فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۶۷۱۰
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۹ - ۰۲-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۶۷۱۰
انتشار: ۱۳:۰۹ - ۰۲-۰۶-۱۴۰۵
دربارۀ کتابی پیرامون گفت‌و‌گوی دو متفکر برجستۀ قرن بیستم

انقلاب یا اصلاح/ تغییر تا کجا و چگونه؟

س
هر دو (پوپر و مارکوزه) از وضع موجود جامعه خود ناراضی‌اند و به این فکر می‌کنند که چگونه می‌توان به جامعه‌ای آزاد‌تر و انسانی‌تر رسید. اما اختلاف آنها که از نوع نگرش فکری شان نشات می‌گیرد، بر سر این است که راه رسیدن به این جامعه چگونه است

عصر ایران؛ سمیرا فرخ منش (پژوهش‌گر سیاسی)- اگر جامعه‌ای در رسیدن به مطلوبات خود با بن بست مواجه شود، باید آن را اصلاح کرد یا دوباره از نو ساخت؟

مسأله این نیست که انقلاب بهتر است یا اصلاح. مسأله اصلی این است که چگونه می توان یک جامعۀ سیاسی را تغییرداد بی آنکه راهکارهای حاضر، خود به بحرانی جدید منجر نشوند.

کتاب "انقلاب یا اصلاح" درباره پاسخ به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های اجتماعی و سیاسی انسان هاست: اگر جامعه یا نظام سیاسی با مشکل مواجه باشد چگونه باید آن را تغییر داد؟

کتاب حاصل گفت‌وگوی دو متفکر مشهور قرن بیستم -کارل پوپر و هربرت مارکوزه- است و نخستین بار در 1971 در آلمان منتشر شد. گفت‌و‌گویی که مستقیم و مناظره‌ای صورت نگرفته و هر کدام جدا به بیان نظرات خود پرداخته اند و حاصل این نظرات بعدها به صورت کتاب "انقلاب یا اصلاح" منتشر شد.

هر دو از وضع موجود جامعه خود ناراضی‌اند و به این فکر می‌کنند که چگونه می‌توان به جامعه‌ای آزاد‌تر و انسانی‌تر رسید. اما اختلاف آنها که از نوع نگرش فکری شان نشات می‌گیرد، بر سر این است که را ه رسیدن به این جامعه چگونه است.

پوپر نماینده نگاه اطلاح اطلبانه، راست گریانه و تدریجی است. او معتقد به مهندسی اجتماعی گاه به گام است (یا همان piecemeal social engineering) است. یعنی به جای آنکه بگوییم جامعه خراب شده و باید از صفر ساخته شود، مشکل را پیدا کنیم، اصلاح مشخصی انجام دهیم، نتیجه را بررسی کنیم و قدم بعدی را برداریم.

مارکوزه اما از نقطه دیگری به موضوع نگاه می کند. او معتقد است مشکل فقط در چند بخش مشخص نیست. بلکه ممکن است خود ساختار اجتماعی و اقتصادی، به ویژه سرمایه‌داری پیشرفته جامعه را دچار وضعیتی کرده باشد که با اصلاحات نتوان آن را بهبود بخشید. درنتیجه، رفع مشکل نیازمند دگرگونی کل ساختار است.

باید توجه داشت مارکوزه به اندیشۀ چپ نو تعلق داشت و از برجسته ترین نظریه پردازان مکتب فرانکفورت است.

پس وقتی می گوید دگرگونی در کل ساختار لازم است، می توان ریشه چنین رویکردی را در چپ بودن تفکر او دانست.

انقلاب یا اصلاح/ تغییر تا کجا و چگونه؟

پوپر چه می‌گوید

هر دو متفکر درباره رسیدن به جامع مطلوب تر صحبت می‌کنند. هر دو طرفدار آزادی بیشتر، عدالت و انسانیت‌اند. اما بر سر اینکه چگونه می‌توان به چنین جامعه‌ای رسید اختلاف دارند. اختلاف آنها صرفاً سیاسی نیست. بیشتر بحثی روش‌شناختی است که آیا برای رسیدن به سیستم مطلوب، ساختار را باید تغییر داد یا اصلاح کرد؟

پوپر به ما یادآوری می کند جامعه یک ماشین نیست. وقتی یک قطعه از ماشین تعویض می‌شود، تعمیرکار می‌داند چه کار کرده و چه نتیجه‌ای به دست خواهد آمد. اما تغییر یک نهاد یا ساختار جامعه، شاید موجب اتفاقاتی شود که نتوان آن را پیش‌بینی کرد.

مارکوزه چه می‌گوید

مارکوزه در این کتاب طبق انتظار، از مفاهیمی مانند از خودبیگانگی، سرمایه داری پیشرفته، ساختار اجتماعی بسیار استفاده می‌کند. بنابراین برای فهمیدن آرای مارکوزه باید مارکس را شناخت و با مکتب فرانکفورت و نظرات انتقادی آشنا بود. طبیعتا کسانی با رویکرد راست سخنان مارکوزه را تکراری از زنجیرۀ اصطلاحاتی تکراری می‌دانند.

به زمان انتشار کتاب توجه کنیم

در خواندن این کتاب باید به زمانی که کتاب در بستر آن شکل گرفت توجه کنیم. انقلاب یا اصلاح حاصل زمانی است که جنگ سرد، جنبش‌های دانشجویی و چپ نو بخش مهمی از فضای فکری غرب را تشکیل می‌داد. بنابراین باید دانست پوپر و مارکوزه درباره جهان سیاسی امروز حرف نمی زنند. آنها درباره بحران‌های زمانه خودشان چاره جویی می کنند.

چه نقدی به پوپر وارد است

راه حل پوپر که اصلاحات کوچک و مرحله‌ای است به نظر منطقی و نتیجه بخش می آید اما این میان یک پرسش جدی مطرح می‌شود: اگر خود ساختار اجازه اصلاح ندهد چه؟ زمانی مهندسی اجتماعی درست و مناسب پیش می‌رود که نهادهای اصلاح‌پذیر وجود داشته باشند، فضای نقد موجود باشد، پاسخ‌گویی را در طبقه حاکم ببینیم و سیاست‌گذاران حاضر باشند بخشی از تصمیمات خود را تغییر دهند. یعنی پیشینۀ آنها این را نشان دهد. اما اگر چنین نباشد و خود ساختار سیاسی مانع اصلاح خود باشد، راه حل پوپرعملا بی‌فایده است و حتی می‌تواند اوضاع را بدتر از آنچه که هست بکند. این یکی از مهم‌ترین نکاتی است که می توان در نقد سخنان پوپر گفت.

چه نقدی به مارکوزه وارد است

نقدی که می توان به موضع مارکوزه داشت بسیار جای تأمل دارد: اگر قرار بر تغییر ساختار معیوب باشد، چه کسانی قرار است ساختار جدید را طراحی کنند؟ چه تضمینی است که ساختار جدید بهتر از ساختار قبلی رفتار کند؟ اگر مشکلات قبلی حل شود اما مشکلات جدید همراه ساختار جدید آمد، چه باید کرد؟ در کنار اینکه ماکوزه با عینک چپ گرایانه خود به حل همه معضلات نگاه می‌کند که در بسیاری از موارد می‌تواند بی‌اثر و کارکرد باقی بماند.

اگر نقطه ضعف پیشنهاد پوپر این است که معمولا ساختار معیوب تغییر پذیر نیست نقد نظر مارکوزه هم این است که دشواری‌های یک نظم جدید را دست کم می گیرد.

نقطه ضعف کتاب

دوگانه‌ای که در این کتاب مطرح شده، یعنی انقلاب و اصلاح، بیش از حد کلی به نظر می‌رسد. واقعیت این است در دانش سیاسی امروز، واقعیت‌ها تا این حد کلی و دو قطبی نیستند.

میان این دو مفهوم، طیف گسترده‌ای از تغییرات و رخدادها وجود دارد. مانند گذار سیاسی، تغییرات از پایین به بالا، تغییرات درون حاکمیتی، تغییرات مرتبط با قوانین مرجع یا قانون اساسی و ... بنابراین خواننده می‌تواند بپرسد آیا ما واقعا فقط دو راه پیش رو داریم؟ مراجعه به تاریخ هم می تواند به ما نشان دهد که بخشی از تغییرات سیستم‌های سیاسی، نه انقلاب های تمام عیار بودند و نه اصلاحات جزیی.

می توان امروز از این کتاب استفاده کرد؟

این کتاب به ما یاد می‌دهد در مواجهه با مشکلات سیاسی ناگهان قصد تغییر ساختار نکنیم و در مقابل، تصور نکنیم تنها چند تغییر و اصلاح کوچک کافی است. ابتدا باید پرسید مشکل در تصمیم و سیاست است یا کل سیستم؟ اگر مشکل در چند سیاست خاص باشد، اصلاح تدریجی می‌تواند منطقی به نظر برسد اما اگر تصمیمات منفی محصول ساختار باشد قطعا اصلاح چند برنامه و سیاستگذاری نمی تاند تاثیر چندانی داشته باشد.

پوپر به ما می‌گوید از ساختن یک جامعه کامل از طریق یک تغییر بزرگ نگران باشیم. ماکوزه به ما می‌گوید اصلاحات کوچک اگر ساختار اصلی تولید کننده مشکل را دست نخورده و معیوب باقی بگذارد، میتواند مشکلات بیشتری بازتولید کند.

اما از طرفی باید حواس‌مان باشد که "خواستن تغییر" با "روش تغییر" متفاوت است. نارضایتی از سیستم اجتماعی یا سیاسی باید با بررسی پیامدهای تغییر در آن سیستم، انجام شود. از طرفی مارکوزه هم به ما یادآوری می‌کند ریشه‌های مشکل در ساختار را هم ببینیم و بشناسیم.

در ارتباط با ایران هم باید از خود پرسید آیا مشکلات موجود با اصلاح سیاست‌ها قابل حل‌اند یا باید به عیب‌یابی در ساختار پرداخت‌؟

درسی که می‌توان از سخنان پوپر در کتاب انقلاب یا اصلاح گرفت این است که یک سیستم اجتماعی را نمی توان به سادگی مانند یک پروژه ساختمانی کوبید و از صفر طراحی کرد. پیامدهای سیاسی همیشه قابل پیش بینی نیستند و تغییرات باید در حدی باشند که تبعات آن آزمون پذیر و اصلاح پذیر باشد.

اما درسی که می توان از مارکوزه گرفت: احتیاط درتغییر می‌تواند تبعات غیرقابل جبرانی داشته باشد و اگر ساختار دچار مشکل جدی باشد اصلاحات تدریجی شاید به وخامت بیشتر اوضاع بینجامد.

کتاب "انقلاب یا اصلاح" با ترجمه هوشنگ وزیری را نشر خوارزمی در ایران منتشر کرده است.

برچسب ها: انقلاب ، اصلاح ، پوپر
ارسال به دوستان
captcha
علیرضا بیرانوند؛ به چه درد نظام وظیفه و خدمت سربازی می‌خورَد؟ رئیس دانشگاه علوم‌ پزشکی شهید بهشتی: ۲۵ درصد ظرفیت تخت‌های بیمارستانی خالی است آخرین وضعیت بازار رمزارزها در جهان/پازلی مرموز از بیت‌کوین منتشر شد دادگستری تهران: تعقیب عاملان شهادت رهبر شهید انقلاب در اولویت قرار دارد قیمت گندم به دلیل اختلال در صادرات روسیه و اوکراین رکورد زد معماری جالب بدون مرکز در چین؛ میدان فرهنگی شنژن (+عکس) رشد تقاضا برای پول نقد در اروپا به دلیل نگرانی از جنگ و حملات سایبری الزیدی: ۳۰ سپتامبر پایان حضور نیروهای ائتلاف در عراق را اعلام می‌کنیم شاهکار پست‌مدرن آراتا ایسوزاکی؛ سازه ای که انگار با لگو ساخته شده است (+عکس) کشف محموله ۲۰ میلیاردی مرغ قاچاق/ انهدام باند سرقت ۷ کیلویی شمش طلا فولکس‌واگن نوآ؛ اتاق نشیمن متحرک آلمانی (+عکس) روایت یک جامعه‌شناس از پرونده پژمان جمشیدی/ چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زن متهم می‌شود؟ حمله به یک نفتکش در سواحل عربستان کشف 3 هزار قرص متادون و ترامادول از یک عطاری در تهران جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران؛ همه چیز به رفتار چین بستگی دارد