عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- بگذارید یادداشت را با نقل خاطره ای از احمد زید آبادی شروع کنم: «در زندان گوهردشت کرج، همبندی بسیار بانمکی از اهالی دوگنبدان بود که به زندگی خود در زندان پایان داد. نام فامیلش کرمی خیرآبادی بود. او در همین باره نقل میکرد که یک روز رانندهای در مسیر خود ایرج را که در کنار جاده منتظر ماشین بوده سوار کامیون میکند و بعد به او میگوید؛ بگذار نوار ایرج را برایت پخش کنم تا حظ ببری! ایرج به او میگوید اجازه بده به جای ایرج من خودم برایت بخوانم و بعد میزند زیر آواز.راننده از تحریر او به وجد میآید و میگوید؛ فلانِ... ِ. ایرج! ناز نفسِ خودت! بخوان که بهتر از ایرج میخوانی! ایرج پس از اتمام آواز به راننده میگوید؛ راستش را بخواهی من خودم ایرج هستم!
راننده از این سخن رو در هم میکشد و با اعتراض به او میگوید؛ تو ایرجی؟ مرا احمق گیر آوردهای؟ خودم تو فیلمها ایرج را دیدهام آدم حظ میکند نگاهش کند بعد تا با این قیافه... ه. ایرج هستی؟»
واقعیت این است که در تاریخ سینمای ایران، همکاری بعضی بازیگران فقط به حضور مشترک در چند فیلم محدود نمیشود. گاهی کنار هم قرار گرفتن دو چهره، به شناختهتر شدن و تثبیت جایگاه هر دو کمک میکند. همکاری فردین و ایرج نیز از همین جنس بود. دو هنرمندی که هر کدام به شیوه خود مخاطبان زیادی داشتند و حضورشان در کنار یکدیگر به جذابیت آثار و افزایش توجه تماشاگران کمک میکرد.
محمدعلی فردین با چهره کاریزماتیک، بازی پرشور و محبوبیت گستردهاش، یکی از ستارههای مهم سینمای عامهپسند ایران بود. ایرج، خواننده و صداپیشه نامآشنا، نیز با صدای ویژه و ترانههای ماندگارش جایگاه خاصی میان مردم داشت. وقتی این دو استعداد در فضای سینما در کنار هم قرار میگرفتند، هر کدام بخشی از محبوبیت و توانایی خود را به اثر منتقل میکردند. این همکاری را میتوان نوعی همافزایی دانست، حضور فردین میتوانست مخاطبان علاقهمند به سینمای او را جذب کند و حضور ایرج نیز با صدای آشنا و محبوبش، به فیلمها رنگ و حالوهوای متفاوتی میداد.
در نتیجه، این دو هنرمند نهتنها از ظرفیت یکدیگر استفاده میکردند، بلکه به دیدهشدن بیشتر نام و تواناییهای یکدیگر نیز کمک میکردند.اهمیت این همکاری امروز بیش از هر چیز در خاطرهای است که از سینمای آن دوران بر جای گذاشته است، دورانی که ستارهها فقط بازیگر یا خواننده نبودند، بلکه مجموعهای از چهرههای محبوب بودند که حضورشان میتوانست مخاطب را به سالن سینما بکشاند. فردین و ایرج نیز از جمله همین چهرهها بودند و همراهیشان نمونهای از پیوند میان بازیگری، موسیقی و ستارهسازی در سینمای ایران به شمار میآید.
محبوبیت فردین و ایرج در همکاریهای مشترک، تا حدی به یکدیگر نیرو میداد. فردین از اعتبار و محبوبیت صدای ایرج بهره میبرد و ایرج نیز در کنار یکی از بزرگترین ستارههای سینمای آن روزگار، بیش از پیش در معرض دید مخاطبان سینما قرار میگرفت. همین همراهی، بخشی از جذابیت و ماندگاری آثار آن دوره را شکل داد.
با این حال برخی از نشریات آن دوران مثل رسانههای زرد کنونی تلاش کردند تا بین آنها تف قه بیاندازند و با آتش این اختلاف چراغ خود را روشن کنند. گرچه موفق نشدند. خود ایرج در مصاحبه ای که 58 سال پیش انجام داد در این باره گفته بود: «اختلاف میان من و فردین موقعی شروع شد که در یکی از فیلمها که میگفتند باید آهنگ جاز خوانده شود صدای خواننده دیگری را گذاشتند؛ اما یکی از مجلات بود که آتش این اختلاف را دامن زد. به هر حال حالا اختلاف بین ما دو نفر از بین رفته است و من دوباره به جای فردین در فیلمها آواز خواهم خواند».
او درباره همکاری اش با فردین هم گفته بود: «فکر میکنم هر دو نفرمان باعث افزایش شهرت دیگری شدهایم. مردم با دیدن فیلمهای فردین بیشتر مرا شناختند و به صدایم علاقهمند شدند. عدهای هم گذشته از بازی خوب فردین به خاطر صدای من فیلمهای فارسی را دیدند. چون ایرانیها به موسیقی ایرانی بسیار علاقهمندند. به هر حال هنوز بسیاری از مردمی که فیلمهای فارسی را میبینند تصور میکنند که صدای خود فردین آنچنان است و چهره من شبیه چهره فردین، یعنی چهره فردین و صدای مرا متعلق به یک نفر میدانند».
در سینمای ایران، زوجهای هنری گاهی نه از دو بازیگر، بلکه از پیوند میان یک چهره تصویری و یک صدای ماندگار شکل میگرفتند. این ترکیب به ستارهها هویت کاملتری میداد؛ چهره بازیگر احساس و شخصیت را به تصویر میکشید و خواننده با صدای خود به آن شخصیت روح و زندگی میبخشید. به همین دلیل، بسیاری از تماشاگران یک بازیگر را با صدای خوانندهای خاص به یاد میآوردند. این همراهی صدا و تصویر میتوانست محبوبیت هر دو هنرمند را افزایش دهد و خاطرهای مشترک در ذهن مخاطب بسازد.
در چنین شرایطی، مرز میان بازیگر و خواننده کمرنگ میشد و هر دو در شکلگیری یک ستاره سینمایی سهیم بودند