وبگاه "وُر آندِ راکز" در مقاله ای به قلم "گابریل کالینز" و "مورگان دی. بازیلیان"، با مروری بر جنگ زیر ساختی علیه تاسیسات آب شیرین کن در جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تاب آوری کشورهای عربی کرانه جنوبی خلیج فارس را در صورت تشدید حملات علیه زیر ساخت های آب شیرین کن آنها را مورد بررسی قرار داده است.
به گزارش عصرایران، در این مقاله آمده است:
زیرساختهای آب و انرژی به یکی از اهرمهای اصلی بازدارندگی ایران در برابر ایالات متحده تبدیل شدهاند. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اخیرا برای کشورهای خلیج فارس روشن کرد که اگر ارتش ایالات متحده حملات گستردهای را علیه زیر ساخت های ایران از سر بگیرد، تهران نیز به تلافی زیرساختهای حیاتی آنها مورد حمله قرار خواهد داد. سابقه عملیاتی نیروهای مسلح ایران در 6 ماه گذشته، اعتبار این تهدید را تایید می کند.
کویت برای اولین بار در اوایل جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، زمانی که بقایای یک پهپاد رهگیری شده به تاسیسات غرب دوحه برخورد کرد، از آسیب دیدن در نزدیکی یک کارخانه آب شیرینکن خبر داد. سپس، در 7 و 8 مارس، ایران ادعا کرد که یک تاسیسات آب شیرینکن در جزیره قشم مورد حمله قرار گرفته است و در پاسخ، به یک تاسیسات آب شیرینکن در بحرین حمله کرد.
در 29 مارس، حمله ایران به یک کارخانه برق و آب شیرینکن کویتی منجر به کشته شدن یک تبعه هندی در محل شد. در 3 آوریل، یک کارخانه آب شیرینکن کویتی که نامش ذکر نشده بود، مورد حمله قرار گرفت.
با تبدیل آتشبس به آتش صلح، سیستمهای آب دوباره به فهرست اهداف بازگشتند. در 17 و 18 جولای، ایران در روزهای متوالی به یک کارخانه آب شیرینکن کویت و ایالات متحده به یک تاسیسات برق و آب شیرینکن ایران در استان هرمزگان حمله کرد. تا 21 جولای، وزارت برق کویت برای چهارمین شب متوالی از حملات ایران به کارخانههای برق و آب شیرینکن خود خبر داد.

آخرین مجموعه حملات ایران باعث عملیات اضطراری و درخواست برای صرفهجویی در مصرف برق شد، اما گزارشهای رسمی و خبری مهم موجود نشان نمیدهد که کویت جیرهبندی رسمی آب را اعمال کرده باشد. این بار، به نظر میرسد پدافند هوایی و سایر اقدامات تابآوری، مانع از نتایج بدتر شدهاند. مشخص نیست که آیا آنها میتوانند در برابر یک کمپین حمله پایدارتر ایران - به عنوان مثال، نرخ شلیک روزانه 50 پهپاد به علاوه موشکهای بالستیک و کروز که به سمت مجتمعهای خاص نیروگاه هدایت میشوند - این کار را انجام دهند یا خیر.
کمبود موشکهای رهگیر ایالات متحده و متحدانش که اکنون اوکراین را نیز آسیبپذیر کرده، در صورت حمله مداوم ایران به تاسیسات آبی (و نیروگاههای مرتبط) در کشورهای خلیج فارس (و احتمالا اسرائیل)مشکلات جدی ایجاد خواهد کرد. یک گزارش اخیر تخمین میزند که نیروهای آمریکایی در سراسر جهان کمتر از 1000 موشک پاتریوت و تقریبا250۲۵۰ موشک رهگیر تاد دارند. بنابراین، خالی شدن پدافند هوایی در مواجهه با حملات مداوم موشکی و پهپادی ایران به زیرساختهای آبی منطقه، محتمل است.
انسانها در طول تاریخ ثبتشده و احتمالا طولانیتر، آب را به سلاحی علیه یکدیگر تبدیل کردهاند. از جمله این موارد میتوان به تصمیم ارتش ملیگرای چین برای منفجر کردن خاکریزهای رودخانه زرد در سال 1938 برای جلوگیری از دسترسی نیروهای در حال پیشروی ژاپنی، بمباران سدهای دره "روهر" آلمان توسط متفقین در جنگ جهانی دوم، حملات متفقین به یک سد آبیاری کلیدی کره شمالی در سال 1953 (طبق سوابق کمپین نیروی هوایی ایالات متحده)، سیلزدگی استراتژیک مناطق نزدیک شهر "کیف" توسط اوکراین در اوایل سال 2022 برای جلوگیری از پیشروی نیروهای مهاجم روسی و تخریب مخزن "نوا کاخوفکا" در جنوب اوکراین توسط روسیه در سال 2023 اشاره کرد. اما این نمونهها عموما بر استفاده از آب برای تخریب زیرساختها و جلوگیری از دسترسی به زمینهای کلیدی تاکید دارند.
رویکرد ایران بیشتر با محاصره "اوکسلودنوم" توسط "ژولیوس سزار" (امپراتور روم) در سال 51 قبل از میلاد مسیح مشترک است. در آن لشکرکشی، سزار و لژیونهایش با اعمال کنترل آتش بر دسترسی به رودخانهای در نزدیکی و سپس حفر تونلی برای منحرف کردن چشمه ای که قلعه شورشیان را در فرانسه کنونی تغذیه میکرد، مطیع خود کردند، همانطور که در کتاب هشتم جنگ گالی سزار آمده است.
تفاوت در دوران امروز که حملات دوربرد به طور فزایندهای دموکراتیک شده است، این است که قطع منابع آب نیازی به لژیونهای سزار، محاصره و راههای زیرزمینی ندارد. تعداد نسبتا کمی از پهپادها، که هر کدام تقریبا به اندازه یک وانت معمولی جدید آمریکایی (50000 تا 75000 دلار و حتی کمتر) هزینه دارند، میتوانند سیستم آبی را که صدها هزار یا حتی میلیونها نفر را تامین میکند، خاموش کنند. تخریب را میتوان از فواصل صدها کیلومتری، شاید بیشتر، انجام داد. موشکهای بالستیک و کروز که اکنون در دسترس بیش از دو دوجین بازیگر دولتی و غیردولتی در سراسر جهان هستند، این تهدید را حتی بیشتر تقویت میکنند.
آب به عنوان ابزاری برای اعمال زور منحصر به فرد است. حتی در بدترین سناریوها برای حملات به تاسیسات تولید و صادرات نفت و گاز، کشورهای خلیج فارس میتوانند ماهها با ذخایر مالی فراوان محافظت شوند. غذا نیز مشابه است: راهکارهای جبرانی معمولا برای شروع تاثیر کامل بحران، به هفتهها یا ماهها زمان نیاز دارند. از سوی دیگر، برای آب، اختلالات میتواند ظرف چند روز بحران بزرگی ایجاد کند، به خصوص اگر یک دشمن سیستم آب را به طور کامل نقشهبرداری کرده باشد و چندین دور از حملات موشکی و پهپادی را با حملات سایبری ترکیب کند، که هر دو قابلیتی هستند که ایران به طور معتبری از آنها برخوردار است.
هنگامی که یک کارخانه آب شیرینکن به دلیل آسیب فیزیکی مستقیم یا غیرمستقیم از طریق از دست دادن برق از کار میافتد، ذخیره آب، اتصال خط لوله و داراییهای تولید ثانویه آبهای زیرزمینی حیاتی میشوند. به نظر میرسد ذخیرهسازی آماده قطر با پوشش کمتر از یک هفته در تقاضای متوسط مطابقت دارد، در حالی که عربستان و کویت امکان محاسبه قابل اعتمادی از میزان قطعی برق در سراسر کشور را فراهم نمیکند. پوشش واقعی به فصل، حجم مخزن قابل استفاده، اتصال شبکه، جیرهبندی اضطراری، آبهای زیرزمینی جایگزین و آسیب همزمان به سیستمهای برق و توزیع بستگی دارد.
تزریق آب نمکزداییشده اضافی به سفرههای آب زیرزمینی برای ذخیرهسازی و بازیابی بعدی، گزینهی انعطافپذیری بیشتری را ارائه میدهد. ابوظبی سیستم ذخیرهسازی و بازیابی سفره آب زیرزمینی "لیوا/الظفره" را ساخته است که طبق گزارشها میتواند 90 روز آب مورد نیاز شهر را ذخیره و تامین کند. قطر کار امکانسنجی و آزمایشی چنین سیستمی را تکمیل کرده است و انتظار می رود جنگ اخیر آمریکا علیه ایران تلاشهای اجرایی آن را تسریع کند.
ریاض و کویت داراییهای تولید آب زیرزمینی موجود دارند که میتوانند در صورت آسیب دیدن یا تخریب تاسیسات نمکزدایی آب دریا، به حفظ بخشی از منابع آب شهری کمک کنند. منابع آب زیرزمینی کویت شور است و برای قابل شرب شدن کامل، نیاز به تصفیه دارد و این امر، منبع آب ثانویه آن را در برابر حملاتی که به طور قابل توجهی منبع برق کشور را کاهش میدهند، آسیبپذیر میکند. عربستان سعودی همچنین گزینهی انتقال منابع آب نمکزداییشده از طریق خط لوله را برای جبران اختلالات دارد. این کشور اتصال عرضی شبهجزیرهای ندارد، اما میتواند آب را در سواحل خلیج فارس و دریای سرخ از طریق یک شبکه خط لوله آب به طول بیش از 14 هزار کیلومتر تغییر مسیر دهد.
اقدامات تابآوری همچنین به امنیت تاسیسات تصفیه فاضلاب نمیپردازد، تاسیساتی که در صورت حمله، میتوانند بحرانهای بزرگی در حوزه بهداشت و سلامت عمومی ایجاد کنند. خطر آشکار اختلال در تامین آب، به ویژه از طریق حملات مکرر، تاثیرات منفی زیادی بر اعتبار ملی و جذابیت سرمایهگذاری خواهد داشت که رهبران خلیج فارس دههها برای ایجاد آن تلاش کردهاند.
ماده 54(2) پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو، حمله به تاسیسات آب آشامیدنی را در صورتی که هدف از این حملات، محروم کردن غیرنظامیان از ارزش حیاتی آب باشد، ممنوع میکند. این ممنوعیت ویژه در مواردی که سیستم تامین آب صرفا برای تامین نیازهای نیروهای مسلح دشمن یا در پشتیبانی مستقیم از اقدام نظامی استفاده میشود، اعمال نمیشود. اما حتی در مواردی که استثنا اعمال میشود، نمیتوان انتظار داشت اقدامی که مردم غیرنظامی را از غذا و آب محروم کند تا باعث گرسنگی یا مجبور شدن آنها به تغییر مکان شود، مشروعیت بین المللی داشته باشد. قوانین حاکم بر تمایز، اقدامات احتیاطی و تناسب حتی در این موارد نیز همچنان اعمال میشوند. ارزیابی این موقعیتها نیازمند یک تحلیل پیچیده و وابسته به شرایط است و اثبات آن صرفا از روی الگوهای حمله دشوار است.
ماده 54 همچنین به یک دولت اجازه میدهد زیرساختهای آب را در قلمرو خود تحت ضرورت نظامی ضروری تخریب کند. نمونهای از اقداماتی که ممکن است تحت این بند قرار گیرد، مربوط به شکستن سدی بر روی رودخانه "ایرپین" توسط اوکراین برای جلوگیری از حرکت مهاجمان روسی است که در سال 2022 از شمال به کیف نزدیک میشدند.
واقعیتهای فیزیکی، ارزیابیهای قانونی را بسیار پیچیده میکنند، زیرا بسیاری از نیروگاههای آبشیرینکن حرارتی قدیمی خلیج فارس با نیروگاهها ادغام شدهاند. در همین حال، یک تاسیسات اسمز معکوس بسیار بزرگ میتواند به 100 مگاوات یا بیشتر برق نیاز داشته باشد، مطابق با ارقام مربوط به نیروگاه "اسمز معکوس" (فرایندی فنی در روند تصفیه و شیرین سازی آب) ابوظبی و تجزیه و تحلیلهای مهندسی منتشر شده از تقاضای انرژی نمکزدایی: به اندازه یک مرکز داده در مقیاس بزرگ یا یک شهر کوچک برق مصرف میکند. بنابراین، حمله به زیرساختهای برق اغلب تولید آب را به عنوان یک اثر ثانویه غیرفعال میکند.

بازیابی تامین آب مستلزم تعمیر نیروگاه مرتبط، ساخت یک اتصال شبکه جایگزین یا جمعآوری به موقع تولید قابل حمل کافی برای راهاندازی مجدد و بهرهبرداری از یک دارایی است که ممکن است به 100 مگاوات یا بیشتر برق نیاز داشته باشد، یک اقدام فوقالعاده است. نیروگاههای آبشیرینکن حرارتی یکپارچه احتمالا نمیتوانند به تنهایی از منابع برق موقت استفاده کنند زیرا به بخار نیروگاه وابسته هستند. عملیات بازسازی مستلزم تهیه جهانی توربینها، ژنراتورها، ترانسفورماتورها، تابلو برقها و پرسنل آموزشدیده در بازاری است که در حال حاضر به شدت تحت فشار تقاضاهای مربوط به مراکز داده و گسترش گستردهتر سیستم برق قرار دارد و بازسازیکنندگان باید این کار بزرگ را قبل از اتمام ذخیره آب و منابع جایگزین - احتمالا چند روز تا چند هفته - انجام دهند تا از بدترین تاثیراتی که در بالا توضیح داده شد، جلوگیری شود.
یک تحلیل از جنگ مارس 2026 که توسط یکی از نویسندگان این مقاله نوشته شده است، هفت مرحله متمرکز بر تابآوری را مشخص میکند: مقاومسازی، انبار کردن قطعات یدکی حیاتی، تولید برق در محل (گاز، باد/خورشیدی، هستهای)، پراکندگی گیاهان، خطوط لوله به هم پیوسته، ذخیرهسازی آب گسترده و پدافند هوایی اختصاصی. به این، یک مرحله حیاتی هشتم اضافه میکنیم: آموزش گسترده دفاع مدنی برای تقویت آمادگی اجتماعی برای اختلالات زیرساختی و خرید زمان برای واکنشهای دولتی.
رهگیرهای پهپاد ارزانتر و بیشتر ضروری هستند - شکافی که ارائهدهندگان فناوری دفاعی اوکراین احتمالا میتوانند با تزریق سرمایه کشورهای خلیج فارس به پایگاههای تولیدی خود، آن را در مقیاس بزرگ پر کنند. همچنین احتمال دارد که عربستان سعودی یک استراتژی "شبکه هیدروواسکولار" را در نظر بگیرد که از خط لوله نفت شرق-غرب تقلید میکند و اتصال واقعی بین سواحل خلیج فارس و دریای سرخ ایجاد میکند که در صورت حملات قابل توجه به کارخانههای آب شیرینکن در هر دو ساحل، امکان انتقال آب را فراهم میکند.
سرمایه و ظرفیت ساخت و ساز در حال حاضر برای ایجاد گزینههای بایپس انرژی در اطراف تنگه هرمز بسیج شدهاند. با توجه به اهمیت وجودی امنیت آب، قابل پیشبینی است که عربستان سعودی و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس،گسترش شبکههای خط لوله آب، ذخیرهسازی و چاههای پشتیبان را به دفاتر سرمایهگذاری تابآوری خود اضافه کنند. این اقدامات گران خواهند بود و احتمالا برای تامین مالی آنها به مشارکتهای دولتی-خصوصی نیاز دارند، اما بسیار ارزانتر از از دست دادن دسترسی به آب هستند.
ما به شیوههای هدفگیری 51 سال قبل از میلاد بازگشتهایم، اما با فناوری مخرب 2026. انسانها ماشینهای سازگاری و بقا هستند و کشورهایی که در خط آتش هستند، راههایی برای تامین منابع آب پیدا خواهند کرد، اما راه رسیدن به آن نقطه پایانی تابآورتر، ناهموار خواهد بود.