فیلم بیشتر »»
کد ۱۱۸۵۸۳۵
انتشار: ۱۸:۲۳ - ۲۹-۰۵-۱۴۰۵

یکی از مشهورترین سکانس‌های ضدجنگ تاریخ سینما (تماشا کنید)

گروهی از هلیکوپترهای آمریکایی برای حمله به یک روستای ویتنامی پرواز می‌کنند، اما به‌جای صدای معمول جنگ، از بلندگوهای هلیکوپترها قطعه معروف «سواری والکیری‌ها» اثر ریچارد واگنر پخش می‌شود.
عصر ایران - یکی از مشهورترین سکانس‌های ضد جنگ تاریخ سینما در فیلم اینک آخر الزمان ساخته فرانسیس فورد کاپولاست که تضاد میان موسیقی باشکوه و ویرانی جنگ، تصویری هولناک از جنون جنگ می‌سازد.
 
اینک آخرالزمان داستان مارتین شین در نقش کاپیتان «ویلارد» است، افسری که در جریان جنگ ویتنام مأمور می‌شود به اعماق جنگل‌های کامبوج برود و مارلون براندو در نقش سرهنگ «کورتز» را پیدا و ترور کند. 
 
کورتز، فرمانده‌ای افسانه‌ای است که از ارتش جدا شده و برای خودش حکومتی مستقل ساخته است. هرچه ویلارد بیشتر در دل جنگ پیش می‌رود، مرز میان عقل و جنون، تمدن و خشونت، برایش کمرنگ‌تر می‌شود.
 

چرا سکانس حمله هلیکوپترها مرجع است؟

این سکانس یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین صحنه‌های تاریخ سینماست. گروهی از هلیکوپترهای آمریکایی برای حمله به یک روستای ویتنامی پرواز می‌کنند، اما به‌جای صدای معمول جنگ، از بلندگوهای هلیکوپترها قطعه معروف «سواری والکیری‌ها» اثر ریشارد واگنر پخش می‌شود.
 
همین تضاد است که صحنه را فراموش‌نشدنی می‌کند. موسیقی باشکوه و حماسی واگنر، در کنار انفجارها، آتش و مرگ، تصویری خلق می‌کند که هم تماشایی است و هم هولناک. فیلم عمداً زیبایی بصری را کنار ویرانی قرار می‌دهد تا نشان دهد چگونه جنگ می‌تواند خشونت را به یک نمایش باشکوه تبدیل کند.
 
از نظر کارگردانی، کاپولا با استفاده از نماهای هوایی، حرکت هماهنگ هلیکوپترها، تدوین دقیق و تلفیق بی‌نقص تصویر و موسیقی، یکی از ماندگارترین سکانس‌های تاریخ سینما را خلق کرده است. ریتم موسیقی، ریتم حمله را هدایت می‌کند و هر انفجار، بخشی از این ارکستر مرگ به نظر می‌رسد.
 
در مرکز این سکانس، شخصیت سرهنگ کیلگور با بازی رابرت دوال قرار دارد، فرمانده‌ای که با آرامش از حمله لذت می‌برد و جملهٔ مشهورش، «بوی ناپالم در صبح را دوست دارم.» به یکی از معروف‌ترین دیالوگ‌های تاریخ سینما تبدیل شده است.
 

چرا این سکانس ماندگار است؟

این صحنه فقط یک نبرد هوایی نیست، تصویری از جنون جنگ است. کاپولا نشان می‌دهد که جنگ چگونه می‌تواند مرز میان قهرمانی و ویرانگری را از بین ببرد و خشونت را به یک نمایش پرشکوه تبدیل کند. 
 
به همین دلیل، این سکانس هنوز هم در کلاس‌های کارگردانی، تدوین و طراحی صدا تدریس می‌شود و یکی از مهم‌ترین نمونه‌های استفاده هوشمندانه از موسیقی در تاریخ سینما به شمار می‌آید.
 
شاید بزرگ‌ترین ویژگی این سکانس، تضاد میان زیبایی و وحشت باشد. تصاویر خیره‌کننده، موسیقی باشکوه و حرکت منظم هلیکوپترها در نگاه اول چشم‌نوازند، اما چند لحظه بعد تماشاگر متوجه می‌شود که این زیبایی، در واقع پوششی بر مرگ و ویرانی است. کاپولا با همین تضاد، یکی از قدرتمندترین بیانیه‌های ضدجنگ تاریخ سینما را خلق می‌کند.
 
به زبان ساده: این سکانس مرجع است، چون ثابت می‌کند گاهی ترسناک‌ترین تصویر جنگ، نه انفجارها، بلکه زیبایی اغواکننده‌ای است که جنگ به خود می‌گیرد. همین تضاد، اینک آخرالزمان را به یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های ضدجنگ تاریخ سینما تبدیل کرده است.
 
ارسال به دوستان
captcha