فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۵۹۴۵
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۲ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۵۹۴۵
انتشار: ۱۱:۴۲ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۵

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

ی
آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئولان، اساساً زمان و تمرکز کافی برای پرداختن به مسائل اصلی خود اجلاس، یعنی «کیفیت، عدالت و هویت»، داشته‌اند؟

عصر ایران؛ ابوذر حقگو - سی‌ونهمین اجلاس رؤسای آموزش‌وپرورش استان‌ها با شعار «کیفیت، عدالت، هویت» برگزار شد؛ سه کلیدواژه‌ که اگر به‌درستی فهم، صورت‌بندی و پیگیری شوند، می‌توانند نقشه راه تحول واقعی در آموزش‌وپرورش باشند.

«کیفیت» ناظر به یادگیری عمیق و پایدار دانش‌آموزان است؛ «عدالت» به معنای تضمین فرصت‌های واقعی و برابر یادگیری برای همه کودکان و نوجوانان؛ و «هویت» نیز مسئله تربیت نسلی است که احساس کرامت، تعلق، امید، مسئولیت‌پذیری و توانایی مشارکت در جامعه داشته باشد. اما با مرور اخبار، گزارش‌ها و بازتاب‌های منتشرشده از اجلاس، به‌سختی می‌توان نشانه‌ای روشن و عملی از پرداختن جدی، دقیق و نتیجه‌محور به این سه مفهوم یافت.

گویی شعار اجلاس بر پیشانی برنامه نصب شده، اما هنوز به دستور کار اجرایی، مسئله‌های مشخص، شاخص‌های قابل سنجش، مسئولان معین و زمان‌بندی روشن تبدیل نشده است.

نه «کیفیت» به‌عنوان مسئله محوری یادگیری دانش‌آموزان، نه «عدالت» به‌عنوان رفع شکاف‌های واقعی آموزشی و نه «هویت» به‌عنوان مسئله تربیت نسل جدید، آن‌گونه که باید در کانون گفت‌وگوها و تصمیم‌ها قرار نگرفته‌اند.

برگزاری اجلاس با حضور رئیس‌جمهور و مقامات ارشد کشور، طی سه روز در اردوگاه شهید باهنر تهران، با تنوع کم‌سابقه مدیران بیرونی و سطح بالای حضور مسئولان، در نوع خود قابل توجه بود.

حضور مقام‌ها و مدیران دستگاه‌های گوناگون می‌تواند در اصل فرصتی برای جلب حمایت ملی از آموزش‌وپرورش باشد؛ اما همین حجم از حضور مدیران خارج از بدنه آموزش‌وپرورش، یک پرسش جدی ایجاد می‌کند:

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئولان، اساساً زمان و تمرکز کافی برای پرداختن به مسائل اصلی خود اجلاس، یعنی «کیفیت، عدالت و هویت»، داشته‌اند؟

مسأله، مخالفت با حضور مسئولان یا نادیده‌گرفتن اهمیت حمایت میان‌دستگاهی از آموزش‌وپرورش نیست. مساله، نسبت میان زمان، اولویت و خروجی است.

هنگامی که بخش قابل توجهی از ظرفیت یک نشست تخصصی صرف برنامه‌های رسمی، سخنرانی‌های تشریفاتی و حضور مدیران بیرونی می‌شود، این خطر وجود دارد که مدیران آموزشی به‌جای گفت‌وگوی عمیق و حرفه‌ای درباره چالش‌های مدرسه، معلم و دانش‌آموز، در جایگاه میزبان و شنونده قرار بگیرند. در چنین وضعیتی، اجلاس ممکن است بیش از آن‌که «اتاق حل مسأله » باشد، به مانوری تبلیغاتی برای مدیران ارشد کشور و مجالی برای بیان واژه‌های پرطمطراق درباره منزلت معلم و اهمیت آموزش‌وپرورش تبدیل شود؛ بی‌آن‌که برای کیفیت یادگیری، شکاف‌های آموزشی و بحران هویت نسل جدید، زمان کافی برای تصمیم‌گیری و تعیین تکلیف اجرایی باقی بماند.

هیچ‌کس در اهمیت آموزش‌وپرورش، منزلت معلم، نقش مدرسه در تربیت نسل آینده و ضرورت سرمایه‌گذاری برای توسعه کشور تردید ندارد؛ اما پرسش این است که چرا فاصله میان سخنان رسمی و واقعیت مدرسه همچنان تا این اندازه زیاد است؟

چرا در اجلاس‌ها بر نقش محوری آموزش‌وپرورش، عدالت آموزشی و جایگاه معلم تأکید می‌شود، اما مدیران مدارس و مناطق همچنان با کمبود نیروی انسانی، تراکم کلاس‌ها، فرسودگی فضاهای آموزشی، فشارهای اداری، کسری منابع، تصمیم‌های معطل‌مانده و مطالبات انباشته سال‌های گذشته مواجه‌اند؟

نشست‌های ملی، اگر مسئله‌محور و نتیجه‌گرا باشند، می‌توانند فرصتی ارزشمند برای انتقال تجربه، هم‌افزایی مدیریتی، گفت‌وگوی حرفه‌ای و اتخاذ تصمیم‌های مؤثر باشند. اما زمانی که تشریفات، سخنرانی‌های طولانی، گزارش‌های کلی، تقدیرهای مرسوم و وعده‌های بدون ضمانت اجرا بر محتوای عملی غلبه می‌کند، نشست از یک فضای کارشناسی به مراسمی رسمی و رسانه‌ای تقلیل می‌یابد.

در چنین فضایی، مدیر منطقه، مدیر مدرسه و معلم ــ که باید روایت‌گران اصلی واقعیت میدان باشند ــ بیشتر شنونده‌اند تا شریک واقعی در تصمیم‌سازی.

اجلاس سی‌ونهم در شرایطی برگزار شد که آموزش‌وپرورش کشور، در فاصله میان دو دوره بحرانی موسوم به جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، به اقتضای شرایط، مدارس را نزدیک به چهار ماه به شکل مجازی اداره کرد. فارغ از ضرورت‌های آن مقطع، این تجربه باید به یک مسئله مهم برای ارزیابی ملی تبدیل می‌شد. آموزش مجازی اضطراری، به‌ویژه در کشوری که دسترسی دانش‌آموزان به اینترنت پایدار، ابزار هوشمند، محیط مناسب یادگیری و پشتیبانی آموزشی خانواده‌ها یکسان نیست، نمی‌تواند معادل آموزش حضوری و یادگیری باکیفیت تلقی شود.

در آموزش حضوری، مدرسه تنها محل انتقال محتوا نیست؛ محیط تعامل انسانی، بازخورد لحظه‌ای معلم، هم‌سالان، نظم آموزشی، مشارکت گروهی، مشاهده دقیق وضعیت دانش‌آموز و شناسایی به‌موقع افت تحصیلی یا آسیب اجتماعی است. تعطیلی طولانی‌مدت مدرسه، حتی اگر از نظر اداری با برگزاری کلاس برخط جبران‌شده تلقی شود، در عمل می‌تواند پیامدهایی جدی بر یادگیری، انگیزه، سلامت روانی، ارتباطات اجتماعی و احساس تعلق دانش‌آموزان داشته باشد.

با وجود این، جای بحثی شفاف، مستقل و مبتنی بر داده درباره پیامدهای آن دوره آموزش غیرحضوری در اجلاس خالی است. آیا افت یادگیری دانش‌آموزان سنجیده شده است؟ کدام پایه‌ها، درس‌ها و مناطق بیشتر آسیب دیده‌اند؟ چه تعداد از دانش‌آموزان در مناطق روستایی، عشایری، مرزی و حاشیه شهرها عملاً از آموزش مؤثر محروم مانده‌اند؟ چه میزان از نابرابری آموزشی در این دوره تشدید شده است؟ برای جبران عقب‌ماندگی یادگیری دانش‌آموزان، به‌ویژه در مهارت‌های پایه، چه برنامه‌ای با زمان‌بندی، بودجه و مسئول اجرایی مشخص طراحی شده است؟ اگر گزارش روشنی از کیفیت یادگیری پس از این دوره منتشر نشود، چگونه می‌توان از «کیفیت» به‌عنوان شعار اجلاس سخن گفت؟

مسئله مهم دیگر، وضعیت آموزش‌وپرورش ایران در آزمون‌های بین‌المللی «تیمز» و «پرلز» است. این نتایج فقط چند رتبه یا عدد آماری نیستند؛ بلکه می‌توانند نشانه‌ای از مسئله‌ای عمیق‌تر در خواندن، درک مطلب، ریاضیات، علوم، حل مسئله و توانایی یادگیری دانش‌آموزان باشند. نتایج چنین آزمون‌هایی باید زنگ خطری برای برنامه درسی، شیوه‌های تدریس، تربیت و توانمندسازی معلم، نظام ارزشیابی و کیفیت مدیریت مدرسه باشد.

واقعیت آن است که آموزش‌وپرورش باید دغدغه نخست خود را در چنین نشست‌هایی، «کیفیت آموزش و کیفیت یادگیری» قرار دهد؛ اما گاه تنها موضوعی که به‌طور جدی، شفاف و همراه با برنامه اجرایی مطرح نمی‌شود، همین مسئله است. از بودجه، کمبود نیروی انسانی، مدرسه‌سازی، فناوری، هوشمندسازی، مولدسازی املاک و مشارکت خیرین سخن گفته می‌شود؛ اما کمتر پرسیده می‌شود که خروجی همه این اقدامات چیست؟ آیا دانش‌آموز ایرانی بهتر می‌خواند؟ آیا دقیق‌تر می‌نویسد؟ آیا در ریاضیات و علوم توانمندتر شده است؟ آیا قدرت تحلیل، گفت‌وگو، حل مسئله و تصمیم‌گیری او ارتقا یافته است؟

اگر پاسخ به این پرسش‌ها روشن نباشد، سخن گفتن از کیفیت به یک عنوان اداری تقلیل می‌یابد. کیفیت آموزشی یعنی همه اجزای نظام ــ از بودجه و نیروی انسانی تا فناوری و مدیریت ــ در نهایت به یادگیری عمیق‌تر، پایدارتر و عادلانه‌تر دانش‌آموز منتهی شوند. مدرسه‌ای که صرفاً باز باشد، اما دانش‌آموز در آن یادگیری مؤثر نداشته باشد، نمی‌تواند موفق تلقی شود.

همین مسئله درباره «عدالت» نیز صادق است. عدالت آموزشی تنها ساخت مدرسه، توزیع تجهیزات یا ارائه کمک‌های موردی نیست. عدالت یعنی دانش‌آموز یک روستای دورافتاده، منطقه مرزی، حاشیه شهر یا خانواده کم‌برخوردار، در عمل از معلم توانمند، کلاس مناسب، محتوای آموزشی باکیفیت، فناوری قابل دسترس و برنامه جبران یادگیری برخوردار باشد. تا زمانی که شکاف یادگیری میان مناطق برخوردار و محروم اندازه‌گیری نشود و برای کاهش آن برنامه‌ای روشن طراحی نگردد، عدالت آموزشی در حد شعار باقی می‌ماند.

«هویت» نیز نباید به چند عبارت کلی فرهنگی تقلیل پیدا کند. هویت دانش‌آموز ایرانی در مدرسه‌ای شکل می‌گیرد که در آن احساس کرامت، تعلق، امید به آینده، گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری، احترام به تفاوت‌ها و توانایی مشارکت اجتماعی تقویت شود. دانش‌آموزی که تجربه مداوم اضطراب، نابرابری، بی‌انگیزگی، فشار آزمون‌محوری و ناکامی آموزشی دارد، صرفاً با توصیه‌های کلی هویتی تربیت نمی‌شود. هویت، محصول تجربه زیسته دانش‌آموز در مدرسه است، نه فقط محتوای سخنرانی‌ها و بخشنامه‌ها.

راه‌حل، حذف نشست‌های ملی نیست؛ بلکه تبدیل آن‌ها از «محفل سخنرانی» به «اتاق تصمیم، اقدام و پیگیری» است. اجلاس باید با گزارش ملی و استانی از وضعیت یادگیری در خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم آغاز شود؛ پیامدهای آموزش مجازی را به‌طور مستقل ارزیابی کند؛ برای جبران افت یادگیری برنامه‌ای حضوری، هدفمند و متناسب با نیاز هر پایه تدوین کند؛ و برای هر یک از سه شعار کیفیت، عدالت و هویت، شاخص، مسئول، زمان‌بندی، اعتبار و سازوکار گزارش‌دهی تعیین کند.

همچنین لازم است پیش از طرح وعده‌های تازه، گزارش عددی، شفاف و قابل راستی‌آزمایی از میزان تحقق مصوبات اجلاس پیشین منتشر شود. مدیران مناطق، مدیران مدارس و معلمان نیز نباید صرفاً مخاطب بخشنامه‌ها باشند؛ آنان باید در تعیین مسئله، طراحی راه‌حل و ارزیابی اجرای سیاست‌ها نقش واقعی داشته باشند. اهداف ملی باید مشخص باشد، اما استان‌ها و مناطق نیز باید اختیار متناسب برای طراحی مسیر اجرای آن اهداف، همراه با پاسخ‌گویی روشن، داشته باشند.

اجلاس سی‌ونهم زمانی ارزشمند خواهد بود که شعار «کیفیت، عدالت، هویت» از سطح بنرها و سخنرانی‌ها عبور کند و در کلاس درس، در کاهش شکاف یادگیری، در توانمندشدن معلم، در بهبود مدیریت مدرسه و در امید دانش‌آموز ایرانی به آینده دیده شود. آموزش‌وپرورش به احترام لفظی و نشست‌های پرزرق‌وبرق نیاز ندارد؛ به تصمیم‌های دقیق، منابع واقعی، اختیار اجرایی، مدیریت حرفه‌ای و پاسخ‌گویی مستمر نیازمند است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
سردبیر ساندی تایمز: ایران با افزایش سطح مطالبات، حتی راه فرار آبرومندانه هم به آمریکا نمی دهد طارمی برای مذاکره با الوصل وارد امارات شد تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد فوت ۸ نفر در حادثۀ سقوط هواپیمای آمریکایی در آلاسکا عکس بی‌نظیر از یور ایرانی در خراسان مرگ کودک ۶ ساله پس از تنبیه توسط معلم در هند پزشکیان انتخاب رئیس‌جمهور جدید بنگلادش را تبریک گفت امیر دریادار ایرانی: دشمن اگر بتواند میان مردم و نظام فاصله ایجاد کند، به هدف خود نزدیک می‌شود خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ چالوس و تهران–شمال یک‌طرفه شد بیانیه شدیداللحن حزب الله لبنان علیه تحرکات وزارت خارجه و خزانه داری آمریکا وزیر کار: کارگران ساختمانی به‌زودی مشمول مشاغل سخت و زیان‌آور می‌شوند سخنگوی دولت: مطالب منتسب به دکتر عارف درباره تعیین قیمت ۸۰ هزار تومانی بنزین صحت ندارد آمریکا یک پهپاد ریپر خود را منهدم کرد
نظرسنجی
با توجه به بحرانی شدن وضعیت بنزین در ایران، شما کدام روش را برای مدیریت آن بهتر یا کم ضررتر می دانید؟