عصرایران- در دهه 1950، نیروی هوایی آمریکا به دنبال راهی برای ساخت یک بمب افکن راهبردی بود که بتواند مدت بسیار طولانی در آسمان بماند و بردی فراتر از هواپیماهای متعارف داشته باشد. نتیجه این نیاز، برنامه WS-125A بود؛ پروژه ای که قرار بود یک هواپیمای هسته ای را به یک سلاح راهبردی واقعی تبدیل کند.
برای توسعه این هواپیما، دو تیم صنعتی وارد رقابت شدند. جنرال الکتریک همراه با کانویر روی یک مسیر توسعه کار می کرد و پرت اند ویتنی نیز با لاکهید برای ارائه راه حل دیگری همکاری داشتند.
ایده اصلی ساده اما از نظر مهندسی بسیار دشوار بود: راکتور هسته ای گرمای لازم برای موتورهای جت را تامین کند و هواپیما بتواند بدون وابستگی به حجم عظیمی از سوخت متعارف، مسافت بسیار زیادی را طی کند.

مشکل اصلی فقط ساخت یک موتور هسته ای نبود. خدمه هواپیما باید از تشعشعات راکتور محافظت می شدند و همین موضوع وزن بسیار زیادی به هواپیما اضافه می کرد. در واقع، برنامه های هسته ای آمریکا به آزمایش سامانه های حفاظتی و موتورهای هسته ای نیز کشیده شد.
در همین مسیر، موتورهای آزمایشی جنرال الکتریک با راکتورهای هسته ای آزمایش شدند و توانستند در شرایط آزمایشگاهی به سطح بالایی از توان برسند. با این حال، هیچ هواپیمای عملیاتی با چنین پیشرانی وارد آسمان نشد.
برای بررسی مشکلات مربوط به حمل راکتور هسته ای در هوا، یک فروند B-36 نیز به هواپیمای آزمایشی NB-36H تبدیل شد. این هواپیما یک راکتور عملیاتی را حمل می کرد، اما انرژی راکتور به موتورهای آن منتقل نمی شد و هواپیما همچنان با موتورهای معمولی پرواز می کرد.

در نهایت مشخص شد ساخت یک بمب افکن هسته ای عملیاتی با هزینه، پیچیدگی و مشکلات ایمنی بسیار زیادی همراه است. برنامه WS-125A در سال 1961 متوقف شد؛ در حالی که مجموع تلاش های مرتبط با توسعه پیشران هسته ای هواپیما طی سال های قبل، بیش از 1 میلیارد دلار هزینه در بر داشت.
به این ترتیب، WS-125A هرگز به یک هواپیمای واقعی تبدیل نشد؛ اما پروژه آن یکی از بلندپروازانه ترین تلاش های عصر جنگ سرد برای استفاده از انرژی هسته ای در هوانوردی باقی ماند.
ایده ای که روی کاغذ می توانست به یک بمب افکن با برد تقریبا نامحدود منجر شود، در دنیای واقعی با یک مشکل اساسی روبه رو شد: چگونه می توان یک راکتور هسته ای را با وزن قابل قبول، ایمنی کافی و حفاظت مناسب برای خدمه، به پرواز درآورد؟