اگر حساسیت نسبت به هزینهکرد منابع صنعت بیمه جدی است، ما هم موافقیم؛ اما با یک شرط روشن:
این حساسیت باید برای همه باشد، نه فقط برای منتقدان و مخالفان!
اگر یک مراسم باید زیر ذرهبین برود، پس میلیاردها تومان هزینه تبلیغات، سریالسازی و برنامههای رسانهای هم باید بررسی شود.
اگر عملکرد یک مدیر باید نقد شود، کارنامه همه مدیران، از جمله مدیرانی که امروز در رأس نهاد ناظر قرار دارند، نیز باید بررسی شود.
اگر «۷۵ همت رسوب حقبیمه» سند مطالبهگری است، بسیار خوب؛
اما تاریخچه این ۷۵ همت را هم منتشر کنید!
چه میزان مربوط به کدام شرکت است؟
چه میزان مربوط به کدام دوره مدیریتی است؟
و اگر بخشی از آن، بنا بر اطلاعات موجود، به دوره مدیریت آقای رضایی در بیمه البرز مربوط بوده، چرا این بخش را فراموش کردهاید؟
شفافیت یعنی همه واقعیت؛ نه فقط آن بخشی که به کار روایت ما میآید.
آقایان رسانه!
اگر واقعاً مطالبهگر هستید، بیایید کارنامه مدیران را با عدد، سند و عملکرد بررسی کنیم:
هزینههای تبلیغاتی؛
هزینههای اداری و رفاهی؛
جذب و خروج نیروها؛
تولید حقبیمه؛
نسبت خسارت؛
سود و زیان؛
بهرهوری؛
و نتیجه واقعی مدیریت.
ما آمادهایم. شما هم بررسی کنید؛ ما هم بررسی خواهیم کرد.
اما از این پس نمیپذیریم که یک مدیر با ذرهبین و مدیر دیگر با عینک دودی دیده شود!
رسانه مستقل، روابط عمومی هیچ مدیری نیست.
رسانه باید قدرت را نقد کند؛ نه اینکه برای قدرت، هدف انتخاب کند.
اگر نقد میکنید، همه را نقد کنید.
اگر شفافیت میخواهید، همهجا شفافیت بخواهید.
اگر سند دارید، منتشر کنید.
و اگر ندارید، با روایتسازی جای سند را پر نکنید.
دوران «یک بام و دو هوا» باید تمام شود.
از اینجا به بعد:
عدد در برابر عدد؛
سند در برابر سند؛
عملکرد در برابر عملکرد.
نه هیاهو، نه تخریب، نه دوگانگی.