه همسو با ایران موجی از حملات پهپادی و موشک‌های بالستیک را علیه عربستان سعودی به راه انداخت؛ حملاتی که به آتش‌سوزی در تأسیسات نفتی جنوب این کشور انجامید و بیش از ۷۰ نفر را زخمی کرد.

سپس روز پنجشنبه، پس از چند روز درگیری سنگین در امتداد خطوط اصلی نبرد در داخل یمن، حوثی‌ها نیروهای دولتی مورد حمایت عربستان سعودی را در امتداد ساحل دریای سرخ درهم شکستند و بندر راهبردی «مُخا» را به تصرف خود درآوردند.

روز جمعه نیز دولت یمن اعلام کرد که حوثی‌ها جزیره «پریم» را در دهانه تنگه باب‌المندب، آبراه باریکی که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل می‌کند، تصرف کرده‌اند. این تصرف، تغییری عمیق در موازنه قدرت در یمن رقم زده است؛ تغییری که می‌تواند پیامدهایی برای سراسر منطقه داشته باشد.

تا پیش از این هفته، مُخا میزبان بخش مهمی از ائتلاف ضدحوثی بود و به‌عنوان سدی در برابر پیشروی شورشیان عمل می‌کرد. حوثی‌ها با این عملیات، وضعیت موجود در امتداد ساحل را درهم شکستند، آتش‌بسی را که از سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی پابرجا مانده بود برهم زدند و زمینه را برای تثبیت هرچه بیشتر کنترل خود بر شمال یمن فراهم کردند.

اما این پیروزی، در عین حال، پیروزی ایران نیز محسوب می‌شود؛ چرا که کنترل حوثی‌ها بر جزیره پریم و بندر مُخا ــکه در فاصله کمتر از ۵۰ مایلی باب‌المندب قرار داردــ به این گروه امکان می‌دهد خود را به بازیگر تعیین‌کننده در این تنگه تبدیل کند و با سهولت بیشتری کشتیرانی را مورد حمله قرار دهد.

زمان‌بندی تشدید اقدامات حوثی‌ها، که از ماه ژوئیه با حمله به منافع عربستان آغاز شد، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ به‌خصوص از آن جهت که در جریان جنگ ایران، دریای سرخ به یکی از مسیرهای جایگزین حیاتی تنگه هرمز برای انتقال نفت عربستان تبدیل شده است.

حتی در شرایطی که رهبران حوثی اقدامات خود را در چارچوب مسائل داخلی توضیح می‌دهند، به نظر می‌رسد همسویی آنها با تهران عمیق‌تر شده است. حوثی‌ها با حمله به کشتی‌های سعودی و خود عربستان سعودی، عملاً جبهه دومی در جنگ ایران گشوده‌اند؛ اقدامی که دامنه این جنگ را گسترش داده و فشار بیشتری بر بازارهای جهانی انرژی و مالی وارد کرده است.

مقام‌های ایرانی گفته‌اند دستیابی به توافق با ایالات متحده مستلزم پایان دادن به محاصره یمن است؛ عبارتی که در عمل به معنای آن است که عربستان سعودی همه محدودیت‌های عبور و مرور در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها، از جمله پایتخت، صنعا، را لغو کند و به حمایت خود از دولت یمن پایان دهد.

در نظم منطقه‌ای در حال تحول، ایران و شرکای آن در تلاش‌اند با کنترل حیاتی‌ترین گذرگاه‌های دریایی خاورمیانه، وضعیت موجود جدیدی را تثبیت کنند.

گزینه‌ها برای مقابله با چالش حوثی‌ها از بد به بدتر در حال حرکت است. هرچند احتمالاً خطوط نبرد همچنان تغییر خواهند کرد، چند واقعیت سخت اکنون کاملاً آشکار شده است.

دستیابی به یک راه‌حل نظامی قاطع برای تهدیدهای حوثی‌ها واقع‌بینانه نیست. نیروهای دولت یمن، با وجود تمام لفاظی‌ها و مواضع علنی خود، همچنان از درون دچار چنددستگی هستند.

در جریان عملیات این هفته نیز عربستان سعودی، حامی این نیروها، نتوانست پشتیبانی هوایی نزدیک و دیگر کمک‌های ضروری را فراهم کند؛ موضوعی که نشان می‌دهد هماهنگی میان ائتلاف ضدحوثی و ریاض همچنان ضعیف است.

افزون بر این، دستاوردهای حوثی‌ها چشم‌انداز دستیابی به یک توافق از مسیر مذاکره را نیز تضعیف می‌کند. اکنون احتمال دارد این گروه شبه‌نظامی در خواسته‌های خود حتی حداکثری‌تر شود و جاه‌طلبی بیشتری برای اعمال کنترل در سراسر دریای سرخ از خود نشان دهد.

هیچ راه‌حل ساده‌ای وجود ندارد.

در حال حاضر، اولویت عربستان سعودی، ایالات متحده و متحدان یمنی آنها باید حفاظت از دیگر خطوط اصلی نبرد در برابر پیشروی حوثی‌ها و جلوگیری از تلاش این گروه برای تثبیت کنترل خود بر شمال یمن و باب‌المندب باشد.

اما فراتر از این، ائتلاف ضدحوثی باید سرانجام به شکاف‌هایی رسیدگی کند که همچنان آن را از درون متلاشی می‌کنند و بر سر یک چشم‌انداز سیاسی معتبر برای حل‌وفصل مناقشه یمن به توافق برسد.

اگر چنین نکند، خطر واقعیِ شکل‌گیری آشفتگی بیشتر در جبهه دولت و گسترش تهدید حوثی‌ها در سراسر منطقه وجود خواهد داشت.

از تنگه تا دریا

در حدود پنج ماه نخست پس از آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، حوثی‌ها عمدتاً در حاشیه ماندند. این آرامش نسبی در اواسط ژوئیه پایان یافت؛ زمانی که ایرانی‌ها هیئتی از حوثی‌ها را با هواپیما از تهران به صنعا منتقل کردند و به این ترتیب، کنترل دولت یمن و ائتلاف به رهبری عربستان سعودی بر حریم هوایی یمن را به چالش کشیدند.

عربستان سعودی و دولت یمن برای جلوگیری از فرود این هواپیما، تنها باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند. هرچند هواپیما در نهایت در بندر حدیده، که تحت کنترل حوثی‌هاست، فرود آمد، اقدام عربستان به حوثی‌ها بهانه‌ای داد تا آتش‌بس سال ۲۰۲۲ را کنار بگذارند.

از همان مقطع بود که این گروه روند تشدید جسورانه اقدامات خود علیه منافع عربستان را آغاز کرد و عملیات تازه‌اش علیه نیروهای ائتلاف در یمن را به راه انداخت.

کارزار حوثی‌ها آشکارا با هدف بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های جدید عربستان طراحی شده است.

در شرایطی که ایران تردد در تنگه هرمز را محدود کرده، دریای سرخ به شریان حیاتی صنعت نفت عربستان سعودی تبدیل شده است. اما از زمانی که حوثی‌ها در ماه ژوئیه حملات خود را از سر گرفتند، صادرات نفت عربستان از مسیر باب‌المندب ۹۵ درصد کاهش یافته است.

اکنون نیز حوثی‌ها با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و کشتی‌ها در نزدیکی مجموعه بندری «ینبع» در دریای سرخ، انتقال صادرات نفت به سمت شمال و از مسیر مصر را نیز تهدید می‌کنند.

در همین حال، جنگ ایالات متحده با ایران، انگیزه تازه‌ای به اهداف حداکثری حوثی‌ها در داخل خود یمن داده است.

این گروه از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» که پس از آتش‌بس حاکم شد، سرخورده بود و ریاض را متهم می‌کرد که روند دستیابی به یک توافق سیاسی رسمی برای پایان دادن به جنگ داخلی ۱۲ ساله یمن را عمداً به تأخیر می‌اندازد.

اما در واقعیت، چنین توافقی از سوی خود حوثی‌ها نیز با مانع روبه‌رو شد.

در سال ۲۰۲۳، سازمان ملل متحد به مذاکره درباره توافقی در قالب یک نقشه راه کمک کرد؛ توافقی که بر اساس آن، حوثی‌ها می‌توانستند حقوق همه کارکنان بخش دولتی را پرداخت کنند و در ازای برقراری آتش‌بس دائمی و آغاز یک روند سیاسی، سهمی از منابع نفت و گاز کشور به دست آورند.

این توافق می‌توانست نتیجه بسیار مطلوبی برای حوثی‌ها باشد؛ گروهی که هیچ‌یک از منابع هیدروکربنی کشور را در کنترل ندارد و از اقتصاد بین‌المللی کنار گذاشته شده است.

اما حوثی‌ها به جای پذیرش این پیشنهاد، برای نشان دادن حمایت خود از حماس در جنگ غزه، حمله به کشتیرانی در دریای سرخ را آغاز کردند؛ در حالی که در تمام این مدت فرض را بر این گذاشته بودند که هر زمان آماده باشند، می‌توانند دوباره به میز مذاکره بازگردند.

در مرحله پایانی جنگ غزه، اسرائیل و ایالات متحده خسارات نظامی و اقتصادی قابل توجهی به پایگاه‌ها و مناطق تحت کنترل حوثی‌ها در یمن وارد کردند.

در بهار ۲۰۲۵، دولت ترامپ در جریان عملیات «راف رایدر» بیش از یک‌هزار حمله هوایی انجام داد. چند ماه بعد نیز اسرائیلی‌ها زیرساخت‌های حوثی‌ها را هدف قرار دادند و نخست‌وزیر بالفعل این گروه و رئیس ستاد نظامی آن را ترور کردند.

با این حال، به نظر می‌رسد این کارزارها نه‌تنها حوثی‌ها را تضعیف نکرده، بلکه آنها را جسورتر کرده است.

حوثی‌ها با حمله به کشتیرانی جهانی، اهمیت خود را در درون «محور مقاومت» ایران افزایش دادند. همچنین با درگیر شدن با چنین قدرت‌های نظامی بزرگی، تصور خود از جایگاهشان را به‌عنوان یک بازیگر مهم منطقه‌ای تقویت کردند؛ بازیگری که به باور خودشان، به شکلی منحصربه‌فرد قادر است جهان اسلام را از نفوذ فاسدکننده آمریکا و اسرائیل رها کند.

از آن زمان، این سازمان تلاش‌های خود برای دستیابی به توانمندی‌های نظامی جدید و قدرتمندتر را تشدید کرده است.

در جریان جنگ غزه، روسیه اطلاعاتی در اختیار حوثی‌ها قرار داده بود تا به آنها در هدف قرار دادن کشتی‌ها کمک کند. مسکو همچنین ارائه تسلیحات پیشرفته به حوثی‌ها را بررسی کرده بود، هرچند در نهایت ریاض روسیه را از انجام این کار منصرف کرد.

امروز، همان‌طور که در تحلیلی تازه در مجله فارن افرز با عنوان «چگونه محور مقاومت دوباره احیا شد» توضیح داده شده است، حوثی‌ها در حال استفاده از زنجیره‌های تأمین متنوع و شبکه‌های مالی پنهان هستند و همزمان ظرفیت تولید داخلی خود را نیز افزایش می‌دهند.

در نتیجه، آنها توانسته‌اند زرادخانه نظامی خود را حتی بدون دریافت مستقیم تسلیحات از ایران تقویت کنند.

اکنون حوثی‌ها تصور می‌کنند می‌توانند عربستان سعودی را وادار کنند شرایطی حتی بهتر از نقشه راه مورد حمایت سازمان ملل در سال ۲۰۲۳ به آنها پیشنهاد دهد؛ از جمله پرداخت غرامت‌های جنگی.

با ادامه پیشروی نظامی آنها، احتمالاً این مطالبات نیز بیشتر خواهد شد.

حوثی‌ها در داخل یمن نیز تحت فشار قابل توجهی قرار دارند تا حقوق کارکنان بخش دولتی را که مدت‌هاست وعده پرداخت آن را داده‌اند، تأمین کنند و به شرایط معیشتی روزبه‌روز وخیم‌تر مردم رسیدگی کنند.

بیش از نیمی از جمعیت یمن با ناامنی شدید غذایی روبه‌رو هستند و شش میلیون نفر در سطح «اضطراری» محرومیت قرار دارند؛ وضعیتی که در مرز قحطی است.

خط قرمز ریاض

با توجه به وابستگی فزاینده عربستان سعودی به دریای سرخ، ممکن است حوثی‌ها محاسبه کرده باشند که پادشاهی سعودی به‌سرعت در برابر مطالبات آنها کوتاه خواهد آمد. اما در عمل، اقدامات حوثی‌ها ظاهراً عزم ریاض برای مقابله با این گروه را جزم‌تر کرده است. هرچند محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، احتمالاً ترجیح می‌داد تنش‌ها کاهش یابد، یا دست‌کم رویارویی تا زمانی به تعویق بیفتد که توافقی میان آمریکا و ایران، وابستگی عربستان به دریای سرخ را کاهش دهد، حوثی‌ها عملاً به سعودی‌ها فرصتی برای صبر کردن نداده‌اند.

در شرایطی که دولت مستقر در واشنگتن غیرقابل پیش‌بینی است، عربستان سعودی با متنوع‌سازی شرکای امنیتی خود، برای احتمال رویارویی آماده شده است. در ۳۰ ژوئیه، ریاض از تشکیل یک ائتلاف دفاع دریایی ۱۴ کشوری برای دریای سرخ خبر داد؛ ائتلافی که ترکیه، پاکستان، مصر، سودان و جیبوتی نیز از اعضای آن بودند. یک هفته بعد، ولیعهد عربستان در مراسمی در مکه و در حالی که رهبران ترکیه و پاکستان در کنار او حضور داشتند، یک توافق دفاع متقابل با این دو کشور امضا کرد.

ارزش نظامی این توافق‌ها هنوز مشخص نیست و در واقع، حملات حوثی‌ها به عربستان سعودی نخستین آزمون جدی برای توافق دوم به شمار می‌رود. تا اینجا، نتایج چندان چشمگیر نبوده است. به گزارش رویترز، پاکستان اندکی پیش از تصرف چشمگیر مُخا به دست حوثی‌ها، به ایران هشدار داده بود که متحدان حوثی خود را مهار کند. با این حال، نه ترکیه و نه پاکستان مستقیماً وارد نبرد در یمن نشده‌اند و اسلام‌آباد نیز تأیید کرده است که در واکنش به جنگ یمن، توافق مکه فعال نشده است.

با این همه، حمایت دیپلماتیک برای عربستان سعودی اهمیت دارد؛ به‌ویژه با توجه به انتقادهایی که ریاض به دلیل مداخله نظامی خود در یمن در سال ۲۰۱۵ با آنها روبه‌رو شد.

سعودی‌ها همچنین همچنان در تلاش‌اند حمایت ایالات متحده را جلب کنند. وب‌سایت «آکسیوس» گزارش داده است که واشنگتن برای حمله عربستان سعودی به فرودگاه صنعا چراغ سبز نشان داده و پادشاهی سعودی نیز خواستار حمایت بیشتر آمریکا شده است. در ۲۸ ژوئیه، ریاض با همکاری واشنگتن، شبه‌نظامیان عراقی مورد حمایت ایران را که خود را با حوثی‌ها همسو کرده بودند، هدف قرار داد؛ اقدامی که می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه اگر این درگیری همچنان گسترش یابد، واشنگتن ممکن است به تلاش نظامی ریاض علیه حوثی‌ها بپیوندد.

با این حال، مشارکت آمریکا به‌هیچ‌وجه قطعی نیست. در بحبوحه فشارها و الزامات ناشی از جنگ ایران، دولت آمریکا مشتاق بوده است آتش‌بس دوجانبه‌ای را که از ماه مه ۲۰۲۵ با حوثی‌ها برقرار بوده، حفظ کند. بسیاری از دارایی‌ها و تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه درگیر تنگه هرمز هستند و گسترش جنگ نیز در داخل ایالات متحده اقدامی نامحبوب خواهد بود.

اگرچه تصرف مُخا و جزیره پریم به دست حوثی‌ها فشار بیشتری بر واشنگتن برای واکنش وارد می‌کند، دولت ترامپ ممکن است بیش از هر چیز نگران پرهیز از گرفتار شدن در تعهدات و درگیری‌های نظامی تازه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای باشد. آکسیوس گزارش داده است که ترامپ پس از پیشروی‌های روز پنجشنبه حوثی‌ها، درخواست عربستان سعودی برای انجام حملات هوایی علیه این گروه را رد کرده است.

در همین حال، تلاش‌های ریاض برای تقویت دولت یمن نتایجی کاملاً دوگانه و متفاوت داشته است. در ماه ژانویه، عربستان سعودی متحد دیرینه خود در یمن، یعنی امارات متحده عربی، را کنار زد؛ آن هم پس از آنکه نیروهای جدایی‌طلب همسو با امارات، به رهبری «شورای انتقالی جنوب» یا STC، تلاش کردند کنترل سراسر جنوب یمن را در دست بگیرند.

از آن زمان، اماراتی‌ها به‌طور کامل از یمن خارج شده‌اند و این مسأله به ریاض امکان داده است نیروهای نظامی دولت را زیر فرمان مستقیم خود یکپارچه کند. با این حال، تصرف سریع مُخا به دست حوثی‌ها پرسش‌های جدی و گسترده‌ای درباره قدرت و انسجام این نیروها ایجاد کرده است.

در میدان نبرد، فرماندهی یکپارچه نتوانست همکاری مؤثری میان گروه‌های مختلف وابسته به دولت ایجاد کند. هنگامی که نیروهای دولتی از مُخا عقب‌نشینی کردند، حتی گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه آنها با نیروهای جنوبی درگیر شده‌اند؛ نیروهایی که حاضر نبودند به متحدان شمالی خود اجازه دهند همراه با سلاح‌هایشان وارد جنوب شوند.

به‌طور خاص، غیبت امارات متحده عربی و انحلال شورای انتقالی جنوب، یک پایگاه مهم جنوبی را از ائتلاف ضدحوثی دور کرده و در عین حال، این ائتلاف را از حمایت یک پشتیبان خارجی دارای توانمندی نظامی محروم ساخته است.

اگر حوثی‌ها بتوانند دستاوردهای خود را در مُخا و مناطق پیرامون آن تثبیت کنند، از دست رفتن این مناطق می‌تواند ضربه‌ای سنگین به روحیه نیروهای وابسته به دولت وارد کند و به تشدید هرچه بیشتر شکاف‌ها و اختلافات در درون این جبهه بینجامد.

گلوگاه دوگانه

بزرگ‌ترین اهرم فشار ایران علیه ایالات متحده، توانایی این کشور برای بستن تنگه هرمز بوده است. در بخش عمده‌ای از جنگ، عربستان سعودی روزانه بین ۳ تا ۵ میلیون بشکه نفت را از طریق بنادر خود در دریای سرخ صادر کرده است؛ مسیری که به یک پشتوانه حیاتی برای ریاض و بازارهای جهانی نفت تبدیل شده است. اکنون ایران می‌تواند از طریق حوثی‌ها این صادرات را نیز محدود کند.

هدف بلندمدت تهران، ایجاد یک وضعیت موجود دشوار و بازدارنده است: کنترل باب‌المندب به دست حوثی‌ها، در کنار کنترل تنگه هرمز از سوی ایران. اگر چنین وضعیتی قابل تداوم باشد، این راهبرد عملاً ایران و شریک منطقه‌ای‌اش را به دروازه‌بانان تریلیون‌ها دلار تجارت سالانه تبدیل خواهد کرد.

اگرچه تهران فرماندهی و کنترل مستقیم حوثی‌ها را در اختیار ندارد، نفوذ بسیار زیادی بر این گروه اعمال می‌کند. تصمیم ایران برای اعزام آن پرواز به صنعا در ماه ژوئیه، اقدامی که آغازگر موج کنونی تشدید تحرکات حوثی‌ها شد، نشان می‌دهد تهران به چه شیوه‌های متعددی می‌تواند برای پیشبرد اهداف خود به مناقشه یمن دامن بزند.

در مقابل، تصمیم حوثی‌ها برای به‌کارگیری شبه‌نظامیان عراقی در حملات خود علیه عربستان سعودی، جنگ یمن را بیش از پیش با جنگ ایران درهم تنیده است. همچنین گسترش اتحادهای حوثی‌ها با گروه‌های مسلح در سومالی، سودان و دیگر نقاط شاخ آفریقا نشان می‌دهد که تشدید کنونی فعالیت‌های آنها تا چه اندازه می‌تواند به‌سرعت به منطقه‌ای گسترده‌تر سرایت کند.

در دهه‌ای که پس از آغاز جنگ داخلی یمن در سال ۲۰۱۴ گذشت، پیامدهای این جنگ به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و در نهایت دریای سرخ سرایت کرد. اکنون با وقوع جنگ ایران، گسترش جاه‌طلبی‌ها و شراکت‌های منطقه‌ای حوثی‌ها و توانایی مشترک آنها با ایران برای تأثیرگذاری بر تجارت جهانی انرژی، زمینه برای شکل‌گیری یک درگیری بسیار خطرناک‌تر فراهم شده است.

این بار ممکن است برای حوثی‌ها بسیار دشوارتر باشد که استقلال پیشین خود از تهران را حفظ کنند. جنگ یمن مدت‌هاست که میدان نبرد قدرت‌های منطقه‌ای بوده است، اما مرحله جدید می‌تواند شاهد دخالت گسترده‌تر اسرائیل، روسیه، ترکیه و ایالات متحده باشد. در چنین شرایطی، یمن به جای آنکه صرفاً میدان رقابت بر سر نفوذ منطقه‌ای باشد، می‌تواند به بستری برای رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شود؛ رقابتی که حول یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان شکل می‌گیرد.

برخورد سرها یا پرتاب بمب‌ها

اکنون که چرخه‌ای خطرناک از تشدید تنش آغاز شده است، بخش زیادی از تحولات آینده به آنچه در ادامه رخ می‌دهد بستگی خواهد داشت.

عربستان سعودی ممکن است از پیشروی‌های اخیر حوثی‌ها برای جلب حمایت بین‌المللی از یک کارزار بزرگ علیه این گروه استفاده کند؛ کارزاری که بالقوه می‌تواند ایالات متحده و شرکای جدید ریاض در توافق مکه را نیز درگیر کند. اما چنین پاسخی ممکن است دامنه درگیری را گسترش دهد، بدون آنکه ضعف‌های بنیادی ائتلاف ضدحوثی را که در میدان نبرد می‌جنگد برطرف کند.

چنین تشدید نامحدود و بی‌پایانی احتمالاً به سود حوثی‌ها تمام خواهد شد و به پیشبرد راهبرد ایران برای کنترل گلوگاه‌های دریایی خاورمیانه کمک خواهد کرد. ادامه طولانی‌مدت جنگ یمن همچنین می‌تواند تلاش‌های ایالات متحده برای دستیابی به توافقی با ایران را پیچیده‌تر کند.

در سوی دیگر، اگر سعودی‌ها پس از دستاوردهای میدانی حوثی‌ها در برابر این گروه تسلیم شوند، این امر می‌تواند ضربه‌ای ویرانگر به ائتلاف ضدحوثی وارد کند و جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای حوثی‌ها را بیش از پیش شعله‌ور سازد.

با این حال، هنوز فرصت محدودی برای جلوگیری از تشدید مهارنشدنی تنش و بازگشت به میز مذاکره وجود دارد.

برای تحقق این هدف، عربستان سعودی و دولت یمن، به همراه دیگر شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی، باید بر سر یک برنامه معتبر برای دستیابی به راه‌حلی سیاسی برای مناقشه یمن به توافق برسند. این برنامه باید هم به شکاف‌های درون ائتلاف ضدحوثی رسیدگی کند و هم مسائل سیاسی‌ای را که همچنان این ائتلاف را از درون متلاشی می‌کنند حل‌وفصل کند؛ آن هم بدون آنکه به اهداف نظامی حداکثری متوسل شود.

رسیدن به چنین توافقی در شرایط کنونی مستلزم آن است که عربستان سعودی و نیروهای دولت یمن، با حمایت شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی، فشار نظامی مؤثری اعمال کنند تا پیشروی حوثی‌ها متوقف شود و این گروه متقاعد شود یک توافق را بپذیرد.

در واقع، خود حوثی‌ها نیز در داخل با فشار اقتصادی قابل توجهی روبه‌رو هستند و اگر متقاعد شوند که نمی‌توانند اراده خود را صرفاً از راه نظامی تحمیل کنند، از چنین مذاکراتی نیز منتفع خواهند شد.

برای آنکه یک توافق سیاسی بتواند ثبات را در یمن به همراه آورد، حوثی‌ها نیز باید با شروطی موافقت کنند که نگرانی‌های اساسی منطقه‌ای و دغدغه‌های اصلی دولت یمن را در بر گیرد و یک ساختار حکمرانی قابل دوام را مشخص کند.

رویکردی که پیش‌تر از سوی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در یمن اتخاذ شد، در این زمینه آموزنده است. در سال ۲۰۲۱، حوثی‌ها از مذاکرات خارج شدند و یک عملیات زمینی بزرگ و تازه را آغاز کردند. سعودی‌ها و اماراتی‌ها در پاسخ، یک عملیات هماهنگ را به راه انداختند که هدف آن بازگرداندن حوثی‌ها به میز مذاکره بود، نه دستیابی به پیروزی کامل نظامی.

در نهایت، این کارزار به شکل‌گیری آتش‌بس در چند ماه بعد کمک کرد.

هر عملیات جدیدی که امروز از سوی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی انجام شود نیز باید به همین شکل بر وادار کردن حوثی‌ها به مشارکت در مذاکرات متمرکز باشد. با این حال، موفقیت در این مسیر پیش از هر چیز مستلزم جلوگیری از از دست رفتن بیشتر مناطق در میدان نبرد و آغاز فوری تلاش برای کاهش و ترمیم شکاف‌های موجود در درون ائتلاف ضدحوثی است.

مدت‌هاست زمان آن فرا رسیده که راهبرد شکست‌خورده حل مشکلات یمن از طریق تشدید نظامی کوتاه‌مدت و کارزارهای فشار کنار گذاشته شود.

احیای یک توافق سیاسی نه آسان خواهد بود و نه فوراً اتفاق خواهد افتاد. اما گزینه جایگزین به‌مراتب بدتر است: لغزیدن به سوی جنگی ازسرگرفته‌شده، طولانی و هرچه بیشتر منطقه‌ای؛ جنگی که همانند جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ممکن است آغاز کردن آن بسیار آسان‌تر از پایان دادنش باشد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha