عصر ایران؛ باران ستوده- «میرزا عبدالحسینخان» معروف به «ملکالمورخین» که در 31 تیر ماه 1312 با زندگی وداع کرد، تنها یک روزنامهنگار یا مدیر روزنامه «آیینه عیبنما» نبود.
در روزگار پسامشروطیت که رخدادی عظیم در تاریخ ایران به شمار میرفت؛ صدها روزنامه منتشر میشد که بسیاری از آنان اشاعهدهنده افکار و خواستهای بخش مختلف جامعه متکثر ایرانی آن روز بود.
روزنامههای فراوانی که بسیاری از آنها به بوته نسیان سپرده شده و تنها تعدادی در حافظه تاریخ باقی مانده است.
هرچند روزنامه او به سبب ماهیت متفاوت، استفاده ازعکسهای بزرگ در صفحه نخست و بهرهگیری گسترده از ابزار کاریکاتور و استفاده از نیش و کنایه شهرت فراوانی داشت و توانسته بود با عامه مردم ارتباط گرفته و اندیشههای مشروطه را ترویج کند، اما رویکرد این روزنامه بهانه نگارش این نوشتار نیست؛ روزنامهای که مخالفان مشروطه را منافقین نامیده بود.
همچنانکه در بخش «منصب» صفحه چهار شماره نخست روزنامه آورده است:
جناب فلان ....که سال ها است در عیان مردم به ریاکاری خود را مشهور نموده چون برای مخالفت با مجلس شورا حیلهها به کار برده و تمام هم خود را صرف آن نیت منحوسه نموده از طرف ملت به منصب منافق الدوله منصوب شد. تمام اقوام و اقارب او از این مفاخرت سر به گریبان برده و روی نگاه کردن بسی کرور اهالی ایران را ندارند. (آیینه عیبنما، شماره 1: هفدهم ربیع الثانی 1325 ه.ق)
مهمترین دلیل نگارش این نوشتار جایگاه ویژه عبدالحسینخان سپهری به عنوان یک مورخ در دوره ناصری و مظفری است.
مورخی که توانسته با ثبت جزئیات رویدادهای تاریخی و نگارش مرآت الوقایع مظفری سند دست اول تاریخی را از خود بر جای گذاشته و نام خود را در تاریخنگاری ایران ثبت کند.
میرزا عبدالحسینخان در خانواده مشهور «سپهر» جان گرفته و رشد کرد. او به تبعیت از اجداد خود همان راه ثبت تاریخ را پیمود.
اگر روزگاری پدربزرگش میرزا محمدتقی خان لسان الملک «ناسخ التواریخ» را نوشت حال نوبت به او رسیده بود که مرات الوقایع مظفری را ثبت کند تا شرح واقعیتها درهیاهوی زمانه به فراموشی سپرده نشود.
به نظر میرسد میرزا عبدالحسین با وسواس همه چیز را نگاشته و کمتر موردی را از قلم انداخته باشد.
در اثر تاریخی او مجموعهای متنوع گردآوری شده از از بخشش ها و مکرمتهای پادشاهی تا مارگیران زنجان و دار زدن میرزا رضای کرمانی و تفأل زدن از کتاب مثنوی معنوی مولوی و از همه مهم تر وقایعنگاری حوادث مشروطه.
نویسنده مرات الوقایع در این اثر روایتهای قابل تامل زیادی را ثبت کرده است. به همین دلیل این کتاب توانسته به اثری مستند و دقیق و قابل توجه در تاریخ اجتماعی ایران در دوره ناصری و مظفری تبدیل شود. در بخشی از کتاب به ماجرای گرفتن استخاره برای تعیین صدرات شاه قاجار اشاره کرده و نوشته است: « شاه در ابتـدا خواست صـدارت را به جناب علی قلی خان مخبر الـدوله وزیر داخله واگذارد،زیر بـار نرفـت،چه خـود را مرد اینکـار نمیدانست و عرض کرد اینکـار راجنـاب امین الـدوله پیشـکار آذربایجـان پیش میبرد.
اعلیحضـرت همایونی ازکلام االله المجیـد اسـتخاره میانه این سه نفر نمود که هرکـدام خوب آمـد به صدارت نائل شود. مخبر الدوله میانه آمـد، نظام الملک بـدآمد، امین الدوله خوب آمد، لهذا امین الدوله را به طهران احضارکرد. در عشـر دوم شوال14 به طهران آمـده به خاک پاي تشـرف جست و درسوم ذيقعـدة الحرام به ریاست وزرا و لقب رئیس الوزرا مخاطب آمـد.(مرات الوقایع ،169)
عبدالحسین خان جزییات دقیقی از حوادث مشروطه را پیش کش خوانندگان کرده و حتی جزییات جشن ملی را تشریح کرده و آورده است:
« براي سـلامتی ذات ملکوتی صـفات بنـدگان اعلیحضـرت اقـدس شـهریاري ارواحنـا فـداه و تشـکر از انعقاد مجلس شوراي ملی که بزرگترین موهبت ملوکانه این عهد دلارای مظفری است و افتتاح ابواب سـعادت و نیکبختی، بر آحاد و افراد ایرانیان است که محض ازدیاد وداد و اتحادحقیقی معنوی مسلمین و ارامنه، روزجمعه 23شعبان المعظم سنه 1324 از دوساعت به ظهر مانده الی یک ساعت ازشب رفته، در پارك حضـرت اشرف آقاي میرزا علی اصغرخان اتابیک مجلس جشن وسور وضیافتی منعقدخواهد شد و عایدی جشن مزبور برای اعانه مدارس اسـلامیه و مدارس دهات ارامنه به مصرف خواهدرسید. بلیتهای دخول جشن ملی[را] ممکن است، قبل از وقت، در مدارس اسلامیه و درخیابان لاله زار مغازه خواجه رفائیل ابتیاع نمود.(مرات الوقایع ،835)
نویسنده کتاب مرآتالوقایع مظفری در این اثر تنها به روایت احوال قدرتمندان و حاکمان نپرداخته است. او در بسیاری از صفحات کتاب به وضعیت زندگی رعایایی ممالک محروسه ایران نیز توجه داشته است؛ به طور مثال عبدالحسینخان تصویز قابل تاملی از ورود ایران به وبا را ارائه کرده و نوشته است:پس از آنکه وبـا از عراق عرب به ایران آمـد، کارگـزاران دولت ایران درحفـظ قرانـتین دقت نکردنـد.
رفته رفته ازکرمانشاهـان به همدان و از آنجا به قم وکاشان سرایت کرد و در عشر دوم ربیع الاول،1322 درطهران، بروزکرد وکم وبیش مبتلامیشدند تا درعشـر دوم ربیع الثـانی شـیوع به هم رسانیـد و روزي ازسـی تاچهارصـد نفر را به هلاکت رسانیـد. مردم شـهر ي یک باره ازطهران به دهات شـمیران فرارکردند وشاه نیز از ییلاق نیاوران به طرف قزوین در بیست و یکم ربیعالثانی حرکت کرد. چون سـرگیجش دارد، سواري او را صدمه زد. اطبا او را به بازگشت به نیاوران گفتند.
خلاصه اینک طهران وحوالی اوحکم صحراي محشر را دارد. چنان گرفتار ترس و بیم از بلاي وبا و تعدیات عین الدوله میباشندکه خود راگم کردهاندو همه مشغول توبه و انابه و منتظر مرگ میباشـند. هرروز مردم مشغول روضه خوانی و مصلی میباشند و در تمام دهات اطراف وبا شیوع دارد وجمع کثیري راکشت، از ده هزار نفر تا سی هزار نفر میگویند.(مرات الوقایع مظفری ،588)
به نظر می رسد که عبدالحسین خان در قامت یک مورخ تلاش کرده تا نقاط کور و ناشناخته دوره مظفری را با جزییات پیش کش آیندگان کند. جزییاتی که برای بسیاری از خوانندگان ناشناخته است اما عبدالحسین خان سپهری تلاش دارد تا آن را در تاریخ ماندگار کند. از شرح حال تک تک رجال دوره مظفری تا مناصب اعطایی و جزییات مشروطه.
موضوعی که اعتبار این اثر را دو چندان میکند، این است که عبدالحسین خان به دلیل در پیش گرفتن رویه اعتدالی و دوری از افراط و تفریط از جایگاه قابل قبولی در میان طبقه حاکمه و مردم پیدا کرده بود.
در برابر نقطه قوت مطرح شده باید تاکید کرد این اثر دارای کاستیهایی نیز بود. به طور نمونه در شرح روایت برخی از رجال دوره ناصری و مظفری گاه دچار تشویش ذهن شده است که نقطه ضعف این اثر محسوب میشود، اما این نکته را باید مدنظر قرار داد که وی نیز همچون بسیاری از دروازهبانانان اخبار از یک الگوی فکری تاثیر پذیرفته و همین موجب شده است که در مورد برخی از افراد گاه داوری غیر منصفانه داشته باشد.
میرزا عبدالحسینخان ملکالمورخین در کسوت روزنامهنگار هم همواره تلاش داشت تا با مراعات اصول اخلاقی از رویه غالب مطبوعات- بهرهگیری از کلمات موهن در مواجهه با دشمن- فاصله بگیرد او در مطالب انتقادی خود بیشتر از طنز و کنایه بهره میبرد.
با این حال نمیتوان از حق گذشت که وجهه تاریخنگاری ملکالمورخین بر چهره روزنامهنگاری او تفوق داشته و امروز بیشتر به عنوان مورخ از او یاد میشود تا روزنامهنگار.
اثر تاریخی او یعنی مرآتالوقایع مظفری را میتوان یکی از معتبرترین آثار تاریخنگارانه دوره قاجاریه ارزیابی کرد. اثری که مخاطب با مراجعه به آن به نسبت در مورد افراد، وقایع، ارزشها و و اعتقادات جامعه ایران در دوره مشروطیت اِشراف پیدا میکند.
همین امر هم سبب شده این اثر را نتوان در تاریخنگاری سنتی که محصور در بازی قدرت بزرگان است طبقهبندی کرد.
در این کتاب تاریخنگارانه به ویژه در گزینش رویدادها رگههای از تاریخنگاری اجتماعی به وضوح قابل مشاهده است. گزینشی که نشان از آن دارد که یک روزنامهنگار آن را دروازهبانی و در نهایت برجستهسازی کرده است.