فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۱۹۵۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۵ - ۱۲-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۱۹۵۷
انتشار: ۱۰:۳۵ - ۱۲-۰۵-۱۴۰۵
چرا ایرانیان بارها به برزخِ امید و یأس افتاده‌‌اند؟ تأملی جامعه‌شناسانه در باب ناکامی توسعه در ایران

بخت با ایرانیان یار نیست یا تاریخ ما را به اینجا رسانده؟

ی
صلح و ثبات، خواست اکثریت است ولی همیشه با مقاومتِ گروه‌هایی روبه‌رو می‌شود که از تداومِ بحران، تنش و بی‌ثباتی سود می‌برند. ساختارهای فرسوده، بوروکراسی ناکارامد، شبکه‌های رانتی، ذی‌نفعانِ انحصار، آن‌ها که از سیاستِ پرابهام بهره می‌برند و جریان‌هایی که بقای خود را در تداوم فضای قطبی‌شده می‌بینند، آشکارا تن به اصلاحات نمی‌دهند.

عصر ایران؛ یلدا آذرپی- دیگر خواب به چشمم نمی‌آید. شب و روز آرام و قرار ندارم. انگار ذهنم در اتاقی بی‌روزن گرفتار شده و می‌خواهد از این خبر به آن خبر بدود تا راهی بجوید. چشم‌ها دیگر سو ندارند، دوخته شده‌اند به سطرهایی که در پی هم می‌آیند؛ به اینکه کجا چه اتفاقی افتاده، مذاکرات به کجا رسیده، کدام مقام چه گفته، واکنش‌ این و آن چه بوده، قیمت ارز چه تغییری کرده و فردا چه‌چیز ممکن است انتظارمان را بکشد؟ مجموعه‌ای از پرسش‌های پراکنده و بی‌سامان که هیچ‌‌کدام پاسخ قطعی ندارند و بار سنگین و ملال‌آوری بر دوشمان گذاشته‌اند.

هربار دنبال نشانه‌ای می‌گردم؛ معجزه‌ای شاید، خبری که کمی آرامش بیاورد، جمله‌ای که نشان دهد مسیر به سمتِ کاهش تنش می‌رود، رخدادی که امیدی برای فردا بسازد، اما اغلب به در بسته می‌خورم. چیزی نمی‌یابم جز اخبار نگران‌کننده، تحلیل‌های متناقض و چشم‌اندازی کدر. انگار جهان جادو شده و به ورطۀ بی‌ثباتیِ دائم فرو رفته است. در میانۀ این طوفان، می‌کوشم روایت‌ها را کنار هم بگذارم و تصویری از آینده بسازم.

روزها و شب‌های پرخوف و حیرت‌آوری را پشت‌سر می‌گذاریم و به‌نحوی باورنکردنی با جنگ، تحریم، تورم، بی‌ثباتی، معضلاتِ مداوم و پریشان‌احوالی مواجهیم. فارغ از ناخوش‌احوالیِ این روزهایمان، آنچه تجربه می‌کنیم برآیندِ چیست؟

احوالِ پریشانمان به بدشانسیِ تاریخیِ‌ِ این مرزوبوم گره خورده یا نتیجۀ انتخاب‌ها و مسیرهایی است که پیموده‌ایم؟  

ذهن دیگر نمی‌آرامد. لحظه‌های به‌ظاهر آرام هم، حامل آشوب‌های محتمل‌اند. فاصلۀ ما و بحران به‌نحو عجیبی کوتاه شده. خسته‌ایم از تلاشِ بی‌وقفه برای فهمیدن و رام‌کردنِ چیزی که در اختیارمان نیست. مدام خبر می‌خوانیم، تحلیل می‌کنیم و سناریو می‌بافیم برای اینکه از این برزخ خارج شویم، اما واقعیت این است که هیچ انسانی نمی‌تواند بار چنین صعوبتی را بر دوش بکشد. شاید لازم است بین آنچه در توان ماست و آنچه خارج از اختیار است و بر سرمان می‌آید تفاوت قائل شویم؛ از نفرین جغرافیا گرفته تا انتخاب‌های تاریخی.

چه شد که به اینجا رسیدیم و چرا ایران بارها در چرخۀ بحران گرفتار شد؟ 

مردم می‌گویند «چرا همیشه ما؟... دیگر جانی برای تحمل این وضع نداریم... چرا اوضاع روزبه‌روز بدتر می‌شود؟... چرا از یک بحران به بحران دیگر می‌رویم» راست می‌گویند. خُرد و خمیر شده‌ایم و اینکه «چرا همیشه ما؟» سؤال مهمی است و ریشۀ تاریخی دارد. در دو قرن اخیر بارها با بحران‌هایی مواجه شده‌ایم که مسیر توسعه را مختل کرده‌اند. ایران در این مدت با جنگ‌های خارجی، دخالتِ قدرت‌های بزرگ، فروپاشی‌های سیاسی، انقلاب، جنگِ تحمیلی، تحریم و بی‌ثباتی اقتصادی مواجه شده است. اما آیا می‌توان این تاریخِ پرتلاطم را صرفاً به بداقبالی نسبت داد؟ آیا ایران، قربانی موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی و رقابت قدرت‌ها بوده است یا بخشی از پاسخ را باید در ساختارهای داخلی، تصمیمات سیاسی و شیوۀ کشورداری جست‌و‌جو کرد؟

بخت با ایرانیان یار نیست یا تاریخ ما را به اینجا رسانده؟

جغرافیای ایران، موهبتی کم‌نظیر است که ظاهراً بارها به هزینه تبدیل شده. ما در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان قرار گرفته‌ایم؛ در میانۀ آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس، شبه قارۀ هند و خاورمیانه که ایران را به چهارراهِ تجارت، فرهنگ و ارتباطات بدل کرده و در معرضِ رقابت و ماجراجویی قدرت‌های بزرگ قرار داده است.

کمتر کشوری در طول تاریخ با چنین موقعیت ژئوپولتیکی توانسته از دست‌اندازی قدرت‌ها دور بماند و به همین دلیل هم ایران در مسیر حملۀ اسکندر، یورش مغولان، رقابت روسیه و بریتانیا و کشمکش‌های جنگ سرد قرار گرفت. اما جغرافیا به‌تنهایی سرنوشت‌ساز نیست. کرۀ جنوبی با تهدید دائمِ کرۀ شمالی توسعه یافت و سنگاپور در یکی از حساس‌ترین مسیرهای دریایی جهان به قطب اقتصادی تبدیل شد.

بخت با ایرانیان یار نیست یا تاریخ ما را به اینجا رسانده؟

خیلی از کشورها در مناطق پرتنش جهان قرار داشته‌اند و توانسته‌اند با ایجاد نهادهای قوی، اقتصاد موفق بسازند.

به‌رغم شکوه تمدنی، عظمتِ امپراتوری‌های تاریخی‌ و رشادت‌هایی که به خرج داده‌ایم، هنوز نتوانسته‌ایم از گزند دشمنان در امان باشیم. یکی از الگوهای تکرارشونده در تاریخ سیاسی ایران، تمرکز قدرت و وابستگیِ ساختار حکومت به شخصیت‌ها است.

ایران باید بر نهادهای مدرن استوار باشد؛ نهادهایی با خصایص قانون‌گرایی، پاسخ‌گویی، استقلال، امنیتِ سرمایه‌گذاری و امکان مشارکت جمعی. اگر آرزو بر میان‌سالان عیب نباشد، شاید بتوانیم روزی از این بحران عبور کنیم و به اجماع ملی برسیم تا نهادهایی روی کار بیایند که فراتر از افراد عمل می‌کنند و چرخه‌های بی‌ثباتی را کنار می‌زنند.

بخت با ایرانیان یار نیست یا تاریخ ما را به اینجا رسانده؟

یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهندۀ تاریخ معاصر ایران، نفت است.

نفت می‌توانست سرمایه‌ای برای صنعتی‌شدن، توسعۀ آموزش، ایجاد زیرساخت و افزایش رفاه عمومی باشد، اما ما را به نفرین منابع دچار کرد.

وقتی دولت بخش بزرگی از درآمدش را آسان و به‌مدد منابع طبیعی به دست می‌آورد، رابطۀ دولت و جامعه تغییر می‌کند. بدیهی است که در این حالت نیازی به مشارکت اقتصادی جامعه نیست و انگیزه‌ای هم برای اصلاحات ساختاری باقی نمی‌ماند. اقتصاد نفتی، نوآوری و تولید رقابتی را تضعیف می‌کند. البته نفت به‌خودی‌خود عامل عقب‌ماندگی نیست. کشورهای نفتی مانند نروژ از منابع طبیعی برای پیشبرد توسعه بهره برده‌اند. چگونه؟ با نهادهای شفاف و قدرتمند و سیاست‌گذاری بلندمدت.

ما سه تجربۀ مهیب و پرهزینه یعنی جنگ هشت ساله، انقلاب و تحریم را پشت سر گذاشته‌ایم. ایران معاصر با سه شوکِ تاریخی مواجه بوده و نمی‌تواند پس‌لرزه‌هایشان را از سر نگذراند. انقلاب، ساختار سیاسی کشور را دگرگون کرد و چالش‌های نوینی ساخت. منابع انسانی و اقتصادی عظیمی صرفِ جنگ شد و روند توسعه سال‌ها به تعویق افتاد.

پس از آن هم شاهد تحریم‌های بین‌المللی بودیم که به‌ویژه در دهه‌های اخیر، فشار قابل‌توجهی بر اقتصاد و معیشت مردم وارد کرده‌اند. تحریم‌ها زمانی اثرگذارتر می‌شوند که با مشکلات داخلی همراه شوند. ما در فقدان نهادهای کارآمد و حضور پررنگِ گروه‌های ذینفع در مقابل تحریم‌ها بسیار آسیب‌پذیر بوده‌ایم.

بخت با ایرانیان یار نیست یا تاریخ ما را به اینجا رسانده؟

همۀ این‌ها منجر به بحران اعتماد و شکاف جامعه و حکومت شده‌اند. یکی از مهم‌ترین پیامدهای بحران پیاپی و طولانی‌مدت، فرسایش اعتماد اجتماعی است. جامعه‌ای که سال‌ها با بی‌ثباتی اقتصادی، چرخشِ سیاست‌ها و بحران‌های مداوم مواجه بوده، به آینده بدبین است. این وضعیت بر رفتار اقتصادی، مهاجرت، سرمایه‌گذاری و روابط اجتماعی اثر می‌گذارد. سرمایۀ اجتماعی یکی از مهم‌ترین منابع قدرتِ کشورهاست. اعتماد به نهادها، مشارکت‌ اجتماعی و امید به آینده، جامعه را در برابر بحران‌ها مقاوم می‌کنند.

در غیاب سرمایۀ اجتماعی و اعتماد عمومی، سیاست‌های درست هم به سختی اجرا می‌شوند، چون جامعه دیگر اعتمادی به وعده‌ها ندارد.  کشورها حامل میراث‌های گذشته‌اند؛ نهادها، فرهنگ سیاسی، تجربه‌های تاریخی و الگوهای حکمرانی که اگر آموخته و اصلاح نشوند، بحران را بر همان بستر بازتولید می‌کنند، اما تاریخ نشان داده هیچ کشوری صرفاً قربانیِ تاریخ و جغرافیایش نیست. می‌توان در شرایط دشوار، مسیرهای متفاوتی یافت ولی نباید پنداشت اگر سایۀ جنگ و ناامنی از سر کشور دور ‌شود، بحران پایان می.یابد. این مجال، آغاز مسئولیت تاریخی است؛ فرصتی برای بازسازی زیرساخت‌های ویران‌شده، ترمیم شکاف‌های اجتماعی، اصلاح نهادهای ناکارآمد، احیای اقتصاد و بازگرداندن اعتماد عمومی.

صلح، نبودِ جنگ نیست؛ فرصتی است برای ساختن بنیان‌هایی که جامعه را در برابر بحران‌های آینده مقاوم‌تر می‌کنند.

آتش‌بس در غیابِ این اقدامات به کار نمی‌آید و هر بار بحران را در شمایلی نو نمایان می‌کند. ضمن آنکه هر طرحی برای بازسازی و توسعه، موافقانِ یکدست ندارد. صلح و ثبات، خواست اکثریت است ولی همیشه با مقاومتِ گروه‌هایی روبه‌رو می‌شود که از تداوم بحران، تنش و بی‌ثباتی سود می‌برند.

ساختارهای فرسوده، بوروکراسی ناکارامد، شبکه‌های رانتی، ذی‌نفعانِ انحصار، آن‌ها که از سیاستِ پرابهام بهره می‌برند و جریان‌هایی که بقای خود را در تداوم فضای قطبی‌شده و امنیتی می‌بینند، آشکارا تن به اصلاحات نمی‌دهند. لازمۀ توسعه، شفافیت، پاسخگویی و رقابت است که برای ذی‌نفعانِ بحران خوشایند نیست.

بازیگران منطقه‌ای هم لزوماً از ظهور ایران باثبات، قدرتمند و برخوردار از اقتصاد پویا استقبال نمی‌کنند و بدبینانه نیست که بگوییم در محاصرۀ دشمنان داخلی و خارجی هستیم.

رقابت‌های ژئوپلتیک، منافع اقتصادی، موازنه‌های امنیتی و اختلافات ایدئولوژیک باعث می‌شوند برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، وضعیتی را ترجیح دهند که قدرت رقیب محدود بماند و هزینه‌های زیادی برای نقش‌آفرینی بپردازد.

همۀ مشکلات از بیرون تحمیل نمی‌شوند، ولی مسیر توسعۀ هر کشور، علاوه بر چالش‌های داخلی با چالش‌های بین‌المللی نیز مواجه است.

مسیر توسعه لزوماً با پایان‌یافتن جنگ، قبول آتش‌بس و کاهش تنش‌های خارجی هموار نمی‌شود.

شرط اصلیِ از آب و گل درآمدن، اجماع بر سر منافع بلندمدت است؛ اجماعی که بتواند منافعِ کوتاه‌مدتِ گروه‌های ذی‌نفوذ را به آیندۀ باثبات‌تر و فراگیرتر گره بزند.

بخت با ایرانیان یار نیست یا تاریخ ما را به اینجا رسانده؟

آیا محکوم به تکرار تاریخ و پذیرشِ چرخه‌های مداومِ بحرانیم؟ شاید چنین باشد، چون تاریخ محدودیت ایجاد می‌کند ولی انتخاب‌ها و تصمیمات سیاسی اهمیت دارند.

خیلی از کشورها از شرایط طاقت‌فرسا گذشته‌ و حیات دوباره یافته‌اند. آلمان پس از جنگ جهانی دوم ویران شد و دوباره خود را بازیافت. ژاپن پس از شکست نظامی و بمبارانِ اتمی موجودیت دیگری پیدا کرد، کرۀ جنوبی از اوج فقر برآمد و به یکی از اقتصادهای بزرگ جهان مبدل شد. هیچ کشوری ذاتاً محکوم به شکست یا موفقیت نیست ولی انتخاب‌های سیاسی اهمیت دارند.

با همهٔ این‌ها حق داریم خواب به چشم مان نیاید و امیدمان رنگ باخته باشد. ما در یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخی به‌سر می‌بریم و نمی‌دانیم چه بر سرمان خواهد آمد. حتی نمی‌دانیم بلاتکلیف‌بودن بهتر است یا پذیرش میراث تاریخی؟ آنچه امروز تجربه می‌کنیم، تلاقی مسیرهای تاریخی است و توجیه ماجرا با بداقبالی، ما را از فهم عمیق‌تر داستان دور می‌کند. ایرانِ تاریخی با جغرافیای حساس، منابع طبیعی، رقابت قدرت‌ها، تصمیمات سیاسیِ حاکمان، نهادهای ناکارآمد، شکاف فرودستان و فرودستان و فقدان حافظۀ تاریخی مواجه بوده است.

شاید بخت با ما یار نبوده باشد ولی وضعیت کنونی برآیند همۀ این‌ها است و زمانی از چرخۀ بحران‌های پیاپی خارج می‌شویم که انتخاب‌های سیاسی‌مان درست باشد و از تجارب تاریخی درس بگیریم.

ارسال به دوستان
سفیر آمریکا خواستار توافق صلح میان لبنان و اسرائیل شد هشدار درباره اقتصاد انگلیس؛ بسته ماندن تنگه هرمز می‌تواند رکود ایجاد کند دستاورد شگفت‌انگیز چین؛ شارژ پهپاد در آسمان با فناوری لیزر یک گلوله عجیب آلمانی از روزهای پایانی جنگ جهانی دوم (+عکس) گریم متفاوت عمو پورنگ در یک سریال (عکس) ماکان‌بند منحل شد؟ پزشکیان: ما به دنبال گسترش دایره تنش نیستیم، اما برای دفاع از امنیت، منافع و تمامیت ارضی خود با قدرت عمل خواهیم کرد وزیر صنعت، معدن و تجارت عازم اسلام آباد شد آلمان/ کشف یک جاده رومی هنگام ساخت‌وساز ادعای اسرائیلی‌ها: از روند تصمیم‌گیری آمریکا در خصوص ایران کنار گذاشته شده‌ایم تشبیه پزشکیان به بازرگان؛ مدح یا ذم/ غنی‌سازی 20 تا 60 درصدی برخی نقل‌قول‌ها/ کی در عروسی مادرش شرکت کرد؟ از اصغر فرهادی تا وودی هارلسون در جشنواره سارایوو  مردم، پزشکیان را رئیس‌جمهور صلح می‌خواهند/در دیدار رییسان ستادهای انتخاباتی گفته شد سیاست پولی چگونه انتظارات تورمی را مهار می‌کند؟ کاهش سفر به ترکیه