عزیزی از روزهایی گفت که شرایط مالی اجازه نمیداد حتی غذاهای معمول را بهراحتی تهیه کند و گاهی برای رفع گرسنگی به نان و رب بسنده میکرد. او همچنین روایت کرد که مرغ و برنج را تنها سالی یکبار و آن هم پیش از عید میخورد و تا ۱۷ سالگی کباب نخورده بود؛ بخشی از خاطرات سالهای کودکی و نوجوانی که نشان میدهد مسیر رسیدن او به موفقیت، از روزهای دشواری عبور کرده است.